بایگانی مرداد ۱۳۹۳ :: شاهدان کویر مزینان

شاهدان کویر مزینان

کویر تاریخی مزینان زادگاه دانشمندان و اندیشمندانی است که سالهاست برتارک زرین صفحات تاریخ و جغرافیای ایران زمین می درخشد. این سایت مفتخر است که جاذبه های گردشگری و متفکرین ، فرهیختگان، علما وشهدای این دیار رابه تمامی فرهنگ دوستان معرفی نماید.
شما مخاطب گرامی می توانید با مراجعه به درباره کویرمزینان بیشتر با مزینان آشنا شوید

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات
  • ۲۶ آبان ۹۶، ۱۶:۱۷ - hichkas
    salam
پیوندهای روزانه

۳۰ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

۳۱
مرداد
۹۳

XT81202119-5762345

شهروند مزینانی براثر برخورد با یک دستگاه موتورسیکلت در مزینان درگذشت

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ عباس الله وردی شهروند مزینانی ساکن تهران که برای گذراندن تعطیلات تابستانی به مزینان سفر کرده است در مقابل منزل مسکونی خود واقع در مزینان براثر برخورد با یکدستگاه موتور سیکلت جان خود را از دست داد.

دراین سانحه ، راکب یک دستگاه موتور سیکلت به همراه دو نفر ازدوستان نوجوان مزینانی خود براثر سرعت زیاد نتوانست کنترل وسیله نقلیه خود را کنترل نماید و پس از برخورد با مرحوم الله وردی نامبرده دچار خونریزی مغزی شد که با اعزام به بیمارستان امدادی سبزوار مرگ وی بلافاصله پس از برخورد با موتور اعلام شد.

این شهروند کهنسال مزینانی پس از اقامه نماز جماعت مغرب و عشا راهی منزل خود شده بود که با سانحه تصادف به دیار باقی شتافت و روز پنجشنبه در مزینان به خاک سپرده شد.

شایان ذکر است سه سرنشین موتور سیکلت پس ازاین تصادف از محل حادثه موتواری شدند اما با راهنمایی والدین و همشهریان پس از دو روز خود را به پاسگاه انتظامی داورزن معرفی کردند.
  • علی مزینانی
۲۷
مرداد
۹۳

رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری سبزوار از مرمت و بازسازی اثر تاریخی و ارزشمند مدرسه شریعتمداری مزینان در این شهرستان خبر داد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ حسنعلی حبیب پور در گفتگو با باشگاه خبرنگاران با اشاره به این اثر که متعلق به دوره قاجاریه است گفت: این فصل از اقدامات مرمتی شامل رفع خطر از پوشش های بنا و انجام مراحل بام سازی است تا این اثر تاریخی از طریق پوشش ها و بام آسیب پذیر نباشد.
وی افزود: حذف و پاکسازی بدنه بیرونی و نمای ورودی اثر از اضافات و الحاقات مانند شعار ها و نوشته های تبلیغاتی و نیز شست و شو و بند کشی بدنه و همچنین تعمیرات موضعی و تعویض مصالح فرسوده بدنه در حیاط مرکزی و نمای ورودی، دوخت و دوز ترک های ایجاد شده که غیر فعال هستند و حذف جان پناه آجری لبه بام که در سال های اخیر احداث شده از دیگر اقدامات این مرحله از مرمت است.
وی افزود : این اثر متعلق به دوره قاجاریه است و به شماره 10905 در تاریخ 27/11/1382 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده آغاز شده است.
رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری سبزوار خاطر نشان کرد: دیگر آثار ارزشمند تاریخی و فرهنگی در این شهرستان نیز مورد توجه این اداره قرار دارد و مرمت و بازسازی این آثار نیز مور بررسی قرار خواهد گرفت.
این مدرسه در سنوات گذشته محل تحصیل طلاب علوم دینی بود و پس از آن علاوه بر تأسیس کتابخانه به همت فرزند شایسته کویرمزینان دکتر علی مزینانی شریعتی ، با پیروزی انقلاب پایگاه بسیج شهدای مزینان نیز در آن تشکیل شد سپس مرکز بهداشت و مدتی نیز محل شورای اسلامی مزینان بود و در حال حاضردفتر شورای حل اختلاف در این مدرسه قرار دارد

  • علی مزینانی
۲۷
مرداد
۹۳

پس از مدتها مسئول بهزیستی شهرستان داورزن در یک رسانه ی رسمی حاضر شد و گزارش مبسوطی از فعالیتهای یک ساله اش را برای انتشار در روزنامه خراسان ارائه نمود.

طبق معمول بازهم گله و شکایت از کمبود نیرو و امکانات محور اصلی این مصاحبه بود که البته با شناختی که از این مدیر جوان داریم این سخنان وی نه از باب خستگی که برای بهتر شدن شرایط اداره ی متبوعش می باشد تا بهتر بتواند به همشهریان داورزنی  خدمت رسانی نماید.

در این مصاحبه ی کوتاه ، شایان دوست که از خرداد 92 سکاندار بهزیستی شهرستان داورزن شده است  گزارشی از فعالیت ها و خدمت رسانی به مدد جویانی که در داورزن و روستاهای تابعه شناسایی شده اند ارائه می کند  و آن گونه که در متن به آن اشاره شده بود بخشی از این آمار و ارقام مربوط به موسسه ی خیریه ی حضرت نرجس خاتون (س) و مجتمع بهزیستی مزینان است که شاهدان کویرمزینان در سنوات گذشته بارها به آن پرداخته و گزارش آن را در روزنامه ها و خبرگزاری ها نیز منتشر ساخته است اما متأسفانه مسئول اداره بهزیستی شهرستان داورزن گویا دلشان نیامد که به پاس خدمت و مجاهدت های همکارانش در مزینان نامی از آنها بیاورد این درحالی است که امام جمعه شهرستان چندین بار به اتحاد و همدلی نام داورزن را خواستار شده است و گفته اند اگر کسی تابعیت داورزن را قبول نکند با آن برخورد خواهند نمود!

اکنون ما نیز همین توقع را از ادارات شهرستان به خصوص مدیران خدوم و زحمتکش آن داریم که شما نیز در این کار سهیم باشید و نخواهید تصور غلطی که  از پیشینه ی اختلاف روستاها با داورزن در اذهان وجود دارد دوباره زنده شود.

از اینها گذشته مگر در دین خودمان در روایات و آیات مختلف نیامده است که من لم یشکر المخلوق یشکر الخالق... پس چه خوب است که هر از چند گاهی این تشکر و سپاس را از همدیگر داشته باشیم تا دوستانمان نیز از ما به نیکی یاد نمایند.

رضا شایان دوست در بخشی از سخنانش همچنین از  محرومیت شهرستان داورزن و کمبود نیروی انسانی با توجه به حجم کار و تعداد محرومین و نیازمندان  گفت و اظهار داشت :اداره بهزیستی داورزن تنها اداره ای در سطح استان است که با وجود حجم کاری بالا و یک نهاد خدمت رسان و مردمی ،فعالیت های خود را با ۴ پرسنل انجام می دهد.

ما نیز بر این سخن جناب شایان دوست صحّه می گذاریم وامیدواریم مسئولین امر زودتر به امداد شهرستان و پرسنل این اداره بشتابند ولی نکته ی اصلی و منظور مورد نظر ما اینجاست که خود این مقام مسئول بهتر می دانند که اگرچه آنها به طور رسمی حمایت می شوند و نیرو و امکانتشان از مرکز تعیین و ارسال می شود اما در مزینان تنها یک شیر زن حضور دارد که با لبیک به منویات رهبر انقلاب دست از رفاه شهری کشیده و مجاهدانه به یاری  همشهریانش شتافته و با باز سازی و راه اندازی مهد کودک فرسوده مزینان و تاسیس موسسه خیریه و تحت پوشش قرار دادن یکصد مددجو و ساخت مجتمع خدمات بهزیستی چند منظوره به متراژ 1550 مترکه قرار است محل نگهداری کودکان بازتوان ذهنی بالای 14 سال شود یک تنه کاری کرده است که اکنون تمامی مقامات استان در تحیر مانده اند و به حضور چنین بانوی فداکاری افتخار می کنند و تکمیل ساختمان بهزیستی مزینان را بیشترین دغدغه ی کاری خود می دانند و به یقین مسئول توانای بهزیستی داورزن نیز خود یکی از حامیان وی می باشد و امیدواریم در هرجا که قرار است گزارشی تقدیم نمایند اگر نمی خواهند نامی از مزینان ببرند حداقل از این بانوی جهادگر یادی نمایند.

متأسفانه سایت داورزن نیوز هنوز اقدامی برای انتشار تصاویر مربوط به مسئولین شهرستان نکرده است و به همین دلیل ما نیز از بازنشر عکس مسئول بهزیستی شهرستان محروم شدیم و امیدواریم در آینده نزدیک افتخار مصاحبه با کسانی که برای شهرستان و زادگاهمان مزینان خدمت می نمایند داشته باشیم .

  • علی مزینانی
۲۶
مرداد
۹۳

26مرداد یاد آور روز بازگشت آزادگان به خاک مقدس جمهوری اسلامی ایران است ؛ آزادگانی که سالها رنج اسارت و دوری از وطن را تحمل کردند و با سرافرازی به میهن خود بازگشتند.

مزینان نیز در هشت سال دفاع مقدس علاوه برتقدیم ده ها شهید و جانباز و ایثارگر چهار نفر از فرزندانش به اسارت رژیم بعث در آمدند و همراه با آزادی دیگر آزادگان در میان اشک شوق پدران و مادران و دوستان و همشهریانشان وارد به زادگاهشان شدند.

در آن روزهای خاطره انگیز هر یک از آزاده های مزینانی باورود به مزینان پس از استقبال باشکوه در حالی که بعضی از آنها صورتشان تکیده و مویشان سفید شده بود شروع کردند از رنج اسارت گفتن و پس از شادمانی از اینکه به آغوش والدینشان بازگشته اند تنها حزن واندوهشان را پرواز ملکوتی رهبر کبیر انقلاب عنوان نمودند.

شاهدان کویرمزینان  روز ورود آزادگان به میهن اسلامی را به چهار آزاده سرافراز ؛ حاج محمد مزینانی فرزند رضا کبل اکبر، حاج مهدی مزینانی آزاده فرزندغلامحسین خداداد، حاج علی مزینانی فرزنداکبر احیاو کربلایی حمیدمزینانی فرزند اکبرحسنعلی تبریک می گوید.

در این تصویر تمامی افراد ایستاده کنار هم آزادگان مزینانی و روستاهای اطراف هستند که برای خاکسپاری یکی ازهمرزمانشان  آزاده ی سویزی به نام غلامرضا علیپور که چند روزپیش دارفانی را وداع گفت در روستای سویز حضور یافتند.یادش گرامی


  • علی مزینانی
۲۵
مرداد
۹۳

آسمان ایران با گذشت سه هفته از مرداد 93، بدون بارش گزارش شده است.

ایستگاه هواشناسی اردکان


به‌گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت نیرو (پاون)، بارش‌های کشور از ابتدای سال آبی جاری (مهر 92) تاکنون به 216 میلیمتر رسیده است.
این میزان بارش درمقایسه با دوره زمانی مشابه متوسط درازمدت 9 درصد کاهش یافته است.
همچنین حجم بارش‌های کشور از ابتدای سال آبی جاری تاکنون درمقایسه با زمان مشابه سال آبی گذشته هفت درصد کاهش نشان می‌دهد.
بارش‌ها در دوره مشابه سال آبی گذشته 233 میلیمتر و دوره درازمدت 43 ساله 238 میلیمتر ثبت شده بود.
تا پایان هفته گذشته بیشترین افزایش بارندگی درمقایسه با دوره درازمدت با 110 درصد به ایستگاه ایلام و بیشترین میزان کاهش بارندگی درمقایسه با دوره درازمدت به ایستگاه مزینان در خراسان رضوی با 72 درصد اختصاص داشته است.

  • علی مزینانی
۲۴
مرداد
۹۳
ادبیات کودک و نوجوانم آروزست!/ یادداشت محمدکاظم مزینانی
محمدکاظم مزینانی، نویسنده رمان‌های «شاه بی شین» و «آه باشین» در یادداشتی که برای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نوشته، از دیدگاه‌های حاکم بر ادبیات داستانی بزرگسال انتقاد کرده و فضای ادبیات کودک و نوجوان را برای تنفس نویسندگان مناسب‌تر توصیف کرده است.
محمدکاظم ‌مزینانی،داستان‌نویس:
جلسه نقد یک رمان بود. با حضور هفت، هشت، ده نفر. حرف ها شروع شد و هرکس چیزی گفت و نظرش را درباره داستان بیان کرد. آنهم چه نظراتی! واقعاً مانده بودم که این حرف‌ها یعنی چه؟ از این که سطح بحث‌ها تا این حد نازل و پایین است، وحشت کرده بودم. تصور می‌کردم در این جلسه  با نگاهی موشکافانه کتاب را کالبدشکافی می کنند و از زبان و لحن و زاویه دید و نگاه و ساختار و توصیف و فضاسازی و حس آمیزی و... حرف می زنند؛ از دیدگاهی که پشت رمان خوابیده، تصویرهای پارادوکسیکال و جنبه‌های معرفت‌شناسانه و نظریه سیاسی موجود در آن، تا نویسنده متوجه شود که کارش چه محاسن و معایبی دارد...
از این حرف‌ها هیچ خبری نبود که هیچ، بدتر از همه این بود که فهمیدم چنین کسانی از درک داستان عاجزند و مهم تر از همه، نمی توانند از خواندن آن لذت ببرند و دست‌کم از ضرباهنگ و فراز و فرودهای زبانی و کلامی‌اش کیفور شوند. 
آن‌روز بود که فهمیدم مشکل چنین نویسندگانی از کجا آب می‌خورد.  متوجه شدم مشکل این جاست که اصلا آنها قادر به لمس زیبایی‌ها و لطافت‌ها و ظرایف نیستند. نه به عنوان خواننده‌ای حرفه‌ای، که حتی به اندازه خواننده‌ای عادی. این ماجرا باعث شد به این نتیجه برسم که وجود این اشخاص در عرصه داستان‌نویسی، به عنوان کارشناس و داور تا چه اندازه هولناک است. 
واقعا چه چیزی سبب شده که چنین کسانی تا این اندازه احساس غرور و اعتماد به نفس داشته باشند؟ آنان به چه چیز خودشان می‌نازند؟ بالاخره متر و معیاری باید برای این کار وجود داشته باشد یا نه؟ اگر مبنا این باشد که هر کس برای قرار گرفتن در جایگاه نویسندگی و کارشناسی و داوری باید از پس سخت ترین آزمون های نویسندگی برآید، چنین اتفاق‌هایی هرگز رخ نخواهد داد و کسی جرات و جسارت چنین رفتاری را نخواهد داشت. آیا نباید همان گونه که مثلا در طراحی و ساخت فلان تونل از برجسته‌ترین مهندسان و کارشناسان استفاده می شود، در عرصه ادبیات نیز چنین اتفاقی بیفتد؟ 
تا هنگامی که به اتکای شرایط گلخانه‌ای به برخی افراد مجال ظهور داده می شود، باید هم منتظر چنین عواقبی باشیم. اگرنه چگونه ممکن است نویسنده ای مثلاً ده‌ها عنوان کتاب داستان چاپ شده داشته باشد و هیچ بررسی صورت نگیرد که آیا این آثار در سطح جامعه خواننده‌ای داشته است یا نه؟ چگونه ممکن است این نکته کلیدی در نقد و کارشناسی آثار نادیده گرفته شود که آیا اصولاً کتاب نویسنده از کشش و گیرایی و جذابیت لازم برخوردار است؟ آخر این فکر از کجا سرچشمه می گیرد که هرچه ما بنویسیم، مردم ملزم و مجبور به خواندن آنها هستند؟ 
این دوستان در کجا و چه زمانه ای زندگی می کنند؟  جمعیت این کشور و بخش اعظم آن، یعنی جوانان، برای برخی آثار تره هم خرد نمی کنند. میزان اعتبار و ارجمندی هر اثر بستگی دارد به میزان لذتی که از خواندن آن  نصیب خواننده می شود. نگویید پس تکلیف پیام‌های اخلاقی و اعتقادی و ارزشی چه می شود؟ عالی ترین مفاهیم نیز اگر در این چارچوب قرار نگیرند، ارزش ارائه شدن ندارند. این نیز نکته جدید و تازه ای نیست و همیشه تاریخ همین گونه بوده و اگر آثار ما از این "آن" خالی است، دلیلش این است که نتوانسته ایم آن معانی و مفاهیم را در عمق جان خود بپروریم و همتافت با جادوی داستان، به خوانندگان ارائه بدهیم.
باری، جلسه به پایان رسید و من با خودم فکر کردم که عرصه ادبیات کودک و نوجوان و به ویژه شعر چقدر حال و هوای تنفسی  و انفسی‌اش فرق دارد با دنیای داستان بزرگسال در این مملکت! واقعا در آنجا از این همه سطحی‌نگری و سطحی‌انگاری و حسادت و کینه‌ورزی خبری نیست و مثلا جایگاه یک شعر ناب به روشنی فهمیده می‌شود. در آنجا، بیشتر افراد تفاوت داستان ناب و متوسط و ضعیف را به خوبی می دانند و بی دلیل و منطق به انکار یک متن برنمی خیزند. در آنجا کسی جرات نمی کند به راحتی و بدون ادله و برهان اثری را لگدمال و منکوب کند. در آنجا کسی به خودش این اجازه را نمی دهد که به درونیات نویسنده و دنیای شخصی او توهین کند و به مچ‌گیری بپردازد. 
از وقتی که در عرصه ادبیات بزرگسال قلم می زنم چشم بندی ها و شعبده های بسیار دیده ام، اما ماجرای آن روز چیز دیگری بود. به همین دلیل با خودم عهد بستم که از این پس دیگر در کنار کسانی قرار نگیرم که از درک ابتدایی و فهم ساده یک متن و اصولا از لذت بردن و ذوق کردن عاجزند. از این جهت خوشحالم اما دلم می سوزد برای کسانی که با هزار امید و آرزو آثار خود را برای کارشناسی یا داوری به مراکزی ارائه می کنند که چنین کارشناسان و داورانی دارند. در چنین آشفته بازاری آیا خیلی ها حق ندارند درباره ما قضاوت های وحشتناک کنند؟ آیا حق با کسانی نیست که ما را نویسندگان گلخانه‌ای و رانتی می‌خوانند؟ در چنین فضایی آدم اگر ناب‌ترین داستان ها را هم بنویسد طبیعی است که نادیده گرفته شود چون به چشم کسی به او نگریسته می شود که بدون شایستگی به چنین جایی رسیده است. 
در خاتمه، با تمام وجود، نیکی و آفرینندگی و راستی را می‌ستایم و خاضعانه سر بر ضریح ادبیات کودک و نوجوان می سایم!
  • علی مزینانی
۲۳
مرداد
۹۳

درسال 1343ه.ش در خانواده ای متدین و مذهبی و کشاورز،از تبارکویرنشینان مزینان، کودکی به دنیا آمد که پدرش محمدتقی او را به عشق خادمی حرم مطهر امام رضا(ع) مفتخربه غلامی ارباب خراسانی ها نمود و نام غلامرضا را برایش انتخاب کرد..

غلامرضا تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در مزینان سپری کرد و برای کمک به پدر در تامین هزینه های سخت زندگی درس را رهاکرد و عازم دیار غربت شد و به کاربنایی و میوه فروشی در تهران مشغول شد ولی در هر زمان که خانواده برای برداشت محصول کشاورزی نیاز به او داشتندکار را درپایتخت رها می کرد و به امداد پدر می شتافت.

خلق خوش و برخورد مهربانانه و سیمای شاداب غلامرضا موجب شده بود که اودر بین دوستان از محبوبیت خاصی برخوردار باشد و چون در هیچ کاری که درست یان ادرست بود قسم نمی خورد و از واژه ی جداً استفاده می کرد معروف به رضا جداً بود.

غلامرضا عاشق ورزش والیبال بود و یکی از افراد ثابت تیم مزینان به شمار می آمدکه در ایام تعطیلی عید نوروز درسبزوار و حومه مزینان مسابقه می دادند.

محرم هرسال مزینان شاهد حضور عزادارانی است که خانه و زندگیشان را در تهران و دیگر شهرها رهامی کنند و راهی زادگاهشان می شوند و غلامرضا نیز یکی ازهمین افراد بودکه علی رغم نیاز مالی ،در ایام سوگواری سالارشهیدان به وطن بر می گشت و به طور همزمان در دوهیئت ابوالفضلی و علی اکبری(ع) اسم می نوشت و داوطلبانه خادمی عزاداران رابرعهده می گرفت.

دوره خدمت سربازی او فرا رسید و غلامرضا دست از کار کشید و داوطلبانه خودش را به پاسگاه ژاندارمری داورزن معرفی کرد و پس از طی دوره آموزشی در پادگان  04 بیرجند با جمعی از دوستان مزینانیش ازطریق ارتش جمهوری اسلامی به جبهه سومار اعزام شد و در شب عملیات مسلم ابن عقیل(ع) همان گونه که خود گفته بود گلوله مستقیم دشمن بر پیشانیش نشست و در نهم مهرماه هزار و سیصدو شصت و یک به خیل شهیدان دفاع مقدس پیوست و پیکر مطهرش پس ازتشییع باشکوه دربهشت حضرت علی(ع) مزینان به خاک سپرده شد.

شاهدان کویرمزینان یکی از قسمت های مستند شهدای مزینان را که از شبکه های مختلف سیما پخش شد به معرفی  این شهید اختصاص داد و همرزمان و دوستان و برادر بزرگ این شهید به نقل خاطره از او پرداختند و همگی به خوش خلقی و مهربانی او اذعان داشتند.

                                      *****

سفارش شهیدغلامرضامزینانی (عسکری)؛

ازقول من به دوستانم سلا م برسانید و بگویید غلامرضا راحلال کنید.ازقول من به مردم مزینان بگویید غم مخورید به همین زودی آقایمان ازپس پرده غیبت بیرون می آید و جلادان و خونخواران رانابود می کند.

به همه برادران وصیت می کنم که جهاد در راه خدا را فراموش نکنید،زیرا درراه خداکشته شدن افتخاری بزرگ است.



  • علی مزینانی
۲۳
مرداد
۹۳

مجمع امور صنفی1اولین مجمع نظام امور صنفی کشاورزی ودامپروری با حضور روسای ادارات تشکلهای کشاورزی سازمان تعاون روستایی و شورای نظام صنفی کارهای کشاورزی خراسان رضوی و برخی مسئولان در محل مصلی نمازجمعه داورزن با شرکت آحاد کشاورزان ودامپروران کل منطقه و جهاد کشاورزی داورزن تشکیل شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از داورزن نیوز؛ رئیس تشکلهای کشاورزی سازمان تعاون روستایی خراسان رضوی گفت:پیشرفت در جایی قرار دارد که امور آن بدست افرادی با توان فکری بالا اداره می شود.

اسپلانیان در ادامه مطلب افزود:تجربه آموخته است که کار را باید به مردم واگذار کرد تا یاد بگیرند روی پای خود بایستند.

گفتنی است در ادامه این جلسه اعضای هیئت مدیره با رای گیری کشاورزان ودامپروران برای مدت سه سال انتخاب شدند.

اعضای هیئت مدیره از بین ۱۵ نفربه شرح ذیل انخاب شدند:

اعضای اصلی؛

۱- امیر داورزنی با ۱۰۹ رای

۲-رضا کرمی بیارجمند با ۱۰۸ رای

۳-محمود داورزنی با ۱۰۳ رای

۴-مهدی شهامت منش با ۹۸ رای

۵-مهدی مزینانی آزاده رئیس شورای اسلامی مزینان با ۸۶ رای

اعضای علی البدل؛

  هادی کارگری با ۷۸ رای

حسین کمیزی با ۶۷ رای 

همچنین آبکار با ۷۱ رای به عنوان بازرس انتخاب شد.

  • علی مزینانی
۲۲
مرداد
۹۳

اداره کل بهزیستی خراسان رضوی با هماهنگی اداره بهزیستی شهرستان داورزن کاربری مجتمع چند منظوره بهزیستی مزینان را اعلام کرد

به گزارششاهدان کویرمزینان به نقل از روابط عمومی موسسه خیریه حضرت نرجس خاتون (س)مزینان ؛با پیگیری مستمر مدیر عامل  موسسه و همراهی اداره کل بهزیستی خراسان رضوی و هماهنگی شایان دوست مدیر بهزیستی شهرستان داورزن و باتلاش و همت مهندس جواد مزینانی  ؛ کاربری ساختمان در حال ساخت مجتمع چند منظوره بهزیستی مزینان به شرح زیر اعلام شد.
این مجتمع به دلیل وسعت ساخت در چهار فاز تعریف شد که عبارتند از:
فاز یک: مرکز نگهداری معلولان ذهنی آموزش پذیر بالای 14 سال
این کودکان با قرا گرفتن تحت آموزش و درمان اصولی می توانند کارهای روز مره خود را بدون کمک انجام دهند.
فاز دو: کارگاه آموزشی
ایجاد کارگاه آموزشی در راستای آموزش به کودکان ذهنی آموزش پذیر که در فاز یک نگهداری می شوند دایر شده و نوع آموزش در آن بر اساس تعاریف مشخص شده در سازمان بهزیستی می باشد مانند کار با چوب ،سرمه دوزی ، ترمه دوزی و...
فاز سه: سرای سالمندان (پدر ،مادر)
به دلیل قرار گرفتن این مرکز در فاصله ای طولانی از شهرستان سبزوار و وجود سالمندان بسیار در منطقه و نیاز آنها به مراقبت ،مسئولین مرکز  مبادرت به ساخت چنین مکانی نمودند .
فاز چهار: مرکز خدمات درمانی
این مرکزطوری طراحی گردیده که علاوه بر سالمندان و کودکان ذهنی آموزش پذیر که در مرکز نگهداری می شوند پذیرای مراجعین خارج از بهزیستی که در منطقه ساکن می باشند نیز باشدکه دارای فیزیوتراپی ،کار درمانی ،مشاوره پزشکی،مرکز ترک اعتیادو... می باشد.

بر اساس تصمیم هیئت مدیره و هماهنگی های بعمل آمده مقرر شد هر خیّری که نسبت به تکمیل یکی از فازها اقدام نماید نام ایشان بر سر در همان مرکز به عنوان باقیات والصالحات وی نصب گردد.

 حساب بانک صادرات شعبه مزینان:
شماره حساب:0334476832006
شماره کارت:6037691751899311
شماره تلفن هماهنگی:09123392960 نورالله مزینانی


برای دیدن تصاویر بیشتر به لینک زیرمراجعه و یا کلیک فرمایید...
  • علی مزینانی
۲۲
مرداد
۹۳

همایش بین المللی شبکه های برق در تاریخ 18 -17 جولای(مرداد ماه سال جاری) در تایلند با معرفی مقالات و نویسندگان برتر به کار خود پایان داد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از سایت دانشگاه بین المللی امام رضا(ع) در پایان این همایش 2 روزه مقاله An Energy-Efficient and Low-Latency MAC Protocol in Smart Grid (SG-MAC) به نویسندگی دکتر سید مجید مزینانی ، عضو هیات علمی دانشگاه بین المللی امام رضا(علیه السلام)، احسان بناری و ایمان سریری، عنوان مقام برتر را کسب کرد.

برای اطلاعات بیشتر از همایش مذکور به ادرس اینترنتی http://www.icsgs.org/history.html مراجعه نمایید.

  • علی مزینانی
۱۹
مرداد
۹۳

باحضور نمایندگان تعاونی روستایی و مرکز بهداشت شهرستان داورزن و مزینان و شورای اسلامی مزینان بیش از هشتصدکیلو برنج و چای و مقدار قابل توجهی مواد غذایی و بهداشتی معدوم شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ باگذشت بیش از پنج سال از تعطیلی تعاونی روستایی مزینان با نام ابن یمین که روزگاری مرکز خرید گندم مزینان و با سرمایه گذاری مردمی تأسیس شده بودو متأسفانه به دلیل عدم پیگیری مناسب دهیاری و شورای اسلامی در دوره های قبلی مقدار قابل توجهی مواد غذایی و شوینده و بهداشتی اقلام مصرفی دیگر فاسد و خسارات برآورد شده بیش از پنج میلیون تومان برآورد شده است.

بنا براعلام یکی از شاهدان عینی که در صحنه بررسی میزان خسارت تعاونی حضور داشته حدود 485کیلو برنج درجه یک، 400کیلو چایی ایرانی و خارجی شامل 816 بسته پانصدگرمی، با حمله موشها که بعضی از آنها حتی بر روی این مواد غذایی مرده اند بنا برتشخیص مأموران بهداشتی فاسد و معدوم شد.

همچنین  این شاهد عینی افزود : 5بسته 600گرمی عدس ، 700 بسته 900گرمی ماکارانی ، 4 کارتن ده کیلویی قند ، 100 بسته 100 گرمی سویا، 50 بسته 700گرمی لوبیا، 50 بسته پودر رختشویی به همراه 50 لیتر مایع ضرفشویی و 10 لیتر وایتکس و 100قالب صابون ، 100 کیلو شکر از جمله اقلامی است که در تعاونی وجود داشته که همگی باید معدوم شود.

وی افزود : مقدار 2000بسته کبریت و چهارتوپ پارچه نیز در این تعاونی مشاهده کرده است که منتظر نظر نمایندگان تعاونی و بهداشتی می باشد.

متأسفانه هیچ کدام از مسئولین شورا و دهیاری مزینان و تعاونی مزینان مسئولیت این خسارت را برعهده نگرفته و هرکدام تقصیر را متوجه دیگری می نماید این درحالی است که سرمایه ی اولیه این مرکز را مردم مزینان پرداخته اند و همگی در آن سهیم می باشند.

این شاهد عینی اعلام کرد : اگر شورای اسلامی تصمیم نمی گرفت که تعاونی را برای اجاره واگذار نماید معلوم نبود که تاکی باید موشها و دیگر موجودات موذی در این تعاونی بسر می بردند در حالی که این مکان در مرکز بازار مزینان قرار دارد.

شایان ذکر است در دو دهه شصت و هفتاد اغلب مایحتاج اولیه و اقلام کوپنی به مسئولیت یکی از شهروندان مزینانی به نام حاج محمد صانعی معروف به ممد نفتی در این تعاونی به دست مردم می رسید ولی پس از بازنشستگی وی و واگذاری آن به شورای اسلامی و پس از آن اجاره به یکی دیگر از همشهریان ، این مرکز پس از مدتی تعطیل و دیگر کسی سراغ آن را نگرفته است و فاسد شدن مواد غذایی در حالی صورت گرفته که بنا بر ادعای رئیس شورای اسلامی مزینان این تعاونی مبلغ ده میلیون تومان بدهکار می باشد و مهدی مزینانی آزاده خودش ضامن پرداخت  بدهی فوق می باشد.

  • علی مزینانی
۱۷
مرداد
۹۳

ارسال پیامک این هفته سامانه شاهدان کویرمزینان که به همت یکی از رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس و از فرهنگیان با سابقه ی منطقه 15 تهران جناب آقای حسن دست مراد مزینانی برای همشهریان مزینانی ارسال می شود تعلق گرفت؛ به پیام ارزشمند پاسدار شهید عباس تیماجی ، شهیدی از خطه ی کویرادیب پرور و قهرمان خیز مزینان که این پیام را سی سال پیش و در زمانی که راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شده بود برای دختر خردسالش که اکنون خود دهه ی سوم زندگانیش را سپری می کند و به نام پیام آور کربلا حضرت زینب کبری (س) مفتخر است می فرستد و می گوید : دخترم زینب! با همه ی دلبستگی ها که به زندگی و به تو دختر خردسالم داشتم به ندای «هل من ناصر ینصرنی » حسین زمان لبیک گفتم.

ما نیز بنا بر رسالتی که داریم پس از ارسال هر پیام شهیدی از مزینان سعی می نماییم تا او را برای مخاطبان گرانمایه بیشتر معرفی کنیم چرا که شاهدان کویرمزینان با نام این دلیرمردان به صحنه آمد و امیدواریم همچنان این راه حتی پس از ما هم و حتی پویاتر از ما توسط فرزندان پرتوان مزینانی ادامه یابد. وباز دست نیاز به سوی تمامی یاران اهل قلم و خانواده معزز شهدای مزینان دراز می کنیم و از همرزمان و همسنگران شهدا نیز می خواهیم تا خاطرات خود را یا از طریق بخش نظر شاهدان کویر و یا ایمیل alimazinani@mihanmail.ir  ارسال نمایند.

زندگینامه شهید عباس تیماجی مزینانی :

شهید عباس تیماجی مزینانی فرزندحسین در سال 1335 ه.ش در خانواده ای مذهبی و آشنا به مفاهیم و معارف اسلامی و فرهنگی به دنیا آمد.

پدر و مادر او قبل از به دنیا آمدن عباس برای ادامه ی زندگی و تأمین معاش و اقتضای شغلی از مزینان راهی پایتخت شده بودند . پدر دانای عباس که شاهد و ناظر فساد دربار رژیم پهلوی بود سعی می کرد فرزندانش را به مدارسی بفرستد که آموزه های دینی و اسلامی را به آنها تعلیم دهد برای همین پس از تولد عباس و فرا رسیدن زمان  تحصیل،  او را به مدرسه ای مطمئن فرستاد و پس از اتمام دوران ابتدایی و راهنمایی عباس برای ادامه ی تحصیل در مقطع دبیرستان راهی مدرسه ی دارالفنون شد.

عباس پس از اتمام تحصیل دبیرستان راهی سربازی شد و روزهای پایانی خدمت سربازی او مصادف شد با انقلاب اسلامی و به فرمان حضرت امام خمینی (ره) از پادگان فرار کرد و به صف مبارزان پیوست.

وی که آشنا به فنون نظامی بود در تمامی صحنه های پیروزی انقلاب فعالیت داشت و همراه دیگر همرزمانش به پاکسازی کلانتری هاپرداخت و پس از پیروزی انقلاب و تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی لباس سبز پاسداری را برتن نمود و با توجه به مهارت نظامی که داشت نیروهای زیادی را آموزش و راهی جبهه ها کرد.

شهید عباس تیماجی  علاوه برخدمت شبانه روزی در سپاه تصمیم به ادامه تحصیل گرفت و در سال 1362 در امتحان ورودی دانشگاه شرکت کرد و در رشته ی آمار و تحقیقات پزشکی قبول شد اما به لحاظ بعضی از خواسته های درونی  نپذیرفت و درسال 64 مجدد با شرکت در کنکور  دانشگاه  با رتبه ی قابل توجه و بالایی در رشته ی پزشکی پذیرفته شد اما عشق به جبهه و جهاد او را باردیگر به میادین نبرد کشاند و عاقبت در 25مرداد سال1364ه.ش در سرزمین تفتیده فکه به فیض عظیم شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش پس از تشییع با شکوه در تهران در گلزار بهشت زهرا(س)آرام گرفت. یاد و نامش جاودانه باد.

فرازی از وصیت نامه شهید عباس تیماجی مزینانی :

در بخشی از وصیت نامه ی او خطاب به همسرش چنین آمده است : ای همسر خوب و مهربانم ، در این روزهای آخر که تا عملیات فرصتی نمانده خواستم بگویم که تو مشوق من در این راه مقدس بودی و من بسیار خود را به شما مدیون می دانم . انشاء الله که خداوند این زحمات را از شماقبول و ذخیره آخرت شما قرار دهد.در تربیت فرزندانمان نهایت دقت را داشته باشید.

شهید تیماجی خطاب به دخترش چنین می نویسد؛ زینبم! بابادر شرایطی به جبهه رفت که جنایتکاران هرروز و شب بدون هیچ بهانه ای شهرهای ما را بمباران می کنندتا اینکه خداوند به من هم لیاقت داد و در جبهه پذیرفت و آنچنان پذیرفت که با همه ی دلبستگی ها به زندگی و به تو دختر خردسالم به ندای «هل من ناصر ینصرنی » حسین زمان لبیک گفتم.

دخترم ! دنیا مار خوش خط و خالی است . بهوش باش که تو را فریفته خود نکند شیطان نفس را به زنجیر بکش . مبادا به مال دنیا فریب بخوری ...

منبع : با نگاهی به کتاب مزینان ، عشق آبادی کوچک (یادمان شاهدان کویر)نوشته دکتر احمد باقری مزینانی
  • علی مزینانی
۱۴
مرداد
۹۳

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ گروهی از بسیجیان و مسئولین فضای مجازی و سایبری ناحیه قدس سپاه حضرت محمدرسول الله(ص) تهران بزرگ با حضور در منزل شهید حسین مزینانی با والدین این شهید دیار کردند.

  • علی مزینانی
۱۳
مرداد
۹۳

امیر سرتیپ خلبان عزیز نصیرزاده به همراه جمعی از فرماندهان عالی رتبه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی روزشنبه با حضور در منزل برادران شهیدی با والدین این شهیدان دیدار کردند.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ پس از سی و سه سال از شهادت سربازیکم علی مزینانی که اولین شهید مزینان  و منطقه داورزن می باشد جمعی از مقامات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی با همراهی امیر سرتیپ خلبان عزیز نصیر زاده معاون هماهنگ کننده نهاجا باحضور در مزینان با والدین شهیدان علی ، محمد و حسین مزینانی معروف به شهیدی دیدار و گفت و گو کردند.

شهید علی مزینانی فرزند اصغر در سال 1340ه .ش در مزینان متولد شد و پس از اتمام تحصیل در مقطع پنجم  ابتدایی برای ادامه تحصیل و کار عازم تهران شد. او در شروع انقلاب اسلامی با برادرانش در راهپیمایی ها و مبارزه علیه طاغوت شرکت فعال داشت و با شروع جنگ تحمیلی به خدمت مقدس سربازی اعزام و در نیروی هوایی ارتش آموزش دید و پس از اعزام به جبهه به نیروهای شهید چمران پیوست و عاقبت در 1360/05/30 ه.ش درمنطقه سوسنگرد به فیض شهادت نائل آمد و به عنوان اولین شهید دفاع مقدس مزینان و منطقه داورزن نام گرفت.

پس از او برادرش پاسدار شهید محمد مزینانی که مدتی به عنوان پاسدار و محافظ بیت حضرت امام(ره) در جماران مشغول به فعالیت بود در منطقه طلائیه مفقود الاثر و پس از گذشت چندسال، شهادت وی تأیید و یادبودی برای او در مزینان و بهشت زهرا(س) تهران ساخته شد.

سومین شهید فرزندان اصغر و صفیه مزینانی پاسدار شهید حسین مزینانی است که با نام مستعار محسن همراه باسربازان گمنام امام زمان (عج) فعالیت گسترده ای در مبارزه با اشرار داشت و پس از بازگشت از مأموریت در منطقه سنگ سفید سبزوار بطور مشکوکی به شهادت رسید.

پس از شهادت این سه برادر و دو پسر عمومی شهیدشان مهدی و یدالله مزینانی مردم قدرشناس مزینان این خانواده را به نام شهیدی می شناسند.


دیدار مقامات عالی رتبه نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی به طور اتفاقی رخ داده است که پس از رویت عکس شهیدان مزینانی بر سر در منزل آنها توسط  یکی از نیروهای زحمتکش این یگان، موضوع  به استحضار فرمانده نیروی هوایی ارتش رسانده شده و وی با دستور به معاون هماهنگ کننده خود می خواهد که به نیابت از ایشان با این والدین فداکار دیدار نماید.

شایان ذکر است امیر سرتیپ خلبان شاه صفی فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی  پس از اطلاع از حضور خانواده سه شهید والامقام در مزینان طی تماسی اظهار امیدواری می کند که به زودی با والدین این شهیدان دیدار نماید.

ذکر این نکته لازم است که مزینان مفتخر به حضور دو خانواده سه شهید به نامهای شهیدان حسینی و شهیدی می باشد.


 سه برادر شهید مزینانی (شهیدی) 

   

شهیدعلی مزینانی(شهیدی)  شهیدمحمدمزینانی(شهیدی)   شهیدحسین مزینانی(شهیدی)

 

دوپسرعموی شهیدان شهیدی

 

   

 شهیدیدالله مزینانی (شهیدی)     شهیدمهدی مزینانی (شهیدی)

  • علی مزینانی
۱۲
مرداد
۹۳
نویسنده «آه با شین» از پایان نگارش ضلع‌ سوم سه‌گانه‌اش در نیمه دوم سال جاری خبر داد و این اثر را از نظر تکنیک روایی متفاوت از دو جلد پیشین این سه‌گانه دانست.محمدکاظم مزینانی
به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛محمدکاظم مزینانی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: پس از انتشار «شاه بی‌شین» و «آه با شین» که دو کتاب از یک سه‌گانه به حساب می‌آیند، شروع به نوشتن جلد سوم این تریلوژی کردم که به احتمال زیاد نگارش این اثر در نیمه دوم سال‌ جاری به پایان می‌رسد.
  مزینانی با بیان این‌که هنوز نامی برای رمان جدیدش انتخاب نکرده است، اظهار کرد: چند اسم برای این اثر مدنظر دارم اما هنوز هیچ‌کدامشان را انتخاب نکرده‌ام. رمان جدیدم در واقع یک اتوبیوگرافی با محوریت خاطرات بینانسلی به حساب می‌آید که دربرگیرنده خاطراتی از کودکی، نوجوانی و بزرگسالی من است. 
 مزینانی درباره تفاوت‌ها و شباهت‌های این اثر با آثار قبلی‌اش توضیح داد: جلد سوم این مجموعه با «شاه بی‌شین» و «آه باشین» ارتباط معنایی و محتوایی دارد، البته این اثر از نظر تکنیک روایی با دو کتاب قبلی‌ام متفاوت است. 
وی اضافه کرد: این داستان هم مانند دو کتاب قبلی، دارای دو زمان حال و گذشته است اما زمان حال این اثر مربوط به 40 سال بعد می‌شود و در واقع زمان حال در این رمان، آینده است. البته فعلاً نمی‌توانم توضیح بیشتری درباره آن بدهم، چون ممکن است داستان به طور کلی لو برود. 
خالق «شاه بی‌شین» درباره شباهت طرح داستان جدیدش به رمان «1984» اورول، توضیح داد: گمان نمی‌کنم کار من شباهت زیادی با این رمان داشته باشد، اورول در واقع یک مارکسیست چپ‌گرا بود. 
نویسنده برگزیده سیزدهمین جایزه قلم زرین، درباه بازخورد رمان «آه باشین» گفت:‌ معتقدم باید از انتشار یک رمان، دست‌کم یکسال بگذرد و بعد درباره بازخورد آن صحبت کنیم. به هرحال فکر می‌کنیم «آه با شین» هنوز آن‌طور که انتظارش را داشتم دیده نشده است. 
محمدکاظم مزینانی متولد 1342 در دامغان است که اجداد پدری و مادری او اصالتاً مزینانی می باشند. از این نویسنده که پیشتر به عنوان داستان‌نویس و شاعر کودک و نوجوان شناخته می‌شد، تا کنون دو رمان «شاه بی‌شین» و «آه با شین» در حوزه بزرگسال منتشر شده است.
  • علی مزینانی
۱۱
مرداد
۹۳

تعجب نکنید مطلب زیر یک متن عربی نیست بلکه لهجه ی شیرین ما مزینانی هاست لهجه ای که بی شک بر آمده از زبان شیرین فارسی دری است و این اغراق نیست چرا که بعضی از واژه ها و کلمات فراموش شده ی این زبان در گویش ما یافت می شود و چه خوب است که فرهنگستان علوم و زبان فارسی اندک توجهی به این سرزمین کهن و تاریخی داشته باشد و عوض معادل سازی واژه های بیگانه که در عوض چی، چه بگوییم ! بیایند و اصل زبان پارسی را از این سرزمین بیرون بکشند و به فارسی زیانان ارائه نمایند.

البته باز بعضی از مخاطبان گرانمایه که گاهی تنها به دنبال این هستند که ما چه می گوییم و تا تعریفی از زادگاهمان می کنیم بلافاصله حمله ور می شوند و معتقدند ما از خود راضی هستیم و همیشه غرور داریم ! نیایند و بازهم این ادعا را تکرار کنند!  نه مقصودمان تنها مزینان نیست بلکه تمام این سرزمین پهناور است که خراسان نام دارد.

شعر یاد او وِختا سروده ای است که من در دهه ی شصت ساختم و با گروه نمایشی که هنوز بسیاری از همشهریانمان به یاد دارند و از آن به نیکی یاد می کنند در هیئت حسینی و مدارس ابتدایی و راهنمایی مزینان اجرا کردیم و آن زمان برمذاق همگان خوش آمد و این بار تنها برای یاد آوری بخشی از آن تقدیم می شود.


یاد او وختا

اِی رفیق جان یادِ او وِختا بِچَه بی ییم بخیر        غم نَدُشتیم ما دِکُو جییم و چِش دُشتیم بخیر

یا او وِختا که با چند تَه بِچَه تایِر بِدست              صُب تا شَو وَر مینِِ کو یچِِه ها مِگِلُندیم بخیر

یاد او وختا تیشلِر بَزی ما گُل مِکِرد                  تا مُخُست که قُُق رِوَ لُو خَنِِه گِی کِردیم بخیر

یادِ او وِختا دِمین ماهِ مبارک رَمِضو                   شِوا وَر مین بازارُ صَحرا مِگِردییم بخیر

یادِ او وختا که تَپُّو لبیک و هَرَنگ هَرَنگ             ساک ساکُ قَیِم بَزِی در نصفِ شَو دُشتیم بخیر

یاد او وِختا که باچندتَ رفیق وَر پی اَجار            کلِّ صحرا رِ دِ زیر پاها ما مُگذِشتیم بخیر

یاد او وختا مِرَفتیم وَر دلِ دشتِ کویر            دنبالِ قُرسَک بی ییم هِی زِمینار کِندیم بخیر

یاد او وختا که بعد از غُطَّه از او میزینو          اِی بِدَن رِ هِی دِمین خاکا مِغِلتُندیم بخیر

یاد او وختا که دیوارای شاه عباسی ر         با ذغال بس یادگری ها که بنوشتیم بخیر

یاد او وختا که ما از سر نَو غِزِل خانم           هی مُخُسبی یَک نِفِر از روش مِپِرّی ییم بخیر

یادِ او وِختا بِری هِیزِم به پُشتِ گِردِنَه           تا مِزَییم یَک بِغِل رِِسمُو مِبِندِ ی ییم بخیرِ  ...


* ای رفیق جان یادآن وقت ها(زمان ها) که بچه بودیم بخیر / غم نداشتیم ما کجاییم و چی داشتیم بخیر

*یاد آن وقت ها که با چندتا بجّه تایر(لاستیک ) به دست / صبح تا شب در کوچه می چرخاندیم بخیر

*یاد آن وقتها که تیله بازی ما گل می کرد/ تا می خواست که تیر شود به لب گودال برخوردودر آن می افتادبخیر

*یاد آن وقتها که در میان ما مبارک رمضان / شبها در میان بازار و صحراها می گشتیم بخیر

*یاد آن وقتها که بازی لبیک وهرنگ هرنگ/ ساک ساک و قایم باشک بازی تا نصف شب داشتیم بخیر

*یاد آن وقتها که با چندتارفیق در پی جمع کردن اجار(علف آش محلی)/کل صحرا هارا زیرپا می گذاشتیم بخیر

*یاد آن وقتها که می رفتیم به دل دشت کویر / دنبال قارچ بودیم و هی زمینها را می کندیم بخیر

*یاد آن وقتها که بعد از شنا در آب مزینان/ این بدن را هی در میان خاکها می غلطاندیم بخیر

*یاد آن وقتها که دیوارهای رباط شاه عباسی را / با ذغال بسیار یادگاری ها که نوشتیم بخیر

*یاد آن وقتها که ما از سرِ نو غزال خانم(بازی محلی) هی یکی خم می شد و ما از روی آن می پریدیم بخیر

*یاد آن وقتها که برای جمع کردن هیزم در پشت گردنه / تا یک بغل می زدیم باریسمان می بستیم بخیر
  • علی مزینانی
۰۹
مرداد
۹۳

ازحدیره تا باغستان
ره آورد سفربه مزینان

مزینان از نگاهی دیگر(16 )


بخش بیست و هشتم


و اما تقدیر این است که اکنون بازار اصلی مزینان از همین خانه شریعتی ها آغاز شود و مردم هر روز صبح که برمی خیزند و راهی بازار می شوند این سرا را ببینند؛ جایی که هرچند دیگر بعد از شیخ محمود کسی از فرزندانش ردای روحانیت را نپوشید اما مردم با آغاز مراسم عزاداری داخل بازار ماه محرم و یا صبح روز مراسم نماز عیدفطر با اجتماع هیئتی در مقابل این خانه برای ساکنین و اسلافشان احترام خاصی قائل می شوند و گویی از علمایش برای برپایی مناسک خود رخصت می گیرند.
هرچند به آسانی نمی توان از این خانه و اهلش دل کند اما فرصت اندک است و باید من ؛مزینان زاده ای که بیش از دو دهه است که زادگاهم را ترک کرده ام و هربار که فرصتی پیش می آید نمی توانم به راحتی و کامل آن را ببینم این بار همه جایش را و تمام خاطرات کودکی و نوجوانیم را به خوبی و کامل ببینم برای همین و با آخرین نگاه به خانه ی شریعتی ها که دیگر هیچ اثری از آن جوی آب و درخت بید مقابل آن نیست و به جایش جوی سیمانی برآن قرار گرفته تا یادگاری باشد از آن درختان سربه فلک کشید ه ای که آب را در بازار تا صحرا همراهی می کنند و البته زیاد هم بد نشده و نظم دیگری هم گرفته اند خود را به بازار می سپارم و برایم زیاد زیبا نیست که ساختمان سفیدی که در شمال غربی این سرا قرار گرفته و هرچند چهره ای نو دارد و خودنمایی می کند اما نتوانسته لحظه ای از عظمت سرای شریعتی ها کم کند، ببینم . هرچند این بانک قدیم ترین بانک منطقه است و خدمات بسیاری را به مردم نموده است و شاید اگر در جای قدیمی اش بود برایم بیشتر جذابیت داشت و از آن بیشتر می گفتم ولی به همین بسنده می کنم که علاوه بر بر این بانک که به نام صادرات می شناسیم دو بانک دیگر هم در مزینان به نام تجارت و پست بانک مشغول به کار هستند که این نیز از وضع خوب اقتصادی و همت مزینانی ها خبر می دهد چرا که روزگاری بعضی تلاش کردند تا بانک تجارت را همچنان که صندوق قرض الحسنه ثامن الائمه (ع) را که هنوز هم اسنادش به نام مزینانی هاست به داورزن بردند این بانک را هم به بهانه کمی مشتری از مزینان بگیرند ولی همه ی مزینان زاده هایی که در شهرهای دیگر به خصوص تهران از وضعیت مالی خوبی برخوردار بودند حسابهای بانکی خود را به زادگاهشان انتقال دادند تا این نقشه را خنثی نمایند و همین گونه هم شد و بانک تجارت برای همیشه در مزینان ماند.
 من با آن جوی آب که برای مادران ما نیز پر از خاطره است همراه می شوم  چرا که خیلی از آنها بعد از غذا، ظرف و ظروف و رخت و لباسِ فرزندانشان را در این آب می شستند و گاهی تا ساعتها طول می کشید چرا که خاطراتشان را نیز در همین جا برای همدیگر تعریف می کردند و غروب نیز نوبت پدران می شد که بر دیوارهای گلی آن و یا بردرختان بید تکیه کنند و چپقشان را چاق کنند و یا دوک نخشان را باهم بریسند و قصه  و داستانهای پهلوانی همدیگر را بشنوند و گاهی نیز در همین گفتگو ها *سم آبی و  یا مال و حالی به فروش می رسید و آنگاه با اذان مغرب راهی مسجد می شدند و نماز می خواندند و آنگاه در حالی که هر یک بسته ای در دست داشت و برای اهل و عیالش خرید کرده بود راهی خانه هایشان می شدند و چون شامشان را می خوردند شب نشینی های گرو هی اشان شروع می شد و تا پاسی از شب چندین خانوار در منزل یکی از همسایگان جمع می شدند و می گفتند و می خندیدند و می خواندند و شاد بودند.
ولی اکنون در این بازار  از آن شور و شوقی که من سراغ داشتم خبری نیست هرچند گاهی ماشینی سکوت غم انگیز آن را می شکند اما از آن شلوغی و هیاهوی دوران ما دیگر هیچ اثری نیست پیرمردانش هم گویی دیگر حوصله ندارند تا پای درد دل همدیگر بنشینند برای همین ترجیح می دهند در خانه بمانند و در و دیوار تنهایی خود را نظاره نمایند و منتظر بمانند تا آشنایی بیاید و خبری از فرزندان به سفر رفته اشان برای آنها بیاورند و البته دیگر از آن خبر خوشی ها هم خبری نیست .
یادش بخیر هر موقع کسی از تهران می آمد، ما بچه ها در ماراتن عجیبی از همدیگر سبقت می گرفتیم تا خبر آمدنش را به والدین چشم انتظارشان بدهیم و در عوض خوش خبری از آنها بگیریم و بعد از آن هم نوبت به زنها می رسید تا از مسافر جدید خبری از فرزندانشان که به غربت رفته اند بگیرند ؛ آیا نامه ای از شوهر من داری ؟ حسنک من را دیده ای ؟ کار و بارا چطوره آیا ممد من توانسته چیزی کار کنه ؟ ! و ده ها سئوال دیگر که انگار این از سفر برگشته باید تمامی مزینانی های مقیم تهران را بشناسد و از همگی خبر آورده باشد و به تمامی سئوالات پاسخ بگوید.
بازار مزینان ، خیابان عریض و طویلی است که مزینان را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می کند و تمامی مراکز خرید و فروش و اماکن مهم مانند هیئات و مساجد و حوزه علمیه و کتابخانه و حمام و بانک در دو طرف این خیابان که توسط جوی آب و صفی از درختان از همدیگر جدا می شوند قرار دارد.
در چند سال پیش که هنوز این بازار آسفالت نشده بود هر بعد از ظهرش کاسبان و گاه دیگر مردم نیز به آنها کمک می کردند و هردو طرف خیابان را آب پاشی می کردند تا از گرد و غباری که ممکن است با وزش بادی برخیزد در امان بمانند . بعد از خانه شریعتی ها اولین مرکز مهمی که قرار دارد شرکت تعاونی روستایی است که پیش از انقلاب دایر شده و تمامی اهالی در آن سهام گذار هستند اما اکنون چند سالی است که دیگر از آن خدمات خبری نیست خدماتی مانند؛ توزیع قند و شکر کوپنی و برنج ارزان و بعد هم گالن های نفتی که تا پیش از آمدن گاز به همت مهندس نوذری وزیر سابق نفت که به خاطر علاقه اش به فرزند شایسته کویر دکتر علی شریعتی به مزینان آمد و حضورش موجب برکتی شد که دیگر روستاها نیز از آن متنعم شدند و گاز وارد خانه های سوختگان کویر شد اما پیش از این صفی از شهروندان در هر غروب تشکیل می شد تا گالن های خود را پر کنند و با فرغون به منازل خود ببرند. گاه این صف به ویژه در روزهای نخستین انقلاب که شایعات بسیاری را برسر زبانها انداخته بود تا سرای شریعتی ها ادامه داشت و ساعتها طول می کشید تا نوبت به یکی از ما منتظران بشود هرچند از تعاون و همکاری مردم هم نمی توان به آسانی گذشت چرا که گاهی همین مردم به کمک شهرآبادی توزیع کننده نفت می شتافتند و در پرکردن گالن های مردم به او کمک می کردند و بعد هم نوبت نوجوانان می رسید که با تأسی به پدران جوانمرد خود به پیرزنان و پیرمردان کمک نمایند تا آنها هم از سوخت شبشان محروم نمانند و نفتشان را تا خانه ی آنها می بردند و به دعای این کهنسالان که می گفتند : الهی پیرشی و خیر از جوونیت ببینی؛ دل خوش کنند.
البته قبل از این شرکت تعاونی دو مغازه در سمت چپ خیابان قرار دارد که یک باب از آنها مربوط به یکی از زحمت کشان مزینانی است که با تعمیر دوچرخه و گاه فروش بنزین آزاد امرار معاش می کند و دیگر موتور سازی مرحوم استاد محمد است که تا زمانی که خودش زنده بود این مکان هم محل پر رونق کسب و کار خود و فرزندانش بود و مرحوم دکتر شریعتی هرگاه به مزینان می آمد با او هم کلام می شد که دریکی از این گفت و گوهایش دکتر آرزو کرده بود ای کاش همانند او بی خیال سیاست می شد و این خاطره ی شیشه بر مزینان و البته انسان خیری است که در این چند سال هیئت شاهزاده علی اصغر(ع) و زینبیه که او با پسرانش بنا کرده  محل رفت و آمد نوجوانان و جوانان بسیاری شده است که به عشق اهلبیت اشک می ریزند و خبرنگار زیرکی  این خاطرات را از قول او در مجله بهارستان منتشر نموده و خود حاج حسین نمی دانست که او خبرنگار است و تمام خاطرات با دکتر بودن را به لحاظ خویشاوندی که با او دارد  بیان می کند و اما استاد محمد که حاج حسین تاج در باره ملاقات دکتر با او چنین می گوید:« یک استاد محمدی بود، یک بار آمد نشست، گفت: علی آقا تو الآن 300 تومن می گیری خانمت هم در آمد دارد، چه کار داری سر به سر این مردکه(منظورش شاه بود) گذاشته ای؟ دکتر گفت: چقدر از خدا ممنون بودم اگر کله تو بر سر من بود، راحت بودم. بعد که رفت، گفت: خوب! من به این آدم چه بگویم؟»
مرحوم شیخ محمود و دیگر شریعتی ها نیز هر موقع وقت ایجاب می کرد با او هم کلام می شدند و چون آنها همه مردند او نیز طاقت دوری نداشت و به آنها پیوست ! و بعد از رفتنش پسرانش هم هر کدام هوس مهاجرت کردند و آنهایی که ماندند نتوانستند آن رونق بازار را حفظ کنند!

و ادامه دارد...

*سم آب : سهم آب
  • علی مزینانی
۰۸
مرداد
۹۳

همزمان با اولین روز از ماه شوال نماز عید فطر با حضور مردم مومن و خداجوی مزینان در هیئت حسینی مزینان برگزار شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ مراسم برپایی نماز عید فطر همزمان با سراسر کشور و در اولین ساعات صبح اولین روز ماه شوال با اجتماع مردم مومن و خداجوی مزینان در مقابل منزل روحانی محل و همراهی او به سمت هیئت حسینی آغاز شد.

در این مراسم که برخی از روحانیون و جمعی از شهروندان مزینانی ساکن در شهرهای دیگر نیز حضور داشتند حجت الاسلام معلمی فر ضمن قرائت خطبه ی شقشقیه و برگزاری نماز پیرامون عید سعید فطر سخرانی نمود و در ادامه نیز مهدی مزینانی رئیس شورای اسلامی مزینان گزارشی از فعالیت های این شورا را ارائه کرد.

برای دیدن تصاویر این مراسم به ادامه مطلب بروید...
  • علی مزینانی
۰۸
مرداد
۹۳

ورودی  خطرناک داورزن به مزینان بازهم موجب داغدار شدن دو خانواده گردید و طی تصادفی دو دختر داورزنی جان خود را ازدست دادند.

به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از داورزن نیوز ؛ حوالی ساعت ۲ بامداد در ورودی داورزن مشهور به سه راه مزینان دو همشهری خانم داورزنی با یک دستگاه خودرو سواری برخورد و جان خود را از دست دادند.

مهدی داورزنی برادر یکی از فوت شدگان گفت:خواهر و دخترعمه ام توسط جامعه معلولین سبزوار از اردوی شمال برمی گشتند که آنها را در سه راه مزینان پیاده کرده اند و در حال عبور از عرض جاده دچار سانحه شده اند.

خاطرنشان می کند گذرگاه مزینان از مکان های خطرناکی است که در محور داورزن به سبزوار و بالعکس قرار داشته که سالانه حوادث زیادی را در بر دارد.

این گذرگاه ها در سال های قبل توسط کارشناسان شناسایی شده تا راه چاره بیاندیشند و همچنین برای این  گذرگاه ساخت یک زیرگذر پیش بینی شده بود که متاسفانه هیچ گونه اقدامی نشده است.

هادی داورزنی یکی از همشهریان  شهر ستان با ارسال نظری به سایت داورزن نیوز می گوید : در مورد حادثه تصادف دو خانم داورزنی در سر راه مزینان :باید برای هزارمین بار برای مسئولین شهر داورزن ابراز تاسف کرد چون این حادثه نه اولین حادثه و نه آخریش خواهد بود‏ ‏‏‏‏‏و گذرگاه مرگ همچنان قربانی می گیرد و تا حادثه بعدی همه چیز فراموش خواهد شد و بعید است اقدامی صورت بگیرد چون مردن مردم منطقه در این مکان امری عادی شده است .

شاهدان کویرمزینان نیز بارها طی مطالبی نگرانی شورای اسلامی و شهروندان مزینانی را از این سه راهی مرگ و جاده خطرساز مزینان اعلام نموده است ولی متأسفانه تا کنون هیچ اقدامی صورت نگرفته و البته در دوسه ماهه ی اخیر مسئولین محترم لطف نمودند و چند بشکه قیر فرستادند تا شورای اسلامی داغ کند و بر روی محل های تخریب شده بریزند کاری که یکی از شهروندان در زمین فوتبال یکی از استانها می کرد و با پمپ دستی زمین چمن را رنگ سبز می ریخت تا دوربین ها نمایش بدهند که این زمین از همه لحاظ برای فوتبال آماده است و دیگر هرچه برسر بازیکنان بیاید تقصیر از خودشان است !
  • علی مزینانی
۰۷
مرداد
۹۳

در بخش دوم اشعار ارسالی فرهیختگان مزینانی به مناسبت پایان یافتن ماه پرخیر و برکت رمضان ، منتخبی از غزل معنوی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ حبیب الله مزینانی  عسکری با عنوان شعر وداع با رمضان و آغاز عید شوال تقدیم می گردد و از این بزرگوار نیز ضمن تقدیر و سپاس در خواست می نماییم که بازهم اشعار آئینی خود را به همراه سروده های پر محتوا در باره زادگاهمان مزینان به شاهدان کویرمزینان ارسال نمایند تا هم مخاطبان گرانسنگ از این فیوضات بهره مند شوند و هم زحمات ایشان به بار بنشیند و به زودی شاهد انتشار اشعار زیبایشان در قالب دیوان شعر باشیم چرا که با عنایت به آشنایی ایشان به اصطلاحات عربی و ادبی و توانایی بسیارشان در سرودن شعر با مضامین زیبا ، حیف است که هنر یک روحانی مستعد برای دیگران آن هم از نوع مزینانی اش شناخته نشود و به یقین این همت می تواند راهگشا و رهنمون نسل جوانی باشد که در عصر تکنولوژی همه چیز در اختیار دارند اما گاه کاهلی می کنند و از این استعداد خدا دادی استفاده نمی کنند.

میقات فطر تجلی روز قیامت است  

ماه خدا ز اول و آخر بهار داشت                    در روز عید فطر بهار در بهار داشت

عشق آفرین بود سحرهای هر شبش             عاشق پی وصال دلی کامکار داشت

برچیده شد سفره افطار و در عوض                اندر صلاة فطر مِی خوشگوار داشت

خُرَّم دلی که قدر تو را محترم شمرد                او را ببخش گرعمل کم عیار داشت

با یا علی و یا عظیم هر دم مدد گرفت              گاهی ز افتتاح دُرِِ شاهوار داشت

بوحمزه را به وقت سحر عارفانه خواند              گویی به پیش حق گنه بیشمار داشت

اینها وسیله ای ست که تقوا بیاورد                   زیرا خدا ز روزه چنین انتظار داشت

سجاد سیدالعُرَفا لحظه می شمرد                    بهرِهلال روزه دلی بیقرار داشت

اندر وداع با رمضان زار می گریست                    بهر فراق ؛ او جگری داغدار داشت

در روز عید اگر برکات خدا نبود                         دق مینمود صائم و جان را نثار داشت

میقات فطر تجلی روز قیامت است                 می داند آن کسی که خدایش چکار داشت

  • علی مزینانی
۰۷
مرداد
۹۳

در آستانه فرا رسیدن ماه شوال و عید سعید فطر بازهم همشهریان مزینانی بذل عنایت نموده و اشعاری را برای شاهدان کویرمزینان ارسال کرده اند که بی هیچ دخل و تصرفی تقدیم مخاطبین گرانمایه می شود و در ابتدا شعری از اکبر علیشاه یک مزینانیِ مزینان دوست که اشعار زیبایی نیز در باره مزینان ارسال نموده و به زودی به همراه مطلب تحقیقی وی منشرمی گردد تقدیم می شود و امیدوراریم این گونه همکاری هم از جانب این همراهان و هم دیگر مزینانی های اهل قلم ادامه داشته باشد و یا افرادی که اسلاف خود را می شناخته اند که در عین آنکه به مکتب نرفته اند و درس نخوانده اند اما مسئله آموز صد مدرس شده اند و اشعار نغزی سروده اند و در اختیار وارثان قرار گرفته برای شاهدان کویر ارسال نمایند  تا هم باقیات و الصالحاتی باشد برای آن سفر کرده ها و هم ما بتوانیم در شناساندن آنها دین خود را ادا نماییم.

 


داغ رمضان

گریه کن ای دل ز داغ رمضان            بر وداع و بر فراق رمضان

شهد بر پیمانه ما داده بود              ذوق بر افسانه ما داده بود

    نور بر کاشانه ما داده بود               گشته خاموش این چراغ رمضان

ما عجب سوز و گدازی داشتیم          با خدا راز و نیازی داشتیم

بس دعا و بس نمازی داشتیم           الغیاث از اشتیاق رمضان

    جمله مهمان خدا بودیم و بس           بود عبادت بهر ما خواب و نفس

       ما همه بنشسته بر خوان الست          از چه سرد است این اجاق رمضان

خانه دل بس منور گشته بود             بس شمیم ما معطر گشته بود

نقش لب نام پیمبر گشته بود             نور دل بود این بلاغ رمضان

ای مزینانی به باغ اندر بدی               بی خبر از حوری و مجمر بدی

رفت از پیشت به خواب اندر بدی          کاین بود سبک و سیاق رمضان

  • علی مزینانی
۰۶
مرداد
۹۳

طی حکمی از سوی بخشدار مرکزی شهرستان داورزن دهیار جدید مزینان با حضور مسئولین شورای اسلامی و نمازگزاران و روزه داران مزینانی معرفی شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ در بیست و هشتمین روز از ماه مبارک رمضان و در مراسمی با حضور روزه داران مزینانی مهندس رضا مزینانی فرزند رحمت الله دارای مدرک کارشناسی عمران از دانشگاه سبزوار به سمت دهیار مزینان معرفی شد.

در این مراسم همچنین از سیدعبدالله جلالی مزینانی دهیار سابق مزینان تجلیل به عمل آمد و در ادامه حکم مسئولیت دهیار مزینان توسط رئیس شورای اسلامی و حجت الاسلام معلمی فرتقدیم شد.

مهدی آزاده مزینانی رئیس شورای اسلامی نیز با ارائه گزارشی از مردم مزینان درخواست کرد که کماکان با شورا و هیار مزینان همکاری نمایند و در صورت مشاهده مشکل عمرانی آن را به دهیار گزارش نمایند.
  • علی مزینانی
۰۵
مرداد
۹۳

خبرگزاری فارس: میزان زکات فطره امسال چقدر است+پاسخ ۶ مرجع تقلید

در آستانه فرا رسیدن عید بزرگ فطر ، موسسه خیریه حضرت نرجس خاتون(س)مزینان آمادگی خود را برای دریافت فطریه عام و سادات اعلام کرد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ روابط عمومی موسسه خیریه حضرت نرجس خاتون در اطلاعیه ای ضمن تشکر از آحاد خیرین و مردم نیکوکار مزینان در آستانه فرا رسیدن عید فطر با اعلام شماره حساب های این موسسه آمادگی خود را برای جمع آوری و دریافت فطریه اعلام کرد.

نورالله مزینانی مدیر روابط عمومی موسسه خیریه حضرت نرجس خاتون (س) مزینان افزود : طی تماسی با اغلب دفاتر مراجع عظام از جمله حضرات آیات مکارم شیرازی ، صافی گلپایگانی، نوری همدانی ،وحید خراسانی ، موسوی اردبیلی ، علوی گرگانی و... همگی این بزرگواران موسسه خیریه حضرت نرجس خاتون (س) و بهزیستی مزینان را شایسته دریافت فطریه می دانند.

وی افزود : این مراجع بزرگوار همگی متفق القول هستند که زکات فطریه ابتدا به  اقوام نیازمند درجه یک می رسد و در غیر این صورت روزه دران می توانند وجوهات خود را صرف مراکز عام المنفعه نمایند که بهزیستی به خاطر تحت پوشش گرفتن افراد معلول و نیازمند شایسته دریافت این زکات می شود.

وی خاطر نشان کرد : در همین رابطه شهروندان محترم ساکن در مزینان می توانند در روز عید فطر باحضور در پای صندوق دریافت زکات فطریه مستقر در مزینان ، فطریه های خود را به داخل صندوق واریز نمایند و یا به مسئولین مربوطه تحویل نمایند و یا آنکه با مراجعه به دفتر موسسه وجوهات مورد نظر را تحویل خانم گلستانی مدیر محترم موسسه و مجتمع بهزیستی مزینان بدهند و دیگر همشهریان مزینانی که در شهرها و استانهای مختلف زندگی می کنند می توانند مبالغ مورد نظر را به حسابهای زیر واریز نمایند .


 حساب بانک صادرات شعبه مزینان

                 فطریه عام                                                      فطریه سادات

شماره کارت :6037691751899311                        شماره کارت:6037691990029407

شماره حساب:0334476832006                           شماره حساب:0104796105000



موسسه خیریه حضرت نرجس خاتون (س) و مجتمع بهزیستی مزینان در حال حاضر بیش از 600 مددجوی افراد معلول و نیازمند و خانواده های بد سرپرست را از مزینان و روستاهای مجاور تحت پوشش حمایتی خود گرفته است و علاوه برخدمات رسانی به این نیازمندان ؛ ساختمان چند منظوره بهزیستی را در دست ساخت دارد که به حول و قوه ی الهی و با حمایت و همراهی خیرین نیکوکار بخشهای اعظم این ساختمان تکمیل و سفت کاری و بتن ریزی سقف مجتمع به اتمام رسید و آماده شروع مراحل نازک کاری شده است.


  • علی مزینانی
۰۴
مرداد
۹۳

در روز اعلام همبستگی با مردم مظلوم فلسطین اقشار مختلف مردم مزینان با حضور در راهپیمایی شهرستان داورزن آمادگی خود را برای دفاع از قدس شریف نخستین قبله مسلمین جهان اعلام کردند.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ در روز قدس علاوه بر مردم خداجو و روزه دار مزینان مسئولین و کارکنان ادارات این کویرتاریخی به خصوص کادر مرکزبهداشت و درمان مزینان نیز با شرکت در راهپیمایی شهرستان داورزن خشم و انزجار خود را با فریاد مرگ برآمریکا و مرگ براسرائیل به نمایش گذاشتند.

در همین رابطه سرپرست شبکه بهداشت و درمان شهرستان داورزن در گفتگو با مهدی تاج مزینانی بهورز و مدیر وبلاگ خانه بهداشت مزینان ، هدف از شرکت در راهپیمایی روز قدس را حمایت از آرمانهای ملت مظلوم فلسطین و مردم بی دفاع غزه بیان کرد .

خسروجردی خاطر نشان کرد : امروز مردم شهرستان داورزن با حضور در راهپیمایی روز قدس پیام انزجار خود را از اقدامات خشن و غیر انسانی رژیم صهیونیستی به گوش جهانیان رساندند.

وی در ادامه افزود : شبکه بهداشت و درمان  شهرستان داورزن نیز بر خود لازم دانسته همراه با مردم و سایر ادارات در این عظم عظیم ملی شرکت کند .

نظرزاده معاون شبکه بهداشت و درمان نیز که امروز همراه مردم و راهپیمایان روزه دار بود ، از حضور مردم همیشه در صحنه منطقه و شهرستان داورزن تشکر و اظهار امیدواری کرد ملت مظلوم فلسطین و مردم بی دفاع غزه هر چه زودتر به حق غصب شده شان رسیده و در جنگ علیه رژیم اشغالگر به یاری خداوند پیروز گردند .

  • علی مزینانی
۰۴
مرداد
۹۳

همزمان با سراسر کشور اسلامی و در آخرین جمعه ی ماه مبارک رمضان ، مردم شهیدپرور و انقلابی مزینان با حضور در شهرستان داورزن در راهپیمایی روز قدس شرکت کردند.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ در این مراسم که با حضور خیل عظیمی از روزه داران شهرستان داورزن و روستاهای تابعه و مسئولین و روحانیون منطقه و مبلغین اعزامی برگزار شد ؛ راهپیمایان مزینانی ضمن پیوستن به تضاهرات کنندگان باحمل پلاکاردهایی از مقاومت مردم مظلوم غزه و همچنین نمادی از جنازه کودکان فلسطینی توسط بانوان مزینانی خشم و انزجار خود را از جنایات رژیم غاصب اسرائیل در کشتار مردم بی دفاع غزه با آتش زدن پرچم آمریکا و اسرائیل به نمایش گذاشتند .

 در این مراسم که از گلزار شهدای داورزن آغاز شد مردم انقلابی و همیشه در صحنه ضمن راهپیمایی با شعار مرگ براسرائیل و مرگ برآمریکا جنایات ددمنشانه صهیونیست بین الملل را محکوم کردند و در ادامه  قطعنامه ای در محکومیت کشتار مردم بی گناه و دفاع از قدس شریف در مصلی نماز جمعه قرائت شد و پس از آن حجت الاسلام محمد مزینانی در باره حکومت واحده اسلامی سخنرانی کرد.

وی افزود : هدف اسلام به عنوان یک حکومت واحده ،همیشه اصلاح در کل جهان بوده وهست که این مغایر با اهداف استکبار ودشمنان است.

وی ضمن محکومیت کشتار مردم بی دفاع فلسطین در باره جاودانگی دین مبین اسلام اظهار داشت : آنچه جاودانی است اسلام است و مردم و مسلمانان باید در خدمت به دین تلاش کنند تا عظمت وبرتری اسلام همیشه باقی بماند.

در ادامه این مراسم باشکوه  امام جمعه شهرستان داورزن روز قدس را نماد همبستگی اسلامی دانست و افزود : مسلمین باید در این روز همبستگی خود را در حمایت مردم فلسطین به نمایش بگذارند .

حجت الاسلام محمود مداحی در پاسخ به نسل جدید و آینده درحمایت از فلسطین اظهار داشت: جهان شمولی بودن  اسلام و نبودن مرز در فرهنگ غنی اسلام است که پیروان دین اسلام و مکتب تشیع ، خود را در جغرافیای  زندگی محدود و محصور نمی کنند وب ا سایر ادیان ومذاهب و…کره خاکی ، تعامل منطقی دارند.

وی در ادامه افزود: بی تفاوتی درست نیست و همه قشرهای مسلمان با هر گویش و نژادی که هستند نسبت به هم مسئولند.

امام جمعه داورزن خاطر نشان کرد: جمهوری اسلامی مدافع حقوق فلسطینیان مظلوم است. وملت مسلمان   فلسطین ، در جبهه پایداری اسلامی نیاز به یاری معنوی حتی مادی دیگر مسلمانان رادارد.

 

  • علی مزینانی
۰۴
مرداد
۹۳

مردم همیشه در صحنه و انقلابی مزینان همزمان با روز قدس در حمایت از مردم مظلوم غزه در راهپیمایی شهرستان داورزن شرکت کردند.

 
  • علی مزینانی
۰۲
مرداد
۹۳

مازندران,پیش شماره,تلفن ثابت

کد و پیش شماره تلفن مزینان از ساعت 3:30 بامداد روز پنجشنبه دوم مرداد به طور رسمی تغییرکرد و مزینان با خراسان رضوی هم کد شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ بنا براعلام مسئول مرکز مخابرات مزینان از این پس پیش شماره 433و کد 0572 حذف و به جای آن پیش شماره 4593 به شماره های مزینان افزوده شد با این رویکرد که شهروندان مزینانی که در استان خراسان رضوی زندگی می کنند دیگر نیاز به گرفتن کد ندارند  و دیگر همشهریان که در استانهای مختلف ساکن هستند باید قبل از از این پیش شماره کد 051 را بگیرند که کد مربوط به استان خراسان رضوی می باشد

ابراهیم مهدوی مزینانی افزود : این تغییر در کاهش هزینه تماس همشهریان کمک بسیاری می نماید و هر گونه کد در استان خراسان رضوی حذف شده و ما به عنوان یکی از کاربران این استان  و هم کد خواهیم بود.

وی افزود : این برنامه در راستای اجرای طرح ملی هم کد سازی می باشد که مزینان با موفقیت به این طرح پیوست و  نحوه تماس جدید برای همشهریان ساکن در تهران و دیگر استانها از این پس به این قرار است:      شماره اصلی چهار رقمی  +4593  +051


برای آشنایی باچگونگی تغییر پیش شماره ها و کدهای شهرستان داورزن اینجا کلیک کنید

http://davarzannews.com/?p=3465#comment-1508

 و اینجا برای مشهد و دیگر شهرهای خراسان رضوی

 http://club.tci-khorasan.ir/generalChange.asp



  • علی مزینانی
۰۲
مرداد
۹۳
شاهدان کویرمزینان ؛ همان طور که پیش از این گفته ایم هنوز آمار کاملی از شهدای مزینان در دست نیست و این در حالی هست که هرچند گاهی رسانه ها با یکی از بستگان شهدای مزینان مصاحبه می نمایند و ما تازه متوجه می شویم که آن شهید مزینانی است این بار هم روزنامه جوان به سراغ مادر شهید صحت رفته که مزینانی است و امیدواریم با کمک شما همشهریان اطلاعات کاملی از این مادر در اختیار شاهدان کویرمزینان قرار دهید و اگر شهیدی را می شناسید که مثل این مادر مزینانی است بازهم با حضور در بخش نظر ما را برای زیارت آنها همراهی نمایید.
در ادامه متن مصاحبه مادر شهید سیدحسین صحت بانو بتول مزینانی که اول مرداد در جوان آنلاین منتشر شده است به حضور تقدیم می شود:

تشییع و خاکسپاری پیکر جانباز شهید در نجف آباد

مادر چشم‌انتظار شهید سیدحسین صحت در گفت‌وگو با «جوان»:
پیکر حسین را مادرش زهرای اطهر غسل و کفن کرده است
کاش می‌آمدی تا بار دیگر سربند یا زهرا (س) را با همین دستان چروکیده و پینه بسته بر پیشانی بلندت می‌بستم.

 کاش می‌آمدی تا بند‌های پوتینت را بار دیگر محکم‌تر از قبل می‌کردم تا نکند چشم‌های نگرانم تو را مردد کرده و قلبت را بلرزاند.

کاش می‌آمدی تا بار دیگر آوای «فالله خیر حافظا» را در زیر گوش‌هایت زمزمه نمایم.

گم گشته کربلایی‌ام بیا! اینجا جای تو را لاله‌های سرخ زینبی گرفته‌اند و من مادرانه‌هایم را امروز به پای همه قداست‌هایشان می‌ریزم. بیا تا بار دیگر حماسه بیافرینی و ناصر حسینی شوی و فدایی راهش. گم گشته‌ام بیا! تا مادرانه‌های منتظرانه‌ام به پای تو ریخته شود. این بار هم پای مادرانه‌های «بتول مزینانی» مادری 77 ساله می‌نشینیم که 32 سال از عمرش را به انتظار فرزندش سید‌حسین صحت گذراند تا حماسه زینبی دیگری را رقم زند.

12 سال بیشتر نداشتم که ازدواج کردم. پنج دختر و دو پسر دارم که فرزند سومم سیدحسین در سال 1361 یک روز بعد از فتح خرمشهر در عملیات بیت‌المقدس، به شهادت رسید. مقطعی از دوران بارداری حسینم در ماه مبارک رمضان سال 1342 بود. همه دوران بارداری‌ام را در مراسم و مساجد سپری کردم. می‌دانستم که حضور در چنین اماکن مقدسی تأثیر معنوی خودش را دارد. حسین زیر بیرق ابا‌عبدالله‌الحسین (ع)‌ رشد پیدا کرد و بزرگ شد. اهل مسجد و روضه امام حسین(ع) ‌بود. حسین خط شهادت و صراط منیرش را از همین مجالس وعظ و مسجد گرفت.

خیلی قبل از اینکه جنگی آغاز شده باشد، خواهرش خواب دیده بود که حسینم به شهادت می‌رسد و مراسم ختمش در ماه مبارک رمضان بر‌گزار می‌شود، همین‌‌طور هم شد. خبرشهادتش که به ما رسید ما مراسم ختمی را در مسجد برگزار کردیم. اگر چه پسرم جسدی نداشت اما برایش مراسم گرفتیم. ماه مبارک رمضان سال 1361 بود. در گمنامی و مظلومیت مراسمش را برگزار کردیم. چون جدش حضرت‌زهرا(س) ‌غریبانه به شهادت رسید. خیلی‌ها به شهیدم متوسل شده و حاجاتشان را گرفته‌اند. بحق گفته‌اند که شهدا امامزادگان عشقند. برای آخرین بار که راهی شد چون خواهرش باردار بود و در خانه ما بودند، نتوانستم به بدرقه‌اش بروم و تا سر کوچه همراهی‌اش کردم. من که نمی‌دانستم این رفتن را باز‌گشتی نیست. هر بار هم که می‌رفت و می‌آمد از خاطرات و دلاوری‌های همرزمانش برایم حرف می‌زد. از رفتن تا شهادتش هم پنج روز بیشتر طول نکشید. عملیات بیت‌المقدس و فتح خرمشهر بود. پای رادیو نشسته بودم که خبر آزادی خرمشهر را شنیدم همانجا سجده شکر به جا آوردم که فرزند من هم در این عملیات شرکت داشته و سهمی در این فتح دارد. مدتی بعد از عملیات که خبری از حسین نشد و نامه‌ای از او به دستمان نرسید، پیگیر شدیم، فهمیدیم مفقودالاثر شده است. از آن روز به بعد وقتی پیکر شهدا را می‌آوردند من و پدرش به معراج شهدا می‌رفتیم تا شاید خبری هم از فرزند‌مان به دست بیاوریم. پدرش و برادرش برای شناسایی و یافتن خبر و پیکر حسین به آبادان و معراج شهدای آنجا هم رفته بودند که بی‌فایده بود. برای مجلس ختمش اعلامیه زدیم، یکی از دوستان و همرزمان حسین به صورت اتفاقی اعلامیه و عکسش را دیده بود و به برادر حسین گفته بود که من شهید صحت را می‌شناسم. او نحوه شهادت حسین را اینگونه برایمان روایت کرد: «ابتدا تیری به دست حسین می‌خورد و او با زیر پیراهنش دستش را می‌بندد و دوباره راهی می‌شود. بار دیگر خمپاره به او اصابت کرده و حسین را اربا اربا می‌کند. آنجا بود که متوجه شدیم حسینم دیگر پیکر ندارد و من راضی بودم به رضای خدا...

در غم از دست رفتنش به لطف پروردگار گریه و زاری نکردم. فقط از خدا می‌خواستم که کاش پیکر و جسدی داشت تا برایش سنگ مزاری می‌گذاشتم و برای آرامش خودم و وقت دلتنگی هم که شده به آنجا سر می‌زدم. در همین اوضاع و احوالات بودم که مادر شهیدی که از دوستان ما بود حسین را در خواب می‌بیند. حسین خودش را به مادر شهید معرفی می‌کند و می‌گوید: به مادر من بگویید، اینقدر برای جسد من بی‌تابی نکند، حضرت‌زهرا (س) ‌من را غسل داده و کفن کرده‌اند. در ادامه حسین گفته بود، فرزند خواهرم که به زودی به دنیا می‌آید، پسر است نام او را «حسین» بگذارید.

ما هم به گفته حسین عمل کردیم و نام فرزند خواهرش را حسین گذاشتیم. او الان ازدواج کرده و صاحب دو فرزند است.

دلتنگی‌های مادرانه

من برای 32 سال نبودن‌هایش خدا را شاکرم. خدا را شاکرم که شرمنده جدش حسین نشدم. عاقبت بچه‌هایم برایم بسیار اهمیت دارد. چهار ماه که از شهادتش گذشت سیاه را از تنم در‌آوردم. شب‌ها و نیمه‌شب‌ها گریه کرده و با خدا درد‌‌دل می‌کردم. هرگز پیش اغیار و نامحرمان گریه نمی‌کردم، نمی‌خواستم دشمن شاد شویم. من خودم هم همواره ذکر همیشگی‌ام این است:«اللهم ارزقنا توفیق شهادت فی سبیلک» خودمان که لایق نبودیم. مادر باشی و دلت نسوزد که دیگر هیچ! اما وقتی خدا در کار باشد و ایمان به راهی که رفته است، آرامت می‌کند آرام می‌شوی...

اما من دلم برای جانبازان و خانواده‌هایشان می‌سوزد، دلم برای جانبازی که باید سال‌ها به آسمان خیره شود، می‌سوزد. امیدوارم که یادمان باشد برای اعتلای انقلاب و اسلام و نظام کشورمان چه خون‌ها داده‌ایم و چه حماسه‌ها آفریدیم.



  • علی مزینانی
۰۱
مرداد
۹۳

DSC033172

حاج میر اشرف پدر شهیدان محمدرضا و علی رضا داورزنی که عمری برای آبادانی شهرستان داورزن و مناطق دیگر زحمت کشید به فرزندان شهیدش پیوست.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ مرحوم میر اشرف داورزنی را ما مزینانی ها به خوبی می شناسیم ؛ مرد تنومند ولی خوش خلق و خوش گفتار که هر موقع با آن موتور سیکلت یاماهای 125 به مزینان می آمد تا دار قالی خانه ای را برپا نماید و یا برش اتمام کار را بزند با همان سعه ی صدرش داستانهای تاریخی برای بچه ها نقل می کرد. او پس از آنکه دو فرزند برومندش را در جبهه های نبرد تقدیم به نظام مقدس جمهوری اسلامی نمود در راه آبادانی و عمران داورزن زحمات فراوانی کشید و بسیاری از دارایی خود را که با کدیمین و عرق جبین کسب کرده بود وقف زادگاهش نمود که دارالقرآن و سالن مزار شهدای داورزن از باقیات و الصالحات این ابوالشهیدین است .

پیکر مرحوم حاج میر اشرف داورزنی (اشرفی نسب) روز سه شنبه 31تیرماه با حضور خیل عظیمی از روزه داران شهرستان داورزن و روستاهای تابعه تشییع و در جوار فرزندان شهیدش برای همیشه آرام گرفت.


  • علی مزینانی
۰۱
مرداد
۹۳
این روزها غزه در آتش و خون می سوزد و جنایتکاران صهیونیست  در ماه خدا ،میهمانان الهی اعم از زن و مرد روزه دار و کودک بی گناه را آماج حملات وحشیانه خود قرار داده اند و تا کنون بیش از 600 فلسطینی مظلوم را به شهادت رسانده و هزاران نفر در بیمارستانها منتظر دریافت کمک های اولیه هستند جایی که هیچ انسان ظالمی چنین وقیحانه در میان سکوت مجامع بین المللی که انگار در این کره ی خاکی زندگی نمی کنند بر انسانهای بی گناه نمی تازد و حتی هیچ توجهی به دستور آتش بس سازمان ملل نمی کند و رژیم اشغالگر قدس مسبب تمامی این اعمال جنایتکارانه است
روز قدس آرام آرام فرا می رسد و تمامی دیده های بیدار در این روز بنا به تدبیر بنیان گذار جمهوری اسلامی یک دل و یک صدا فریاد مرگ براسرائیل سر می دهند.  اما فرزند شایسته کویردکتر علی مزینانی شریعتی  پیش از آنکه این تدبیر حکیمانه امام خمینی (ره) اعلام بشود در سال 46 به دفاع از فلسطین برمی خیزد و جواب یکی از مدعیان دروغین را می دهد و خطرات نفوذ اسرائیل را گوشزد می نماید در ادامه به پیشنهاد یکی از مخاطبان شاهدان کویرمزینان متنی که سلام سربدار رسانه وزین شهرستان سبزوار  به مناسبت روز قدس از دکتر علی مزینانی شریعتی  منتشر نموده است تقدیم می شود.


واکنش دکتر شریعتی به دفاع یک روشنفکر از اسرائیل/ پاسخ به پدر جد نه غزه نه لبنانی های فضای روشنفکری امروز
 سلام سربدار - وحید اشتری:: داریوش آشوری از بنیانگذاران کانون نویسندگان ایران و دارای تالیفات بسیار، بعنوان یکی از پدرخوانده های روشنفکری بعد از سفر به سرزمین های اشغالی، ۲۰ تیرماه سال ۴۶ در مجله فردوسی در رابطه با اسرائیل مقاله ای می نویسد و برگ زرینی را در کارنامه روشنفکری در ایران ثبت می کند با عنوان ضدصهیونیسم و ضدامپریالیسم در شرق.


نوشته ای که به نظر مانیفست تمام نمای اندیشه بخش زیادی از جامعه روشنفکری ایران در رابطه با اسرائیل و فلسطین است و بدون شک می توان وی را بواسطه آن مقاله سلف صالح و پدر جد نه غزه نه لبنانی های فضای روشنفکری امروز کشور قلمداد کرد.

اما آنچه از این مقاله مهم تر است جوابیه مفصلی است که دکتر شریعتی با عنوان استعمار نو و دلالانش چند روز بعد از انتشار این مقاله به آن می دهد.

دکتر شریعتی اگرچه در این یادداشت به ظاهر پاسخ یک نویسنده را می دهد، ولی شیوایی تبیین دکتر شریعتی در رابطه با فضای فکری رایج برخی روشنفکران شدیدا سیاسی و به ظاهر بیطرف، و همچنین تحلیل موشکافانه و دقیق ایشان از ماجرای فلسطین و رژیم جعلی اسرائیل سالها پیش از آنکه مساله فلسطین بواسطه امام و انقلاب تبدیل به گفتمان رایج فضای عمومی کشور بشود، به این نوشته شرایطی بخشیده که به نظر حرفهای زیادی هم برای امروز دارد.

در روزهایی که بخاطر حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی شاهد فضای همدلی بوجود آمده در میان مردم کشور و آزادیخواهان دنیا در حمایت از غزه هستیم، و به موازات، موجی برخاسته که به نظر با یک پز بیطرفانه خواستار تمام شدن دعواست چنان که گویی اختلافات مرزی دو کشور را تحلیل می کند و نهایتا خواستار پایان کشته شدن کودکان، بدون اشاره به ظالم و مظلوم و زمینه های شکل گیری سالها تحقیر و غارت و حقارت که جنگ های تحمیلی اینچنینی را بوجود می آورد، بازخوانی این مقاله خالی از لطف نیست. متن کامل پاسخ دکتر علی شریعتی در پاسخ به مقاله داریوش آشوری در مجله فردوسی در تاریخ بیستم تیر ۱۳۴۶ به این شرح است:


شوخی مکن‌ای دوست که صاحبنظرانند/ خلقی به عجب از پس و پیشت نگرانند

تا که رد پای اسبت گم کنند/ ترکمانا نعل را وارونه زن!

  • علی مزینانی