آخرین نامه فرزند کویرمزینان دکتر علی شریعتی :: شاهدان کویر مزینان

شاهدان کویر مزینان

کویر تاریخی مزینان زادگاه دانشمندان و اندیشمندانی است که سالهاست برتارک زرین صفحات تاریخ و جغرافیای ایران زمین می درخشد. این سایت مفتخر است که جاذبه های گردشگری و متفکرین ، فرهیختگان، علما وشهدای این دیار رابه تمامی فرهنگ دوستان معرفی نماید.
شما مخاطب گرامی می توانید با مراجعه به درباره کویرمزینان بیشتر با مزینان آشنا شوید

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

آخرین نامه فرزند کویرمزینان دکتر علی شریعتی

دوشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۱، ۰۸:۵۸ ب.ظ

شاهدان کویر مزینان؛  پس ازشروع فعالیت این وبلاگ سعی وتلاش شد تا مزینان وفرزندانش آن گونه که شایسته است به جهانیان شناسانده شوند و شکرخدا تاکنون دراین راه موفق بوده ایم .

هرچند بنا بود درابتدا پیرامون فرزند شایسته کویر زیاد صحبت نکنیم چرا که آن بزرگ مرد خود شناسای مزینان است ومزینانی با نام او وخاندان عالم واندیشمندش درهمه جای دنیا شناخته شده است اما پس ازماهها تلاش ونوشتن گاه درفضای مجازی به مطالبی برمی خوریم که حیف است ازکنا ر آن به آسانی عبور کنیم لذا برخورد لازم دانستیم که گاه نوشتاری از او وپیرامون او تقدیم به دوستدارانش نماییم.

متن زیر آخرین نامه ای است که برای فرزندش ودرحقیقت همه فرزندانش! نگاشته شده و وبسایت معلم شهید دکترعلی شریعتی آن را منتشر کرده است که ما بدون اجازه والبته می دانیم که این عزیزان نیز همین نیت خیرخواهانه را دارند تا این مکتوب به دیگران نیز برسد ؛ تقدیم به شاهدان شاهدان کویرمزینان می نماییم .


023 عکسها | http://shariati.nimeharf.com

احسان عزیز!

لابد تعجب می کنی که من از بلژیک دارم برایت نامه می نویسم! از کارهای خدا چه دیده ای؟ زندگی من سراسر معجزة لطف خداوندمان است و گاه فکر می کنم که اگر این کرامات را روزی بنویسم خواندنی خواهند شد! نمی دانم که در طرح بزرگ خدا من چه نقشی دارم و چه سرنوشتی؟ ولی اینقدرها مطمئنم که بی هیچ نیست وگرنه باید بارها رفته بودم و تا حال هفت کفن پوسانده بودم. چنانکه در آن نامة کذایی برایت نوشته بودم، زندگی من مجموعاً عبارت است از چندین برنامة پنج ساله. همیشه کاری را شروع می کرده ام و به اوج می رسانده ام و آخر پنج سال در هم می ریخته، هر بار از سر! از اول نوجوانی تا 28 مرداد
32 و سقوط دکتر مصدق و آغاز دیکتاتوری، پنج سال. از این دوره تا تشکیل نهضت مقاومت ملی مخفی، که از 1337 به هم خورد و دستگیر شدیم پنج سال از 38 تا 43 ، در اروپا پنج سال، از 43 تا 48 دورة خاص آوارگی و زندان و مقدمه چینی و زمینه سازی دانشکده پنج سال. دورة کنفرانسهای دانشگاهها و ارشاد پنج سال، تا 51 ; پس از آن زندان و خانه نشینی و خفقان پنج سال; و اکنون پنج سال دیگری را به امید خدا آغاز می کنم تا چه بخواهد و چه شود؟
شکر خدا که این همه شکستهای منظم و متناوب را خورده ام و ککم نگزیده است. عجب پوست کلفتی! روانشناسان می گویند، هر نسلی بیش از یک شکست را تحمل نمی تواند کردو من خود را برای ششمین یا هفتمین شکست، دارم آماده می کنم. شکست یا پیروزی چه فرقی می کنند. برای سیاستمداران و ورزشکاران و کسبه است که این دو کلمه متضادند. برای ما آنچه مهم است انجام وظیفة انسانی، تعقیب راه خدایی است. اگر پیروز شدیم دعامان اینکه از ستم و حق کشی و غرور در امان مانیم. اگر شکست خوریم از تبهکاری و ذلت مصون باشیم و شهادت ارزانیمان باد! زندگی را چون سوسمار در سوراخ خود خزیدن و مشغول سعادت خانوادگی بودن بد است. تلاش در جستجوی حقیقت و کسب آزادی و فلاح انسان، نفس زندگی و عین سعادت است و خدا را شکر که من اگرچه هرگز نه شوی خوبی و نه پدر خوبی بودم، ساعتی از عمر را سر در آخور خویش نداشتم و جز در تب وتاب ایمان و مردم نزیستم.
تنها نگرانی ام این است که دستگاه برای بچه ها یا پدربزرگ مریض، ناراحتی ای ایجاد کند. به هر حال، هر چه پیش آید در راه خدا حساب می کنم و بر نمی گردم. می ترسم بپرسم، نکند خبر بدی بشنوم و ضعیف شوم. اینجا یکی از همان جاهایی است که نفهمیدن بهتر است. آدم در راهی که پیش می گیرد باید همچون کرگدن تنها سفر کند و سر پیش اندازد و شش دانگ حواسش در رفتن و بر راه رفتن باشد و از آوازها نهراسد و چشمش برروی هر پدیده ای کور و گوشش در قبال هر شنیده ای کر باشد. ” فاَقم وجهک للدین
حنیفا!”  برای ماها که سراپا از عاطفه ساخته شده و سرشته شده ایم این کار ریاضت بسیار می خواهد و ایمان و تعصب شدید; خدا ارزانی دارد.

من فعلاً به بلژیک آمده ام به دو دلیل، یکی اینکه ویزا نمی خواست و دیگر اینکه کمی ازخط سیر عمومی پرت بود و دور از چشم، به همین دلیل نتوانستم برای امریکا هم ویزا بگیرم.تو فکر کن و با منصور و ابراهیم آقا مشورت کن، ببین چه راهی هست که من بتوانم از اینجا ویزای امریکا بگیرم. آیا دیدار فرزند و مثلاً سرپرستی! به درد نمی خورد؟ تا نامة بعدی ام خداحافظت. این نامه را جوری، غیرمستقیم به مامان خبر بده.

قربانت، علی(اواخر اردیبهشت)

منبع » وبسایت معلم شهید دکترعلی شریعتی

  • علی مزینانی

نظرات  (۷)

  • real psychic readings
  • من چندین پست در مورد دوستداران وبلاگ نویس خواندم
    این پاراگراف واقعا یک نوشتار خوب است، آن را نگه دارید.
    سلامو احترام.پایندیتون به اصلتون ستودنیه. با ارزویه موفقیت
  • فعالان سایبری
  • با سلام و احترام
    وبلاگ نویس محترم ثبت نام نخستین جشنواره فعالان سایبری آغاز شد .برای ثبت نام به سایت www.isarclub.com مراجعه فرمایید .
    با سلام ..
    وبلاگ هواداران شهردار سبزوار قصد دارد ...هفته ای یکی ازمشاهیر دیار سربداران را با بیوگرافی کامل معرفی کند ..اگر اطلاعاتی در مورد مشاهیر و اثر گذاران این خطه دارید ..منتظر شما هستیم
    با سلام خوبی همشهری من ... منتظر نظر شما دوست عزیز در مورد نظر یکی از کاربران هسیم ..از طرف هواداران.....
    سلام مطالب بسیار ارزشمندی است امیدوارم این روند همچنان ادامه یابد تا جوانان که ممکن است (به هر دلیلی)بعضا اطلاعات کمتری داشته باشند, از این موضوع وموقعیت بهره کافی ببرندوبا افکار بزرگ مرد کویر بیشتر آشنا شوند

    پاسخ شاهدان کویرمزینان:
    سلام وتشکر بی حدبه خاطربذل عنایت شما دوست ورفیق عزیز
    مانیزامیدوار به همین عنایت شما وارسال مطلب برای انتشار دروبلاگ خودتان هستیم
    با سلام ... من یک سبزواری اهل دیار کوه میش هستم ...
    ولی نمی دانی چقدر در بین همکلاسی هام به دکتر افتخار می کنم ....شاهدان کویر جزو لینکهای روزانه من شد ...
    منو با طنزهای اجتماعی مملی سبزواری لینک کنید

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">