شاعر :: شاهدان کویر مزینان

شاهدان کویر مزینان

کویر تاریخی مزینان زادگاه دانشمندان و اندیشمندانی است که سالهاست برتارک زرین صفحات تاریخ و جغرافیای ایران زمین می درخشد. این سایت مفتخر است که جاذبه های گردشگری و متفکرین ، فرهیختگان، علما وشهدای این دیار رابه تمامی فرهنگ دوستان معرفی نماید.
شما مخاطب گرامی می توانید با مراجعه به درباره کویرمزینان بیشتر با مزینان آشنا شوید

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۵۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شاعر» ثبت شده است

۲۶
ارديبهشت
۹۷

🌐شعر عالم جلیل القدر حجت الاسلام والمسلمین زنده یاد حاج شیخ حبیب اله عسکری مزینانی به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان

سحر از هاتف غیبى به گوشم این پیام آمد

زجا بر خیز و شادى کن که ایام صیام آمد

نداى حق تعالی را اجابت کن زجان و دل

که این دعوت ز سوى حق بسى با احترام آمد

در این مه سفره ى عام خداوند پهن گردیده

صلاى عشق را بشنو که گوید بار عام آمد

هماره رحمت رحمان رسد برکل موجودات

در این مه اوج رحمت بر خواص و بر عوام آمد

کتاب حىّ سُبحانى در این مه گشته است نازل

به شام لیله ى قدرش نُزول این کلام آمد

بگیریم جشن ِ تنزیل کتاب حقتعالى را

دراین عیدُاللهِ اکبر که آیات کِرام آمد

بهار این کتاب است و بیا جانا تلاوت کُن

قرائت کردن یک آیه یک ختم تمام آمد

مدد گیریم و توفیق عمل از ایزد منّان

بهین اعمال ما اندرصیامِ با قیام آمد

قیام هر فعل ما در روز و ماه و سال مى باشد

اگررنگ خدایی داشت مُسلَّم با قَوام آمد

سعادت را شقاوت را به میدان عمل بنگر

مدال افتخار درگردن هر پیشگام آمد

خدایا کٌن نظَر از صائمین و قائمین باشیم

نباشیم جزء آنانی که در حال نیام آمد

شهید جنگِ مُوته بادهان روزه را بنگر

دو بال جاىِ دو دَست از بهرآن عالی مقام آمد

اگر در کَربلا عباّس صائم نیست قائم هست

که بیرون از فرات بهر ادب آن تشنه کام آمد

اگرمانند جعفر هر دو دَستش شد جدا از تن

چو جعفربا دو بال طائر وَش آن نیکو مرام آمد

مصادف شد روزه با وفات رهبر راحل

که اندر عصر و نسلِ ما به عنوان امام آمد

خدایا کشورم راملّتم را یاورى بنما
دعاى عسکرى فى الجٌمله با حُسن ختام آمد

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

شاهدان کویر مزینان در سروش: https://sapp.ir/sh.mazinan

  • علی مزینانی
۰۵
بهمن
۹۶

محمدکاظم مزینانی، نویسنده، درباره درگذشت محسن سلیمانی گفت: از شنیدن خبر درگذشت این انسان بزرگوار غافلگیر شدم؛ زیرا زحمات او در حال بارور شدن بود و خیلی زود از میان ما رفت.                                                               

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ محمدکاظم مزینانی، نویسنده ، شاعر و کارشناس حوزه ادبیات، درباره درگذشت محسن سلیمانی مترجم و نویسنده حوزه داستانی گفت: درگذشت محسن سلیمانی بسیار غافلگیر کننده بود و باعث تاسف و تأثر جامعه ادبی کشور شد.

وی ادامه داد: سلیمانی برای آموزش ادبیات داستانی کشور تلاش بسیار کرد و درست زمانی که فعالیت‌های او در حال بارور شدن و نتیجه دادن بود از میان ما رفت؛ اما راه و مسیری که او برای داستان‌نویسی کشور بازکرد قطعا ثمرات بسیاری خواهد داشت. 

این نویسنده تاکید کرد: آموزش داستان‌نویسی او، کتب و ترجمه‌هایی که از داستان‌ها برای ما به ارمغان آورد کاری بسیار بزرگ بود اما یک کار والای او معرفی داستان‌های ایرانی و ترجمه آن‌ها به زبان انگلیسی بود که توانست پای مخاطبین بین‌المللی را به آثار ایرانی باز کند و این عمل محسن سلیمانی تا سال‌های سال ستودنی است.

از جمله آثار منتشر شده زنده‌یاد سلیمانی در نشر سوره مهر می‌توان به «جادوی زاویه دید (مجموعه کتاب‌های آموزش نویسندگی 6)»، «طرح و ساختار رمان (مجموعه کتاب‌های آموزش نویسندگی 5)»، «درس‌هایی درباره داستان‌نویسی»، «تأملى دیگر در باب داستان»، «اسرار و ابزار طنزنویسی»، «از روی دست رمان‌نویس»، «عید پاک» و «عابر پیاده» اشاره کرد.

وی که در سال ۱۳۳۸ در تهران به دنیا آمد، فارغ‌التحصیل ادبیات و زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی بود و در همین رشته مدرک دکتری گرفت. او که در حوزه ترجمه و نقد ادبیات داستانی فعالیت داشت، کار نویسندگی را در «حوزه اندیشه و هنر اسلامی» از سال 1359 شروع کرد. در آنجا چند سالی مسئول واحد ادبیات داستانی بود و سردبیری جُنگ‌های سوره از شماره 1 تا 9 را برعهده داشت. در سال 1366 به کیهان فرهنگی رفت و مسئول بخش ترجمه ادبی و ادبیات داستانی کیهان فرهنگی شد. بعد از سه سال نیز از آنجا به معاونت امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفت و چند سالی نیز در لندن و نیویورک مسئول بخش فرهنگی ایران بود. سلیمانی تاکنون در زمینه نقد ادبی، اصول داستان‌نویسی و نیز داستان در حدود 70 کتاب ترجمه و تألیف کرده است. وی مقالات زیادی در زمینه ادبیات نگاشته که در نشریه‌های معتبر داخلی به چاپ رسیده است.

برخی دیگر از آثار زنده‌یاد سلیمانی از این قرار است: سالیان دور (مجموعه داستان)، آشنای پنهان (مجموعه داستان)، چشم در چشم آینه (مجموعه نقد و یک گفتار)، تأملی دیگر در باب داستان (ترجمه)، رمان چیست؟ (ترجمه و نگارش)، درس‌هایی دربارهٔ داستان‌نویسی(ترجمه)، فن داستان‌نویسی (ترجمه)، از روی دست رمان‌نویس (ترجمه)، شاهکارهای ادبیات جهان (۶ جلد)، ۲۸ اشتباه نویسندگان (ترجمه)، واژگان ادبیات داستانی (انگلیسی - فارسی و فارسی -انگلیسی)، چگونه زندگی‌نامه بنویسیم؟ و اسرار و ابزار طنزنویسی (نگارش و ترجمه).

بخشی از زندگی سلیمانی نیز فعالیت‌هایی در زمینه مدیریت فرهنگی بین‌المللی بوده است. او ضمن اینکه سال‌ها کارشناس ارشد امور فرهنگ بین‌الملل بوده، چند سالی نیز نماینده فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در انگلستان و آمریکا بوده است. محسن سلیمانی صبح دوشنبه 2 بهمن ماه در کشور محل مأموریتش، صربستان، دچار حمله قلبی شد و دار فانی را وداع گفت.

منبع؛ فارس

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۱۶
دی
۹۶

خراسان ای زمینَت گوهرستان            سرایَت جلوه گاهِ عشق و ایمان

👈در ادامه ی این شعر که شامل 211 بیت است شاعر شیرین سخن "طارق خراسانی" به دیار تاریخی مزینان و علامه محمدتقی شریعتی مزینانی و فرزند شایسته اش علی می پردازد که  تقدیم می گردد. ...

به گوشم می رسد از باره ی نور

صدای انفجاری در مزینان

گرانقدری که قدرِ خود گران داشت

گرانسنگی که بر ما گشته ارزان

تپد آن آسمانی قلبِ تاریخ

درونِ پیکرِ فریادِ دوران

به ظلم آری نخواهم گفت، آری

سرودِ قلبِ تاریخ است این، هان

شریعت را مزینانی علی داد

رواج دیگری اندیشه بنیان

چو شمعی سوخت تا روشن بماند

به هر عهدی مسیر رهنوردان

به مانند پدر کو را ز حق باد

نثار روح والا رَوح و ریحان

تمام عمر خود روشنگری کرد

که ایمانش مسلم بود و ایقان

دگر مانند او مادر نزاید

کجا مانند او می بینی الان؟

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۱۳
دی
۹۶

                     


همزمان با درگذشت روحانی نیک اندیش و خوش فکر مزینان حجت الاسلام حاج شیخ حبیب اله عسکری مزینانی که عمر با برکتش را سال ها در راه ترویج و تبلیغ دین مبین اسلام هزینه کرد و در وصف ائمه ی اطهار علیهم السلام و زادگاهش مزینان و مناسبت های مختلف اشعار فراوانی سروده است پیام های عرض تسلیت از سوی دفاتر مراجع تقلید عظام و روحانیون و طلاب علوم دینی ، مقامات کشوری و لشکری و همشهریان و دوستان این فقید سعید صادر شد که همگی حاکی از افسوس و اندوه هجران این عالم ربانی و مجاهد نستوه و مدافع واقعی انقلاب اسلامی و رزمنده دفاع مقدس است ، انسان وارسته ای که در هنگام تشییع و تدفین و ترحیم شهدای والامقام مزینان از مشهد مقدس عازم زادگاهش می شد و روز تشییع جنازه اش در همان تابوتی قرار گرفت که برای شهیدان استفاده می گردید و پرچم حرم سرور و سالار شهیدان بر روی پیکر مطهرش گواه این ادعاست . 

به همین مناسبت از تمامی عزیزان مزینانی و اقوام و بستگان که به راستی مزد زحمات آن فقید سعید را در مراسم کم نظیر تشییع جنازه اش دادند و از تهران و مشهد و نیشابور و سبزوار و روستاهای مجاور خود را به زادگاه این مدیحه سرای آل الله رساندند تقدیر و تشکر می شود و به پاس این قدردانی برخود لازم می دانیم نام اکثر عزیزانی که با پیام های خود با خانواده این فقید سعید ابراز همدردی کردند ذکر نماییم و از صبر و حوصله ی شما همراهان گرامی که در این ایام  با ما همراه بودید و تحمل کردید کمال تشکر و امتنان را داریم و امیدواریم این گونه مصیبت ها و غم از دست دادن عزیزان گرچه مشیت الهی است اما از مزینان و مزینانی دور شود و هرگز غم نبینیند.

در ادامه از همراهی هیئت امنای هیئات ؛ ابوالفضلی ، الغدیر مزینانی های مقیم مشهد مقدس و مهدیه مزینانی های مقیم تهران، مهدی آزاده رئیس شورای اسلامی  و روحانیت معزز مزینان علی الخصوص ؛ حجج اسلام حاج شیخ محمدتقی معلمی فر ،حاج شیخ رضا اسلامی ، حاج شیخ محمد مزینانی ،حاج شیخ حسین معلمی فر ،حاج شیخ سیدقاسم حسینی،حاج شیخ جواد دست مراد ، حاج مسلم و شیخ ابراهیم محمدزاده ، حاج شیخ صادق و محمدتقی تاج مزینانی ، حاج شیخ محمد مزینانی ، حاج شیخ علی مهدوی  و مداحان اهل بیت علیهم السلام به ویژه حاج حسین محمدی ، حاج غلامرضا مزینانی، حاج علی رضا معلمی فر ، حاج محسن هژیر تالی و استاد محمدشریفی مزینانی که از اولین ساعات این مصیبت عظیم با همراهی و سخنان شیوا و ذکر مصیبت آل رسول(ص) با بیت این عزیز ابراز همدردی کردند و مجالس یادبود آن بزرگوار را به شایستگی برگزار کردند کمال سپاس و تشکر را داریم اجر همگی با سرور و سالار شهیدان

💠اسامی علما و مسئولین و مقامات و همشهریانی که پیام تسلیت و همدردی برای خانواده و بیت عزادار حجت الاسلام والمسلمین عسکری مزینانی ارسال کرده اند:

1-دفتر مرجع عالیقدر شیعه آیت الله العظمی سیستانی 2- دفتر آیت الله العظمی حاج سید محمد شاهرودی 3- دفتر آیت‌الله سید محمدحسین مصباح موسوی4-دفتر آیت الله موسوی اردبیلی  5- دکتر مصطفی کواکبیان نماینده مجلس شورای اسلامی 6- دکتر پوران شریعت رضوی همسر دکتر علی شریعتی مزینانی 7- دکتر احسان ، سوسن ، سارا و مونا شریعتی فرزندان دکتر علی شریعتی مزینانی 8- خانواده مرحوم اصغر منصوری: فاطمه شریعتی، حسین، علی ، علا، پروانه ،پروین و پوران9-  همسر و فرزندان زنده یاد حاج شیخ محمود شریعتی مزینانی 10- یداله محمدی و رقیه شریعتی علی اصغر علی اکبر حسین و وحید مزینانی و فامیل وابسته 11-دکتر حسین مقصودی و مهندس رمضانعلی سبحانی فرنمایندگان مردم شهرستان سبزوار و شهرستان های تابعه در مجلس شورای اسلامی 12-دکتر علی اکبر تاج مزینانی رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه 13- خانه مداحان تهران 14- روحانیون ، شورای اسلامی ، دهیاری و پایگاه بسیج غنی آباد15-  نواحی مقاومت سلمان و مقداد سپاه امام رضا (ع) 16- روابط عمومی و تبلیغات سپاه حضرت محمد رسول الله(ص) تهران بزرگ 17- حجت الاسلام فروتن و قضات دادگستری استان خراسان رضوی 18-  دکتر ملیحه مزینانی 19- دکتر عباس مزینانی 20-  دکتر سیدحسین ضیایی 21- مهندس محمدرضا مزینانی 22- روابط عمومی مؤسسه ی خیریه حضرت نرجس خاتون ( س) و مجتمع بهزیستی و توانبخشی مزینان 23- شورای اسلامی ، دهیاری، پایگاه بسیج ، هیئت امنا امام زادگان و روحانیون، مدیریت کانال بهمن اباد خبر) 24 دکترحاج حمید ناطقى 25- هیئت امنا و نمازگزاران مسجد موسی بن جعفر (ع) 26-هیئت امنا و نمازگزاران مسجدالرضا(ع) مشهد مقدس 27- هیئت امنا و نمازگزاران مسجد حضرت صاحب الزمان(عج)  28 - فرماندار و رؤسای ادارات و امام جمعه شهرستان داورزن 29 - ناحیه و حوزه مقاومت سپاه شهرستان داورزن 30- بسیجیان و پایگاه های مقاومت بسیج شهدا و کوثر مزینان 31 - ستاد یادواره شهدای مزینان32 - مهدیه مزینانی های مقیم تهران 33- روسا و کارکنان بانک صادرات و تجارت مزینان 34 - صندوق خیریه باب الاحسان مزینانی ها35 - مدیریت گالری مبلمان پامچال 36- گروه مهندسین صنایع غذایی فارغ التحصیل دانشگاه ازاد سبزوار 37- انجمن حمایت از بیماران تالاسمی مشهد 38- هیات یالثارات الحسین مسجد موسی ابن جعفر 39- گروهی از مهندسین اداره نظارت بر موادغذایی و بهداشتی مشهد40- مجمع روحانیون و طلاب مزینان 41 - خاندان زنده یاد حاج حسن ناطقی42 - خاندان زنده یاد صدیقی 43- حاج حمید صدیقی 44- علی شمشیری45- رضا و حسین محمدی 46- مهندس حاج علی اصغر رضایی فر47 - دکتر محمدرضا راه چمنی و حاج ابراهیم بیدخوری 48- مهندس احسان خزاعی49- سرگرد احسان اله هدایتی فر50- فرزندان زنده یاد محمدعلی خضایی فر51- حسین هاشمی52- جمعی از هنرمندان تآتر و سینما53 - فرزندان زنده یاد حاج محمدعلی صانعی54- محمداسماعیل کوشان 55- حسن دست مراد56- حجت الاسلام حاج شیخ حسن مزینانی و فرزندان-57- حجت الاسلام حاج شیخ علی مهدوی58- حجت الاسلام حاج شیخ علی تاج مزینانی60- دکتر منصور و مسعود فصیحی 61- نویسنده دفاع مقدس بانو طیبه مزینانی62- استاد علی جعفری و فرزندان زنده یاد حاج محمدجعفری63- استاد امیر طالبی 64-غلامرضا شهیدی65-فرزندان زنده یاد حاج حسین شهیدی 65-مهدی اسلامی 66- حاج حبیب اله تهرانچی67- دکتر علی رضا مزینانی68 - دکتر حسن فخاری69- حسین فخاری70- یداله مزینانی71 - عبدالحسین محمدی مزینان72- شورای اسلامی و دهیاری مزینان 73- مهدی تاج مزینانی74-هیئت متوسلین به امام زمان(عج)75 -هیئت متوسلین به ائمه اطهار علیهم السلام76- خاندان بشیری77-خاندان قائمی منش78- خاندان ذاکری بهمن آبادی79- سعید ایزدپناه و خانواده زنده یاد غریبی 80- حسن احمدی81-دکتر مهدی خصالی 82- خانواده حاج میرزا عبدالله و میرزاحسن مزینانی83 خاندان خواجوی84- سرهنگ مهدی شدّه 85- سرگرد محمدرضایی86-حاج محمد و حاج اصغر عطار و فرزندان87- استاد مجید صوفی88- ابرهیم علی جان نژاد89 - فرزندان زنده یاد حسن زاده90-محمدرضا شریفی91-  خانواده زارعی92 حاج حمید تشت زر93-  فرزندان زنده یاد سیدروح اله حسینی 94- سیدمهدی حسینی راد و فرزندان زنده یاد میرزا اسماعیل و میرزا حسن حسینی راد95-فرزندان زنده یاد حاج شیخ علی ژیان مقدم 96- فرزندان زنده یاد حاج غلامحسین صابری97- خاندان شاکری98 - استاد عباس اکرمی99-تهیه کننده و کارگردان تلویزیون مجید میرشکاری و فرزندان زنده یاد سیدرضا 100- محمدرضا مزینانی 101- محمود باقری 102- کسبه ، تجار ، بازاریان منطقه 17 شهریور مشهد103-برادران حیدری104- خانواده خیرخواه و رفیعی۱۰۵- حسن دست مراد و...

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندیدhttps://t.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۰۷
دی
۹۶

هنوز باورش برایم سخت و دشوار است 8 روز بیشتر از انتشار شعر دهقان فداکارش که در رثای ریز علی خواجوی گفته نمی گذرد و خودش در شامگاه 21 آذر برای همیشه رخ در نقاب خاک کشید. صحبت از استادی بزرگ ، خطیبی توانا ، اندیشمندی متفکر، شاعر شیرین سخن حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ حبیب اله عسکری مزینانی است...

آری او رفت و برای ما فقط دریغ و افسوسی فراموش ناشدنی باقی ماند ... آن مرد برای من تنها یک پدر نبود دوستی بود که غم و شادی های مان را باهم تقسیم می کردیم اما این بار تمام اندوه را برای ما گذاشت و خود شادمانه رفت ...دیگر نمی دانم از که باید سراغ حدیث و روایت را بگیرم ! مزینان را در کلام کدام دانایی جستجو کنم او دایره المعارف زنده ای بود که هرگاه به دنبال کلمه ای می گشتم منبعش را در اثر بزرگان حتی باذکر صفحه و سطرش معنا می کرد ، افسوسم به خاطر سینه ای است که مالامال از علم و دانایی بود اما آیا چاره ای جز صبر و سکوت  در فراق حبیب هست ؟! و من بازهم ساکت می مانم در خلوت تنهایی خویش می سوزم و می سازم و دل خوش می دارم که این نیز مشیّت الهی است و او روزی دیگر بر می گردد و شعرهای زیبایی برایم می سراید ....

                      

اکنون شرح مختصری از زندگینامه ی این استاد و مراد خویش را که سال 92 در همین پایگاه تقدیم کردیم بازنشر می کنیم تا شاید به این طریق کمی از غم جانکاه و سختن دل های داغدارمان با یاد خاطرات گرانقدرش آرام گیرد...

 حجت الاسلام حبیب الله مزینانی ملقب به عسکری در سال ۱۳۳۰خورشیدی در مزینان و در خانواده ای متوسط اما به شدت مذهبی و معتقد متولد شد . پدر ایشان مرحوم کربلایی حسن مزینانی در کنار کار کشاورزی که از اجداد خویش به ارث برده است به کار تجارت پنبه و زیره و دکانداری در مزینان مشغول بوده است که اغلب بلوک مزینان چون او را فردی امین می بینند مایحتاج عمومی خویش را از وی خریداری می نمایند .

حبیب الله، دوران دبستان را در محضر اساتید مزینانی ؛مرحوم میرزا مندلی ضیایی ، عباسعلی صدیقی ، صانعی و مهری تا ششم ابتدایی به پایان می رساند و به دلیل بیماری پدر که تنها حامی آنهاست و با توجه به وضع معیشتی  آن دوران برای کمک به تأمین معاش خانواده  راهی گرگان و گنبد و دیگر شهرهامی شود و در کار درو و پنبه چینی مشغول می گردد و پس از مرگ پدر به کار مغازه داری مشغول می شود اما چون از نعمت صدای خوبی برخوردار است هیچگاه مداحی و نوحه خوانی را فراموش نمی کند و همین امر مشوقی می شود تا او با ثبت نام در مدرسه علمیه عتیق مزینان که به همت مرحوم شریعتمدار در مزینان بنیان نهاده شده است به جمع طلاب علوم دینی بپیوندد و از محضر استاد شیخ قربانعلی شریعتی عموی دکتر علی شریعتی مزینانی و معروف به شریعتی بزرگ بهره مند شود.

وی از همان ابتدا نبوغ خویش را به نمایش می گذارد و هنوز مدتی از پوشیدن لباس روحانیت نگذشته که یکی از منبری های معروف مزینان و روستاهای مجاور می شود و با یک دستگاه موتور گازی که خریداری می نماید برای تبلیغ دین به دورترین روستاها و قراء مزینان و حتی جوین می رود و روضه خوانی می کند .

حجت الاسلام عسکری در سن ۱۷ سالگی با دختر عموی خویش ازدواج می کند و برای تأمین مخارج زندگی مجبور می شود علاوه بر ادامه تحصیل و شرکت در مجالس روضه خوانی به کار در مغازه بپردازد اما او که سرشار از نبوغ واستعداد خدادادی است با تمامی مشغله ای که دارد به سرودن شعر نیز بدون آنکه در این زمینه کلاسی و یا استادی را ببیند می پردازد . البته این نیز یکی از خصوصیتهای مردم مزینان است چرا که اغلب مردم مزینان ذوق خاصی در ادبیات به ویژه شعردارند و از این جمله اند مرحوم بابا قاسم ، محمد الله وردی ،مرحوم کربلایی غلامرضا حسن زاده و استاد حاج علی گلستانی که بدون آنکه سواد قابل تأملی داشته باشند اشعاری نغز به خصوص در رابطه با مزینان سروده اند.

 در زمان فوت مرحوم شیخ قربانعلی شریعتی که مزینان در آن زمان مملو از علاقمندان به آن مرحوم شده بود و تا مدتها مردم مزینان سوگوار فقدان آن عالم ربانی بودند، این روحانی جوان دو قطعه شعر در وصف استادش می خواند که مورد توجه و تشویق استاد محمدتقی شریعتی و فرزندش علی قرار می گیرد و از این زمان دوستی آنها آغاز می شود و بارها با سقراط خراسان و فرزند بزرگوارش هم سخن می شود و از  محضر استاد فیض می برد و استاد محمد تقی شریعتی مزینانی از او تجلیل  و کتاب تفسیرش را به خط خویش مزین می کند و به این روحانی جوان هدیه می نماید. 

پس از مراسم ،دکتر شریعتی از وی می خواهد که با او همراه شود و بار دیگر شعرش را که در وصف عمویش سروده بخواند و او در حالی که آرام آرام از کنار درختهای بیدی که سر بر شانه ی هم نهاده اند و آب را تا مزرعه همراهی می کنند می گذرد و همنوا با فرزند شایسته کویر می خواند:

شجر گلشن فضیلت  رفت       میوه ی باغ علم و حکمت رفت

بار دیگر ز خاندان علم و ادب     عاشق مکتب فقاهت  رفت

چون شنید ارجعی الی ربک      گفت لبیک و با اجابت رفت

مرغ روحش زسجن تن بیرون     پر گشوده به باغ جنت رفت

شمع سوزان ساکنان کویر       زاهدانه و با مناعت رفت

این ادیب در کنار مردم بود       مردمی بود و با وجاهت رفت

سخنش عترت است وقرآنی    آن مرید کتاب و عترت رفت

همه گویند بافغان و خروش     شریعتی حاکم شریعت رفت

این سخن زعسکری بشنو      کز مزینان جلال و عزت رفت

دکتر مات و مبهوت به لبان این طلبه ی جوان نگاه می کند و چون خروش و جوشش او را می بیند بی اختیار لبخندی می زند وقتی شعر او پایان می یابد با او زمزمه می کند :کزمزینان جلال وعزت رفت. و سپس می پرسد : آقای عسکری آیا مطالب مرا که منتشر شده خوانده ای و متعجبانه می شنود که : بله اغلب کتابها و مقالات شما را که در کیهان منتشر کرده اید خوانده ام.

دکتر بیشتر مجذوب او می شود به خانه ای که حالا استاد در آنجا حضور دارد دعوتش می کند به پدرش می گوید : پدر این شیخ جوان را ببین که در این روستای دور افتاده آنچه را من در پایتخت می نویسم و می گویم خوانده است.

استاد نیز او را مورد تشویق قرار می دهد و بابت شعری که در رثای  برادرش خوانده تشکر می کند سپس مناظره ای بین دکتر و عسکری جوان رخ می دهد که دراین مناظره که تاشب طول می کشد او نظر دکتر را درباره ی دعای ندبه به نقد می کشد و پس از این مناظره ی علمی دکتر رو به استاد می کند و می گوید : بخدا قسم روح قدسی در این آقا دمیده شده است .

پس از این گفتگو و مناظره دکتر  احترام خاصی برای او قائل می شود و در موقع خداحافظی  کفشهای این طلبه را جفت می کند و با چراغ فانوسی که در دست دارد تا وسط بازار همراهیش می نماید و به اصرار عسکری از هم جدا می شوند قبل از خداحافظی دکتر از او می خواهد که به تهران بیاید و در مراکز دانشگاهی و مجامع روشنفکری سخنرانی کند ولی عسکری پاسخ می دهد : من ترجیح می دهم در این لباس بمانم و تبلیغ دین کنم .دکتر هم او را تشویق می کند و می گوید : پس دراینجا نمان و به مشهد برو.

پس از  آتشی  که با این سخن آخری دکتر شریعتی در وجودش شعله ور می شود او به فکر فرو می رود و آن شب که دکتر در روی پشت بام خانه ی پسرعمویش تا صبح به آسمان کویر خیره شده بود او نیز بارها سخن او را تکرار می کرد : به مشهد برو ...

 آوازه سخنرانی روحانی جوان و جویای نام مزینانی  به دکتر دادگر که اکنون در مشهد و در بیمارستان امام رضا(ع) متخصص قلب و عروق می باشد می رسد؛ آقای دکتر برای ختم پدرشان وی را به کلاته مزینان برای  سخنرانی دعوت می نماید. و از این پس هرجا مراسمی بزرگ برپامی شود او به عنوان گزینه ی اول سخنران دعوت می گردد اما شرری که دکتر شریعتی به جانش انداخته التیامی ندارد و آخر هم تسلیم می شود و سال ۱۳۵۵ه. ش راهی مشهد مقدس می شود و در مدرسه حضرت ولیعصر (عج) جامع المقدمات را آغاز می کند.سپس به  درس حجت الاسلام حجت هاشمی استاد ادبیات عرب در جهان اسلام  می رود و سیوطی ، مغنی و قسمتی از مطول را نزد ایشان می آموزد و سپس اصول فقه و معالم را از محضر استاد صالحی نیشابوری بهره می برد و لمعتین را نیز در محضر شیخ یعقوب واعظی می خواند .

حجت الاسلام عسکری همچنین سطح دوم حوزه را نزد استاد غلامرضادهشت و آیت الله مرتضوی ، کفایتین را در محضر استاد آیت الله رضا زاده و درس خارج فقه و اصول را نزد آیت الله میرزاعلی فلسفی برادر خطیب شهیر حاج شیخ محمدتقی فلسفی با موفقیت گذراند.
سال ۵۶ فرا می رسد و دکتر علی شریعتی قبل از هجرت به اروپا و شهادتش در بیست و نهم خرداد ماه آن سال به مزینان می آید و روحانی نام آشنای او یعنی حجت الاسلام حبیب الله مزینانی عسکری نیز در مزینان حضور دارد دکتر او را پشت ترک موتور گازی سوار می کند و به سمت قبرستان مزینان که اکنون به بهشت علی (ع) معروف است می برد. دلش بدجوری گرفته و وقتی سرقبر اجدادش می رود به طلبه ی جوان می گوید: دلم گرفته عسکری ،چی داری که برایم بخوانی؟

عسکری وقتی شوریده حالی او را می بیند با صدای بلند و انگار که در مجلسی روضه خوانی می کند شروع به خواندن قسمتی از سخنان امیرالمونین حضرت علی (ع) می کند که چون از جنگ صفین برمی گردد رو به مزار اهل قبور در فبرستان کوفه   می کند و می فرماید: یَا أَهْلَ الدِّیَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ یَا أَهْلَ التُّرْبَةِ یَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ یَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُکِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُکِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَکُمْ .ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِی الْکَلَامِ لَأَخْبَرُوکُمْ أَنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى   .             

و چون امیرالمومنین (ع) از صفین باز مى‏گشت، به گورستان بیرون کوفه نگریست و فرمود:  اى اهالی خانه های  هراسناک، و محله هاى تهى و گورهاى تاریک، و اى غنودگان در خاک ، اى بى کسان، اى تنها خفتگان ، اى وحشت زدگان ، شما پیش از ما رفتید و ما به دنبال شما به شما ملحق خواهیم شد.

امّا خانه‏ ها، در آنها آرمیدند، امّا زنان، به همسری‏شان گزیدند. امّا مالها، پخش گردیدند. خبر ما جز این نیست، خبرى که‏   نزد شماست چیست؟

سپس به یاران خود نگریست و فرمود: اگر آنان را رخصت مى‏دادند که سخن گویند شما را خبر مى‏دادند که بهترین توشه ‏ها پرهیزگارى است

 دکتر شریعتی همچون ابر بهار زار زار می گرید و اشکهایش خاک مزار پدر بزرگش را نمناک می کند. عسکری که حال او را می بیند روضه را قطع می کند چون می ترسد با این حالی که او پیدا کرده و گریه هایی که می کند جان به جانان تسلیم نماید لذا او را تسلی می دهدو می گوید : دکترجان شما هم انسان آگاه و زنده دربین این مردمی که مانند اموات خاموشند و نمی توانند شما را درک کنند هستی بهتر است کنار این قبور با اموات صحبت کنی چون اهل قبور روحشان آگاه است و سخن زنده ها را می شنوند .

او را تنها می گذارد و به گوشه ای می رود پس از گذشت دقایقی دکتر آرام می شود و به نزد او می رود روزنامه ی کیهانی را از جیبش در می آورد و به عسکری نشان می دهد و می گوید:شیخ، ببین این آقایان چی برعلیه من می نویسند: طرف مرا که عمری است از علی و فاطمه و حسن وحسین می گویم متهم به طرفداری از مارکسیسم اسلامی کرده است . حداقل شما خاندان مارا می شناسید و می دانی که ما مجذوب مکتب امامت و ولایتیم .عجیب است بعضی از روحانیون وابسته به رژیم(پهلوی) مرا متهم به وهابی بودن می کنند در صورتی که خود وهابیون مرا شیعه ی غالی می دانند. حاکمیت هم مرا استاد  مارکسیسم می داند ...

عسکری که بی تردید اغلب آثار شریعتی را خوانده و خط به خطش را تحلیل و تفسیر کرده است پس از شهادت فرزند شایسته کویر در محفلی به نقد و تعریف و تمجید او می پردازد و در سخنرانی هایش از سخنان انقلابی او استفاده می کند و برای برقراری و پیروزی انقلاب اسلامی تلاش فراوانی می کند.
 قبل از انقلاب بارها توسط ساواک تهدید می شود و بعد از انقلاب وی یکی از روحانیون پیشتازی است که با سخنرانی های انفلابی در مراکز مختلف به ویژه زادگاهش مزینان جوانان را ترغیب به مبارزه می نماید و هرگاه پیکر شهیدی از جبهه ها مراجعت می کند او برای نشییع شهید از مشهد به مزینان می آید و در مراسم بزرگداشت و مجالس یادبود لاله های کویر سخنرانی می نماید و علی رغم توصیه شهید برونسی که قبل از انقلاب مخفیانه  در درس مقام معظم رهبری شرکت می نمایند وقتی شوق  او را برای حضوردر جبهه می بیندبه ایشان خطاب می کند :"شما در پشت جبهه بمانید و وظیفه تبلیغی را انجام بدهید" طاقت نمی آورد و در سنگر جهاد حضور می یابد تا همچون استادش حاج میرزا جواد تهرانی از فیض حضور در جهاد محروم نماند...

این روحانی پیشکسوت که بیش از50 سال برای ترویج و تبلیغ مکتب اهل بیت علیهم السلام زحمت کشیده و در ایام محرم حضور در جمع همشهریان مزینانی را بر مجالس بزرگ مشهد ترجیح می دهد علاوه برکار تبلیغ به سرودن هزاران بیت شعردر منقبت آل الله و زادگاهش مزینان پرداخته که به زودی دیوان اشعارش منتشر می گردد. 

                          

پایگاه اصلی او در جوار بارگاه ملکوتی امام هشتم(ع) مسجد موسی بن جعفر(ع) است که بیش از سی سال در این سنگر و مساجد امام زمان(عج) و امام رضا(ع) به تبلیغ دین پرداخت و به پاس همین خدمات صادقانه هیئت امنای مسجد و علاقه مندان به او عکسی را به یادگار می گیرند و به تأسی از حکیم توس تک بیتی را ضمیمه ی آن می کنند که:

« بسی رنج بردی در این سال سی   که دین زنده کردی به مسجد بسی»

عاقبت این خطیب توانا و مجاهد نستوه و رزمنده هشت سال دفاع مقدس و مدافع راستین انقلاب و مزینان دوست واقعی شامگاه 21 آذر ۱۳۹۶بر اثر بیماری قلبی دارفانی را وداع گفت و پیکر مطهرش پس از تشییع با شکوه در حرم رضوی و زادگاهش مزینان در بهشت علی (ع) این دیار تاریخی برای همیشه آرام گرفت...

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۱۳
آذر
۹۶



افسوس که رفته ز جهان مظهرِ ایثار
مشهور به زحمت کش و دهقانِ فداکار

دنیاست یقین مزرعه ى آخرت اى دوست
یا مَتجَرى تا کسب کنند جُمله ى تُجّار

بَر گو که چه آورده بَرِ دوست کشاورز
ازنیک و بد خویش چه گوید بَرِ دادار

آورده متاعى که خریدار خدا هست
از غیرت و مردانگى که آورده به بازار

زان صنعتِ اندیشه ى راه آهن تهران
از ریزش سنگها که فرو ریخت زِ کوهسار

احساسِ خطر کرد که خارج شَوَد از ریل
قبل ازخطر به که نماید خودش اخطار

بر چوب لباسِ تنِ خود را زده آتش
تابلکه تَوَجُّه کند راننده ى هوشیار

ناچار شداز اسلحه ى صید بَرَد سود
تا آنکه مُوَفَّق شده است عاقبتِ کار

راننده که تُرمُز کشید با عَصَبیَّت
دهقانِ فداکار چو خورد سیلى بسیار

مُشت و لگدى چند مسافر زده بر او
آن مُنجى بیچاره شده مورد آزار

تا نقشه ىِ اورا همه از لطف بدیدند
شدغرقه ىِ بوسیدنشان مرد فداکار

دارد امید عسکرى تا درصفِ محشر
باشد شفیع من و او حیدرِ کرّار

شاعر؛ حجت الاسلام حاج شیخ حبیب اله عسکری مزینانی

به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۰۶
تیر
۹۶

چه شدکه زاغ به جاى هٙزار لانه گرقت

 چه شدکه جغدبه باغ گل آشیانه گرفت

 مگر که شیر به زنجیر بسته گردیده

 که روبه شَلى اندر دژ تو خانه گرفت

 همیشه  روبه  مکار در صدد باشد

 که طعمه ى شکمش را به هر بهانه گرفت

 تو اى قبله ى اوّل چه شدکه قوم یهود

 براى ضربه به اسلام تو را نشانه گرفت

 رژیم جعلى کودک کُشِ نژاد پرست

 همیشه از پدرش پول و پشتوانه گرفت

 رژیم غاصب شصت ساله از فلسطینی

 پدر گرفت و  یتیم را به  تازیانه  گرفت

 ز خاک غزه هنوز بوی  خون  مى آید

 چه قدرکشته یهود اندر این زمانه گرفت

 همین حمله داعش به مرکز ایران

 چه کشته هاکه باچادر زنانه گرفت

 برای امنیت کشور و چنین ملت

 سپاه قدس که یک عزم داهیانه گرفت

 قرارگاه چنین داعش خدا نشناس

 زشش موشک ما درس قاطعانه گرفت

 پیام موشک ایران پیام صلح و صفاست

 اگر چه دشمن ما راه احمقانه گرفت

 بگو به داعشیان هرکجا که خواهی باش

 خدای جان شما را برون ز خانه گرفت

 رسیده جمعه ى آخر براى قدس عزیز

 امام  بود که تصمیم عالمانه  گرفت

 پی رهایی قدس و برائت از ظلمه

 امام و امتش تصمیم عاشقانه گرفت

 که تارهایی قدس ما زپای ننشینیم

 خوشا رهرو این ره که چاکرانه گرفت

 امید ملت ما عسکرى چه خواهد بود

 پس از رهایی قدس جشن شادمانه گرفت

شاعر ؛ حجت الاسلام حاج شیخ حبیب اله عسکری مزینانی

به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan


  • علی مزینانی
۲۷
شهریور
۹۵

اس ام اس تبریک ولادت امام هادی, پیام تبریک ولادت امام هادی


«ولادت امام هادی، نور باران»

 

هادیا کن تو هدایت، که اسیر گُنَهم

کفترِ  بی پر وبالِ حرم و بار گهم

 

سامرای تو جنان و در رحمت باشد

مادرت  صاحب ایمان و فضیلت باشد

 

پدرت هست جواد و پدرش هست رضا

آیه آیه کرم اَندر کرمت، گشت به پا

 

تو کریم بن کریمی ز پدر با پسرت

نور در نور شده در حرم و دور و برت

 

تا به مهدی ز شما فاصله ای نیست، دگر

چشم خواهد که ببیند، ز تو زیبنده اَثر

 

عرض تبریک ولادت، بپذیر از ره دور

به سلامی که رسانم به شما، چشمه ی نور

 

به شما باز چِقدْر، کرب و بلا، نزدیک است

از  «مزینان » به شما عرض، همین تبریک است

 

شاعر ؛منصوره محمدی مزینان


  • علی مزینانی
۰۶
شهریور
۹۵

سرزمین ما سراسر خرم و آباد باد
ملت ایران تمامی سرخوش و دلشاد باد
چشم بدخواهان میهن تا قیامت باد کور
فتنه های شوم دشمن یک به یک بر باد باد
در میان خلق عالم خلق ایران سرفراز
از دل و جان شادمانی بهرشان ایجاد باد
کشور ما برقرار و دولت ما پایدار
باغ و بستان وطن پر از گل و شمشاد باد
همتی باید که سازیم کشوری بی عیب و نقص
دور از بود وجودش عیب و هم ایراد باد
گرچه ایران خود به زیبایی عروس عالم است
چهره اش همچون عروس و قامتش داماد باد
این غزال ماه رو را کی سزد صیاد شوم
دور از هر دست و پایش دام هر شیاد باد
خاک این میهن نباشد لایق دام بلا
جان پاکش از بلایا رسته و آزاد باد
بلبل اندر نغمه هایش یاد یاران می کند
در نواهای قناری یاد یاران یاد باد
ای مزینانی دعا کن بهر میهن روز و شب
سینه ات پر مهر میهن بر لبت فریاد باد

شاعر ؛اکبر مزینانی علیشاه

به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۱۲
مرداد
۹۵

به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ دکتر سوسن شریعتی مزینانی به همراه خانواده مرحوم منصوری ، مهندس مقصودی نماینده مردم سبزوار ، مهندس سالاری عضور شورای شهر تهران ، رضارفیعی شاعر و محری تلویزیونی، عبدالجبار کاکایی شاعر برجسته ،خانم حسندخت مجری و خبرنگار تلویزیون،خانم ها برخورداری ، سادیا جلالی پور و جمعی از شهروندان مزینانی از جمله شرکت کنندگان درکنسرت موسیقی سنتی فرزند هنرمند مزینان استاد سید مصطفی جلالی پور بودند که با عنوان دست سپید صبح روزچهارم مرداد در تالار وحدت تهران برگزار شد.

عکس / محسن مزینانی عسکری

محسن مزینانی

دکتر سوسن شریعتی مزینانی و فاطمه شریعتی

محسن مزینانی

مهندس مقصودی و مهندس سالاری

برای دیدن تصاویر بیشتر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


  • علی مزینانی
۱۱
تیر
۹۵


ننگ انسان است و انسانیت است قوم یهود                کاش در دنیا نبود

صهیونیسم است بحث ما دانی که باشد لایهود           کاش در دنیا نبود

نطفه اش  شد  منعقد  بر   ضد ابناء   بشر،                 کرد اعلان خطر

این  چنین  اولاد  را  آباء  و  اجدادش  ستود                  کاش در دنیا نبود

قطع حرث و نسل باشد در مرام و مکتبش                    این چنین است مذهبش

خود پرستی خلق و خویش همچنین باشد حسود          کاش در دنیا نبود

سلب امنیت نموده از زمین و از زمان                            برده از دنیا امان

اختلاف افکنده در دنیا برد همواره سود                        کاش در دنیا نبود

همچو فرعون می کشد کودک ز ترس انتقام                 اینچنین  قوم لئام

همره او بدتر از او هست هم آل سعود                       کاش در دنیا نبود

یک نگاهی کن به اوضاع عراق و هم یمن                    تا ببینی  اهرمن

در جنایت بدتر است از قوم عاد و هم ثمود                  کاش در دنیا نبود

شام را کردند چو شام این قوم غدار و پلید                  جُند شیطان و یزید

هست داعش در خط شیطان و این قوم عنود              کاش در دنیا نبود

جمعه آخر رسید از ماه قرآن و صیام                           یادگاری  از  امام

تا کنیم اعلان بیزاری ز اقوام یهود                              کاش در دنیا نبود

بهر آزادی قدس والله از جان بگذریم                            در دفاع این حریم

مرگ بر آمریکا بگوییم هم یهود لایهود                        کاش در دنیا نبود

پاره ی تن از تن اسلام گردیده جدا                            از جفای اشقیا

از دهان گرگ می گیریم و می خوانیم سرود               کاش در دنیا نبود

با جهاد و با فؤاد و با عماد مغنیه                               این  نفوس راضیه

کاش ظلمی گفته اند در مسجد القصی نبود           کاش در دنیا نبود

روز قدس آییم با هم تا که باشد اتحاد                       اهل قدس گردند شاد

صهیونیسم را می کنیم مایوس با گفت و شنود           کاش در دنیا نبود

                                   شاعر حجت الاسلام حاج شیخ حبیب الله عسکری مزینانی

به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan


  • علی مزینانی
۱۹
خرداد
۹۵

http://bayanbox.ir/id/754438873406480302?preview    

آمد  گلی  و  گلشن  ما  را  بهار  کرد             تا  او   گذار  از   کف این  گلعذار  کرد
همچو قناری آمدو با نغمه های خویش             دلهای مرده  را  همگی  بی قرار  کرد
حال  و  هوای  باغ  معطر  بشد از  او              همخوان خود قناری و کبک و هِزار کرد
گلخانه های ما همه جا بوی او گرفت              دشت و دمن ز وجهه ی خودلاله زارکرد
واحیراتا  که  زود از این باغ  پر  کشید             در  بهت و حیرتش  همگان را دچار کرد
فریاد  وا  امام    برآمد  ز   خلق    ما             در  ماتم  و  عزا  همه ی  این  دیار کرد
گفتم که ای خدا چه کنیم ما ز بعد او              آنگه  خدای   حکمت  خود  آشکار  کرد
از  جا  بشد بلند  یکی بیرقش  گرفت              با    اقتدار    بیرق    او    استوار  کرد
با عزم جد و نغمه ی هل من معین خود           بر  خرمن  شقاوت  دشمن  شرار  کرد
این   را   بدان   تو   مزینانیا   که   او              راه   ورا   به   همت   خود   پایدار  کرد

                شاعر ؛ اکبرمزینانی علیشاه

  • علی مزینانی
۰۵
خرداد
۹۵

شهر خونین شهر از نو خرم و آباد شد
شکر الحمدخدا کان فتنه ها بر باد شد

تا عدو بشکست پشتش با کمان و تیر کین
دیده ی ما پر ز اشک و بر گلو غمباد شد

خواست دشمن تا که وحدت را ز ریشه برکند
قدرت و وحدت میان جیش ما ایجاد شد

دست ما در دست هم شد بهر آزادی او
صوت یا مولا ز عمق نای ما فریاد شد

هر یکی گفتا که آزادی شهر کار من است
کاین چنین از دست دشمن باز استرداد شد

گفت اینگونه خمینی رهبر والای ما
شهر خرمشهر با دست خدا آزاد شد

از چنین فتحی که گشته از خدا بر ما نصیب
روح والای شهیدان خرم و دلشاد شد

از برای آن خدا را روز و شب باید ستود
کاین چنین آزاد این صید از دم صیاد شد

گفت رهبر آمریکا شیطان اکبر گشته است
باعث قتل و نفوذ با موشک و پهباد شد

ای مزینانی بگو شکر خدا را روز و شب
کاین چنین بر باد مکر و فتنه شیاد شد

                          شاعر؛ اکبر علیشاه مزینانی

  • علی مزینانی
۰۹
بهمن
۹۴

سخن از شاهد کویر ؛ادیب ، سخنران ، نویسنده ، شاعر و شهید زنده محمد مزینانی است که در همین فصل سرد در خانواده سرزنده قربانعلی ساعت ساز پا به عرصه ی وجود گذاشت تا گرمایی دیگر به کانون این خانواده ی زحمتکش ببخشد.

آن طور که در سجلدش نگاشته اند تاریخ تولد این فرهیخته مزینانی دی ماه 1345 می باشد که پدر موذنش اولین اذان و اقامه را با نامیدن اسم مبارک محمد در گوش او زمزمه کرد تا او همیشه حامد راستین خداوند عالم باشد و هرگاه می خواهد  آغاز کند نامِ یزدانِ مهربان را بر زبان جاری سازد .

با تمام شوخ طبعی و ملاحت که خاص این خانواده است؛ محمد همانند دو برادر بزرگترش دروس ابتدایی و راهنمایی را در مزینان به اتمام رساند و برای ادامه ی تحصیل راهی داورزن شد.  جنگ و اعزام های پی درپی بسیجیان از مزینان و شوق حضور در کنار رزمندگان این دانش آموز دهه ی شصتی را به جبهه کشاند و 31خرداد سال 1366 در سالروز شهادت شهید چمران او نیز پایش را در جزیره ی مجنون به یادگار گذاشت و مفتخر به نام جانباز شد.

محمد با تمام رنج مجروحیت عزم خود را جزم کرد تا درس و دانشگاه را ادامه دهد و با جدیت مثال زدنی اش سال 1367 در  دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دکتر شریعتی مشهد مقدس پذیرفته شد و پس از دریافت مدرک کارشناسی در سال 1371به هنرِ معلمی ودبیری دبیرستان های شهرستان سبزوار مشغول شد.

سخن به گزاف نیست که گفته اند مزینان زادگاه دانشمندان و اندیشمندان است و در تمامی ادوار مختلف مردانی بی ادعا از این دیار تاریخی برخاسته اند که جامعه را مبهوت مجاهدت خویش کرده اند ، محمد مزینانی یکی از همین اسطوره های به یاد ماندنی است او در کنار شغل معلمی که راه انبیاء و اولیاست علاوه بر تدریس به تحصیل و افزایش علم خویش افزود و  سال 1385 موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه آزاد اسلامیِ سبزوار شد. 

او که الطافِ الهی را شامل حال خود می داند همواره سعی در تبلیغ و ترویج دین مبین اسلام دارد و در همین سال ها ضمن سخنرانی به تفسیر آیات الهی می پردازد و با خلق اثری فاخر جامعه ی ادبی را مبهوت توانایی خود می کند و 130 خطبه ی مولای متقیان در نهج البلاغه را به نظم در می آورد و با عنوان حماسه ی علی علیه السلام  منتشر می کند . رساله ی پایان نامه ی کارشناسی ارشد این شاهد کویر مزینان با عنوانِ«عقل و نفس از دیدگاهِ قرآن کریم» بار دیگر نگاه ادب فارسی را به سوی او می کشاند تا باز هم جامعه ی ادبی کشور شاهد درخشش پسری دیگر از مزینان باشد.

شاهدان کویر مزینان ضمن تشکر از این استاد فرزانه که پس از ساعت ها التماس و درخواست توانست گوشه ای از زندگی نوشت وی را دریافت کند از این پس افتخار دارد تا اشعار حماسی و عرفانی او را تقدیم مخاطبان گرانمایه نماید و در همین راستا بازهم دست تمامی شهروندان مزینانی را برای شناساندن بیشتر فرهیختگان خاستگاه خود می فشاریم و منتظر دریافت مطالب شما به تلگرام 09339436933 با نام محسن هستیم تا هم در سایت های شاهدان کویر و هم در سامانه ی تلگرام منتشر نماییم. نشانی اینترنتی ماalimazinani@mihanmail.ir می باشد شما نیز با رجوع به نشانی کانال تلگرام شاهدان کویر مزینان ؛ https://telegram.me/shahedanemazinan  می توانید مطالب خود را مشاهده نمایید .

در پایان این نوشتار پاسخ شاهد کویر استاد محمد مزینانی به فرزندش را در قالب شعر تقدیم تمامی جانبازان هشت سال دفاع مقدس می کنیم.

کودکم پرسید : بابا چیست جنگ            گفتمش : دیوانه ای وچاه وسنگ

 گفت:دستت در کجا افتاده است          گفتم آنجا پشتِ سنگی روزِ جنگ

 راست گو بابا ، چرا کج می روی          گفتم  آن  سنگ آمده بر پایِ لنگ

گفت : از جایت  چرا  برخاستی            دادمش  پاسخ :  زِ سنگینیِ ننگ

قامتت  گفتا:  چرا گشته  کمان            گفتم: از دلهایِ سنگ وجایِ تنگ

گفت:موهایت سیاه است وسپید          نورِ  چشم :  از روزگارِ  رنگ رنگ

کِی پدر جان ،بشکند چنگال جنگ         گفتمش:وقتی که بر داریم چنگ

  • علی مزینانی
۲۳
دی
۹۴

 عکس محسن مزینانی

چه چیز آل سعود را کرده است سرمست و حیرانش
که خون خوردن و خون ریختن شده داروی درمانش

عجب قومی به نام دین زند لاف مسلمانی

زمین را لاله گون کردند ز خون بی گناهانش

مسلط گشته اند بر امت مظلوم اسلامی

که سر برّند بی رحمانه از پیر و جوانانش

دیار امن را نا امن کرده مکه را گویم

مگر منسوخ گشته آیه های امن قرآنش

منا قربانگه است و حاجیان گردیده قربانی

فدای هر چه حاجی جانمان با کام عطشانش

یمن را با چه جرمی کرده اند مانند ویرانه

شب و روز قوم وهّابی کنند هم بمب بارانش

همه دست پلید صهیونیزم باشد چو آمریکا

که بر چینند بساط دین ما از بیخ و بنیانش

یکی داعش یکی بوکوحرام اند این حرامی ها

بُوَد مولود وهّابی بُرون آیند ز دامانش

کسی باور نمی کرد کشتن یک رهبر دینی

پس از بُبریدن سر هم نمایند تیر بارانش

پس از مرگش به دار آویخت آن جلاد وهّابی

چگونه دفع کردند مخفیانه جسم عریانش

شده غوغا به پا بهر نمر باقر نمر دنیا

عذاق و هند و پاکستان خصوص هم کیش ایرانش

خدایا حاکمان جور را تا کی دهی مهلت

 بکُش آل سعود را تا بگیریم جشن پایانش

خدایا انتقام خون فرزندان زکزاکی

 بگیراز صهیونیست ها و بُرون آور ز زندانش

اثر بخشیده با سرعت دمیده روح ایمانی

به قوم نیجریه تا شدند هم کیش و پیمانش

سیاست های وهّابی نموده رهبری بی شک

که صدها کشته شد شیعی ، مسیحی و مسلمانش

نمی دانم چه بنویسم ز حال شیعه در دنیا

به چه جرمی کشند او را زنند اینقدر بهتانش

شهید خامس است باقر نمر با این لقب گویم

نویسد عسکری نام دو رهبر را به دیوانش

شاعر حجت الاسلام شیخ حبیب الله عسکری مزینانی

  • علی مزینانی
۲۳
دی
۹۴

عکس محسن مزینانی

در پی شهادت مظلومانه آیت الله نمر باقر النمر به ذست عمال پرکینه آل سعود خبیث ،شخصیت های مذهبی و سیاسی و ملت ولایتمدار ایران اسلامی این اقدام خائنانه را با صدور بیانیه و یا راهپیمایی محکوم کردند. در همین راستا شهروندان همیشه در صحنه ی مزینان نیز با شرکت در مراسم و برنامه هایی که در هیئات مذهبی به خصوص در مهدیه مزینانی های مقیم تهران و هیئت الغدیر مشهد مقدس برگزار شد برائت خود را از جنایت های آل سعود اعلام کردند.

علما و روحانیون مزینانی نیز ضمن سخنرانی در باره ی خیانت های آل سعود و روشنگری و افزایش بصیرت در بین آحاد مردم با سرودن شعر و یا نشر مقاله همراهی خود را با شیعیان جهان اعلام کردند.

یکی از هنرمندان روحانی که در بیشتر مناسبت ها شاهدان کویر مزینان را مورد لظف قرار می دهد و با ارسال شعرهای پرمعنایش سعی در شکوفایی این پایگاه مزینانی ها دارد حجت الاسلام حاج شیخ حبیب الله عسکری مزینانی است که بنا به درخواست شاهدان کویر دو شعر در باره شهادت آیت الله نمر سروده که تقدیم مخاطبان گرانمایه می شود.

شعر اول

بار دگر آل سعود را جنون گرفت

مجنون ز باده ایست که از جام خون گرفت

این بردگان حلقه به گوش جهان کفر

دستور را ز دشمن پست و زبون گرفت

ارقام کشته های منا هفت هزار بود

بدتر ز سال 66 کاندر حجون گرفت

باتلاق گشته است یمن بهر این رژیم

بهر نجات چاره ز مستکبرون گرفت

آغشته گشته دست پلیدش ز جور کین

از خون عالمی که ره سابقون گرفت

چون باقر نمر به جرم بیان حق

چهار سال ز عمر او که دارالسجون گرفت

خون قتیل عالم شیعی تموّجی است

کاین موج خواب را از بصر قوم دون گرفت

طوفان بپا نموده چنان خون این شهید

آزادگان ز غیرت او جشن خون گرفت

تبریک و تسلیت به امت بیدار و سربلند

انا الیه به کف گرفته و هم راجعون گرفت

شاعر حجت الاسلام شیخ حبیب الله عسکری مزینانی

  • علی مزینانی
۰۱
شهریور
۹۴

در آستانه فرا رسیدن فرخنده میلاد امام هشتم شیعیان حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و به مناسبت دهه ی کرامت مراسم آئینی و نمادین ورود کاروان رضوی به سرزمین مرو  تا دقایقی دیگر در مزینان برگزار می شود.

به گزارش شاهدان کویرمزینان؛ طبق سنوات گذشته در چنین روزی به مناسبت دهه ی کرامت مراسم آئینی استقبال نمادین  از ورود امام رضا (ع) به مزینان و سرزمین مرو با حضور مردم دارالعارفین مزینان و با هنرنمایی تعزیه خوانان این دیار تاریخی تا دقایقی دیگر برگزار می شود.

مراسم امسال با نسخه خوانی تعزیه خوانان مزینانی که توسط روحانی هنرمند حجت الاسلام حاج حبیب الله مزینانی عسکری تهیه و تدوین شده است از مقابل مسجد جامع آغاز و با ورود کاروان رضوی که از راه باستانی ابریشم وارد خطه ی مزینان می شود ادامه دارد.

  • علی مزینانی
۲۵
مرداد
۹۴

میلاد حضرت معصومه (ع) و روز دختر مبارک باد

خانه روشن شد ز نور چلچراغ دیگری
آمد اندر آسمان عشق ماه و اختری

هر ستاره بهر خود دارد جلوس و روشنی
این ستاره در جهان دارد بسی جلوه گری

پای در عالم نهاد معصومه ی دخت الرضا
می کند بر حضرت موسی ابن جعفر دلبری

تا گرفت قنداقه ی آن ماه وش در دست خود
باز کرد بر درگه حق او زبان شاکری

خانه کاظم ز نورش جلوه ای دیگر گرفت
چون ز لطف خود خدا داده برایش دختری

به چه زیبا دختری را داده است بر او خدا
در جهان دیگر نزاید همچو او را مادری

گشته از او خانه موسی ابن جعفر پر ز نور
گوئیا گردیده تابان صد شهاب انوری

از رخ زیبای او شمس و قمر باشد خجل
می کند بر او تقابل چهره ی حور و پری

باغ و بستان ولایت باز هم گل پرورید
می کند او را شکوفا باغبان بهتری

پیک تبریک آید او را از زمین و آسمان
داده است او را خدا بر دیگرانش برتری

ای مزینانی تو هم شکر خدا بسیار کن
چون خدایت داده نیکو این بیان شاعری

شاعر : اکبر مزینانی علیشاه

  • علی مزینانی
۲۵
مرداد
۹۴

ولادت مریم آل رسول(ص) حضرت فاطمه ی معصومه (س)و روز دختر بهانه ای شد تا بار دیگر شاعر خوش ذوق مزینانی با طبع لطیفش سرورده ای را برای شاهدان کویر در وصف این بانوی مکرمه ارسال نمایند که ضمن تشکر و تقدیر از این هنرمند گرانمایه جناب اکبر مزینانی علیشاه ،به تمامی ارادتمندان به حضرت معصومه تقدیم می شود.

 

میلاد حضرت معصومه (ع) و روز دختر مبارک باد

 

ای که به قم قدر و بها داده ای
در دل ما نور خدا داده ای

ای که تو از طلعت انوار حق
بر همه جا نور و جلا داده ای

نور مشعشع تو ایا شب شکن
بر شب ظلمانی ما داده ای

از کرم و عشق فزاینده در
سینه ما عشق و صفا داده ای

قدر و بهای تو بود بیش از این
زانکه به ما قدر و بها داده ای

ای به فدای تو سر و جان ما
چونکه به ما عشق ولا داده ای

از تن بیمار الم دیدگاه
درد و الم ها تو شفا داده ای

تو به همه جامعه دختران
درس ره حجب و حیا داده ای

مرقد و ایوان و رواقت نکوست
جلوه بر آن صحن و سرا داده ای

دختر موسی ای و دخت الرضا
تکیه به تسلیم و رضا داده ای

فاطمه معصومه ای و فخر ما
بر شرف و دین تو بها داده ای

بهر مزینانی که شد شاعرت
تذکره از لطف و عطا داده ای

شاعر : اکبر مزینانی علیشاه

 

  • علی مزینانی
۲۹
تیر
۹۴

hou11003

در خانه دگر منشین برخیز که عید آمد
بر جمله مبارک باد کان عید سعید آمد

بلبل به نوا خوانی در باغ به چه چه شد
از لانه ظلمانی بر نور پدید آمد

با ساز و دهل برخیز بر پا بنما شادی
چون قاصد خوش الحان با پیک نوید آمد

جام و قدحت بردار شو راهی میخانه
چون ساقی عیاران از راه بعید آمد

لبیک دعا بر گو بر سوی مصلی شو
کین راه مصلا را هر کس که شنید آمد

از سر خداوندی این پرده دری نتوان
دوزخ ز برای آن کو پرده درید آمد

نوری به تو روشن شد تا ره بنمایاند
زان شهر که در آن ماه قرآن مجید آمد

جوهر به تن افزودی پر اوج و بها گشتی
زنهار که اهریمن از راه خرید آمد

از نعمت او ما را همواره تنعم بود
از کان سخای او بس کنز مزید آمد

گفتم که نمی ماند در ابر نهان خورشید
صدق سخنم اینک زین گفته پدید آمد

گر شمس بشد پنهان در دایره ایام
نور ازلی بنگر زان ماه پدید آمد

بنگر که مزینانی بر جانب میخانه
هر چند که به خود مستی هرگز ندید آمد

                                                            شاعر : اکبرمزینانی علیشاه

  • علی مزینانی
۱۰
ارديبهشت
۹۴


با تفکر سیر  کردم در  میان مردمان                

        بر  رخ هر  کس نظر  کردم   مثال  عاشقان

از برای دل سپردن بر تولای کسی               

             هر چه گشتم چون علی کس را ندیدم در جهان

بهر ما در کل عالم نیست چون اون تکیه گاه    

          هر  کسی درمانده  شد  بگرفته از  او   الامان

در سلوک او تمامی میکنیم طی طریق            

           چون  که  او  بی شک  بود  مولای  کلّ  عارفان

گفته هایش حرف حق و نیست در آن هیچ شک 

             او   بود   قرآن   ناطق   ای   برادر   بی گمان

نور او  بر  ما  مشعشع  هست  تا روز  ابد 

                 همچو  خورشیدی  که  تابد  بر  زمین  از  آسمان

او  یدالله  است و حیدر چون  برادر  بر  نبی

               مقتدای  مسلمین  و  هم  امام   شیعیان

 او  نماد  عدل  و داد  است بر تمام کائنات

              بهترین   خلق   عالم   از   خدای   لامکان

چشمه سار نور و رحمت اوست بر روی زمین 

             ناجی  ابناء  آدم  او   بود   در  هر  زمان

در کلاس مهر و عشقت مشق او را کن مرور

                تا که  با  عزت  برون  آیی  ز درس و  امتحان

ای  مزینانی  از  او دستت ز  دامن  برندار

              گر  که  در خًلد برین خواهی نمایی   آشیان

شاعر : اکبر مزینانی علیشاه

  • علی مزینانی
۱۵
بهمن
۹۳

پس از بی شرمی روزنامه ی شارلی ابدو و حمایت دولت ابلیسی فرانسه و دیگر ابرقدرتهای جنایتکار در توهین به ساحت مقدس پیامبر گرامی اسلام ،گروه ها و اقشار مختلف مردمی مسلمان در سراسر جهان به این حرکت شوم اعتراض کرده و بابرگزاری مراسم مختلف اعلام انزجار خود را به نمایش گذاشتند . در مزینان نیز مردم ولایتمدار این خطه ی کویری همگام با ملت شریف ایران خشم و انزجار خود را با برگزاری مراسم و برنامه های مختلف و صدور بیانیه ضمن اعلام برائت از هتاکان ، بار دیگر اظهار ارادت خود را به پیامبر گرامی اسلام و خاندان مطهرش نشان دادند.

اما در این میان هنرمندان مزینانی به ویژه شاعران و صاحبان قلم نیز  با سرودن اشعار و یا مطلب هنری و ادبی مردانه به دفاع از اسلام عزیز و در رأس آن پیامبر مهر و رحمت برخاستند که بخشی از آن در شاهدان کویرمزینان به مخاطبان گرانمایه تقدیم شد. 

بی تردید یکی از کسانی که همیشه نظر لطفشان شامل حال شاهدان کویر شده است  خطیب توانا امام جماعت مسجد موسی بن جعفر (ع) مشهد مقدس حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ حبیب الله عسکری مزینانی است که با آثار شعری خود در هرمناسبتی یاری رسان این پایگاه مزینانی هاست این بار نیز این روحانی معزز با ارسال شعری نفرت و انزجار خود را  از توهین به ساحت مقدس پیامبر اعظم (ص) و همچنین ابراز خوشحالی بابت تحولات جدید منطقه و پیروزی های ملت عراق و سوریه را در قالب مثنوی زیبا برای شاهدان کویر ارسال کرده اند که ضمن تقدیر و تشکر از این بزرگوار از صاحبان قلم و فرهیختگان مزینان دعوت می شود مانند این عزیز مطالب ارزشی خود را به رایانامه  alimazinani@mihanmail.ir ارسال نمایند.

                               از غضب ؛ اسلام هراسی می کند

 هست  بسم الله الرحمن الرحیم               آتشی  بر قلب  شیطان الرجیم 

می نمایم ذات سبحان را سپاس                در دل دشمن چو افکنده هراس

در  جهان کار سیاسی می کند                از غضب اسلام هراسی می کند

دم  زعیسی و ز موسی می زند                بر  محمد  طعنِ  بی جا می زند

 طعنه  بر   پیغمبران  نَبوَد   روا                  بُوالبشر   یا   آنکه    ختم    انبیاء

 صهیونیزم دشمن ترین دین ماست               دشمنی اش با تمام انبیاء ست

 وعده  ی حق نور خود کامل کند                نقشه های   کافران  باطل  کند

 ای     یهودِ   لا  یهودِ   کینه  توز              چون تویی هیزم کشِ آتش ؛ بسوز

 در تو تنها خدعه و نیرنگ نیست               جنگ و  خونریزی برایت ننگ نیست

 داعش  از  آستین تو  آمد  برون                مثل    تو    دارند    آثار    جنون

 یا   که   آمریکا    داده   پرورش               یادشان  داده است  پرواز  و پرش

 حامیانت  ارتجاع است و  فرنگ               می دهند  ابزار  جنگی   بی درنگ

 نفتِ دزدی می خرند از داعشان              دزدی   نفت   بوده   از  ابداعشان

 حامیان   داعشِ    ننگ    آفرین              هیچ  وقت   دنیا   نماند  این چنین

 در   میان   کل   دنیا    و   ملل               در    مذاهب   یعنی   اربابِ  نَحَل

 هر که وجدان دارد و آزاده است               گرچه  لامذهب  بُوَد  یا بنده است

 انزجارش  از  شما افزون شده                قلبشان  از  ظلمتان پر خون شده

 چون شما کودک کشان غزه اید              هم   مرام      قاتلان     حمزه اید

 راستی  اهل   هدایت  نیستید               تا کنون این گونه  هم می زیستید

 مهر  ذلت  خورده  بر  طومارتان               پرده   برداشته   خدا  ز  اسرارتان

 یادی  از آن قلعه ی  خیبر کنید               فکر    بر    فرمایش    رهبر    کنید

 ما ز شِعب این زمان کردیم عبور              ما حماسه ساز   عشقیم  و  غرور

 دست  بردارید از  این  قبله گاه               تا  نگشته    بهرتان    یک    قتلگاه

 ای  شما  مستکبر  کامل  عیار              حُمُّلو    التوراةِ       مانندِ       حمار

 باشید آماده که رسواتر شدید                شامل     نفرین    پیغمبر     شدید

 کم  کم آثارش  ببینید در عراق               وقت  معراج است و  مرکب  هم بُراق

 تک سواران را ببینید در دمشق                در   نبرد   با  شما  در  حال  عشق

 منطقه از لوث داعش پاک شد                عشق  را  بنگر  چقدر  بی باک  شد

 نیست امنیت تو را ای صهیونیزم              جز  فرار  از  بهرتان هم  چاره   نیست

 حال با روزنامه توهین می کنید               بر   همه   ادیان   و   آیین   می کنید

 تا بری ذهن ملل را زین شکست             دست زنی بر  کار هر ننگین  و  پست

 بارالها     حق     قرآن    رسول             حق    احمد    حق     زهرای    بتول

 حق     مولایم      امیرِ المومنین             حیدرِ      کرّار         امامُ   المتقین

 ملت   اسلام   را   یاری  رسان             تا    ظهور    حضرت   صاحب  الزمان

 عسکری را با قلم ؛  گاهی زبان            یاری اش  کن  تا  کند   حق  را  بیان

 رو  سیاهم  گر خطا کار  و بدم            ای     خدا    من     عاشق    محمّدم

  • علی مزینانی
۱۲
بهمن
۹۳

اسرار نامه مجله ای اینترنتی است اما نه ، این تنها همه ی آنچه باید از این رسانه ی فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی که گاه نیز به رویدادهای پیرامون دیار علم وادب می پردازد بگوییم ،نیست چرا که اسرار نامه امروز مانند نگینی برپیشانی فرهنگ و ادب می درخشد و به یقین همانند نامش که رازها در دل دارد شهر اسرار را به نیکی معرفی می نماید  و به دور از هیاهو و جنجال های متداول رسانه ای که در فضای مجازی  کم نیستند! آنچه باید در باره ی این شهر تاریخی بدانیم اسراری ها می گویند ، برایشان هم فرقی نمی کند شهرنشین باشی یا کوخ نشین مهم این است که تو برای بلند آوازه نگهداشتن دیارت آوای عشق سروده باشی ، هرجا نامی از یک سربداری است به یقین اسرار نامه را خواهی دید و ما مزینانی ها بارها چه با نام شریعتی  و یا مزینانی ، آنها به خوبی فرهیختگانمان را دیده اند و با بصیرت بالا از ما و زادگاهمان به نیکی گفته اند و می گویند

مطلب زیر که به نقد اثر فرزندی دیگر از مزینان می پردازد در خبرگزاری کتاب ایران منتشر شده است و حق نیز آن بود که ما با همین نام این مطلب را بازنشر می کردیم اما دیدیم بازهم اسرار نامه از ما که هم ولایتی استاد محمدکاظم مزینانی هستیم پیشترند و بهتر آن را دیده اند برای همین ضمن احترام به دست اندرکاران ایبنا بادرود به همشهریان خوب و فرهیخته ی شهر اسرار و کاشفی و شریعتی این چند جمله را به نقل از مجله ی وزین اینترنتی اسرار نامه تقدیم مخاطبان گرانمایه ی شاهدان کویرمزینان می نماییم.

محمدکاظم مزینانی با شاه بی شین گام مهمی در بومی کردن رمان برداشته است یوسفعلی میرشکاک معتقد است که مزینانی در «شاه بی‌شین» با رئالیسم جادویی نگاه انسانی به شاه داشته است و توانسته بیان شاعرانه خود را در قالب رمانی تاریخی پیاده کند. حسن محمودی نیز به لحاظ محتوا این رمان را محدود به محمدرضا پهلوی ندانست و آن را بیانی برای وصف دیگر دیکتاتورهای بالقوه و بالفعل خواند.
 
به گزارش مجله اینترنتی اسرارنامه نخستین جلسه از سلسله جلسات آینه‌بندان که نگاهی تازه به جهان داستان دارد، در تالار امیرحسین فردی حوزه هنری، امروز بعد از ظهر، برای کتاب «شاه بی‌شین» با حضور یوسفعلی میرشکاک، حسن محمودی و نویسنده کتاب، محمدکاظم مزینانی برگزار شد.

یوسفعلی میرشکاک نخستین سخنران این نشست بود که درباره این رمان گفت: رمان صناعتی است که از غرب وارد فرهنگ ما شده است، مانند سینما، تئاتر و دیگر رسانه‌های فرهنگی. اولین کسی که توانست رمان را بومی این سرزمین کند، صادق هدایت بود و آخرین کسی که بعد از 35 سال وقفه در بومی کردن رمان، حرکت مهمی انجام داد، محمد کاظم مزینانی است.
 
وی افزود: نویسنده باید فراسوی نیک و بد و قضاوت اخلاقی درست یا نادرست را با موضعی صریح نسبت به کاراکترهایی که مطرح می‌کند، ببیند و با همین روش کارش را به پیش ببرد. در شعر، شاعر می‌تواند با انتخاب یک موضع چیزی را نفی یا اثبات کند. ولی رمان قابلیت تحمل موضع ایدئولوژیک را ندارد. نویسنده و کارگردان در سینما مکلفند کل ماجرا را آشکار کنند ولی وقتی نویسنده‌ای از حیث چشم‌انداز مجبور است خود را محدود کند، از حیث معماری اثر نیز محدود خواهد شد.
 
نویسنده «ستیز با خویشتن و جهان» افزود: من چشم‌اندازهایم را با مماشات به دست نمی‌آورم و موافقت یا مخالفت دیگران درباره نظراتم اهمیت چندانی برایم ندارد. من معتقدم که محمدرضا پهلوی نباید جوری توصیف شود که تمام گناهان جهان از هابیل و قابیل بر گردن او بیفتد. رمان چنین نگاهی را برنمی‌تابد. البته این سخنان را منی می‌گویم که سال‌ها فراری بودم و نفرت از محمدرضا شاه در دلم جا دارد.

وی افزود: در عالم هنر برای نفی دشمن نمی‌توان اغراق کرد. دوست را نیز نمی‌توان خیلی بالا برد. به همه چیز فقط تا آنجایی می‌توان رنگ و لعاب داد که باورپذیر باشد. حتی در تبلیغات اگر خیلی ایدئولوژیک برخورد شود، کار از نفس می‌افتد.
 
وی با اشاره به این که یک رمان‌خوان حرفه‌ای است گفت: بهترین نویسندگان ایرانی فقط می‌توانند مونولوگ‌های خوبی بنویسند. ولی به محض این که چند شخصیت را دست نویسندگان ایرانی بدهند، حتما کار از دست نویسنده خارج می‌شود و برخی از شخصیت‌ها از حیث کنش و منش و... تقلیدی از شخصیت‌های اصلی می‌شوند. زیرا نویسندگان ایرانی بر قصه و حکایت تکیه دارند. و در قصه و حکایت ویژگی‌های اخلاقی و عاطفی مطرح نیست.
 
وی درباره ارزش‌های رمان «شاه بی‌شین» گفت: مزینانی دو رمان نوشته که خیلی بهتر از بسیاری از رمان‌هایی است که سرمایه‌های بزرگ دولتی را در اختیار نویسندگانشان قرار داده‌اند. صادق هدایت فضای کابوس‌وار کافکا را وارد ادبیات ایران و آن را بومی کرد. و مزینانی رئالیسم جادویی را برای اولین بار در ادبیات ما بومی کرد.
 
این طنزپرداز و منتقد سیاسی در ادامه افزود: نویسنده در این رمان، یک دید کلی دارد و یک راوی کلی. جمع کردن زاویه‌های دید مختلف، کرامت رمان مزینانی است. رمان خاطره‌نویسی نیست. رمان پدیده‌ای است پیچیده‌تر از شعرگویی. در جامعه‌ای که موفق‌ترین رمانش دو یا سه شخصیت دارد، این رمان اثر قابل توجهی به شمار می‌آید.

«شاه بی‌شین» به دیکتاتورهایی فراتر از محمدرضا پهلوی اشاره دارد
سخنران دوم این نشست، حسن محمودی بود که با اشاره به تعداد حاضرین در این جلسه گفت: هفته پیش در فروشگاه نشر ثالث جلسه رونمایی از 4 کتاب برگزار شده بود. هر دو طبقه این فروشگاه و حتی بخشی از خیابان مملو از جمعیت بود. وقتی پرس و جو کردم که چطور برای یک جلسه رونمایی چنین جمعیت زیادی به کتابفروشی آمده‌اند، متوجه شدم که مادر یکی از نویسندگان این کتاب، از مجریان صدا و سیماست. امروز چنان جمعیتی به این سالن نیامده است، ولی باید گفت که «شاه بی‌شین» و «آه با شین» از محمدکاظم مزینانی، و «مردگان باغ سبز» از محمدرضا بایرامی، سه کتاب ناب در حوزه ادبیات انقلاب است.
 
وی درباره علت تکراری شدن مضامین در ادبیات گفت: برخی معتقدند پس از انتشار کتاب «من چراغ‌ها را خاموش می‌کنم» از زویا پیرزاد، بخش مهمی از ادبیات ما به ادبیات آشپزخانه‌ای تبدیل شد. ولی به نظر من، ادبیات فارسی امروز با کمبود مضمون مواجه نیست. مهم اجراهایی است که هر نویسنده با تجربه زیستی و جهان‌بینی خود آن را مطرح می‌کند. مزینانی در این رمان از جهان‌بینی خاص خود استفاده کرده است. او در این دو جلد کتاب، حتی از روی دست خود رونویسی نکرده است. زیرا هر کدام فضایی کاملا متفاوت دارند.


نویسنده رمان «روضه نوح» با اشاره به هوشمندی مزینانی در انتخاب راوی این رمان گفت: مزینانی هوشمندانه راوی دوم شخص را برای «شاه بی‌شین» انتخاب می‌کند. در حالی که در رمان‌های ایرانی کمتر به این زاویه دید توجه شده است. همواره برایم سوال بوده که چرا دوم شخص؟ راوی این اثر یک شاه بی‌تاج و تخت را به محاکمه دعوت می‌کند، محاکمه‌ای که در واقع تفهیم اتهام است.
 
وی با اشاره به معانی درونی این اثر گفت: با خواندن رمان «شاه بی‌شین» خواننده فقط به محمدرضا پهلوی فکر نمی‌کند. بلکه به دیکتاتورهای فراتر از آن می‌اندیشد، مانند دیکتاتورهایی که در مصر و بحرین حضور دارند. بخشی از هنر مزینانی در خلق این رمان بود. ولی ما برای او و رمانش چه کرده‌ایم؟ چرا تلاشی برای ترجمه آن به زبان‌های دیگر نداشته‌ایم؟
 
میرشکاک: «شاه بی‌شین» شعر مستند و تاریخی مزینانی است
در ادامه نشست، میرشکاک درباره توانمندی‌های این رمان گفت: «شاه بی‌شین» حاصل تلاش مثلث شاعر، مورخ و نویسنده است که با یکدیگر ترکیب شده‌اند و نقطه قوت کتاب را تشکیل داده‌اند. از طرفی، «شاه بی‌شین» یک منبع تاریخی به حساب می‌آید. منبعی تاریخی از نویسنده‌ای که توانایی شاعری بالایی دارد و توانسته شعر خود را به نثر وارد کند. به عبارت دیگر، «شاه بی‌شین» شعر مستند و تاریخی مزینانی است. ترکیب کردن شعر و تاریخ از نقاط قوت این اثر است.
 
وی ادامه داد: کاظم مزینانی نه فقط در وصف، بلکه در گزینش دقیق صفات نیز هنرمندانه قلم زده است. زیرا گاهی نویسنده با انتخاب چند صفت مناسب، مخاطب را از خواندن وصف‌های چندین صفحه‌ای برای نشان دادن مفهوم، رها می‌کند.
 
نویسنده «توسعه و اباحه» درباره روایت این رمان گفت: روایت دوم شخص خیلی نادر و کمیاب است. از این زاویه جهان را نگرستین و وقایع را شرح دادن، یا ماجرا را خیلی خشک می‌کند یا موجب می‌شود که نویسنده رشته کار را سریع از دست بدهد. مزینانی در بومی کردن رئالیسم جادویی، توانسته زاویه دوم شخص را در رمان خود نقل کند. او توانسته رمانی را خلق کند که فاصله‌اش را با شخصیت‌هایش حفظ می‌کند.
 
میرشکاک درباره اهمیت فرم افزود: در هنر فرم اهمیت دارد. البته این جمله به معنای بی‌اهمیت بودن محتوا نیست. فرم است که محتوا و اندیشه را می‌تواند به تعالی سوق دهد. نویسنده «شاه بی‌شین» جوری مخاطب را به سطوح بالا می‌کشاند که نه چیزی از او کم می‌کند و نه به او بار زیادی می‌دهد. او کاراکترهای اثرش را به شکلی نشان می‌دهد که نه موافقتش را با آنها نشان می‌دهد و نه مخالفتش را. تعادل‌های موجود در این اثر باید سرمشق دیگر نویسندگان نیز قرار بگیرد. این رمان درباره ظهور و زوال قدرت است، فارغ از این که در چه تاریخی یا چه زمانی و حتی چه مکانی رخ داده است.
 
«شاه بی‌شین» تاریخ مصرف ندارد

حسن محمودی درباره عنوان و تصویر جلد «شاه بی‌شین» گفت: خوانش این رمان از جلد آن آغاز می‌شود. در این رمان نوعی آشنایی‌زدایی وجود دارد. این رمان ابتدا خواننده را از همه آنچه درباره شاه می‌داند، تخلیه می‌کند. بعد کم کم این شخصیت را از نو برای مخاطب بازسازی می‌کند و سپس، خواننده این شخصیت جدید را می‌پذیرد و به واسطه آن تاریخ معاصر را در ذهن او بازسازی می‌کند. این رمان سندی برای نسل بعد به حساب می‌آید که در ذهن خواننده ساخته می‌شود. مزینانی آگاهانه با تکنیک‌های منحصر به فرد خود «رمان تاریخی» یا «رمان مستند» نوشته است.
 
وی ادامه داد: «شاه بی‌شین» هیچ تاریخ مصرفی ندارد و هشداری به تک تک مخاطبانش است که مبادا اگر ما نیز در مسند قدرت قرار بگیریم، دچار چنین مشکلاتی بشویم. مزینانی تمام کلیشه‌های ذهنی مخاطب خود را از بین می‌برد و آشنایی‌زدایی می‌کند.

محمد کاظم مزینانی آخرین سخنران این نشست بود که پیش از هر نکته به پیشه نویسندگی خود اشاره کرد و گفت: پدرم دوست داشت من بنا شوم و مادرم دوست داشت که طلبه شوم. ولی من نویسنده شدم. بعدها مادرم دعا کرد که شهید شوم ولی من کتاب‌های «شاه بی‌شین» و «آه با شین»‌ را نوشتم. «شاه بی‌شین» حاصل 4 سال تلاش برای نوشتن و 44 سال زندگی است.
 
این نشست با پرسش و پاسخ میان حضار و منتقدان دعوت‌شده در جلسه به پایان رسید. از آنجا که فردا 12 بهمن، سالروز تولد محمدکاظم مزینانی است، در همین نشست کیک تولدی نیز برای تبریک به مزینانی و تولد کتاب او، «شاه بی‌شین» فراهم شده بود.

  • علی مزینانی
۰۶
بهمن
۹۳

  

   بار  دیگر    نوبت  پاریس   شد           همره و هم نقشه ی  ابلیس شد
   دولتش   درّنده  و  مانند گرگ            در  سیاست  یار  شیطان    بزرگ
   مُهره ای در نرد  کین  انداخته             آبروی     ملتش      را     باخته
   بسم آزادی به دین توهین کند            هم به اسلام و به هر آیین  کند
      ما که دانیم  ریشه اش در نزدکیست             دولت   کودک کشان  صهیونیست
    تو   محمد  را   هنوز   نشناختی            فتنه ای   اندر   جهان    انداختی
       عاشقانش جان فدایش می کنند           لحظه  لحظه هم صدایش می کنند
      هر عبادت بی ولایش ابتر است            بهترین  عبد  خدای  اکبر   است
      چشمه ی جوشان کوثر زان اوست           علم و ایمان جمله در قرآن اوست
       کرد    احیا  بار   دیگر   در جهان           راه  و   رسم  جمله ی   پیغمبران
         کرد     تصدیقِ    تمام     انبیاء            مرسل و   نامرسل و   هم  اوصیاء
       فرق  نبود  در  میا ن   مسلمین              بین   آدم  تا   به  ختم    مرسلین
       اعتقاد  بر  کل آنها  واجب است             رد هر یک کفر  را مستوجب است
      لیک   احمد   اعظم  و  خاتم  بُوَد            اشرفُ  الناسِ    بنی   آدم     بُوَد
       بسته بر هر تار مویش در شمیم              صد   هزاران  نوح و  موسی  کلیم
       هست  مریم  شیفته  زهرای  او             همچنین    بر   زینب    کبری    او
         پیرو   مهدی  او   عیسی    بُوَد              در    ظهورش    یاورِ     مولا     بُوَد
         در  ره ارشاد و   طاعت   فَاستَقِم            تا    کنی    ابلاغ     آیات      کَلِم
       نه  چنان  که  باخعٌ  نَفسَک  شود            حجتی  آور  که  تا   مدرک   شود
        ای که  هستی صاحب خُلق عظیم          ما   به   تو    دادیم   قرآن    کریم
        آیه آیه ش هم شفا بخش دل است          غیراحمق که شفایش مشکل است
         سیر    تاریخِ  بشر    تعویض    شد           تا  که   قرآن بر  نبی    تفویض  شد
       در    تمّدن    حرف    اول   را   زده           عاقلان   و    عالمان     حیرت    زده
          علم   و   آداب  و    مرام     زندگی           فکر  و   ذکر  و  رشد  و  هم  پایندگی
          هم  صفا و هم صلاح و هم سداد            هم حقوق و هم حقیقت ؛ قسط و داد
        هم  تعامل هم  تعادل  هم   کمال           آمده   از    جانب   جلّ    و     جلال
          فخر   تاریخ    بشر   پیغمبر   است          صلح نزدش خیر و هر جنگی شر است
         دشمنش  بنگر چه  کارها  می کند          مصطفی    با   او   مدارا      می کند 

         او   اذیت    شد  از    قوم     یهود            آنکه  بوده  هم  لجوج  و   هم   عنود
         ریخت  خاکستر  چو  بر  فرق  نبی            از   حسادت   وز   رذالت   آن   غبی
        تا یهودی   ز امر   حق   بیمار   شد           از    حیات   خویشتن    بیزار     شد
         رفت     پیغمبر     به   دیدار     یهود         گفته  بیمار ؛  من  ضرر کردم  تو  سود
       شد  مسلمان  و  دگر  عصیان   نکرد         خُلق   احمد   را  دگر    کتمان    نکرد
        مصطفی گفتار و کردارش حق است          هرکه خواند او را خشن او احمق است
       هر چه  می خواهی در تبیان  اوست          انفجار     نورش    در    ایران   اوست
       به   ابی  انت  و    امی   یا     رسول          نفسی    و    اهلی    ایا   باب   بتول
       امتت    افسرده     گشتند  و    ملول         زین   اهانت  بر  تو   از    قوم     جهول
        عسکری بس کن بیانش مشکل  است        منزجر   از  دشمنش   اهل   دل   است

                                   شاعر:حجت الاسلام حاج شیخ حبیب الله مزینانی عسکری
  • علی مزینانی
۱۷
دی
۹۳

این همه نور و جلا روی زمین از کجاست                   گویی که این نور ها از فلق مصطفی است
بوی خوشی می رسد از چه ام اندر مشام                رایحه ی  بوی یاس  باز  چرا در  هواست
گو   به   قناری   بزن  ساز   نوا   خوانیت                   وقت غزلخوانی و  چهچه  بی  انتهاست
جن و ملک جملگی شور و شعف می کنند                 عرش خدا را نگر جشن ملائک به پاست
آمنه را گشته است لطف خدایش   نصیب                  داده به او کودکی کو ز خدایش عطاست
آمده    تا  بر    زمین   حکم  خدا     آورد                   وز نفس قدسیش عدل خدا پابه  جاست
بارقه ی   کائنات    مفخر    کلِّ       انام                    سرور  کون  و  مکان  فخر همه  انبیاست
روی  زمین  ارضیان  کس  نشناسد   ورا                     بهر  همه  عرشیان  جوهر  او   آشناست
دین   خدا   شد  ازو   روی   زمین  برقرار                    نور  خداوندگار  در همه   جا  بر   ملاست
رحمت حق بر زمین تا به صف محشر است                  معدن  لطف  و کرم  مخزن  نور و  جلاست
او   به   حقیقت  یقین   اصل  طریقت  بود                   در همه ی عالمین اسوه ی خلق  خداست
موسی  و  عیسی  و  نوح  محو  تجلای او                   شوکت  نسل  خلیل  باب  همه اوصیاست
نسل  امامت  ازو   گشت   همی   برقرار                    فضل   خدا   را   ببین   باعث   نور  ولاست
باعث  عز  و  شرف  بر همه ی عالم است                   بهر مزینانی  او  مایه ی  عشق و  صفاست

شاعر : اکبرمزینانی علیشاه

  • علی مزینانی
۰۱
دی
۹۳

 

دنیا  برای   ماندن  انسان  بنا نشد                   خوش  آنکه بر مسائل آن  مبتلا  نشد
چون  ظاهرش فریب و  باطن شقاوت است                    هیچکس به مکر و حیله آن آشنا نشد
هر ظالمی که ظلم به آل علی نمود                   عمرش به آخر آمد و کامش  روا  نشد
شمس الشموس عشق که نورش نصیب ماست                  کس را به پای آن مهِ بدرالدجی  نشد
چون آفتاب هشتم و آن شمس مشرقین                   اندرولای عشق کسی چون رضا نشد
نامش علی و  جد گرامش  علی بود                   هرگز   رهینِ   زور  و  زر  اشقیا  نشد
لعنِ  خدا  مدام  به  مامون  بد  سیر                   کز  او  بجز شقاوت و جور و جفا  نشد
او را به مکر و حیله به مرو ازمدینه برد                  اما   رضا  به  ماندنِ   آن  پیشوا  نشد
کردش  شهید  زهر  جفا آن  امام  را                  چون  او  کسی  شقی  و چنان بی حیا  نشد
او چون غریب بود و به غربت کسی نداشت                     بهرش  ز بعد مرگ کسی در  عزا نشد
جانها  شود  فدای  امام   غریب   ما                  کز  او  بجز  محبت  و  مهر  و  وفا  نشد
هر کس که  پای در  ره آل علی نهاد                  کارش  درست  آمد و راهش خطا  نشد
جایی دگر  به  دهر مزینانی از شکوه                  همچون  رواق و بقعه ی  ایوان طلا نشد

                                   شاعر :  اکبر مزینانی علیشاه

  • علی مزینانی
۳۰
آذر
۹۳

منصوره محمدی مزینان فرزند علی محمدی در سال 1359ه.ش در تهران و در خانواده ای مذهبی و ذاکر و نوحه خوان  اهل بیت علیهم السلام به دنیا آمد.

 او که نوه ی مرحوم  کربلایی عبدالله محمدی مزینانی ایفا گر نقش حضرت ابوالفضل (ع) در مراسم تعزیه خوانی عاشورای مزینان است به دلیل شوق و علاقمندی خاص به ادبیات به خصوص شعر و شاعری و باعنایت به استعداد خدادی که حضرت احدیت به این خاندان هدیه نموده و همگی اهل ذکر و وعظ و صدای خوش برای تعزیه خوانی و نوحه خوانی می باشند این بانوی هنرمند مزینانی نیز  به سرودن شعر همت گمارد و پس از ازدواج با مهندس حسین زاده تخت کشیها و تشویق وی که خود اهل ذوق و ادب هستند در سرودن شعر جدیت بیشتری نمود و حاصل این تلاش گرد آوری اشعار پراکنده ی خود و چاپ اولین کتاب  به نام دل سروده های مزینانی در سال1392 بود که در حقیقت منظومه هایی در شهادت و نعت آل طاها می باشد.

این بانوی هنرمند مزینانی پس از اتمام دوره متوسطه در دانشگاه تهران پذیرفته شد و در رشته ی جغرافیا در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل گردید و به دلیل علاقمندی به امر آموزش هم اکنون در دبیرستانهای تهران به تدریس مشغول می باشد.

منصوره محمدی مزینان تا کنون در محافل شعر خوانی موفق به کسب عناوین و در یافت لوح تقدیر گردیده است اما آنچه برای ایشان اهمیت دارد موفقیت بیشتر در این زمینه و سرودن اشعار مناسب برای خاندان نبوت و امامت است .

و اما همانطور که در باره علت موفقیت شاعره ی هنرمند گفتیم یکی از کسانی که به ایشان کمک نمود تا در این راه تلاش بیشتری داشته باشد همسر هنرمند وی  مهندس احمد حسین زاده تخت کشیها می باشد که پس از ازدواح با سرکار خانم منصوره محمدی و پیوستن به جمع مزینانی ها؛ یکی از مزینان دوست های واقعی می باشد که علاقه ی وافر برای حضور در جمع مزینانی ها و آبادانی زادگاه عیالش دارد. به همین منظور شاهدان کویرمزینان با دعوت از این مهندس جوان افتخار دارد که از وجود ذی جود ایشان در جلسه های هم اندیشی بهره مند شود.

مهندس احمد حسین زاده تخت کشیها متولد 1352ه.ش وفارغ التحصیل  کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی از دانشگاه پیام نور تهران است که علاوه بر تدریس و آموزش در مدارس تهران و آموزشگاه های معتبر در زمینه ی تدریس مهارت های فن بیان و آئین سخنوری با مجوز رسمی از سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران مشغول به فعالیت می باشد .

مهندس حسین زاده تخت کشیها نویسنده اولین کتاب و اثر ایرانی با عنوان "مهارت های کاربردی فن بیان و سخنوری " در سال 1393می باشد که به زودی دومین اثر وی نیز منتشر و توزیع خواهد شد.

این مهندس جوان و پرکار تا کنون پستها و مسئولیت های متعددی از جمله مشاور مدیر کل آموزش بنیاد شهید و امور ایثارگران جنوب شرق تهران در سال 1385و مسئول هیئت کاراته بسیج دانش آموزی در سالهای 1387تا 90بوده و هم اکنون نیز در مناطق شهرداری تهران به عنوان مشاور فرهنگی و هنری فعالیت دارد.

وی محقق و نویسنده علوم ورزشی و متافیزیک در مجلات مربوطه و دارای درجه Dفوتبال از فدراسیون فوتبال و مدرس در این رشته پرتحرک ورزشی نیز می باشد.

مهندس حسین زاده تخت کشیها تنها مدرس مرد دارای مجوز از سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در زمینه ی تدریس فن بیان و سخنوری است که همین قابلیت به او کمک می نماید تا خیلی زود در گروه ها و محافل دوستانه پذیرفته شود به طوری که اکنون خانواده محمدی وی را یکی از افراد شایسته و مورد اعتماد فامیل می دانند.

وی علاوه برتشویق همسرش برای سرودن اشعار، تدوین کتاب شعر این بانوی هنرمند را نیز برعهده داشتند.

شاهدان کویرمزینان ضمن آرزوی موفقیت بیشتر برای این زوج هنرمند و موفق مزینانی در ادامه شعری از سرکارخانم منصوره محمدی مزینانی را  به مناسبت سالروز شهادت امام مظلوم حضرت حسن بن علی (ع) و سالگرد ارتحال پیامبر مهر و رحمت تقدیم می نماید.

غریبه نیستی اما غریبی                 جوابِ  آیه ی  امّن  یجیبی

تو مردی از تبار آسمانی                  کرامت از تومی گیردنشانی

امام  دوم  ما  مجتبایی                   کریم اهل بیت  مصطفایی

به مرده می دهی تو زندگانی                    شفیع حشر بهر مردگانی

الا ای اولین سبط پیامبر                    شفاعت باتو می گرددسعادت

حروف بی بدیل و ناب قرآن                به دستت می شود معنا حسن جان

تو هستی شاه بی منت به عالم                  چو هستم نوکرت بر خود ببالم

عجب قبر غریبی داری ای شاه            نباشد بهر ما در خاک تو راه

دلم خواهد کنم قبرت چراغان              شوم من سایبان قبرت ای جان

نشینم در کنار خاک پاکت                  کشم بر چشم خود چون سرمه خاکت

شده کاهل به وصف تو زبانم              دلم خواهد برایت روضه خوانم

کنارت عقده بگشایم از این دل            در آن موعد که گردد وصلت حاصل

کنم اشک دو چشمم سیل باران         بشویم من غبار قبرت ای جان

دلم خواهد حرم بهرت بسازم              طلا کوبش کنم ای شاه نازم

کشم بر قبرت ابریشم و دیبا              کنم قبر غریبت را مصفا

به صد در و عقیق و شمش و یاقوت                کنم چشم عدویت مات و مبهوت

بسازم از برایت صحن و ایوان               چو قبری که رضا دارد در ایران

به شیعه کن تو امداد ای الها               حرم  سازد ز بهر  پور  زهرا

بود این آرزو  در این  مزینان                  کند جان حقیرش را به قربان

 

  • علی مزینانی
۲۹
آذر
۹۳

هر که دلش رهین ره کبریا شود                     نور  دلش  ز بارقه ی  انبیا  شود
حمد و سپاس بر در خلاق بی نیاز                   باید بدون وقفه و چون و چرا شود
بر حضرت محمد(ص) و آلش درود ما                جانها فدای حضرت خیر النسا شود
از ما مدام بر حسن مجتبی سلام                    او را مقام و منصب و قرب و ولا شود
بر ما امام دوم و بر خلق سرمد است                او در حدیث زمره ی آل عبا شود
صابر بد او چو حضرت ایوب در مثال                    مبهوت خوی او همه ی اولیا شود
در خانه اش غریب و به شهرش  غریب  بود                             شایسته نیست بهر کسی این جفا شود
دردا از آن زمان که شود همسر کسی               قاتل برای شوی و به قتلش رضا شود
نفرین عالمی به تو ای جعده ی لعین                  تا روز حشر از همه خلق خدا شود
ای نا نجیب سید اهل جنان چرا                        باید بقای عمر شریفش فنا شود
زینب شنید ما وقع و چنین بگفت                       خواهر فدای درد دلت یا اخا شود
گفتا بیار تشت بلا را به پیش من                       تا فتنه های شوم از آن بر ملا شود
چون زو بریخت خون دل اندر درون تشت               فرمود خواهرِتو، تو را جان فدا شود
مانع شدش ز زاری و گفتا که صبر کن                  باید که گریه ی تو به کرب و بلا شود
دارد امید لطف مزینانی از امام                           در آن زمان که روز قیامت به پا شود

  شاعر :  اکبر مزینانی علیشاه

  • علی مزینانی
۲۹
آذر
۹۳

میر عرب فخر عجم مصطفی               سرور  و  سالار  امم مصطفی
او به خلایق زهمه برتر است               بارثه   لوح  و   قلم   مصطفی
بر  سرِ مخلوق خدا  گسترد                سایه ی هرلطف وکرم مصطفی
دین  خدا گشته از او  برقرار                تا که بر افراشت علم مصطفی
اوست  مقرب  به   در کبریا                 شاهد  صحرای عدم مصطفی
هست به  درگاه  خداوندگار                حافظ   اسرار   حرم   مصطفی
خانه ی الله  شد از همتش                 پاک ز هر شرک و صنم مصطفی
خانه ی کعبه زبتان ریشه کن               گشت چوبگذاشت قدم مصطفی
صاحب  مجد و کرم  است و  سخی                  دشمن هر کفر و ظلم مصطفی
بهر خدا خلقت کون و مکان                  هست ورا اصل و اهم مصطفی
 زنده کنداز نفس قدسی اش                خلق عرب تا به عجم مصطفی
 کند به دستان  یدالهی اش                 ریشه هر ظلم و ستم مصطفی
 بهر  مزینانی  بود  بی گمان                  شافی هر درد و الم  مصطفی

                                               شاعر :  اکبر مزینانی علیشاه

  • علی مزینانی
۲۲
آذر
۹۳


بعد از آنکه چند نفر ازآقایان  هنرمند و فرهیخته مزینانی با ارسال اشعار پرمحتوا به مناسبت های مختلف ، شاهدان کویرمزینان را مورد لطف و عنایت شایسته ی خود قرار دادند این بار نوبت به یکی دیگر از هنرمندان مزینانی و البته از جمع بانوان هنرمند رسید و با تقدیم کتاب گرانسنگ خود با عنوان دل سروده های مزینانی که در حقیقت منظومه های ایشان در باره آل الله است ما را در ادامه ی راه خود مصمم تر ساخت تا شاهدان کویر نه به عنوان یک رسانه که پایگاه اجتماعی تمامی مزینانی ها همچنان پویا و استوار گام بردارد و در خدمت مزینان و مزینانی و مزینان دوست ها باشد و امیدواریم با این همراهی یاران و با استعانت از خداوند متعال بتوانیم فرهگنامه ای غنی به نسلهای بعد تقدیم نماییم.

شاهدان کویرمزینان ضمن تشکر و قدر دانی از بانوی هنرمند مزینانی سرکار خانم منصوره محمدی مزینان که از شجره ی خاندان با فضیلت و ادب دوست و تعزیه خوان و ذاکر اهلبیت عصمت و طهارت می باشندهمچنین از همسر فرهیخته ایشان جناب آقای مهندس احمد حسین زاده تخت کشیها که پس از پیوستن به این خانواده ارادت خاصی به مزینان دارد و با حضور در جلسه هم اندیشی شاهدان کویرمزینان همراهی و مساعدت خود را ابراز نمودند سپاس وافر دارد و به زودی در باره این زوج موفق مطالبی ارائه می نماید اما در ادامه به پاس این همراهی شعری از اثر جاودانه  سرکار خانم محمدی مزینان با موضوع اربعین تقدیم مخاطبان گرانمایه شاهدان می گردد و همچنان در انتظار دیگر یاران هستیم تا در این راه هادی و همراه ما باشند.

                          من  «مزینانی»   کنیز   زینبم  

با  غمِ   بسیار   اندر   اربعین                  گفت خواهر بابرادر این چنین

بعد  تو ای  پادشاه  مه جبین                  روزگار  خواهرت  زینب   ببین

من شدم غربت نشین از بعدتو               دردها و زخم هایم شد  ز نو

تا که بگذشتیم ما زین عرض دشت        واقفی برآنچه برما می گذشت

شد زنو داغ علی و هم حسن              رفتی و من ماندم و رنج و محن

بعد تو  ای  مَحرم  من یا  اخا                هتک حرمت شد ز ما در کربلا

این همه بی احترامی ها به ما             اندر این ره تا به شام از  کربلا

از چه بوده ای برادر گو به من              از  علی  یا فاطمه یا  که حسن

قتلگاهت   راز   تلّ   نینوا                با دو چشمم دیده با شور و نوا

جبرئیل آمد به معراجت ،حسین            بال او در التهاب و شور و شین

صد ملک در دور تو شیون کنان             اندرآن موعدکه می دادی تو جان

تا که رأس پاک تو می شد جدا            خوانده  الرحمن  برای  تو   خدا

هم زمین لرزید و هم این آسمان            جسم من لرزید و جسم کودکان

غرق در آتش ز بعدت شد خیام              برده ما را در اسیری تا به شام

دامن طفلان اسیر شعله ها                 معجر زن ها زسرها شد جدا

سوی شام کردند ما را رهسپار               با  زنان و  دخترانِ  دل  فکار

آهوان  زخمی  در  حالِ  نزار                  گرگ های در کمین صدها هزار

دخترت را شمر از کین می زند               هجر تو آتش به جانم  افکند

شد به  پای کودکانت  خارها                 می زدند  از دوری  تو   زارها

جسم طفلان بود جاهای طناب              آتش  سوزان  و  پاهای  کباب

برلبان کودکان این بود  و  بس                ای عموجان تو به داد ما برس...

در لبت بر روی نی  صوت  خدا                قوت قلب و تن من این صدا

ماه  بود  و  یک  عمود  آهنین                مشک بی آب و یل ام البنین

سروهای خشک و یک آب فرات              پای  لغزان عدو  روی  صراط

لیکن ای جان ،من نگهبانت شدم            پاسبان دین و ایمانت شدم...

کربلایت  شاهکار  زینب  است               دین اسلام یادگار زینب است

من  «مزینانی»   کنیز   زینبم                 مدح  او  باشد  همیشه برلبم

                                                شاعر : منصوره محمدی مزینان

  • علی مزینانی
۲۲
آذر
۹۳

شعر از : اکبر مزینانی علیشاه

چهل روز سخت در غم آل عبا گذشت                  برآل بوتراب این همه جور و جفا  گذشت
چون کشته شد سید بطحا در آن زمین                 در  کربلا  به زینب  کبری  چه ها گذشت
 تا  اربعین  سید  و  سالار  کربلا                      دانی چه بر عشیره ی خیرالنسا گذشت
در  بارگاهِ  ابن زیاد  و  یزید  دون                       بر  زین العابدین چه  بسا ماجرا گذشت
با آن که بود پر غم و تب دار و ناتوان                       بر او چگونه این همه درد و بلا  گذشت
زد خیزران چو بر لب آن شمس مشرقین                  فریاد یا حسین ز ارض و سما  گذشت
تا لب گشود بر سخن آن دخت بوتراب                     درج  جواهر  از  سر  برج  حیا  گذشت
گفتندکه کیست اینکه سخن می کندفصیح             کاه  و  نفیر  از سر  قوم  دغا   گذشت
گفتا که زینب است بود خواهر حسین                     کز هرچه داشت بهر رضای خدا گذشت
در   حیرتم   که   چرا   واژگون   نشد                     چرخ  و  فلک  چگونه  زین  ابتلا گذشت
زین  ماتم  عظیم  مزینانی  این  بدان                      اشک در دو چشم عمده ی خلق خدا  گذشت

  • علی مزینانی
۰۷
آذر
۹۳

در مراسم اختتامیه هفتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد که عصر دیروز در تالار وحدت برگزار شد نویسنده برگزیده جایزه اش را به همسرش تقدیم کرد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ در این مراسم پس از آنکه شاعر و نویسنده برجسته محمدکاظم مزینانی به عنوان برگزیده بخش رمان جایزه سال جلال آل احمد معرفی شد وی آن را به همسرش تقدیم کرد.

مزینانی پس از اینکه جایزه‌اش را از دستان سیدعباس صالحی معاون فرهنگی وزیر دریافت کرد همسرش را به روی صحنه فراخواند که پس از حضور وی جایزه را به همسرش تقدیم کرده و بر دستان او بوسه زد. گفتنی است حسین پاینده نیز پس از دریافت جایزه بهترین کتاب در حوزه نقد ادبی از همراهی همسر و فرزندانش در طول 3 سال برای تالیف این کتاب تشکر کرد.

 

  • علی مزینانی
۰۳
آبان
۹۳

شب گذشته نخستین همایش خراسانی های مقیم تهران در سالن همایش های برج میلاد با سخنرانی جمعی از دولتمردان و هنرمندان خراسانی برگزارشد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ در این همایش که بیشتر به میتینگ انتخاباتی شباهت داشت تا همایش ،جمعی از هنرمندان ، نخبگان علمی و فرهنگی و ورزشی،مدیران ادارات و زارتخانه ها،نمایندگان مجلس شورای اسلامی حضور داشتند آیت الله موسوی بجنوردی ، احمد مسجدجامعی عضوشورای شهر تهران ،داریوش ارجمند بازیگر توانمند عرصه تاتر و سینما ، دکتر محمدعلی نجفی سرپرست وزارت علوم ،امیرقلعه نویی سرمربی تیم استقلال تهران و... پیرامون وضعیت تاریخی و جغرافیایی خراسان بزرگ سخنرانی کردند.

در ادامه این مراسم ضمن نمایش کلیپ هایی که به منظور معرفی مهندس محمدعلی سالاری برای انتخابات مجلس شورای اسلامی و محتوای فعالیت های وی در شورای شهرتهران  به نمایش گذاشته شد از نخبگان و چهره های علمی ، فرهنگی ، هنری و ورزشی تقدیر شد.

از نکات جالب توجه  این همایش که با حضور گسترده شهروندان سبزواری برگزار گردید تشویق ویژه دکتر محمدرضا داورزنی رئیس فدراسیون والیبال بود که هنگام تجلیل از وی مورد تشویق یکپارچه حضار قرار گرفت.

مجری این برنامه نیز برعهده سید کاظم احمدزاده  یکی دیگر از هنرمندان و مجریان تلویزیونی و صاحب نام خراسانی بود که با انتخاب اشعار زیبا و متون جالب توجه حرارت خاصی به همایش بخشید؛ همچنین شعر خوانی شاعر و مدیحه سرای اهلبیت علیهم السلام استاد صابر خراسانی و اجرای ترانه محلی توسط گروه سنتی خوان تربتی که نوای ماندگار نوایی نوایی مرحوم حاج قربان را اجرا کردند از دیگر برنامه های این همایش بودکه مورد استقبال شرکت کنندگان قرار گرفت.

استاد حمیدسبزواری ، دکتر سید حسین قاضی‌زاده هاشمی وزیر بهداشت،دکتر محمدرضا خباز  معاون تقنینی معاونت پارلمانی ریاست جمهوری، مهندس محسن  صالحی نیامعاون امور صنایع وزارت صنعت،معدن  و تجارت، نجمه خدمتی مدال آور بازی های آسیایی اینچئون، مهندس سبحانی نیانماینده مردم سبزوار ، دلبری شهردار قم ، پروفسور امین و حجت الاسلام علی عسکری نماینده اسبق مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی و دکتر محمدرضا راه چمنی رئیس اسبق بهزیستی کل کشور و نماینده مردم سبزوار در مجلس شورای اسلامی از دیگر چهره های حاضر در این همایش بزرگ بودند.

جمعی از مدیران گروه شاهدان کویرمزینان علی مزینانی عسکری ، حسن دستمراد مزینانی ، نورالله مزینانی و محسن مزینانی به دعوت دکتر راه چمنی و مهندس سالاری در این همایش حضور یافت.

  • علی مزینانی
۰۲
آبان
۹۳
 شما ریشه مزینانی دارید و در دامغان شکل گرفته‌اید. از آنجا که فاصله جغرافیایی شما با زادگاه خالق کلیدر که در آن رشد و نمو یافته است زیاد نیست، می‌خواهم بدانم محمود دولت‌آبادی و آثارش را چطور توصیف می‌کنید؟
محمود دولت‌آبادی همیشه از نخستین داستان‌نویسان مورد علاقه من بوده است. من این مرد خودساخته را از معدود بازماندگان و روایت‌کنندگان روح و ضمیر فرهنگ ایران‌زمین می‌دانم. او نویسنده‌ای است وارث میراث بی‌قدر شده ادبیات در این سرزمین که گوشه‌ای از ظرفیت  داستان‌پردازانه روح و سرشت ایرانی و گنجینه غنی زبان فارسی را کشف و ارائه کرده است.
اینها سخنان استاد محمدکاظم مزینانی نویسنده صاحب نام مزینانی نویسنده آثاری همچون آه باشین و شاه بی شین است که در مصاحبه باروزنامه فرهیختگان در روز پنجشنبه اول آبان ماه در صفحه ادب و هنر این روزنامه  منتشر شده است و نویسنده خوش نام و با فرهیخته مزینانی که ادبیات را باشعر آغاز کرده و این روزها به عنوان یکی از رمان نویسان صاحب نام در ردیف شخصیتهایی همچون محمود دولت آبادی قرار گرفته است و سه گانه او زبانزد محافل ادبی و هنری است.
محمد کاظم مزینانی هرچند در مزینان زاده نشده است اما آباء و اجداد او همه مزینانی هستند و بنا به گفته ی خودش در پیامی که برای شاهدان کویرمزینان ارسال نموده به مزینانی بودن خویش می بالد و انشاء الله به زودی شاهد حضورش در مزینان خواهیم بود . او مانند تمامی مزینانی های ادب دوست ارزشی خاص برای اساتید این عرصه قائل است و از محمود دولت آبادی به عنوان استاد مسلم ادبیات ایران نام می برد که در ادامه مخاطبان گرانمایه را دعوت به خواندن این گفت و گو می نماییم تا خود بخوانند حدیث مفصل ازاین مجمل...
 
printlogo
گفت‌وگو با محمدکاظم مزینانی نویسنده رمان «آه با شین»
چهره‌ بدون دوز و کلک تاریخ معاصر
حسن محمودی
شاعر کتاب «آب یعنی ماهی» چند وقتی است کمتر برای مخاطبان کودک و نوجوان شعر می‌سراید و رمان می‌نویسد و به جایش سرگرم نوشتن رمان بزرگسالان است. نام او برای نسل من یادآور شعرهایی از اوست که در کتاب‌های درسی منتشر شده و همچنین روزهای خوب مجله «کیهان بچه‌ها». محمدکاظم مزینانی اصالتا سبزواری است و در دامغان سرزمین باد و پسته بزرگ شده است. در کارنامه او انبوهی از جایزه‌های ادبی بابت کتاب‌های کودکش وجود دارد. رمان‌های «شاه بی‌شین» و «آه با شین» او روایت متفاوتی از تاریخ معاصر ایران است. به این دو رمان قرار است رمان دیگری نیز اضافه شود تا سه‌گانه محمدکاظم مزینانی درباره تاریخ معاصر ایران سر و سامان بگیرد. «آه با شین» نشان از نویسنده‌ای با کوله‌باری از تجربه دارد که دغدغه‌های تازه‌اش او را واداشته تا این‌بار در رمان‌نویسی طبع‌آزمایی کند. «آه با شین» را انتشارات سوره مهر منتشر کرده و اثری خواندنی و به یاد ماندنی از آب درآمده است.

 
  • علی مزینانی
۲۱
مهر
۹۳

با تبریک عید سعید غدیر روز اکمال دین به مخاطبین گرانمایه شاهدان کویرمزینان؛ شعر زیبای روحانی ادیب و فاضل مزینانی حجت الاسلام شیخ حبیب الله مزینانی عسکری که در چند روز گذشته اشعار پرمحتوای ایشان در همین زمینه منتشر گردید تقدیم می شود و طبق وعده ای که از این بزرگوار گرفته ایم بازهم در آینده شاهدان کویر را مورد لطف قرار خواهند داد و شعرهای مناسبتی خود را انشاء الله برایمان خواهند فرستاد.


سحر از نفحه ی غیبی نسیم دلپذیر آمد                 که ای صاحبدلان اینک حدیث بی نظیر آمد
بگو با آشنای دل الیس الصبح را برخوان                   نزول سوره ی نصراست برای حق نصیر آمد
عرب درجاهلیت بودعجم هم بنده ی کسری                  نوای نا امیدی از صغیر و  هم  کبیر آمد
بشر در انحراف و هم تهی از خلق انسان شد                که اقرء بسم  ربک از  خداوند  بصیر آمد
شد از غار حرا پیدا تجلی کرد  در  عالم                   هدیً للمتقین بودی ویا شمس منیر آمد
به بانگ ایها المدّثر داعی الی الحق شد                  شهید و شاهد امت بشیر و هم نظیر آمد
نخوانده درس در عمرش ولی استاد عالم شد                  معلم  شد مهذّب  که بر  عالم  دبیر  آمد
الم نشرح لک صدرک خداوند تعالی گفت                  شده او مظهر اسماء که از ذات خبیر آمد
به پا کرد پرچم اسلام به امر رب سبحانی                تمام بت پرستان هم به چشم او حقیر آمد
تمام  عمر  خود را  صرف آئین  خدا  بنمود                ولی اکمال دین او به حق یوم  الغدیر  آمد
ندا آمد که بلغ ای رسول فرمان حق این است                 برای  تو وصیّ و جانشین و هم  وزیر  آمد
شده کفار مایوس وذلیل وخوار و بی مقدار                ولاتخشوهم واخشون به قلب کفر تیر آمد
تمامِ  زائرانِ  همرهش  دیدند و  بشنیدند                 علی ابن ابی طالب به  عنوانِ  امیر  آمد
چنین فرمود پیغمبر که هرکس را منم مولا                 علی مولای او باشد که از حی غدیر آمد
علی ما انزل الله است و منصوب خدا باشد               ولی الله شدن بهتر ز صد تاج و سریر آمد
امامت   حافظِ  راه  و   مرامِ  انبیاء   باشد                 به فرمان خداوند است که این امرِ  خطیر آمد
کند  تزریقِ  خون  اندر  عروق  پیکر اسلام                 امامت قلب تاریخ است که چون خیر کثیر آمد
امامت در فرایند کمال و فتح و پیروزی است               که هر یک بعد پیغمبر به عنوان سفیر  آمد
چراکه وعده ی پیروزی حق است بر باطل                 امام فرمانده ی  کل قوا  و  هم  مدیر  آمد
علی با حق بود حق با علی بینی صف محشر               هر آنکس با علی باشد قیامت هم دلیر آمد
همان آقا ومولایی که نان خودبه سائل داد                عطایش بعد مسکین بر یتیم و هم اسیر آمد
به هنگام رکوع انگشتر خودرا به سائل داد                 همان سائل که درمسجد به شکل یک فقیر آمد
قلم از فضل دریای علی شرمنده و عاجز                   بگو ای عسگری یک قطره بر کلک حقیر آمد

  • علی مزینانی
۲۰
مهر
۹۳

 حجت الاسلام حاج شیخ حبیب الله مزینانی عسکری از روحانیون فاضل و برجسته مزینانی است که بیش از چهار دهه از عمر شریفش را در لباس روحانیت  به تبلیغ دین مبین اسلام پرداخته  و حدود سی سال است که در مسجد حضرت موسی بن جعفر (ع) و اقع در میدان 17شهریور مشهد مقدس به عنوان امام جماعت مشغول به خدمت  می باشد و اخیراً یکی از نماز گزاران  این مسجد به نام حاج آقا ی عندلیب در ابتکاری جالب به پاس قدردانی از این روحانی سرشناس مزینانی عکسی را با شعر زیبایی  برگرفته از شعر فردوسی بزرگ منتشر و در اختیار نمازگزاران قرار داده

بسی رنج بردی در این سال سی   که دین زنده کردی به مسجد بسی

این روحانی مزینانی گاهی اشعاری در باره ی اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام  و مسائل روز می سرایند که تعدادی از آنها در شاهدان کویرمزینان منتشر شده است و امیدواریم به زودی شاهد انتشار دیوان شعر ارزشمند وی باشیم.

استاد مزینانی عسکری به مناسبت عید سعید غدیرخم قصیده ای در باره ی مظلومیت مولای متقیان علی (ع)  سروده و برای شاهدان کویرمزینان ارسال نموده اند و آن را تقدیم کرده اند به مخاطبان گرانمایه و عاشقان حیدر کرار حضرت علی (ع).

اس ام اس های تبریک عید غدیر خم 93



 علی از  ابتدا  تا انتها تنهاست باورکن                  ولی در استقامت کوه پا برجاست باورکن

تمام انبیاء را یاوری کرده است درباطن                   برای مصطفی هم ظاهر و پیداست باورکن

علی 23 سال در راهِ  آیین خدا  جنگید                   پی ایجاد توحید یار بی همتاست باورکن

برای حفظ وحدت 25 سال صبر معنادار                  چرا که امر یزدان واجب الاجراست باورکن

چو خار در چشم باشد استخوان اندرگلو زیرا                  غم جانکاه او زان ماجراجوهاست  باورکن

پی اجرای عدل و داد 5 سالی حکومت کرد             ولی با خون دل این عدل حق برپاست باورکن

چه باید کرد با این ناکثین و قاسطین اینجا               زدست مارقین هم فتنه و غوغاست باورکن

مروری می کنیم با هم فضیتلهای مولا را                 بگو دشمن دهد انصاف که حق باماست باورکن

ولادت یافت از دامان مریم حضرت عیسی               ولی مادر برون از مسجدالاقصاست باورکن

علی که زادگاهش مکه ودرخانه کعبه است            کنیز مادرش  هم هاجر و حواست باورکن

سه شب در خانه حق میزبانش حق تعالی بود               مقام و قرب او بالاتر از عیسی ست باورکن

علی چشم خودش را بسته اما مادرش محزون                   بروی دست احمد چشم او بیناست باورکن

بگفت ای خاتم پیغمبران جانم فدایت باد                  بگو قرآن بخوانم این زبان گویاست باورکن

ز علم اول و آخِر ، ز علمِ  باطن  و  ظاهر                 علی برترزخضر وحضرت موسی ست باورکن

خلیل بت شکن؛ بت ها شکست تا قهرمان گردید             علی هم قاصم جبار و هم عُزّاست باورکن

بیا از چاه بدر و جنگ بدر و فتح بدرش گو                 گهِ رزمش تو گویی محشر کبری ست باورکن

فراری های خیبر را ملامت می کند تاریخ                 علی فتاح خیبر هم به اذن الله ست باورکن

ز احزاب و حُنین هم اُحُد با ذوالفقار حق                  ید الله است و عین الله جمال الله ست باورکن

به خندق روبروی عَمرو نبی گفتا فی الواقع               تمام کفر و ایمان روبرو اینجاست باورکن

ثواب بندگیِ ضربتش برعَمرو در احزاب                     فراتر هم ز ثقلین ضربت یکتاست باورکن

بیا با هم بخوانیم قصه آن لیلة ی هجرت                   علی در بستر احمد چو قربانگاست باورکن

بجای هر نفس میزان اجرش را خدا داند                   که جان بر کف نهاده شیر جولانگاست باورکن

مگر باورندارند این سخنها را که می گویی                تمام اختلاف در کُنتُ مَن مولا ست باورکن

علی اعلم ؛علی افقه ؛علی اشجع ؛علی اتقا                کلام الله صامت را علی گویاست باورکن

معاند در عمل در علم بسان قطره هم نَبوَد               علی عامل به آن علمی که چون دریاست باورکن

پیمبر گفت شهر علمم و اما علی دربش                  بغیر در ورود یک خواهش بی جاست باورکن

کلامش دونِ خالق ؛ فوق مخلوق است در عالم                قصارش نامه هایش خطبه ها غراست باورکن

شب معراج احمد گفت علی را بین تماشایی ست             علی در منزلت در قرب اَو ادناست باورکن

بدیدم با حضورش عرشیان خوانند سرود عشق                بگو با فرشیان بعد از نبی مولاست باورکن

تکلم کرد با صوت علی با من خداوندم                       صدای مرتضی آرامش دل هاست باورکن

بدیدم دست او بر شانه ام اندر شب معراج                 شدم مجنون تر از مجنون؛ دلم شیداست باورکن

به فتح مکه هم پای علی بر شانه بگرفتم                   پی بشکستن بت ها چه بی پرواست باورکن

هواداران کویش را بشارت می دهم زیرا                     علی ساقی کوثر شافع فرداست باورکن

به محرابِ عبادت خاتمش را داد بر سائل                   بگو با دشمنش جانا علی آقاست باورکن

الا ای عسکری با این قلم لختی سخن برگو               شنیدم این قلم گفتا علی تنهاست باورکن

میان آن همه تن؛ یک تنی دیدم که تنها بود               ولی همسنگر و راهش فقط زهراست باورکن

  • علی مزینانی
۱۸
مهر
۹۳

 همزمان با دهه ی ولایت و امامت باز هم یکی از یاران همیشه همراه شاهدان کویر مزینان؛ استاد اکبرمزینانی (علیشاه) شاعر ولایتمدار مزینانی شعری در باره ی واقعه ی غدیرخم فرستاده است که ضمن خداقوت و دست مریزاد به این گرانمایه، ابیات معنوی او را تقدیم می نماییم به تمامی یاوران مولای متقیان علی (ع) و با ذکر صلوات و قرائت فاتحه برای پدر بزرگوارشان طلب رحمت و غفران الهی می نماییم و امیدواریم همچنان ما را مورد لطف و عنایت خود قرار دهند و اشعار زیبایشان را از ما دریغ نفرمایند.


 


تاعشق علی به دل ضمیراست                          تا دل  به  ولایِ  او اسیر  است

وی مفتخر است به خلق عالم                            هر کس که علی ورا امیر است

بر خلق جهان اطاعتش فرض                             بر ختمِ  رسل چو او   وزیر است

مستانه  او  از  اوست  شیدا                             چون مست از آن خم غدیر است

احمد   به   زمانِ   حج   آخر                              آنکس که به ذات حق سفیراست

گفتا که به دورِ  من در  آیید                                الآن که  فردا خیلی  دیر است

فرمان ز خدای سپرده بر من                              جبریلِ  امین  مرا  بشیر  است

اینجاست همان زمین موعود                               دانید  که  نامِ  آن  غدیر  است

ای  امتِ من گه جدایی ست                              اینک سخنم ز مرگ و میر است

امری  ز  خدا  به  من رسیده                               او  صاحبِ  اکبر  و  صغیر است

من می روم  و  شما  بمانید                               این  حکمِ  خدای بی نظیر است

دانید   که   وارثِ   نبوّت                                    این  وارثِ  خطبه ی غدیر  است

گفتا  به  تمامِ  آن  جماعت                                کاین حکم خدا بسی خطیر است

گویند   به  غایبین ،   حضار                                هر کس که سمیع و هم بصیراست

گردیده  علی  به  خلق  مولا                              کو  عاید  و  زاهد  و  دلیر  است

مولا  به  تمامِ  خلقِ   عالم                                زین  پس  به ن شانه  غدیر  است

هر کس به علی نمود ظلمی                              تا  روز  معاد  سر  به  زیر  است

حبّش چو به دشت دل نگاری                             گویا  که  دلِ تو  چون  کویر  است

هر کس که شود گدای آن شه                           بنشسته  مدام  بر سریر  است

چون  او  به  ولایتِ   پیمبر                                  ممهور   نشانه  غدیر  است

عشقت به دلم نگر چها کرد                                روشنگرِ  دل  مه منیر  است

هر دل که در آن عشق علی بود                          چون اطلس و دیبا و حریر است

هر کس به علی کند شقاوت                               او نزد خدا پستی شریر است

بر  قلبِ  مزینانی  همیشه                                   فرمانده و رهبر و  مدیر است

او  نیز  چو  عاشقان  مولا                                    سرمست ز آن می غدیر است

  • علی مزینانی
۱۷
مهر
۹۳

به مناسبت  دهه ی پر کرامت  ولایت و امامت؛ حجت الاسلام والمسلمین شیخ حبیب الله مزینانی عسکری بر وزن شعر همای رحمت شاعر شیرین سخن و ولایی استاد محمدحسین شهریار که با شعر زیبایش به محفل پیامبر و معصومین علیهم السلام به تعبیر آیت الله مرعشی نجفی راه یافت سروده است که ما نیز آن را تقدیم می نماییم به ساحت مقدس مولای متقیان و شیعیان راستین و دوستداران واقعی آن حیدر کرار(ع) و ضمن آرزوی سلامتی و بهروزی برای تمامی خدمت گزاران به ائمه علیهم السلام به ویژه خادمان اهلبیت مزینانی و این استاد گرانقدر باز هم در انتظار آثار کم نظیر ایشان و دیگر اندیشمندان و صاحبان قلم مزینانی هستیم.




برسان فرشته ی حق به علی سلام ما را
زخُم ولا کند پُر؛ خود او جام ما را
اگر این ولا نباشد اگر این صفا نباشد
چو خدا نمی پذیرد نه نماز و نه دعا را
برو غیر را رها کن به حقیقت اقتدا کن
تو به عهد خود وفا کن که ببینی آشنا را
به شناخت کفر و ایمان اگر اعتقاد داری
به خدا شناختِ مؤمن به علی شد آشکارا
من اگر خدا پرستم ز می غدیر مستم
بت نفس را شکستم به تولّی و تبرا
شده کعبه زادگاهش ولی بسته چشم ماهش
که ببیند اولین بار رخ مهر مصطفی را
به جز از علی که اول شده همره پیمبر
که به چشم خود ببیند همه صحنه ی حرا را
به جز از علی که گوید بخدا هرانچه او گفت
که شنید مثل احمد همه گفته خدا را
یکی شد نبی بر حق یکی شد وصی مطلق
چو بدیدند هر دو با هم جَلَوات کبریا را
به جز از علی که بخشد به رکوعِ عشق, خاتم
که به شأنش گفته قرآن بلی آیه ولا را
سه شب است وقت افطار که چنین نماید ایثار
به یتیم و هم اسیری به گدا دهد غذا را
نه دعا طلب نماید نه تشکر و جزایی
ولی حق بداده وعده به جزا دهد جزا را
به مباهله خدا گفت که علی است جان احمد
چو علی حضور یابد به مقابل نصارا
اگرت دست حاجت ببری به مرتضی بر
چو نظر کند به خاکی ببری تو کیمیا را
خودش اکتفا نماید به دوجامه قرص نانی
سه طلاقه کرد ولله زرو سیم ما سوا را
به سقیفه رهبری را زعلی نموده اند غصب
نروند به این بهانه ره و رسم مرتضی را
به علی قسم و صبرش به علی قسم و عدلش
که سقیفه هم رقم زد جَرَیان کربلا را
خِرد ار کند قضاوت به علی نیاز دارد
به چه سان کند خلافت به چه شیوه ای قضا را
به امیر قوم برگو که زند دم از عدالت
که علی فدای عدل است تو رها کن ادعا را
نه برای کسب قدرت نه برای مال و شهرت
هدف علی است ولله که رضا کند خدا را
به سفیر خود نوشته که چنین عمل نماید
به موحدان مروت به معاندان مدارا
نظر برابری کن به ملاک دین و خلقت
که خدا نمی پسندد به خلایقش جفا را
کند عسکری گدایی زقلم رسد ندایی
نتوان وصف کردن؛ شه ملک لافتی را

  • علی مزینانی
۱۲
مهر
۹۳

به مناسبت عید سعید قربان روز یادآور اخلاص و بندگی؛  اکبر مزینانی ؛ شاعر مردمی و البته توانای مزینان که مدتی است شاهدان کویرمزینان را مورد لطف و عنایت خود قرار می دهند و اشعار زیبایشان را برایمان ارسال می نمایند شعر ی معنوی بانام " برخیز زجا که عید اضحی آمد "سروده و تقدیم کرده اند که ضمن سپاسگزاری از این همه مهر و محبت این گرانمایه، بازهم از مزینانی های اهل قلم در خواست می نماییم که آثارشان را برای انتشار در شاهدان کویرمزینان ارسال نمایند و همچنین شهروندانی که خود اهل شعر و شاعری و نویسندگی نیستند اما آثاری از مزینانی ها را دراختیار دارند و یا اگر در جایی انتشار یافته می توانند نشانی آن را برایمان بفرستند تا با این طریق بتوانیم دایره المعارفی بزرگ از فرزندان مزینانی به دیگران عرضه نماییم.

   

 

بر مفرش خاک موجِ  دریا  آمد                        بر روی زمین نفیر هیجا  آمد

این شور وشرار دل من بهرچه بود                    گویا خبری ز عرش اعلا آمد

از خانه ی دل غبار غم را بزدای                        چون نور خدا درون دلها آمد

ازچیست چنین نشسته ای زاروملول                  برخیز ز جا که عید اضحی آمد

دلبر به سرای خود تو را می خواند                    این صوت جلی به عینه بر ما آمد

این خانه ی یار عجب صفایی دارد                     گویی که خدا خودش به آنجا آمد

یکبار بنوش می زان جام الست                        زان جام که هر مرده به احیا آمد

برخیز و بگیر کاسه از دست حبیب                      بر خیز ز جا که عید  اضحی  آمد

مُحرِم چو شدی فقط به او مَحرَم باش                 گر حال خوشت ز جان و دل جا آمد

این مروه به خود عجب صفایی دارد                    کز سعی در آن دل به تجلی آمد

در ملک منا فداییت قربان کن                            گر  قُمری دل ز تو به نجوا  آمد

زین دیر خراب سوی میخانه برو                          برخیز ز جا که عید اضحی آمد

با چشم دلت اگر ورا می بینی                          یا وجه ی او به دیده پیدا آمد

گویی که در آن خانه خدا می بینی                     یا یار در آن خود به تماشا آمد

در غار حرا نگر چها می بینی                             نور  ازلی  در  آن  مهیّا  آمد

از پرده ی دل هماره لبیک بگو                             برخیز ز جا که عید اضحی آمد

با دل چو روی بدان که حج مقبول است                 هر چند به تو گویند که با پا آمد

پیری  و جوانیت  ندارد  فرقی                              امروز چو شد بدان که فردا آمد

برخیز مزینانی و دل را کن پاک                             زنگار ز دل چو رفت  مصفّا  آمد

برخیز که شادمان همه حجاجند                           برخیز ز جا که عید اضحی آمد
  • علی مزینانی
۰۹
مهر
۹۳

در ایام دفاع مقدس استاد اکبر مزینانی (علیشاه) که خود  از سنگرنشینان مزینانی است شعرزیبایی را برای شاهدان ارسال نموده اند که متأسفانه این شعر دیر به دستمان رسید ولی به محض دریافت تقدیم می نماییم و از جناب مزینانی عذرخواهی می کنیم وامیدواریم همچنان لطف خود را از ما دریغ نفرمایند.



بر ما خدای سرمد سبحان مقدس است                   و آن آیه های اعظم قرآن مقدس است

ما پیروان  مخلصِ  دینِ  محمدیم                               دینش برای خلق مسلمان مقدس است

ما شیعیان آل علی ایم و بهر ما                                نام علی به غایت و از جان مقدس است

جان ها فدای کشور ایران و نام او                              نام شریف کشور ایران مقدس  است

بر  اهتزازِ  پرچمِ  ایران  تا  ابد                                   خاک  عزیز  کشور  ایران  مقدس  است

ریزد اگر که خون شهیدی به روی خاک                      حرمت بدار که خون شهیدان مقدس است

در  جنگ  نا برابر  ما  موقع  دفاع                               آن همت و شعور جوانان مقدس است

یاد  از  امام  امت  و  آن پیر با خرد                             او  را  مقام  روضه رضوان مقدس است

داده خدای رهبر فرزانه ای به ما                              بودش برای حرمت انسان مقدس است

هرگز نبر ز یاد مزینانی این بدان                                کان آه سرد و اشک یتیمان مقدس است
  • علی مزینانی