حبیب بن مظاهر مزینان جهادگر شهید محمدعلی مزینانی :: شاهدان کویر مزینان

شاهدان کویر مزینان

کویر تاریخی مزینان زادگاه دانشمندان و اندیشمندانی است که سالهاست برتارک زرین صفحات تاریخ و جغرافیای ایران زمین می درخشد. این سایت مفتخر است که جاذبه های گردشگری و متفکرین ، فرهیختگان، علما وشهدای این دیار رابه تمامی فرهنگ دوستان معرفی نماید.
شما مخاطب گرامی می توانید با مراجعه به درباره کویرمزینان بیشتر با مزینان آشنا شوید

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

شوخ بود و لطیفه گو و طنز پرداز ، در نظر اول نمی توانستی تشخیص بدهی این پیرمرد قد کوتاه و مصمم روحیه ای چنین شاد دارد .رنج سال ها کارگری و زحمت را به راحتی می شد در چهره و دست های پینه بسته اش که در اثر رنج بیل و داس زمخت شده بود دید...شاید یکی از بهترین سرگرمی ها و یا بهتر بگویم دلخوشی های او حضور در آبدارخانه ی گرم و طاقت فرسا و سماور چای هیئت ابوالفضلی مزینان بود که عاشقانه هر بعد از ظهر و نزدیک غروب خود را به هیئت می رساند تا بساط چای روضه را علم کند. در این کار نظم خاصی هم داشت و چای و قند دادنش هم روی برنامه بود و به خاطر همین گاهی به مذاق جوانان خوش نمی آمد و سربه سرش می گذاشتند که شما در چای دادن دلیرید اما در قند دادن نه !

اولین حضورمان با او در جبهه سال 63 بود که تا رسیدن به سوسنگرد هی می گفت و ما می خندیدیم! هیچ پیرمردی از دستش به امان نبود مرحوم حاج محمدعلی تاج پدر شهید والامقام رضا تاج مزینانی که وسط مینی بوس از خنده ریسه می رفت و صورتش سرخ می شد او را در این شوخی با همسفر مشکانی امان یاری می کرد و ما هاج و واج به دهان بی دندان این پیرشوخ طبع نگاه می کردیم که باز چه می خواهد بگوید.

خود محمدعلی می گفت : تهران برای آقای متمولی کار می کردیم که بسیار مغرور بود و دستورهای عجیب و غریب می داد یک روز همین طور که از نردبان بالا می آمد با خودش حرف می زد و گویی از ما می خواست که کاری انجام دهیم من گفتم : چی گفتی مِرتِکِه ی شُونی؟

با خشم به من نگاه کرد و گفت : چی گفتی ؟

گفتم : هیچی آقا گفتم مرتکه ی شونی!

همشهریانی که با من همکار بودند به زور خودشان را کنترل می کردند که بلند نخندند چون آن ها می داسنتند که شونی یعنی کهنه و لباس مندرسی است که برای قنداق کردن بچه استفاده می شود، گفتم : هیچی جناب ما توی دهات به کسانی که خیلی پولدار هستند می گوییم مرتکه ی شونی یعنی ارباب بزرگ!

کارفرما بادی به غبغب انداخت و گفت : آفرین از این به بعد من را همین جور صدا بزن !

روز بعد آفتاب نزده بار و بندیل را بستم و بدون تسویه حساب فرار کردم چون می دانستم بالاخره یکی از کارگران معنی جمله را به او خواهد گفت...


بله صحبت از کهنسال ترین شهید مزینان؛ محمدعلی مزینانی است پیر مردی که توفیق یافت سالهای آخر عمر خود را در جمهوری اسلامی بگذراند و در جبهه طرفداری ازحق و حقیقت و پیروی از امام خمینی(ره) را کسب کند.که هر کسی چنین توفیقی نصیبش نمی شود به خصوص اینکه در جبهه های جنگ حق علیه باطل حضور یابند و بالاتر از همه اینکه دراین راه شهادت هم نصیبشان شود و شهید مزینانی این توفیق را خدا به او داد تا درجنگ تحمیلی به عنوان جهادگر شرکت کند و به فیض عظیم شهادت نایئل آید.

شهید محمد علی مزینانی فرزند محمدتقی  سال 1299 در مزینان (زادگاه معلم شهید انقلاب دکتر علی شریعتی مزینانی) به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در زادگاهش به کار کشاورزی گذراند و همراه با همشهریان خود هر از چند گاهی برای کار به تهران و شهرهای شمالی سفر کرد تا انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) به وقوع پیوست و همواره در راهپیمایی های انقلابی مردم مزینان شرکت داشت و با شروع جنگ تحمیلی تلاش می کرد تا برای کمک به رزمندگان اسلام خود را به جبهه برساند تا اینکه توفیق نصیبش شد و اولین بار در ابتدای سال 1363 همراه با جمعی از همشهریان مزینانی خود از طریق جهاد سازندگی راهی مناطق جنگ زده خوزستان شد تا در زمینه خانه سازی برای مردم بی سرپناه مگاصیص سوسنگرد رسالت خود را به انجام برساند و سرانجام  23 اسفند 1363 در شهر سوسنگرد بر اثر موج انفجار گلوله توپ دشمن به درجه رفیع شهادت نائل گردید و پیکر مطهرش در بهشت علی (ع) مزینان و در جوار شهید والامقام غلامرضا عسکری مزینانی به خاک سپرده شد.

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

شاهدان کویر مزینان در سروش: https://sapp.ir/sh.mazinan

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">