نویسنده :: شاهدان کویر مزینان

شاهدان کویر مزینان

کویر تاریخی مزینان زادگاه دانشمندان و اندیشمندانی است که سالهاست برتارک زرین صفحات تاریخ و جغرافیای ایران زمین می درخشد. این سایت مفتخر است که جاذبه های گردشگری و متفکرین ، فرهیختگان، علما وشهدای این دیار رابه تمامی فرهنگ دوستان معرفی نماید.
شما مخاطب گرامی می توانید با مراجعه به درباره کویرمزینان بیشتر با مزینان آشنا شوید

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
بایگانی
آخرین نظرات
پیوندهای روزانه

۳۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نویسنده» ثبت شده است

۲۶
ارديبهشت
۹۷

محمدکاظم مزینانی

محمدکاظم مزینانی از پیوند نداشتن داستان‌نویسی نسل جدید با زیست‌بوم انتقاد کرد و گفت: نسل جدید داستان کمتر می‌توانند فضاسازی کنند و در واقع آپارتمانی می‌نویسند.

به گزارش شاهدان کویرمزینان، این داستان‌نویس در کارگاه تخصصی رمان‌نویسی در حوزه هنری استان ایلام اظهار کرد: طبیعت بکر و کوه‌های زیبای استان ایلام امکانات عجیبی برای نوشتن داستان فراروی نویسنده قرار می‌دهد اما  متاسفانه این فضا کمتر مورد استفاده داستان‌نویسان قرار گرفته است و در مجموع نسل داستان‌نویس امروز با تاریخ خود گسست دارد و با پیشینه‌ خود ارتباط برقرار نمی‌کند و نمی‌تواند شخصیت‌ها را خلق و فضاها را بازآفرینی کند.

وی در ادامه اظهار کرد: در رمان‌نویسی می‌توانیم تاریخ و زیست‌بوم خودمان را ببینیم و خیلی از مسائل را بیان کنیم و در مجموع رمان عرصه میمون و مغتنمی است. من سال‌ها شعر کار کرده‌ام و متاسفانه شعر با تمام زیبایی‌هایش از امکاناتی که رمان دارد بی‌بهره است و می‌توان سوژه‌های زیادی را در رمان مورد بررسی قرار داد.

مزینانی تصریح کرد: در سال‌های اخیر نویسندگان جوان برای خودشان داستان می‌نویسند و اصلا وارد دیالوگ و گفت‌وگو نمی‌شوند و بزرگترین ضعف داستان‌هایمان این است که مونولوگ شده‌اند و شاید دلیل مخاطبان کم ما و تعداد کم تجدید چاپ‌ها همین باشد چون مردم خودشان را در رمان ما نمی‌بینند و این میراثی است که از شعر به ما رسیده است چون شعر تنها برای چند لحظه احساس کسی را برمی‌انگیزد اما رمان متفاوت است و به نظر من آن‌چنان مهم است که می‌تواند سرنوشت یک نفر را تغییر دهد.

او ادامه داد: من خودم سال‌ها شعر گفته‌ام اما الان معتقدم برای اینکه یاد بگیریم فکر و هم‌اندیشی کنیم و جغرافیا و سیستم سیاسی خود را به چالش بکشیم باید به سمت رمان گرایش پیدا کنیم.

مزینانی با بیان اینکه نسل جدید داستان خودشان را می‌نویسند و حوصله‌ برقرار کردن ارتباط با دیگران را ندارند و کمتر می‌توانند فضاسازی کنند و در واقع آپارتمانی می‌نویسند چون خانواده‌های آنها مانند نسل‌های گذشته گسترده نیست، تصریح کرد: نسلهای گذشته زندگی غنی و خاطرات تلنباری داشتند که می‌توانست دستمایه‌ رمان‌های طویل و داستان‌های اثرگذار باشد.

این نویسنده درباره تفاوت داستان امروز و گذشته گفت: داستان در زمان گذشته مانند خود انسانها خطی بود اما امروز متفاوت شده و نویسندگان اراده می‌کنند داستان‌هایی بنویسند که در آن زمان رعایت نشود و بزرگترین عنصر داستان در دوره معاصر که همه روی آن تاکید دارند این است که داستان به یک اتفاق هنری تبدیل شده و مگر می‌شود یک داستان استعاره و تشبیه و فضاسازی نداشته باشد، بنابراین کارمان مشکل می‌شود.

مزینانی بر اهمیت تعلیق و گره‌افکنی در داستان تاکید کرد و گفت: متاسفانه نسل جدید داستان‌نویسی ما به این موضوع اهمیت نمی‌دهد. نسل جدید باید یاد بگیرد در نوشتن رمان از زیست‌بوم خود بهره بگیرد و رمان‌ها آینه‌ مشکلات و مسائل مردمشان باشد.

 منبع؛ ایسنا

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

شاهدان کویر مزینان در سروش: https://sapp.ir/sh.mazinan

  • علی مزینانی
۲۸
بهمن
۹۶

روایتی داستانی از دو شخصیت در «شیرها در بند نمی‌مانند»

«شیرها در بند نمی‌مانند»، روایتی داستانی از زندگی سردار شهید اکبر دهباشی به قلم طیبه مزینانی است که سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس سپاه آن را به چاپ رسانده است.

طرح جلد زیبا و نحوه برش دو سر صفحات کتاب از جمله ویژگی‌های این اثر به شمار می‌آید. بر روی جلد کتاب طرحی از شهید که بر روی ارتفاعات ایستاده است به چشم می‌خورد که به صورت مات و براق به چاپ رسیده است.

در فهرست مطالب این کتاب عناوینی چون شگفتی غریب، بخت بلند، دست‌های بسته، چشم‌زخم، آتش روی زخم، کار بی‌مزد، چاه پر برکت، اعلامیه‌های آقا، گمشده، پاسدار، خبر خاص، خودم هستم، در پناه خدا، یک نفر کنارش هست و ... به چشم می‌خورد.

در پیشگفتار این کتاب به قلم مزینانی آمده است: «اتفاقی افتاد و با دو نفر آشنا شدم؛ یکی از آنها وقتی دنیا آمده بود، مومنی در چهره‌اش، بزرگ و فخرآفرینی دیده بود و بعد از اذان و اقامه گفتن در گوشش، نام او را اکبر گذاشته بود. به سن و سال جوان بود و لحظه وصال، عمری بیشتر از علی‌اکبر حسین(ع) نداشت. دیگری، شیر کارزار بود و پیر دنیا. رفقا و هم‌رزم‌ها به نام میثم می‌شناختندش. میثم‌وار زبان بران و حق‌گویی داشت که در محکمه ظلم، به مصلحت حفظ جان هم غلاف نشد. شجاعتش کم‌نظیر و مایه مباهات دیگران بود.»

این کتاب روایتی است از لحظات زندگی همان پیر و جوانی که نویسنده در مقدمه به آنها اشاره کرده است. داستان از دیالوگ یک زن و شوهر به نام صفدر و مریم آغاز می‌شود که نگاشته‌های کتاب نشان از فاصله سنی زیاد مرد از زن دارد. مردی که پیش از ازدواج با این دختر، همسر دیگری داشته و دختری به نام خدیجه از او به یادگار مانده است و همچون آداب و رسوم سنتی گذشته، مرد، مریم را از پدرش خواستگاری کرده و پدر نیز به اصطلاح بله را گفته و او را روانه خانه بخت کرده است و ... .

پایان بخش این کتاب به تصاویر و عکس‌های شهید دهباشی و برخی از نامه‌های اختصاص پیدا کرده است. «شیرها در بند نمی‌مانند» در هزار نسخه به بهای هشت هزار تومان و در ۱۶۰ صفحه منتشر شده است.

منبع ؛ ایکنا

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۰۵
بهمن
۹۶

محمدکاظم مزینانی، نویسنده، درباره درگذشت محسن سلیمانی گفت: از شنیدن خبر درگذشت این انسان بزرگوار غافلگیر شدم؛ زیرا زحمات او در حال بارور شدن بود و خیلی زود از میان ما رفت.                                                               

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ محمدکاظم مزینانی، نویسنده ، شاعر و کارشناس حوزه ادبیات، درباره درگذشت محسن سلیمانی مترجم و نویسنده حوزه داستانی گفت: درگذشت محسن سلیمانی بسیار غافلگیر کننده بود و باعث تاسف و تأثر جامعه ادبی کشور شد.

وی ادامه داد: سلیمانی برای آموزش ادبیات داستانی کشور تلاش بسیار کرد و درست زمانی که فعالیت‌های او در حال بارور شدن و نتیجه دادن بود از میان ما رفت؛ اما راه و مسیری که او برای داستان‌نویسی کشور بازکرد قطعا ثمرات بسیاری خواهد داشت. 

این نویسنده تاکید کرد: آموزش داستان‌نویسی او، کتب و ترجمه‌هایی که از داستان‌ها برای ما به ارمغان آورد کاری بسیار بزرگ بود اما یک کار والای او معرفی داستان‌های ایرانی و ترجمه آن‌ها به زبان انگلیسی بود که توانست پای مخاطبین بین‌المللی را به آثار ایرانی باز کند و این عمل محسن سلیمانی تا سال‌های سال ستودنی است.

از جمله آثار منتشر شده زنده‌یاد سلیمانی در نشر سوره مهر می‌توان به «جادوی زاویه دید (مجموعه کتاب‌های آموزش نویسندگی 6)»، «طرح و ساختار رمان (مجموعه کتاب‌های آموزش نویسندگی 5)»، «درس‌هایی درباره داستان‌نویسی»، «تأملى دیگر در باب داستان»، «اسرار و ابزار طنزنویسی»، «از روی دست رمان‌نویس»، «عید پاک» و «عابر پیاده» اشاره کرد.

وی که در سال ۱۳۳۸ در تهران به دنیا آمد، فارغ‌التحصیل ادبیات و زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی بود و در همین رشته مدرک دکتری گرفت. او که در حوزه ترجمه و نقد ادبیات داستانی فعالیت داشت، کار نویسندگی را در «حوزه اندیشه و هنر اسلامی» از سال 1359 شروع کرد. در آنجا چند سالی مسئول واحد ادبیات داستانی بود و سردبیری جُنگ‌های سوره از شماره 1 تا 9 را برعهده داشت. در سال 1366 به کیهان فرهنگی رفت و مسئول بخش ترجمه ادبی و ادبیات داستانی کیهان فرهنگی شد. بعد از سه سال نیز از آنجا به معاونت امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفت و چند سالی نیز در لندن و نیویورک مسئول بخش فرهنگی ایران بود. سلیمانی تاکنون در زمینه نقد ادبی، اصول داستان‌نویسی و نیز داستان در حدود 70 کتاب ترجمه و تألیف کرده است. وی مقالات زیادی در زمینه ادبیات نگاشته که در نشریه‌های معتبر داخلی به چاپ رسیده است.

برخی دیگر از آثار زنده‌یاد سلیمانی از این قرار است: سالیان دور (مجموعه داستان)، آشنای پنهان (مجموعه داستان)، چشم در چشم آینه (مجموعه نقد و یک گفتار)، تأملی دیگر در باب داستان (ترجمه)، رمان چیست؟ (ترجمه و نگارش)، درس‌هایی دربارهٔ داستان‌نویسی(ترجمه)، فن داستان‌نویسی (ترجمه)، از روی دست رمان‌نویس (ترجمه)، شاهکارهای ادبیات جهان (۶ جلد)، ۲۸ اشتباه نویسندگان (ترجمه)، واژگان ادبیات داستانی (انگلیسی - فارسی و فارسی -انگلیسی)، چگونه زندگی‌نامه بنویسیم؟ و اسرار و ابزار طنزنویسی (نگارش و ترجمه).

بخشی از زندگی سلیمانی نیز فعالیت‌هایی در زمینه مدیریت فرهنگی بین‌المللی بوده است. او ضمن اینکه سال‌ها کارشناس ارشد امور فرهنگ بین‌الملل بوده، چند سالی نیز نماینده فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در انگلستان و آمریکا بوده است. محسن سلیمانی صبح دوشنبه 2 بهمن ماه در کشور محل مأموریتش، صربستان، دچار حمله قلبی شد و دار فانی را وداع گفت.

منبع؛ فارس

به جمع شاهدان کویرمزینان در تلگرام بپیوندید: https://t.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۰۶
شهریور
۹۶

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ محمدکاظم مزینانی در آستانه پانزدهمین مهرواره شعر و داستان جوان سوره با بیان اینکه برخی جشنواره‌ها با موضوع بندی خود، محدودیت‌هایی برای نویسندگان ایجاد می‌کنند اظهار کرد: به طور مثال، اگر جشنواره با موضوع دفاع مقدس برگزار شود، همین موضوع باعث می‌شود که برای جایزه و برنده شدن و این‌گونه انگیزه‌ها، نویسندگان از مفاهیم اصیل و نابی که در ذهن دارند، عبور کنند و بیشتر ساختار قدرت را مدنظر داشته باشند. در چنین شرایطی نمی‌توان آثار چالش برانگیز به جشنواره‌ها ارسال کرد. برای همین متاسفانه خروجی جشنواره‌ها ، یک‌سویه می‌شود و چالش بر انگیز نیست.

وی ادامه داد: نسل جوان نسبت به دفاع مقدس تجربه زیست‌مانی ندارند که بتوانیم بگوییم نوستالژیک می‌نویسند. نسل قدیم‌تر نوستالژیک می‌نوشتند و از دل آن نسل هم نویسندگان خوب دفاع مقدس مانند احمد دهقان و محمدرضا بایرامی بیرون آمدند.

این نویسنده گفت: در موضوع انقلاب اسلامی هم جشنواره‌ها با سخت‌گیری‌هایی همراه هستند. اگر کسی نگاه و تحلیل شخصی داشته باشد یا اثرش را برای جشنواره‌ای با موضوع انقلاب اسلامی ارسال نمی‌کند و یا اگر هم ارسال کند اثرش در سیر داوری حذف خواهد شد.

مزینانی همچنین خاطرنشان کرد: متاسفانه در موضوعات آزاد هم، نویسندگان جوان، بیشتر آپارتمانی می‌نویسند و آثارشان مربوط به تجربه‌های زیست خودشان است و این تجربه‌ها هم بیشتر در محیط آپارتمان اتفاق می‌افتد. 

وی افزود: یکی از موضوعاتی که داوران و اساتید فن در جشنواره‌ها به آن انتقاد کرده‌اند این بوده که تا کی باید آپارتمان نویسی داشته باشیم. در جشنواره‌ها آثار بسیاری ارسال می‌شود و وقتی بررسی می‌کنیم می‌بینیم داستان‌ها در دایره تنگ جغرافیایی و موضوعی رخ داده و معمولا هم مبتنی بر مونولوگ است. این موضوع نشان دهنده آفتی است که سال‌ها داستان دچار آن شده است.

نویسنده رمان «شاه بی‌شین» با تاکید بر اینکه در حوادث سال‌های اخیر در منطقه خاورمیانه، همچون جنایات داعش در کشورهایی مانند سوریه، عراق و نوع زندگی انسان‌ها در چنین فضایی، سوژه‌های نابی وجود دارد، افزود: می‌توان داستان‌های بسیاری از این وقایع نوشت. اما متاسفانه جوان امروز، به قدری شعار زده شده که کمتر به سراغ این مضامین می‌رود و از سوی دیگر اگر بخواهد در فضای سوریه و وقایع منطقه حرف تازه‌ای داشته باشد، کافی است داستانی بنویسد که ساختار روایی درستی داشته باشد و دنیای داستانی نابی خلق کند، اما همسو با برگزار کنندگان جشنواره نباشد، اثرش دیده نمی‌شود. متاسفانه سوژه‌های زیبایی مانند «مدافعان حرم» به نوعی در ذهن برخی جای گرفته که گویی برای حکومت است و نمی‌توانید با نگاه خود آن را روایت کنید.

وی همچنین با تاکید بر اینکه نسل جوان غرق در فضای مجازی است و حرف برای گفتن زیاد دارد، عنوان کرد: این فضا پر از سوژه است. ما قدیمی‌تر‌ها خواب چنین فضایی را هم زمانی نمی‌توانستیم ببینیم، همان‌طور که نسل جوان نمی‌توانند خواب حوادث و اتفاقاتی را که ما پشت سر گذاشتیم ببینند.  فضای زیستی نسل جوان در فضای مجازی بسیار تاثیرگذار است. به شکلی که آینده و زندگی‌شان به آن گره خورده است.

مزینانی اظهار داشت: فضای مجازی به نگاه و احساسات و عواطف نسل جوان شکل می‌دهد و آینده شان را رقم می‌زند. اما متاسفانه از دل آن، داستان بیرون نمی‌آید. چرا که مفاهیم به شدت تغییر کرده است. مفاهیم فانتزی شده و فضایی که نفس می‌کشند عوض شده است. حرف برای گفتن زیاد دارند، اما از دل این حرف‌ها، داستانی خلق نمی‌شود.

به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۳۰
آبان
۹۵

محمد کاظم مزینانی شاعر و نویسندهبه گزارش شاهدان کویرمزینان؛ همزمان با هفته کتاب و کتاب‌خوانی، کارگاه تخصصی داستان‌نویسی با موضوع ادبیات بومی با حضور محمدکاظم مزینانی، نویسنده مطرح کشور و با شرکت حدود 30 نفر از نویسندگان استان در محل سالن کتابخانه دهخدا بجنورد برگزار شد.

محمدکاظم مزینانی در این کارگاه لهجه، جغرافیا، اقلیم خاص، آداب‌ورسوم، اساطیر و تاریخ منطقه را از عناصر مهم در ادبیات بومی عنوان و بر توجه و پرداختن به این عناصر از سوی نویسندگان و داستان‌نویسان تأکید کرد.

وی با اشاره به شاخصه‌های ادبیات بومی و استفاده از عناصر بومی در داستان، اظهار کرد: استفاده از عناصری نظیر نام و نشانه‌های بومی، منطقه‌ای و سرزمینی در داستان باید به‌گونه‌ای باشد که وقتی فردی داستان را مطالعه می‌کند با افسانه، اسطوره و مشخصه‌های بومی آشنا شود.

مزینانی همچنین فضای مجازی را در از دست دادن عناصر جادویی داستان بسیار اثرگذار دانست و گفت: اهمیت مطالعه مستمر و مداوم داستان نویسان برای تولید اثر خوب اجتناب‌ناپذیر است.

این نویسنده بهره‌گیری از قوه تخیل و لایه دار بودن داستان را در شکل‌گیری داستان پخته و برقراری ارتباط بین مخاطب و داستان بسیار مهم بیان کرد.

به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۰۷
ارديبهشت
۹۵

استاد کاظم مزینانی فرزند حاج رضا ناطقی متولد اول آذر 1349 در شهرستان سبزوار جایی که او در آن جا تحصیل کرد ، فعالیت های هنری و ادبی اش را آغاز کرد و با پذیرفته شدن در  مرکز تربیت معلم شهید بهشتی مشهد مقدس در سال 67 از این شهرستان خارج شد.

وی با کسب مدرک فوق دیپلم دینی و عربی مدتی را توفیق حضور در جوار بارگاه ملکوتی ثامن الحجج(ع) پیدا کرد و با استعانت از آن حضرت برای ادامه ی تحصیل درر شته ی مورد علاقه اش راهی پایتخت شد و در سال 69 با پذیرفته شدن در  دانشگاه علامه طباطبایی تهران  موفق به اخذ مدرک کارشناسی در رشته ی علوم ارتباطات شاخه ی روزنامه نگاری شد و پس از آن یعنی در سال 86 مدرک کارشناسی الهیات و معارف اسلامی را در دانشگاه آزاد واحد جنوب تهران دریافت کرد ؛ اما ادامه ی تحصیل و کسب دانش بیشتر این فرزند مزینان را راهی دانشگاه سوره تهران کرد و در سال 91 توانست مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ی علوم ارتباطات گرایش تبلیغ و ارتباطات فرهنگی اخذ نماید اما عطش کسب علم و دانش در وی گویی هرگز خاموش نمی شود و او در حال حاضر دانشجوی دکترای علوم ارتباطات، گرایش مدیریت رسانه در دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات است.

این فرزند شایسته کویرمزینان در سبد فعالیت های تخصصی ژورنالیستی خود سوابق دبیری و سردبیری چند نشریه را برعهده داشته که مهمترین آن ها عبارت است از؛ «دبیر اجرایی و مدیر تحریریه" نشریه داخلی خانه هنرمندان ایران"، سردبیر نشریه " الماس کویر " ویژه مدارس غیر انتفاعی سراسر کشور،سر دبیر نشریه دیواری "پنجره باز" وزارت آموزش و پرورش ویژه دبیرستان¬ها و مراکز تربیت معلم سراسر کشور، عضو شورای سردبیری مجله" تربیت سیاسی" ویژه مربیان پرورشی مدارس سراسر کشور،مدرس دوره های آموزشی ضمن خدمت مسئولان روابط عمومی شهر تهران و شهرستان های استان تهران و مدرس دوره های آموزشی نشریات دیواری ویژه دانش آموزان سراسر کشور»

 کاظم خان مزینانی، علاوه برکارهای رسانه ای  در حوزه ی پژوهش و تحقیقات نیز فعال می باشد که تألیف چند کتاب و ارائه ی مقاله از جمله ی این فعالیت هاست ؛« کار مشترک و گروهی پروژه پژوهش کیفی "سفرهای استانی: مسائل، چشم اندازها و راهکارها" در 4 فاز زیر نظر دکتر عبدالله گیویان ،ارائه مقاله "شبکه های اجتماعی و هویت" در همایش تخصصی بررسی ابعاد شبکه های اجتماعی و هویت دینی، پژوهشکده فناوری اطلاعات ، ارائه مقاله "وب، فرهنگ و آینده" فصلنامه پژوهشی سازمان صدا و سیما ، ارائه مقاله " بررسی رابطه استفاده از فضای مجازی و شکل گیری هویت دینی مدرن" در همایش موسسه مطالعات ملی، تدوین پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان "بررسی رابطه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و هویت دینی کاربران"، تألیف و تدوین کتاب "روابط عمومی و تدوین یک برنامه عملیاتی" ، تألیف کتاب "مدیریت مشارکتی و بررسی نظام پیشنهادها" ،گردآوری و تألیف مجموعه "سوالات کنکور کارشناسی ارشد ارتباطات " (چهارجلد) ، چاپ و انتشار مجموعه قصه های کوتاه "تلنگر" ، انتشار مقالات متعدد در رسانه های دیجیتالی در حوزه روابط عمومی و ارتباطات ، مدیریت وبلاگ تخصصی "خط ربط" کنکاشی در حوزه روابط عمومی، رسانه، فرهنگ و ارتباطات»

دکتر کاظم مزینانی ضمن تحصیل در دانشگاه و کار در نهاد ریاست جمهوری در دوره های آموزشی مختلفی شرکت رده و تجارب خوبی را به دست آورده است که مهمترین این دوره ها عبارت است از؛« دوره آموزشی روابط عمومی (مقدماتی، میانی و تکمیلی)، دوره های تخصصی تربیت سیاسی، حضور در گردهمایی های مسئولان روابط عمومی و رؤسای ادارات آموزش و پرورش،گردهمایی مدرسین تربیت معلم، آموزش قوانین و مقررات اداری ، آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن کریم،آموزش رفتار سازمانی، مفاهیم کامپیوتر، مدیریت فایل ها، اطلاعات و ارتباطات، طرح تکریم ارباب رجوع،گزارش نویسی و مدیریت استراتژیک و تدوین برنامه سازمانی »

سوابق اجرایی و مدیریتی فرهیخته ی مزینانی نیز جالب توجه و موجب افتخار شهروندان مزینانی است 1- وزارت آموزش و پرورش :« مدیر روابط عمومی سازمان آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران ، مدیر روابط عمومی مسابقات کشوری کار دانش ، دبیر مدارس راهنمایی در روستاهای شهرستان سبزوار و منطقه 3 تهران» 2-  نهاد ریاست جمهوری :« وی که در حال حاضر به عنوان قائم مقام مرکز پژوهش، سنجش و اسناد دفتر رئیس جمهور مشغول خدمت است؛ پیش از این کارشناس افکار سنجی؛ معاون و سرپرست مدیریت خدمات کارشناسی و اطلاعات مدیریتی دفتر معاون اول رئیس‌جمهور و مدیریت واحد اطلاع رسانی دفتر معاون اول رئیس جمهور را نیز در این نهاد مهم حکومتی تجربه کرده است.

  • علی مزینانی
۰۶
ارديبهشت
۹۵

کتاب زندگینامه شهید علی مهدی معقولی در کتاب «پسر سیده حبیبه» از مجموعه هندسه عاشقی منتشر شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از خبرگزاری فارس، اولین جلد از سلسله کتاب‌های هندسه عاشقی با عنوان «پسر سیده حبیبه» با نگاهی به زندگی نامه مهندس شهید علی مهدی معقولی منتشر شد.

«پسر سیده حبیبه» روایت دلدادگی مادر و پسری است که هرگز دوری همدیگر را نمی‌توانند تحمل کنند اما جنگ که آغاز می‌شود پسر راهی جبهه می‌شود و در عملیات خیبر برای همیشه مفقود الاثر می‌شود و مادر سال‌ها در انتظار بازگشت و شنیدن نشانی از او می‌ماند.

نویسنده اثر علی مزینانی عسگری تلاش می‌کند تا در این داستان علاوه بر معرفی زوایای پنهان زندگی عارفانه مهندس، جهادگر و پاسدار شهید علی مهدی معقولی، مظلومیت و صبر مادران و فرزندان و همسران شهدا را برای خواننده ترسیم کند.

این کتاب به همت سازمان بسیج مهندسین عمران و معماری در تیراژ 2000 جلد منتشر و روانه بازار نشرشد. مهندس شهید علی مهدی معقولی متولد 1338 منطقه انزلی محله لنگرود است و در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده علم و صنعت فارغ التحصیل می‌شود و پس از اتمام دوره سربازی به شهرستان نوشهر مهاجرت می‌کند و راهپیمایی‌های ضد رژیم پهلوی را به همراه همفکرانش سازماندهی می‌کند و پس از به بار نشستن انقلاب اسلامی برای رفع محرومیت در مناطق محروم نوشهر و چالوس به ویژه کجور تلاش فراوانی می‌کند و با همین نگاه جهاد سازندگی را در این شهرستان بنیانگذاری می‌کند و پس از مدتی به عنوان معاون طرح و عمران فرمانداری نوشهر منصوب می‌شود.

با شروع جنگ تحمیلی به عنوان مسئول مهندسی رزم لشگر 25 کربلا بارها به جبهه اعزام می‌شود و نقش ویژه‌ای در عملیات‌های والفجر مقدماتی و 4 ایفا می‌کند و با پیوستن به نیروهای قرارگاه خاتم الانبیاء در طراحی پل‌های شناور عملیات خیبر و احداث خاکریز فعالیت می‌کند و در 12 اسفند 1362 به درجه رفیع شهادت نائل می‌آید اما پیکر مطهرش برای همیشه در سرزمین طلائیه به یادگار می‌ماند.

  • علی مزینانی
۰۵
ارديبهشت
۹۵

استاد علی اکبر تاج مزینانی فرزند مرحوم حاج محمدحسن تاج است که البته در مزینان بیشتر به مهدوی شناخته می شوند اما در شناسنامه دکتر مزینانی ، تاج نیز برآن افزوده شده است.

خاندان تاج و مهدوی در مزینان اغلب انسان های فرهیخته و تحصیل کرده هستند و اکنون بیشتر آن ها از چهره های درخشان دانشگاه و حوزه علمیه می باشند؛ اساتید فرزانه ای مانند: حاج شیخ علی برادر دکتر مزینانی ، حاج شیخ محمدصادق ، محمدجعفر و محمدتقی تاج مزینانی نیز از بستگان وی که شاهدان کویر در معرفی آن ها سعی و اهتمام فراوانی داشته است.

این خانواده که اجداد آن ها نیز از بزرگان و اکابر مزینان بوده اند در راه حفظ انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس شهدای والامقامی مانند علی اکبر ، موسی الرضا و محمدرضا تاج مزینانی را تقدیم کرده اند.

دکتر علی اکبر تاج مزینانی استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی متولد 1354مزینان است و دانشجویان فراوانی از محضر وی بهره مند شده و می شوند وی آشنایی با زبان خارجه و تسلط کامل به زبان های انگلیسی و عربی دارد و دارای مهارت‌های هفتگانه ICDL؛ SPSS و دیگر نرم افزارهای مورد نیاز فعالیت علمی – پژوهشی در زمینه رایانه  است.

این فرزند شایسته کویر دارای مدرک کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق(ع) و دکترای سیاستگذاری اجتماعی (با تاکید بر مطالعات جوانان)، دانشگاه گلامورگان، انگلستان است.

در کارنامه مدیریتی وی مسئولیت های فراوانی به چشم می خورد که مهمترین آن عبارت است از؛1- کارشناس امور بین الملل، دبیرخانة شورای عالی جوانان (8 - 1376) 2- مسئول بخش ترجمه، مرکز ملی جوانان و سازمان ملی جوانان (80 - 1379) 3- کارشناس مسئول امور بین الملل، سازمان ملی جوانان (2-1381) 4- مدیر داخلی فصلنامة مطالعات جوانان (3-1382)5 - مدیر گروه مطالعات حقوقی  سیاسی پژوهشکدة ملی مطالعات جوانان (1382) 6- سرپرست پژوهشکده ملی مطالعات جوانان (1383)7- مدیر کل دفتر مطالعات و تحقیقات، سازمان ملی جوانان (5-1384)

استاد تاج مزینانی در حال حاضر علاوه بر اینکه استادیاردانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) است  معاون پژوهشی مرکز مطالعات اجتماعی و فرهنگی جوانان دانشگاه و مسئول کارگروه تدوین سیاست ها و راهبردهای کلان نقشه مهندسی فرهنگی کشور و شورای عالی انقلاب فرهنگی  و مدیر گروه تعاون و رفاه اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی می باشد.

 دکتر علی اکبر تاج مزینانی دارای سوابق پژوهشی متعدد و تألیفات فراوانی است که برخی از آن ها عبارت است از؛ الف) کتاب و پژوهش:  1-  مطالعه تطبیقی رفاه جوانان در نظامهای رفاهی کشورهای توسعه یافته(1388) 2-   راهنمای بین المللی مطالعات جوانان(1386) 3-  پیمایش ملی ارزشها، نگرشها و رفتار سیاسی جوانان(1385) 4-   مطالعه تطبیقی رفتار سیاسی جوانان(1383)   5- رفتار سیاسی جوانان (انتخابات ریاست جمهوری، شوراها، خبرگان)، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق (ع)، تهران 1379.

 ب) مقالات:    1-دانشجو، سیاست و مشارکت: سیاست انتخاب به جای سیاست وفاداری، فصلنامه    فرهنگ عمومی.(1385) 2-   مشارکت سیاسی جوانان، ابعاد و پویایی ها، فصلنامة مطالعات جوانان، شمارة ٥.(1382)    3-جامعه‌پذیری سیاسی جوانان، فصلنامه مطالعات جوانان، شماره 4 (1382)

ج) آثار ترجمه:1- پیل کینگتون، هیلاری (1380)، فرهنگ جوانان روسیه: سازندگان و ساخته شدگان یک ملت، ترجمه علی اکبر تاج مزینانی و دکتر حسین ملانظر، 2- موسسه بین‌المللی دموکراسی و مساعدت انتخاباتی (1380)، مشارکت رای دهی جوانان، دخیل ساختن جوانان امروز در دموکراسی فردا، ترجمه علی اکبر تاج مزینانی، 3-والاس، کلر و کواچوا، سیپکا (1380)، جوانان در جامعه: شکل‌گیری و فروپاشی جوانی در اروپای شرقی و غربی، ترجمه علی اکبر تاج مزینانی، 4- انجل، ویلیام دیوید (81-1380)، قانون بین‌المللی حقوق جوانان (سه جلد)، ترجمه علی اکبر تاج مزینانی و جعفر سطوتی، 5- سیگل، لاری و سنا، جوزف (1382)، بزهکاری نوجوانان، ترجمه علی اکبر تاج مزینانی و فرامرز ککولی دزفولی، 6- یونسکو (1379)، علوم اجتماعی و مشکل بیکاری جوانان، ترجمه علی اکبر تاج مزینانی.

 د) تجارب سفر و مأموریت خارجه:

1دیدار از مراکز علمی و دانشگاهی هند (11 مارس 1998)

2.شرکت در چهارمین همایش جهانی جوانان ملل متحد (6 آگوست، سنگال، 1999)

3.دیدار رسمی از بخش جوانان کشور عربستان سعودی (فروردین 1382)

4.اعزام به حج تمتع به عنوان مبلغ زبان‌دان از طرف بعثه مقام معظم رهبری (1380و 1386)

5.دیدار رسمی از بخش جوانان جهموری خلق چین (1382)

6.دیدار غیررسمی از روسیه (1380)، امارات متحده عربی (1382) و ترکیه (1387)

7.شرکت و ارائه مقاله در "همایش فرصتهای برابر برای همه"، واحد جوانان شورای اروپا، مجارستان (1386)

8.شرکت و ارائه مقاله در "کنگره بین المللی جامعه شناسی"، سوئد (1389)


به جمع شاهدان کویردر تلگرام بپیوندید: https://telegram.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۱۵
بهمن
۹۴

به رسم بی مزه ی روزمرگی انگشت شصت را بر صفحه گوشی بازی می دادم تا شاید نکته ای جدید و جالب در این شبکه های به اصطلاح اجتماعی بیابم.یکی از دوستان مجازی ام عکس دست قطع شده ای را برایم فرستاده بود که مربوط می شد به یکی از رزمنده های دوران جنگ تحمیلی .کنجکاو شدم بدانم چه کسی در اینجا دست از دنیا کشیده است اما هرچقدر به این ذهن مخدوش فشار آوردم چیزی نصیبم نشد،خب حق دارد بیچاره از بس که فضایش را با افکار دنیوی و مادی شلوغ کرده ام دیگر جایی برای اندیشیدن به غیر دنیا نمانده است.نشستم پای درد و دل قلم تا شاید او جواب سئوالم را بگوید.آهی کشید و دستم را موج وار بر کرانه ی دریای کاغذ لرزاند و نام عباس را نوشت.چه زیبا بازی می کنند قلم و سر انگشتانم .

مردی با قامت رشید چون سرو را محکم بر صفحه ی کاغذ ترسیم می کند .او استوار ایستاده؛قطرات آب التماسش می کنند که دست هایش را لحظاتی به دست فرات بدهد،دریا آرام می گیرد.مرد دست های پر آبش را به کویر خشک لب هایش نزدیک می کند .قلم دوباره دست به کار شد و در چشمان مرد گلهایی را نقش زد که منتظر باریدن باران بودند،آب با دیدن این صحنه چون عرق شرم از میان انگشتان ساقی به دریا باز گشت.ابرهای تیره هجوم آوردند؛صدای چکاچک شمشیرها چون رعد و برق فضای صحرا را پر کرده بود.نعره ی والله ان قطعتموا یمینی انی احامی ابدا عن دینی پسر شیر خدا تن دشمن را به لرزه انداخته بود.

قلم در حالی که می گرید نقش دیگر می زند،در میان انبوه گرد و غبار نبرد بانویی با قدی خمیده چون کمان یک دست برسینه می کوبد و با دست دیگر چیزی را از روی زمین برمی دارد که گویی آیه های قرآن اند،بانو می خواند: « و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون».بانو اما آیه هارا با خود نمی برد تا روز موعود فرا رسد ،روزی که همه ی اولاد انسان هراسان منتظر دستور و اتفاق جدید اند.بانو وارد می شود همراه با دست های ساقی .لحن سوزناکش اهالی یوم القیامه را به گریه وا می دارد.

قلم با کشیدن این تابلوی پر حماسه و با شکوه به من می فهماند آن دستی که در کربلای ایران جا مانده بود میراث ماندگار همه ی عباس های وطنم است که راه ساقی کربلا را در پیش گرقتند و دست از دنیا کشیدند برای نجات آدمیان.                                                                  (محسن مزینانی.دانشجوی عکاسی خبری)https://telegram.me/shahedanemazinan

  • علی مزینانی
۱۲
بهمن
۹۴

کتاب "مذاهب و فرق" با قلم دکتر احمد باقری مزینانی  توسط انتشارات دانشگاه جامع امام حسین (ع) منتشر شد.

به گزارش شاهدان کویر مزینان ؛ دکتر احمد باقری مزینانی استاد دانشگاه که پیش از این کتاب مزینان عشق آباد کوچک را منتشر کرده است به تازگی از اثر جدیدش با عنوان مذاهب و فرق رونمایی کرد.

تاکنون نزدیک به 20 عنوان مقاله علمی ـ پژوهشی و ترویجی و یا همایش های ملی و چهار عنوان کتاب دیگر در موضوع های تخصصی از این نویسنده مزینانی  به چاپ رسیده است.

برخی از عناوین مقالات دکتر باقری که در محافل و گردهمایی هایی سیاسی نیز ارائه شده عبارتند از ؛1- کالبدکافی جریان سلفی معاصر از نوسلفی گرایی تا تکفیرگرایی؛2- پددیدارشناسی جریان تکفیری و ارزیابی امنیتی آن؛3- کالبد شکافی فرقه ها و شکاف های اجتماعی؛4- پارادایم شناسی فعالیت سازمان ها در فضای مجازی؛5- پدیدار شناسی امنیتی جنگ نرم؛6- وهم باوری و خرافه گرایی و تأثیر آن بر امنیت نرم جمهوری اسلامی ایران؛7- و....

شایان ذکر است که کتاب مذاهب و فرق به سفارش انتشارات دانشگاه امام حسین(ع) ویژه دانشجویان کارشناسی نوشته و به زیور طبع درآمده است.

 

  • علی مزینانی
۰۹
بهمن
۹۴

سخن از شاهد کویر ؛ادیب ، سخنران ، نویسنده ، شاعر و شهید زنده محمد مزینانی است که در همین فصل سرد در خانواده سرزنده قربانعلی ساعت ساز پا به عرصه ی وجود گذاشت تا گرمایی دیگر به کانون این خانواده ی زحمتکش ببخشد.

آن طور که در سجلدش نگاشته اند تاریخ تولد این فرهیخته مزینانی دی ماه 1345 می باشد که پدر موذنش اولین اذان و اقامه را با نامیدن اسم مبارک محمد در گوش او زمزمه کرد تا او همیشه حامد راستین خداوند عالم باشد و هرگاه می خواهد  آغاز کند نامِ یزدانِ مهربان را بر زبان جاری سازد .

با تمام شوخ طبعی و ملاحت که خاص این خانواده است؛ محمد همانند دو برادر بزرگترش دروس ابتدایی و راهنمایی را در مزینان به اتمام رساند و برای ادامه ی تحصیل راهی داورزن شد.  جنگ و اعزام های پی درپی بسیجیان از مزینان و شوق حضور در کنار رزمندگان این دانش آموز دهه ی شصتی را به جبهه کشاند و 31خرداد سال 1366 در سالروز شهادت شهید چمران او نیز پایش را در جزیره ی مجنون به یادگار گذاشت و مفتخر به نام جانباز شد.

محمد با تمام رنج مجروحیت عزم خود را جزم کرد تا درس و دانشگاه را ادامه دهد و با جدیت مثال زدنی اش سال 1367 در  دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دکتر شریعتی مشهد مقدس پذیرفته شد و پس از دریافت مدرک کارشناسی در سال 1371به هنرِ معلمی ودبیری دبیرستان های شهرستان سبزوار مشغول شد.

سخن به گزاف نیست که گفته اند مزینان زادگاه دانشمندان و اندیشمندان است و در تمامی ادوار مختلف مردانی بی ادعا از این دیار تاریخی برخاسته اند که جامعه را مبهوت مجاهدت خویش کرده اند ، محمد مزینانی یکی از همین اسطوره های به یاد ماندنی است او در کنار شغل معلمی که راه انبیاء و اولیاست علاوه بر تدریس به تحصیل و افزایش علم خویش افزود و  سال 1385 موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه آزاد اسلامیِ سبزوار شد. 

او که الطافِ الهی را شامل حال خود می داند همواره سعی در تبلیغ و ترویج دین مبین اسلام دارد و در همین سال ها ضمن سخنرانی به تفسیر آیات الهی می پردازد و با خلق اثری فاخر جامعه ی ادبی را مبهوت توانایی خود می کند و 130 خطبه ی مولای متقیان در نهج البلاغه را به نظم در می آورد و با عنوان حماسه ی علی علیه السلام  منتشر می کند . رساله ی پایان نامه ی کارشناسی ارشد این شاهد کویر مزینان با عنوانِ«عقل و نفس از دیدگاهِ قرآن کریم» بار دیگر نگاه ادب فارسی را به سوی او می کشاند تا باز هم جامعه ی ادبی کشور شاهد درخشش پسری دیگر از مزینان باشد.

شاهدان کویر مزینان ضمن تشکر از این استاد فرزانه که پس از ساعت ها التماس و درخواست توانست گوشه ای از زندگی نوشت وی را دریافت کند از این پس افتخار دارد تا اشعار حماسی و عرفانی او را تقدیم مخاطبان گرانمایه نماید و در همین راستا بازهم دست تمامی شهروندان مزینانی را برای شناساندن بیشتر فرهیختگان خاستگاه خود می فشاریم و منتظر دریافت مطالب شما به تلگرام 09339436933 با نام محسن هستیم تا هم در سایت های شاهدان کویر و هم در سامانه ی تلگرام منتشر نماییم. نشانی اینترنتی ماalimazinani@mihanmail.ir می باشد شما نیز با رجوع به نشانی کانال تلگرام شاهدان کویر مزینان ؛ https://telegram.me/shahedanemazinan  می توانید مطالب خود را مشاهده نمایید .

در پایان این نوشتار پاسخ شاهد کویر استاد محمد مزینانی به فرزندش را در قالب شعر تقدیم تمامی جانبازان هشت سال دفاع مقدس می کنیم.

کودکم پرسید : بابا چیست جنگ            گفتمش : دیوانه ای وچاه وسنگ

 گفت:دستت در کجا افتاده است          گفتم آنجا پشتِ سنگی روزِ جنگ

 راست گو بابا ، چرا کج می روی          گفتم  آن  سنگ آمده بر پایِ لنگ

گفت : از جایت  چرا  برخاستی            دادمش  پاسخ :  زِ سنگینیِ ننگ

قامتت  گفتا:  چرا گشته  کمان            گفتم: از دلهایِ سنگ وجایِ تنگ

گفت:موهایت سیاه است وسپید          نورِ  چشم :  از روزگارِ  رنگ رنگ

کِی پدر جان ،بشکند چنگال جنگ         گفتمش:وقتی که بر داریم چنگ

  • علی مزینانی
۱۵
مرداد
۹۴

محمدصادق مزینانی

مدیر روابط عمومی مؤسسه بوستان کتاب قم گفت: یکی از آثار تخصصی موسسه بوستان کتاب درخصوص مشروطیت، «تمایزات مشروطه خواهان مذهبی و غرب گرا ( با تطبیق آن بر انقلاب اسلامی)» است که آقای محمد صادق مزینانی آن را به رشته تالیف درآورده است.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ مهدی محدثی روابط عمومی موسسه بوستان کتاب، در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان در قم با اشاره به مناسبت یکصدمین سال  صدور فرمان مشروطیت گفت: کتاب تمایزات مشروطه خواهان مذهبی و غرب گرا با موضوعات سیاسی- اجتماعی و گروه مخاطب تخصصی طلاب و دانشجویان توسط محمد صادق مزینانی در نوبت چاپ دوم منتشر شده است.

 کارشناس ارتباط با مراکز علمی بوستان کتاب افزود:  در توضیح محتوای این کتاب گفتنی است که انقلاب مشروطه، از مقاطع مهم و سرنوشت ساز در تاریخ ایران است. در این انقلاب، دو گروه دچار اختلافات شدند: مشروطه خواهان مذهبی و جریان گرا.    

وی ادامه داد: محمدصادق مزینانی در این کتاب کوشیده تا در پنج بخش مفصل،  با ارائه اسناد و شواهد معتبر تاریخی، چگونگی رویارویی جریان های  مشروطه خواهان مذهبی و جریان گرا و فراز و فرود آن ها را شناسایی و تمایزات این دو را معرفی کند و سپس آن جریان ها را با حوادث و جناح های پس از انقلاب اسلامی تطبیق نماید.

 محدثی تصریح کرد: مولف رشته سخن را با تحقیق و بررسی تعاریف سنت و تجدد و رویارویی در جریان سنتگرایی و تجددگرایی آغاز میکند.

 روابط عمومی مؤسسه بوستان کتاب قم یادآور شد: وی در فصل نخست درباره دیدگاههای مشروطهخواهان مذهبی و عالمان این جریان و نقاط اشتراک و تمایزات  آنان سخن گفته و سپس از کسانی چون: ملکمخان ناظم الدوله، آخوندزاده، طالبوف، تقیزاده و دیگر هممسلکان آنها با عنوان مشروطهخواهان سکولار و پیشگامان غربگرایی نام برده است.      

وی اظهار داشت: نویسنده در ادامه راجع به مبانی نظری و معرفتی مشروطهخواهان غربگرا ذیل عناوین: خدا محوری و اومانیسم، عقلگرایی، علمگرایی و سکولاریسم بحث کرده و  در بخش سوم، تلقی و تفسیر از مشروطه و ارکان آن، جایگاه قانون اساسی و مجلس شورای ملی در تصمیمگیریها و حد و  حدود مجلس در قانونگذاری را از دو دیدگاه متفاوت مورد بررسی قرار داده و  به معیارها و ملاکهای آنان در قانون گذاری اشاره مینماید.       

کارشناس ارتباط با مراکز علمی بوستان کتاب  خاطر نشان ساخت: نوسینده در دو بخش پایانی درباره شعارهای سیاسی طرح شده در مشروطیت همچون آزادی و قانون گرایی و نیز دیگر مسائل تاریخی و اجتماعی با استناد به شواهد و گفتههای دو جریان به تفصیل سخن گفته است.

 محدثی در ادامه یادآور شد: بوستان کتاب علاوه بر اثر یادشده در موضوع مشروطه آثار دیگری نیز از جمله: روحانیت و مشروطه و ... دارد که علاقه‌مندان جهت تهیه این آثار، می‌توانند با شماره تلفن 7 ـ 37742155  ـ 025 تماس بگیرند یا به سایت www.bustaneketab.com مراجعه کرده؛ با خرید اینترنتی از تخفیف ویژه برخوردار گردند.

 روز چهارشنبه 14 مرداد 94، مصادف با یکصد و نهمین سالروز صدور فرمان تاریخی مشروطیت می باشد و مزینانی در پدید آمدن این اثر ارزشمند از 223 منبع تاریخی شامل کتاب ها و جراید قدیم و جدید بهره جسته است.

  • علی مزینانی
۱۱
مرداد
۹۴
نویسنده رمان‌های «شاه بی شین» و «آه با شین» گفت: می‌توانستم از مسائل خانوادگی رمان بنویسم، اتفاقا این برایم بسیار راحت‌تر بود؛ اما تصور می‌کنم حرف های ناگفته زیادی وجود دارد که در مورد انقلاب اسلامی باید بیان شود.
خبرگزاری فارس: می‌توانستم رمان خانوادگی بنویسم اما حرف‌های زیادی درباره انقلاب بر زمین مانده است
 

به گزارش شاهدان کویرمزینان، نشست ادبی «لذت داستان» با حضور محمدکاظم مزینانی نویسنده رمان‌های «شاه بی شین» و «آه با شین» عصر 6 مردادماه در فرهنگ سرای سرو برگزار شد. محمدکاظم مزینانی در ابتدای این نشست که به همت موسسه شهرستان ادب و فرهنگ سرای سرو، سه شنبه 6 مرداد ماه برگزار شد، درباره چگونگی نویسنده شدن خود به زبان طنز، گفت: در کودکی احساس می‌کردم در آینده بدبخت خواهم شد و زندگی خوبی نخواهم داشت اما نمی دانستم که این بدبختی، نویسندگی است. کودکی خیلی معمولی داشتم و این گونه نبود که از همان ابتدا بدانم که می خواهم نویسنده شوم.

وی ادامه داد: یک اتفاق کوچک و آشنایی ام با یکی از مسئولان کیهان بچه ها باعث شد که سر از کیهان بچه ها دربیاورم. شاید اگر کیهان فرهنگی می‌رفتم الان نویسنده نبودم و وارد حوزه های سیاسی می شدم. اما همیشه حوادث کوچک زندگی آدم را تغییر می دهند.

این نویسنده در پاسخ به سوالی درباره نویسندگی اش در دو حوزه کودک و نوجوان و بزرگسال نیز گفت: ادبیات کودک و نوجوان با ادبیات بزرگسال بسیار متفاوت است. وقتی برای کودکان کار می کنید می دانید برای چه مخاطبی می نویسید و مخاطبانتان مشخص هستند و انتقال مفاهیم و پیام ها نیز یک طرفه است؛ چرا که مخاطب کودک و نوجوان نوع برخوردش با آثار ادبی متفاوت از مخاطب بزرگ‌سال است. در نویسندگی بزرگ‌سال، نوشتن همچون داد و ستد است و این گونه نیست که تنها اثری ارائه دهید و مخاطب هم آن را بپذیرد. داستان شما با مخاطب بزرگ‌سال مواجه می شود و نقد و یا تایید می شود و در هر صورت بازخورد اثرتان را به طور عینی تر مشاهده می کنید.

به ادامه مطلب بروید...

  • علی مزینانی
۳۰
تیر
۹۴

ماجرای اشغال آمریکای لاتین در قرن ۱۵ / روایت کشیش اسپانیایی از ظلم و غارت آمریکای لاتین منتشر شد

به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از خبرگزاری «حوزه»، کتاب «افسانه سیاه» نوشته "بارتولومه دلاس کاساس" با ترجمه و تحقیق حجت الاسلام جواد مزینانی از سوی دفتر نشر معارف منتشر ‌شد. کتاب «افسانه سیاه» از دو بخش «کاوش غارتگرانه» و «افسانه سیاه» تشکیل شده. در بخش اول، مترجم در مقدمه‌ای تفصیلی به ماجرای فتح و اشغال آمریکای لاتین در قرن پانزدهم میلادی می پردازد و بخش دوم یعنی «افسانه سیاه» یکی از این اسناد تاریخی مهم و اثرگذار است که در حقیقت، نامه یک کشیش اسپانیایی به پادشاه وقت امپراطوری اسپانیاست. این کشیش سرشناس مسیحی به ‌روایت وقایعی می‌پردازد که فاتحان با ورود به قاره تازه شناخته شده، با آن رو‌برو می‌شوند و خود نیز در اکثر آن حوادث حضور داشته ‌است. این نامه بلند بالا، در حقیقت سیاهه جنایات اروپائیان در آمریکای لاتین بوده و عمق فجایع ذکر شده در آن باعث شد که پس از انتشار آن در بین محققان و مورخان بین‌المللی، به «افسانه سیاه» معروف شود.

در بخشی از مقدمه مترجم می خوانیم: امروزه، کودکان ما یاد گرفته‌اند در جواب این سئوال که «کاشف آمریکا کیست؟» بی‌درنگ پاسخ دهند: «کریستف کلمب». اگر اکتشاف را دارای بار معنایی مثبت بدانیم، کلمب را فردی نمونه و کشف بزرگ وی را خدمت به بشریت بدانیم و خطر پذیری وی در پیمودن راه نرفته را نوعی فداکاری قلمداد کرد، اما با در نظر گرفتن برخی اسناد معتبر به‌جای مانده از حاضرین در صحنه اکتشاف آمریکا!، انسان جویای حقیقت نیز متوجه می‌شود که زوایای پنهان این حادثه، می‌تواند اذهان عمومی را زیر سئوال ببرد و چه بسا 180 درجه نتیجه را عوض کند و به جای «اکتشاف» باید گفت «اشغال».

چاپ اول «افسانه سیاه» در 102 صفحه، قطع پالتویی، تیراژ 2000 نسخه و قیمت 4000 تومان از سوی دفتر نشر معارف منتشر شد. دفتر نشر معارف تا پایان سال جاری کتاب‌های «جستجوگران نور؛ روایتی از تازه مسلمانان آمریکای لاتین»، «نور حقیقت در آمریکای لاتین»، «اسلام و مسیحیت در آمریکای لاتین معاصر» و «ما و آمریکای لاتین: گفتگو با صاحب نظران و کارشناسان» را برای شناخت بهتر منطقه آمریکای لاتین منتشر می‌کند.

برای تهیه کتاب «افسانه سیاه» و دیگر آثار دفتر نشر معارف می‌‏توان از طریق سایت پاتوق کتاب: ketabroom.ir یا دفتر مرکزی نشر معارف قم (02537740004) یا از طریق فروشگاه‌های پاتوق کتاب تهران (تلفن 88911212)، پاتوق کتاب قم (تلفن 37735451) و دیگر مراکز توزیع محصولات فرهنگی اقدام کرد.

  • علی مزینانی
۰۴
تیر
۹۴


بهمن  ماه سال گذشته  نویسنده ی جوان مزینانی که آثار فراوانی درباره ی شهدای دفاع مقدس به خصوص شهدای مزینان نوشته و به چاپ رسانده اند مطلبی در باره فرزند شایسته کویرمزینان دکتر علی مزینانی شریعتی برایمان ارسال نمودند که منتظر فرصتی بودیم تا این مطلب را منتشر نماییم اما به دلیل مشکلاتی که برای وب شاهدان کویرمزینان در بلاگفا پیش آمد این موضوع به فراموشی سپرده شد اما پس از رفع نسبی مشکل این مطلب آماده ی انتشار گردید که ضمن تشکر از سرکارخانم طیبه مزینانی بدون هیچ تغییری تقدیم مخاطبان گرانمایه می شود.                                                                                                                                                                                                                                                                      
    طیبه مزینانی بسم الله الرحمن الرحیم

چندی قبل پیشنهاد دادند، نریشن مستندی تلویزیونی رادربارۀ عالم بزرگ میرزا جوادآقای تهرانی، متوّفی سال1368 بنویسم. میرزا، از معدود علمایی بود که در دوران 8سال دفاع مقدس با وجود سنی نزدیک به هشتاد سال، چندین بار به جبهه وخط مقدم رفت و به دستور و خواهش مستقیم امام خمینی(ره) جهت تدریس به مشهد بازگشت. زُهد، تقوا و تواضع این عالم ربانی بدان حد بود که هیچگاه از خود با القاب حجت الاسلام و آیت الله یاد نکرد و تنهاخود را ، جواد معرفی می­ کرد حتی در مقابل شاگردانش. برای شناخت حدّت تقوا و علم و بزرگواری میرزا جوادآقای تهرانی همین بس که مقام معظم رهبری از ایشان با عنوان " عبد صالح خدا" یاد کرده­اند.

حین تحقیق دربارۀ ایشان به مطلبی برخوردم که برایم بسیار جالب بود. آن هم روایاتی ازاعلام نظر صریح ایشان دربارۀ اندیشمند بزرگ؛ دکتر علی شریعتی بود که شدت انصاف ایشان در آن دوره، بنده را چنان شگفت زده کرد که تصمیم گرفتم آن را با شما به اشتراک بگذارم.

بنده جهت ادای حق مولف و راوی عین مطلب را با منبع ذکر می ­کنم. خواهشمندم در صورت صلاحدید و بارگزاری بر روی هر سایتی لطفا تمامی مطلب کپی شود تا در صورت ایجاد شبهه، به اصل سند مراجعه گردد.

ارادتمند شما: طیبه مزینانی 

                                                                                                                                                         458814_374

 منبع: کتاب مفسرّ ربانی: مجموعه مقالات بزرگداشت آیت الله میرزا جواد اقا تهرانی(ره) به کوشش جمعی از فضلای خراسان، انتشارات موسسۀ معارف اسلامی امام رضا(ع)، اسفند1388 ، صفحات48، 49، 50، 51

بعد از ظهر تابستانی بود که به اتفاق دو برادر، زنگ درب منزل را فشار دادیم. بعد از چند ثانیه درب باز شد و فردی با قامت بلند و کمر خمیده، با چهره­ ای باز و لبخندی بر لب، گوی سبقت را در سلام از ما گرفت و با تواضع خاص خود، به داخل منزل دعوت نمود. وارد شدیم و به اتاقی که مخصوص ملاقات­ها و مراجعۀ ارباب رجوع بود، رفتیم. اتاقی بسیار ساده و دور از هرگونه تشریفات و تجملات، ولی تمیز و مرتب و خوشبو بود که با پتوی ملافه کشیده و سفید آراسته؛ و پس از لحظه ­ای با سینی چای و چهره­ ای گیرا و خوش­آمدگویی، شخصاً از ما پذیرایی نمود و در کنار ما همچون پدری مهربان نشست و گفت: بفرمایید.

من که پیشنهاد دهنده ملاقات بودم، سخن را آغاز نمودم. بدون مقدمه رفتم سر اصل موضوع و عرض کردم: همانطور که تلفنی خدمت شما عرض کردم ما جلسه­ ای داریم با این خصوصیات... و آقای... استاد و مدیر جلسه­ اند[ایشان استاد دانشگاه فردوسی در رشتۀ فیزیک بود] که در کنفرانسی که من دربارۀ دکتر شریعتی و نسبت­های واردشده به ایشان تحقیق کردم، به عنوان معترض، بحث­هایی مطرح نموده­اند. در نهایت، به علت کافی نبودن اطلاعات افراد جلسه و ادعاهای ایشان بر حقانیت دکتر شریعتی، بنده پیشنهاد مراجعه به نظر و قضاوت حضرت عالی نمودم و افراد جمع پذیرفته ­اند. لذا خواهشمندیم نظر خود را در خصوص مسئلۀ مورد اختلاف ما ابراز فرمایید چرا که شما مورد وثوق همۀ ما هستید.

ایشان با همان وقار و متانت و ادب با حالت تبسم گفتند: البته همه اول ممکن است بپذیرند؛ ولی تا جایی که مطابق ذوق و سلیقۀ آنان باشد و ممکن است با ابراز نظر مخالف ذوق خود، این ایمان و وثوق باطل شود.

در جواب عرض کردم: بدون حب و بغض، تسلیم حرف حق و حقیقت و نظر شما خواهیم بود.

لذا ایشان با شیوایی و گرمی خاص خود، این طور بیان کردند: دکتر علی شریعتی، علی­رغم صحبت­ بسیاری از افراد و حرف­هایی که زده­ اند، فردی بسیار دلسوز، مخلص، پرجوش و با همۀ وجود در خدمت اسلام و نسل جوان است و بسیار خدمت کرده و نسل جوان دانشگاهی را از گمراهی و افتادن در دام مکاتب الحادی، نجات داده است. البته یگانه مشکل ایشان، تخصصی نبودن اطلاعات و معلوماتشان دربارۀ اسلام است؛ با وجود اینکه در علومی مانند جامعه ­شناسی و تاریخ و غیره، اطلاعات بسیاری دارد.

این مطالب را آنچنان متواضعانه و از روی بزرگواری مطرح نمودند که ضمن قابل قبول بودن برای استاد جلسه، انصاف ایشان نظر مرا دربارۀ دکتر شریعتی 180درجه تغییر داد.

    [تصویر :  shariati-1.JPG]

 ** ** در مورد کتاب­ها و آثار مرحوم دکتر علی شریعتی که در نزد برخی از آقایان، مطالعۀ آن مضرّ و بلکه گمراه­ کننده بود و من که کتابدارم نمی­ دانم کتاب­های آن مرحوم را در اختیار مراجعین و طالبین آثار ایشان قرار دهم یا نه، در آن زمان که مرحوم دکتر شریعتی در قید حیات بودند، شاید حدود 15سال قبل، روزی خدمت حضرت آیت الله میرزا جوادآقا رسیدم و چون دیدم آقایی روحانی معمّر خدمتشان بود، حرفی نزدم. نیم ساعتی گذشت آن آقای روحانی نرفت. ناگزیر از حضور وی از فقید سعید آقای میرزا جوادآقا سوال خود را طرح کردم. بدین مضمون: آیا منِ کتابدار می­ توانم کتاب­های دکتر شریعتی را به درخواست­ کنندگان آثار وی، برای مطالعه در اختیارشان بگذارم؟ زیرا عده ­ای کتابهای ایشان را بهترین و ارزنده­ ترین اثر اعتقادی می ­دانند و گروهی کتاب­های او را مضلّ و مُسفّل  می ­دانند. تکلیف من چیست؟

در این موقع آن مرد روحانی که خود را به نام آخوندی مدیر دارالکتب اسلامیۀ تهران معرفی کرد، فرمود حال که این آقا این سوال را طرح کردند فی­ الواقع من از تهران به مشهد که مشرف شده­ ام یک هدفم هم این بود که خدمتتان برسم و از نظر حضرتعالی در این مورد استفاده کنم.

مرحوم میرزا ـ اعلی ­الله مقامه ـ فرمودند: اکثر کتاب­های دکتر را مطالعه کرده­ام؛ از جمله کتاب اسلام شناسی او را.

فوراً حرکت فرمودند و کتاب اسلام ­شناسی را از قفسۀ کتاب بیرون آورده و فرمودند: آنچه اشکال دیده ­ام نشانی گذاشتم و به ابوی محترمشان ـ منظور استاد محمدتقی شریعتی رحمه الله علیه ـ با تلفن، مراتب اشتباهات و اشکالات کتاب را تذکر دادم. پدر ایشان فرمودند: روزی با علی خدمت می­ رسیم. روزی همراه دکتر تشریف آوردند منزل و اشکالات طرح شد و ایشان پذیرفتند و قرار شد در چاپ دوم اصلاح شود. بعد از مدتی که به چاپ مجدد رسید، دیدم اشکالات کتاب تصحیح نشده و من با تلفن، مراتب را به پدر آن مرحوم تذکّر دادم. فرمودند: قضیّه از این قرار است که وقتی دکتر، اشکالات را برای شرکت انتشار تهران فرستادند تا در چاپ مجدد اصلاح کنند، آقای محجوب مدیر عامل شرکت انتشار، اظهار داشتند: خیلی معذرت می­ خواهیم؛ چون کتاب در بازار نایاب شده بود و برای تجدید چاپ آن، مکرر مراجعه می­ کردند، قبلاً ما چاپ وانتشار داده­ ایم و دکتر از این بابت، خیلی ناراحت شده بود.

دربارۀ سایر کتاب­های ایشان هم که بررسی شد، فی ­الواقع دکتر در کتاب­های خود، غرض سوء یا سوءنیتی دربارۀ دین و اسلام ندارند. صرفاً نظرات خود را از دیدگاه جامعه­ شناسی مطرح ساخته ­اند؛ آن هم تحت عنوان نظر، نه واقع امر.

بنابراین، کتاب­های ایشان، برای جامعه اسلامی، یک رسالۀ علمیۀ اعتقادی نیست؛ بلکه نظریۀ جامعه ­شناسی دینی است و طرفداران سرسخت ایشان دربارۀ او غلو می ­کنند و یا مخالفین وی که دربارۀ آثارش نظر بدبینانه داشتند و کتاب­های آن مرحوم را جزء کتب ضالّه می­ دانند، هر دو گروه اشتباه می­کنند. لذا کتاب­های مرحوم دکتر شریعتی را نمی ­توان به هر جوان نوپای دبیرستانی برای مطالعه داد که ممکن است اشتباه فکر کند؛ ولی مطالعۀ آن برای افراد دادرای فهم و سواد مانعی ندارد.

  • علی مزینانی
۱۶
خرداد
۹۴


 چاپ دوم کتاب «جامعه‌شناسی فرهنگ» نوشته محمد حیدرپور و آتوسا محمدی مزینانی از سوی انتشارات جامعه‌شناسان منتشر شده است.
به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «جامعه‌شناسی فرهنگ» نوشته محمد حیدرپور و آتوسا محمدی مزینانی به چاپ دوم رسید. این کتاب از چهار فصل با عناوین فرهنگ و مفاهیم مرتبط با آن، فرهنگ از چشم‌انداز مکاتب عمده جامعه‌شناسی، فرهنگ، توسعه، دموکراسی و حقوق بشر و فرهنگ، روشنفکران و جهانی شدن تشکیل شده است.

«جامعه‌شناسی فرهنگ» در قاب کتاب نشست


در مقدمه این کتاب می‌خوانیم: «جامعه‌شناسی در میان سایر علوم، علمی نو محسوب می‌شود که پیامد مجموعه‌ای از دگرگونی‌های بزرگ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نظیر انقلاب صنعتی و انقلال کبیر فرانسه و تحولات فکری، فرهنگی و اجتماعی دوران‌ساز عصر روشنگری است. البته به‌طور دقیق پدید آمدن جامعه‌شناسی، با انتشار کتاب فلسفه اثباتی توسط اگوست کنت(1824) و ابداع کلمه جامعه‌شناسی از جانب او آغاز می‌شود. اگوست کنت بود که به افکار پراکنده اجتماعی، نظم خاصی بخشید، موضوعات علم جامعه‌شناسی را مشخص کرد و شیوه‌های بررسی مسائل و موضوعات این علم جدید و اصولاً روش‌شناسی جامعه‌شناسی را مشخص و معلوم ساخت و اظهار نمود روش تحقیق در جامعه‌شناسی مانند سایر علوم پایه نظیر فیزیک، شیمی،‌ ستاره‌شناسی و غیره شکل یکسانی دارد؛ به عبارت دیگر، ابزار، روش و مراحل تحقیق در تمامی علوم یکسان و یک‌شکل است و تفاوتی در جست‌وجوی پدیده‌ها و راه و روش کسب شناخت علمی وجود ندارد...
چاپ دوم کتاب «جامعه‌شناسی فرهنگ» نوشته محمد حیدرپور و آتوسا محمدی مزینانی با شمارگان هزار نسخه در 200 صفحه به بهای 12 هزار تومان از سوی انتشارات جامعه‌شناسان منتشر شده است.
  • علی مزینانی
۱۲
بهمن
۹۳

اسرار نامه مجله ای اینترنتی است اما نه ، این تنها همه ی آنچه باید از این رسانه ی فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی که گاه نیز به رویدادهای پیرامون دیار علم وادب می پردازد بگوییم ،نیست چرا که اسرار نامه امروز مانند نگینی برپیشانی فرهنگ و ادب می درخشد و به یقین همانند نامش که رازها در دل دارد شهر اسرار را به نیکی معرفی می نماید  و به دور از هیاهو و جنجال های متداول رسانه ای که در فضای مجازی  کم نیستند! آنچه باید در باره ی این شهر تاریخی بدانیم اسراری ها می گویند ، برایشان هم فرقی نمی کند شهرنشین باشی یا کوخ نشین مهم این است که تو برای بلند آوازه نگهداشتن دیارت آوای عشق سروده باشی ، هرجا نامی از یک سربداری است به یقین اسرار نامه را خواهی دید و ما مزینانی ها بارها چه با نام شریعتی  و یا مزینانی ، آنها به خوبی فرهیختگانمان را دیده اند و با بصیرت بالا از ما و زادگاهمان به نیکی گفته اند و می گویند

مطلب زیر که به نقد اثر فرزندی دیگر از مزینان می پردازد در خبرگزاری کتاب ایران منتشر شده است و حق نیز آن بود که ما با همین نام این مطلب را بازنشر می کردیم اما دیدیم بازهم اسرار نامه از ما که هم ولایتی استاد محمدکاظم مزینانی هستیم پیشترند و بهتر آن را دیده اند برای همین ضمن احترام به دست اندرکاران ایبنا بادرود به همشهریان خوب و فرهیخته ی شهر اسرار و کاشفی و شریعتی این چند جمله را به نقل از مجله ی وزین اینترنتی اسرار نامه تقدیم مخاطبان گرانمایه ی شاهدان کویرمزینان می نماییم.

محمدکاظم مزینانی با شاه بی شین گام مهمی در بومی کردن رمان برداشته است یوسفعلی میرشکاک معتقد است که مزینانی در «شاه بی‌شین» با رئالیسم جادویی نگاه انسانی به شاه داشته است و توانسته بیان شاعرانه خود را در قالب رمانی تاریخی پیاده کند. حسن محمودی نیز به لحاظ محتوا این رمان را محدود به محمدرضا پهلوی ندانست و آن را بیانی برای وصف دیگر دیکتاتورهای بالقوه و بالفعل خواند.
 
به گزارش مجله اینترنتی اسرارنامه نخستین جلسه از سلسله جلسات آینه‌بندان که نگاهی تازه به جهان داستان دارد، در تالار امیرحسین فردی حوزه هنری، امروز بعد از ظهر، برای کتاب «شاه بی‌شین» با حضور یوسفعلی میرشکاک، حسن محمودی و نویسنده کتاب، محمدکاظم مزینانی برگزار شد.

یوسفعلی میرشکاک نخستین سخنران این نشست بود که درباره این رمان گفت: رمان صناعتی است که از غرب وارد فرهنگ ما شده است، مانند سینما، تئاتر و دیگر رسانه‌های فرهنگی. اولین کسی که توانست رمان را بومی این سرزمین کند، صادق هدایت بود و آخرین کسی که بعد از 35 سال وقفه در بومی کردن رمان، حرکت مهمی انجام داد، محمد کاظم مزینانی است.
 
وی افزود: نویسنده باید فراسوی نیک و بد و قضاوت اخلاقی درست یا نادرست را با موضعی صریح نسبت به کاراکترهایی که مطرح می‌کند، ببیند و با همین روش کارش را به پیش ببرد. در شعر، شاعر می‌تواند با انتخاب یک موضع چیزی را نفی یا اثبات کند. ولی رمان قابلیت تحمل موضع ایدئولوژیک را ندارد. نویسنده و کارگردان در سینما مکلفند کل ماجرا را آشکار کنند ولی وقتی نویسنده‌ای از حیث چشم‌انداز مجبور است خود را محدود کند، از حیث معماری اثر نیز محدود خواهد شد.
 
نویسنده «ستیز با خویشتن و جهان» افزود: من چشم‌اندازهایم را با مماشات به دست نمی‌آورم و موافقت یا مخالفت دیگران درباره نظراتم اهمیت چندانی برایم ندارد. من معتقدم که محمدرضا پهلوی نباید جوری توصیف شود که تمام گناهان جهان از هابیل و قابیل بر گردن او بیفتد. رمان چنین نگاهی را برنمی‌تابد. البته این سخنان را منی می‌گویم که سال‌ها فراری بودم و نفرت از محمدرضا شاه در دلم جا دارد.

وی افزود: در عالم هنر برای نفی دشمن نمی‌توان اغراق کرد. دوست را نیز نمی‌توان خیلی بالا برد. به همه چیز فقط تا آنجایی می‌توان رنگ و لعاب داد که باورپذیر باشد. حتی در تبلیغات اگر خیلی ایدئولوژیک برخورد شود، کار از نفس می‌افتد.
 
وی با اشاره به این که یک رمان‌خوان حرفه‌ای است گفت: بهترین نویسندگان ایرانی فقط می‌توانند مونولوگ‌های خوبی بنویسند. ولی به محض این که چند شخصیت را دست نویسندگان ایرانی بدهند، حتما کار از دست نویسنده خارج می‌شود و برخی از شخصیت‌ها از حیث کنش و منش و... تقلیدی از شخصیت‌های اصلی می‌شوند. زیرا نویسندگان ایرانی بر قصه و حکایت تکیه دارند. و در قصه و حکایت ویژگی‌های اخلاقی و عاطفی مطرح نیست.
 
وی درباره ارزش‌های رمان «شاه بی‌شین» گفت: مزینانی دو رمان نوشته که خیلی بهتر از بسیاری از رمان‌هایی است که سرمایه‌های بزرگ دولتی را در اختیار نویسندگانشان قرار داده‌اند. صادق هدایت فضای کابوس‌وار کافکا را وارد ادبیات ایران و آن را بومی کرد. و مزینانی رئالیسم جادویی را برای اولین بار در ادبیات ما بومی کرد.
 
این طنزپرداز و منتقد سیاسی در ادامه افزود: نویسنده در این رمان، یک دید کلی دارد و یک راوی کلی. جمع کردن زاویه‌های دید مختلف، کرامت رمان مزینانی است. رمان خاطره‌نویسی نیست. رمان پدیده‌ای است پیچیده‌تر از شعرگویی. در جامعه‌ای که موفق‌ترین رمانش دو یا سه شخصیت دارد، این رمان اثر قابل توجهی به شمار می‌آید.

«شاه بی‌شین» به دیکتاتورهایی فراتر از محمدرضا پهلوی اشاره دارد
سخنران دوم این نشست، حسن محمودی بود که با اشاره به تعداد حاضرین در این جلسه گفت: هفته پیش در فروشگاه نشر ثالث جلسه رونمایی از 4 کتاب برگزار شده بود. هر دو طبقه این فروشگاه و حتی بخشی از خیابان مملو از جمعیت بود. وقتی پرس و جو کردم که چطور برای یک جلسه رونمایی چنین جمعیت زیادی به کتابفروشی آمده‌اند، متوجه شدم که مادر یکی از نویسندگان این کتاب، از مجریان صدا و سیماست. امروز چنان جمعیتی به این سالن نیامده است، ولی باید گفت که «شاه بی‌شین» و «آه با شین» از محمدکاظم مزینانی، و «مردگان باغ سبز» از محمدرضا بایرامی، سه کتاب ناب در حوزه ادبیات انقلاب است.
 
وی درباره علت تکراری شدن مضامین در ادبیات گفت: برخی معتقدند پس از انتشار کتاب «من چراغ‌ها را خاموش می‌کنم» از زویا پیرزاد، بخش مهمی از ادبیات ما به ادبیات آشپزخانه‌ای تبدیل شد. ولی به نظر من، ادبیات فارسی امروز با کمبود مضمون مواجه نیست. مهم اجراهایی است که هر نویسنده با تجربه زیستی و جهان‌بینی خود آن را مطرح می‌کند. مزینانی در این رمان از جهان‌بینی خاص خود استفاده کرده است. او در این دو جلد کتاب، حتی از روی دست خود رونویسی نکرده است. زیرا هر کدام فضایی کاملا متفاوت دارند.


نویسنده رمان «روضه نوح» با اشاره به هوشمندی مزینانی در انتخاب راوی این رمان گفت: مزینانی هوشمندانه راوی دوم شخص را برای «شاه بی‌شین» انتخاب می‌کند. در حالی که در رمان‌های ایرانی کمتر به این زاویه دید توجه شده است. همواره برایم سوال بوده که چرا دوم شخص؟ راوی این اثر یک شاه بی‌تاج و تخت را به محاکمه دعوت می‌کند، محاکمه‌ای که در واقع تفهیم اتهام است.
 
وی با اشاره به معانی درونی این اثر گفت: با خواندن رمان «شاه بی‌شین» خواننده فقط به محمدرضا پهلوی فکر نمی‌کند. بلکه به دیکتاتورهای فراتر از آن می‌اندیشد، مانند دیکتاتورهایی که در مصر و بحرین حضور دارند. بخشی از هنر مزینانی در خلق این رمان بود. ولی ما برای او و رمانش چه کرده‌ایم؟ چرا تلاشی برای ترجمه آن به زبان‌های دیگر نداشته‌ایم؟
 
میرشکاک: «شاه بی‌شین» شعر مستند و تاریخی مزینانی است
در ادامه نشست، میرشکاک درباره توانمندی‌های این رمان گفت: «شاه بی‌شین» حاصل تلاش مثلث شاعر، مورخ و نویسنده است که با یکدیگر ترکیب شده‌اند و نقطه قوت کتاب را تشکیل داده‌اند. از طرفی، «شاه بی‌شین» یک منبع تاریخی به حساب می‌آید. منبعی تاریخی از نویسنده‌ای که توانایی شاعری بالایی دارد و توانسته شعر خود را به نثر وارد کند. به عبارت دیگر، «شاه بی‌شین» شعر مستند و تاریخی مزینانی است. ترکیب کردن شعر و تاریخ از نقاط قوت این اثر است.
 
وی ادامه داد: کاظم مزینانی نه فقط در وصف، بلکه در گزینش دقیق صفات نیز هنرمندانه قلم زده است. زیرا گاهی نویسنده با انتخاب چند صفت مناسب، مخاطب را از خواندن وصف‌های چندین صفحه‌ای برای نشان دادن مفهوم، رها می‌کند.
 
نویسنده «توسعه و اباحه» درباره روایت این رمان گفت: روایت دوم شخص خیلی نادر و کمیاب است. از این زاویه جهان را نگرستین و وقایع را شرح دادن، یا ماجرا را خیلی خشک می‌کند یا موجب می‌شود که نویسنده رشته کار را سریع از دست بدهد. مزینانی در بومی کردن رئالیسم جادویی، توانسته زاویه دوم شخص را در رمان خود نقل کند. او توانسته رمانی را خلق کند که فاصله‌اش را با شخصیت‌هایش حفظ می‌کند.
 
میرشکاک درباره اهمیت فرم افزود: در هنر فرم اهمیت دارد. البته این جمله به معنای بی‌اهمیت بودن محتوا نیست. فرم است که محتوا و اندیشه را می‌تواند به تعالی سوق دهد. نویسنده «شاه بی‌شین» جوری مخاطب را به سطوح بالا می‌کشاند که نه چیزی از او کم می‌کند و نه به او بار زیادی می‌دهد. او کاراکترهای اثرش را به شکلی نشان می‌دهد که نه موافقتش را با آنها نشان می‌دهد و نه مخالفتش را. تعادل‌های موجود در این اثر باید سرمشق دیگر نویسندگان نیز قرار بگیرد. این رمان درباره ظهور و زوال قدرت است، فارغ از این که در چه تاریخی یا چه زمانی و حتی چه مکانی رخ داده است.
 
«شاه بی‌شین» تاریخ مصرف ندارد

حسن محمودی درباره عنوان و تصویر جلد «شاه بی‌شین» گفت: خوانش این رمان از جلد آن آغاز می‌شود. در این رمان نوعی آشنایی‌زدایی وجود دارد. این رمان ابتدا خواننده را از همه آنچه درباره شاه می‌داند، تخلیه می‌کند. بعد کم کم این شخصیت را از نو برای مخاطب بازسازی می‌کند و سپس، خواننده این شخصیت جدید را می‌پذیرد و به واسطه آن تاریخ معاصر را در ذهن او بازسازی می‌کند. این رمان سندی برای نسل بعد به حساب می‌آید که در ذهن خواننده ساخته می‌شود. مزینانی آگاهانه با تکنیک‌های منحصر به فرد خود «رمان تاریخی» یا «رمان مستند» نوشته است.
 
وی ادامه داد: «شاه بی‌شین» هیچ تاریخ مصرفی ندارد و هشداری به تک تک مخاطبانش است که مبادا اگر ما نیز در مسند قدرت قرار بگیریم، دچار چنین مشکلاتی بشویم. مزینانی تمام کلیشه‌های ذهنی مخاطب خود را از بین می‌برد و آشنایی‌زدایی می‌کند.

محمد کاظم مزینانی آخرین سخنران این نشست بود که پیش از هر نکته به پیشه نویسندگی خود اشاره کرد و گفت: پدرم دوست داشت من بنا شوم و مادرم دوست داشت که طلبه شوم. ولی من نویسنده شدم. بعدها مادرم دعا کرد که شهید شوم ولی من کتاب‌های «شاه بی‌شین» و «آه با شین»‌ را نوشتم. «شاه بی‌شین» حاصل 4 سال تلاش برای نوشتن و 44 سال زندگی است.
 
این نشست با پرسش و پاسخ میان حضار و منتقدان دعوت‌شده در جلسه به پایان رسید. از آنجا که فردا 12 بهمن، سالروز تولد محمدکاظم مزینانی است، در همین نشست کیک تولدی نیز برای تبریک به مزینانی و تولد کتاب او، «شاه بی‌شین» فراهم شده بود.

  • علی مزینانی
۱۷
آذر
۹۳

در بخش اول این نوشتار گفتیم که احسان الله هدایتی فرد، جوان جویای نام مزینان با قلم سحر آمیز خود و ادبیات شیرین همراه با اطلاعات جامع از تعزیه و اشعار فارسی سعی دارد تا تعزیه ی مزینان را با نگاهی دیگر معرفی نماید  نگاهی که برخاسته از مطالعات پیوسته و عمیق ایشان است و معلومات خود را با ترکیب کلمات ادبی به رخ دیگران می کشد و در بخش نخست از نظر تاریخی سعی در معرفی این واقعه دارد و در بخش دوم از منظر ادبیات و هنر این میراث ماندگار را تحلیل و بررسی می نماید که امیدواریم همچنان از چشمه ی جوشان معلومات این مزینانیِ مزینان دوست بهره مند شویم.

 

به نام خالق توانا و صانع بی همتا

میراث ماندگار (2)

با تقدیم درود و سلام خدا به روان پاک مصلحان عالم از آدم تا خاتم و همة مجاهدان نستوه راه خدا همانانکه با نثار جان ، بانیان هدایت انسان به وادی سعادت و کمال بشریت بوده اند.

و درود خدا بر امام عارفان ، سید و سالار شهیدان که آزادگی را برای فرزندان آدم تبیین و پیروزی خون بر شمشیر را تفسیر نمود.

در نوشتار قبل ، میراث ماندگار ، یعنی عاشورای مزینان از منظر انطباق تاریخی آن با عاشورا و نوع حرکت امام (ع) از مکه به مدینه و در نهایت به کربلا تشریح شد؛ اما در این نوشتار به بخشی دیگر، یعنی زیبائی ها و عظمت عاشورای مزینان از نگاه هنری می پردازیم. شایان ذکر است که این نوشتار، فقط نَمی از دریای هنرآفرینی و زحمات بی دریغ عاشقان حسینی است و البته در حد بضاعت اندک علمی نگارنده است.

2-   وجوه هنری :

باور داریم که عاشورای مزینان ، ارائه تاریخی است که در دل هنر نهفته است. یعنی هنر بیان یک تاریخ حماسی و انقلابی و اصلاحی به زبانی گویا و با ادبیات نمایشی و هنرمندی نقش آفرینان که این منظومة زیبا را آفریده اند و به تصویر کشاندن قیام حضرت امام حسین (ع) بصورت فشرده، واقعی و البته زنده و پویا که همه ساله به همه مخاطبان بویژه نسل جوان و نوجوان که امروزه کمتر اوقات را به مطالعه کتابها و جزوات تاریخی و مذهبی می گذرانند ، ارائه می گردد و قیام امام با زبان هنر و نمایش مخاطبان تبیین می گردد.

1- حرکت و قیام امام 2- حج ناتمام 3- محاصره امام توسط سپاه حر4- توبه و بازگشت حر به صف حق 5- شهادت اهل بیت 6- کرامت امام و آب رساندن به لشکر مخالف 7- ایثار، گذشت و شهادت اطرافیان امام 8- ناجوانمردی کوفیان 9- القائات شیطانی سپاه کفر خصوصاً اقدام برای تطمیع حضرت ابالفضل برای سرداری سپاه کفر و دیگر مفاهیم که همة مخاطبان اشرافیت دارند.

اینها صحنه های نمایشی هنرمندانه ایست که لحظه به لحظة واقعة کربلا را به مخاطب القاء می نماید که شاید با ساعت ها مطالعه و حتی دیدن فیلم هایی با موضوع عاشورا به این وضوح و سادگی در اقلّ زمان قابل دسترسی، خصوصاً برای عوام نباشد که این متأثر از حُسن هنر نقش آفرینان است.

در آغاز به ارائه عناوین و وجوه مختلف هنری عاشورای مزینان می پردازیم.

الف) ادبیات و عاشورا

ب) هنرهای تصویری و عاشورا

ج) مهارت های فردی نقش آفرینان و عاشورا (جنگاوری و سوارکاری)

د) جلوه های ویژه عاشورا (همایش و حضور چند هزار نفری مردم، حرکت نخل، و ...

ذ) بازیگری و نقش آفرینی در عاشورا

ر) هنرهای تجسمی و عاشورا (چهره پردازی سپاه نوریان و ناریان )

و ...

الف) هنر و ادبیات و موسیقایی بودن اشعار :

1/الف) در تعزیه خوانی مزینان ، هرگونه ارتباط و رویارویی نقش آفرینان با زبان ادبیات و کلام موزون است، یعنی دارای آهنگ و نواهای مختلف که به فراخور موضوع و زمان و متناسب با شخصیت نقش مربوطه تغییری می کند و همچنین از نظر ادبی دارای صُور خیال و صنایع ادبی مانند وزن ، قافیه ، ردیف ، سجع و جناس است.

مثلاً ادبیات آغازین که توسط امام در زمان ورود به کربلا خوانده می شود در وزن پُر کاربرد و گوش آشنای ادب فارسی است که می فرماید : « ایا کسان که پرستار ما غریبانید   تمام شیعه و یکرنگ از مسلمانید » بر وزن مفاعلن فعلاتن مفاعان فعلن و در این وزن شعرای صاحب سبکی چون سعدی و حافظ بارها چکامه های حکمی و اندرزی و عرفانی خود را سروده اند. مانند :

« هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد  خدایش در همه حال از بلا نگه دارد » و در جایی دیگر که امام می گوید :

نغمة وصل خدا در گوش ماست ، خواهرم آماده باش ........ در وزنی رایج و پُر کاربرد سروده شده است.

2/الف) در بخش حماسی مراسم، آنگاه که به رجزخانی حر و نمایش قدرت او و سپاهیانش می رسیم، می بینیم که از آهنگین ترین و حماسی ترین وزن عروضی فارسی فعولن فعولن فعولن فعل استفاده شده است که چنین آغاز می کند :

« منم حر جوان ریاحی نسب هماورد من نیست اندر عرب » که یادآور ادبیات آغازین بزرگ حماسه سرای زبان فارسی ، فردوسی طوسی در شاهکار ادبی اوست که فرموده است : بنام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد. و نیز حر گوید : « ز کوفه به فرمان ابن زیاد برون آمدم با سپاه زیاد » که در اینجا شاعر با تکرار زیاد در دو مصراع به دو معنا نظر داشته است اولاً زیاد والی کوفه و ثانیاً زیاد به معنای فراوانی و انبوهی که این نیز جزء صنایع ادبی است. و در دیگر جای به هنگام وداع امام (ع) با زینب (س) ، از گوش نوازترین و حُزن انگیز ترین وزن فارسی بکارگیری شده است ؛ « شد وقت آنکه جانب جنت روان شوم ... مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن که حافظ در این بحر سروده های بسیاری دارد و از آن جمله است : « گر در سرت هوای وصال است حافظا .... » .

3/الف) سرایندة اشعار هیچگاه برای موزون ساختن کلام ، هر واژه و لفظ بی معنا و یا سخیف و حتی عامیانه ای را بکار نمی گیرد و اشعار ، با معنی ، نغز و شیوا سرایش و گزینش شده است.

در لحظة رویارویی امام در عصر عاشورا که آخرین تلاش امام برای بیداری ناریان و هدایت به معروف ملحدان را دنبال می کند این شعر خوانده می شود :

                « گیرم که روزگار تو را میر ری کند          آخر اجل بیاید و عمر تو طی کند »

که در بیت مذکور ، هم انذار است و هم حکمت و هم دعوت به آگاهی و تنبه سپاه و هم دارای وزن و ردیف و قافیه یعنی هم قالب و هم محتوا به خوبی ارائه شده است و این نشان از تسلط شاعر به تاریخ ، مقتل و ادبیات بوده و تناسب زمان ارائه و گویش شعر در جای خود به خوبی مراعات شده است.

ب) هنرهای تصویری :

طراحی لباس ، آراستگی ظاهری ، تجهیرات و ادوات جنگی و ... ) کیفیت و گوناگونی لباس و پوشش ها ، همراه با تجهیزات و ادوات جنگی ، جامة سبز اهل بیت و سرخ سپاهیان کفر ، کثرت لشکریان، نیزه داران و رایت بدستان که در هر حمله ، حلقه محاصره را تنگ تر می نمایند از هنرهای تصویری عاشورای مزینان است.

ج) مهارت های فردی نقش آفرینان :

حرکات متناسب با نقش ها ، مثلاً وقار و متانت امام ، صبور بودن زینب ، علمداری حضرت عباس، توبه حر و برهنه کردن سَر و به سجده افتادن او در مقابل امام، جنگاوری ها و رویارویی های تن به تن و یا گروهی، سوارکاری و هنرهای رزمی از مهارت ها و نبوغ فردی نقش آفرینان است.

د) جلوه های ویژه عاشورا :

حضور و همایش چند هزار نفری شرکت کنندگان در مراسم ، عبور نخل که تمثالی از تابوت و یا هودج است، برافراشته شدن علم های مرتفع که تداعی کنندة نخلستان و یا نیزه های سپاهیان است ؛ اسبان و اشتران کاروان، تنوع سنی افراد شرکت کننده در لشکر مخالف که به معنی آنست که همة کوفیان ، خرد و کلان ، کهنسالان  و جوانان همه آمده اند تا بهره دنیوی خود را از قتل حسین زهرا بگیرند و متاعی بجویند و صدای زنگولة اُشتران که آهنگ هجرت را نغمه سرایی می کند، هلهلة سپاهیان مخالف و از همه مهم تر خلوص همه عزاداران که پیر و جوان و زنان و مردان ، اشک ریزان و یا حسین گویان ارادت خود را تقدیم جانان می نمایند ، از جلوه های ویژه مراسم عاشورای مزینان است.

ذ) هنرهای تجسمی و عاشورا :

(چهره پردازی و طراحی صورت نقش آفرینان ) خوب که بنگریم چه در گروه ناریان یعنی یزیدیان و چه در کاروان نوریان ، نوع طراحی چهرة نقش آفرینان با موضوع و محتوا سنخیت دارد یعنی در گروه اول افرادی با چهره های غضبناک و خشم آلود و چشمانی بُهت آلود و پیشانیان گره بسته از کینه اهل بیت و با ساز و برگ جنگی و گاهاً نقاب بر سر و روی کشیده که شناخته نشوند و شرمندة رفتار خود در برابر امام و اهل بیت واقع نگردند و در آنسو چهره هایی بشاش و نورانی و محاسنی زیبا و صبر و وقاری که حاکی از ایمان و خلوص و اعتقاد راسخ آل ا... است مشاهده می گردد که این نیز از هنرهای تجسمی عاشورای مزینان است.  

لذا شایان ذکر است که مراسم عاشورای مزینان از هر منظر هنری اعم از ادبیات ، نمایش ، موسیقی ، تئاتر ، چهره پردازی ، جلوه های ویژه ، تاریخ و فرهنگ و ... در خور اهمیت و تأمل است.

                       ارادتمند همه صاحبان قلم و اندیشه

                            و همه آنانیکه همه گاه قلبشان برای مزینان می تپد.

                         احسان اله هدایتی فرد

 

  • علی مزینانی
۱۲
آذر
۹۳

همزمان با هفتاد و هفتمین سالگرد شهادت آیت الله شهید سید حسن مدرس، طی مراسمی از کتاب سرگذشت، افکار و آثار آیت الله شهید سید حسن مدرس در زمینه ابعاد شخصیتی این شهید در کاشمر رونمایی شد.
به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛نایب رییس مجلس شورای اسلامی در این مراسم گفت: کتاب سرگذشت، افکار و آثار آیت الله شهید سید حسن مدرس به قلم حجت الاسلام محمد صادق مزینانی، خدمتی به فقاهت، ملت و کشور است.
محمد حسن ابوترابی فرد افزود : این کتاب ارزشمند امروز در بین نمایندگان در مجلس شورای اسلامی توزیع می شود.
کتاب سرگذشت، افکار و آثار آیت الله شهید سید حسن مدرس توسط انتشارات موسسه کتاب شناسی شیعه منتشر شده و دارای ۱۰۴۲ صفحه شامل ۱۲ فصل، ۱۰ پیوست، یک مقدمه و خاتمه سامان یافته است.

فصل های کتاب شامل زندگی، زمانه مدرس و تلاش های وی در اصفهان، مقام علمی و فقهی مدرس، اصلاح و تحول حوزه از نگاه مدرس، ویژگی های شخصیتی و اخلاق مدرس در عرصه مجلس شورای ملی، اندیشه های سیاسی، اندیشه های فرهنگی و اجتماعی، اندیشه های اقتصادی، مواضع مهم سیاسی، پاسخ، پرسش و پیشنهاد، مدرس و نهضت روزگار خود و تبعید و شهادت وی است.

در این کتاب به گونه ای مفصل به زندگانی سیاسی علمی و فرهنگی شهید مدرس پرداخته شده است. نویسنده در مقدمه ابتدا به معرفی شصیت شهید مدرس می پردازد. در مقدمه درباره شخصیت این عالم بزرگوار چنین آمده است:

 آیت الله شهید سید حسن طباطبایی مشهور به مدرس، از عالمان بزرگ و برجسته و بنام سدة اخیر است. او در همه عرصه ها الگو و سر آمد عصر خویش بود. مدرس فقیه بود، فقیهی روشن، متعهد و نو اندیش، فیلسوف بود، فیلسوفی بیدار و بیدارگر، مفسر بود، مفسری که پیام های الهی را با جان و دل نوش کرده بود. عارف بود، عارفی برخاسته از متن اسلام ناب و حاضر در متن جامعه و حوادث. اقتصاددان بود، اقتصاد دانی که مسائل اقتصادی اسلام را از منابع آن به خوبی ارائه می کرد. سیاستمداری توانا و تیز هوش بود. تاریخ دان و تاریخ شناسی متعهد بود، که تاریخ را گذرگاه اصلاح امت اسلامی می دانست. مصلح بود، مصلحی که از اسلام راستین مایه می گرفت و اعتلای اسلام و عزت امت اسلامی مدار کار و تلاشش بود. وی، در نزد عالمان و حوزه های علمیه از وجاهت، اعتبار و شهرت خاصی بر خوردار بود. هم از این جهت که مرد میدان مبارزه با استبداد و استعمار بود و در عین حال هیچ گاه رسالت حوزوی ویش را در تدریس و تربیت طلابفراموش نکرد و هم از این جهت که در نظام مشروطه شرکتی فعال داشت و به عنوان یکی از شخصیت های طراز اول در تحولات سیاسی از وی یاد می شود.

نویسنده معتقد است  دید گاهها و مواضع آن بزرگوار، علی رغم اهمیت فراوان آن،کمتر مورد بحث و تامل قرار گرفته است. لذا دو عامل را در این موضوع موثر می داند:
 1. ناکامی عملی مشروطه و تبدیل آن به نظام استبدادی ویاس و سرخوردگی شدید عالمان و مراجع، از علل کم توجهی و غفلت از شهید مدرس و امثال او شده است؛ غفلتی که دامن خواص را نیز فرا گرفته است.

2.شهید مدرس فرصت آن را پیدا نکرد که کتابی مدون و یا رساله مستقلی در حوزه اندیشه ها و مواضع خود به رشته تحریر در آورد و اندیشه هایش در لا به لای اعلامیه ها و سخنرانی هایی که از او به یادگار مانده پراکنده است. البته ایشان آثار گران سنگی در فقه و اصول و حتی سیاست ( کتاب زرد )نگاشته اند، که هنوز در دسترس عموم، بلکه خواص هم قرار نگرفته است.

نویسنده در ادامه به ضرورت و اهمیت این پژوهش اشاره می کند:

هر چند به برکت انقلاب اسلامی، گام های بلندی در بزرگداشت و شناساندن این شخصیت کم مانند بر داشته شده و دهها مقاله، کتاب و سمینار در جهت شناخت و نشر اندیشه های او نگاشته شده و برگزارگردیده است و با این که امام خمینی، آن پیر فقه و فلسفه و عرفان، ما را به بهره گیری از راه و روش و اندیشه های او سفارش کرد و... با این همه، هنوز زوایای فکری و عمق حرکت و مواضع او برای مسلمانان  به ویژه نسل جوان و حتی بسیاری از خواص شناخته و شناسانده نشده است.

امروز، مطالعه و دقت در زندگی، مواضع و اندیشه های مدرس از چند جهت دارای اهمیت است:

الف. از زوایه تاریخی، از دو جهت: یکی به جهت شناخت تاریخ تحولات سیاسی صد سال اخیر ایران و دیگری به جهت فهم تاریخ تحولات فکری سده اخیر تشیع. تا آن جا که بدون آشنایی با مکتب مدرس شناخت ما از این مقطع تاریخی کامل نخواهد بود.

ب. از بُعد اندیشه و تحولات امروز ایران به ویژه از منظر نحوه حضور دین در سیاست و یا نسبت دین و سیاست با توجه به تجربه سی و چند ساله ایران، اندیشه ها و مواضع شهید مدرس دارای اهمیت است و غفلت از آن باعث شده که شاهد نوعی ارتجاع و باز گشت به اندیشه ای که مدرس و خلف صالح او امام خمینی در نقد آن کوشید، باشیم.

ج.  از سوی دیگر، سیر تاریخی مشروطه، از سوی جریانی رقم خورده که در برابر شهید مدرس بوده است. بر این اساس، مدرس شناسی نیز همانند باز شناسی تاریخ مشروطه دارای اهمیت است.

د. افزون بر همه این ها، امروزه برخی از دشمنان و یا کسانی که به غرب تعلق خاطر دارند، تلاش می کنند که ذهنیات و مدعیات خود را از قول عالمان بنامی چون مدرس و امثال او مطرح کنند. با شناخت و شناساندن درست مدرس، جلو این تحریفات گرفته می شود.

در این کتاب تلاش شده است با ارائه اسناد و شواهد معتبر به شناخت عملکرد، اندیشه ها و رویارویی آن بزرگوار با جریان سکولار پرداته شود.

کار برد این پژوهش

در عنوان پیشین تا حدودی به کار برد آن نیز، اشاره شد ولی برای روشن تر شدن این مقوله یاد آور می شویم که همانندی های بسیاری میان رویدادها، رجال و جریان های مشروطه و جریان های پس از انقلاب اسلامی وجود دارد. تا جایی که می توان گفت: بسیاری از جریان های موجود ادامه همان جریان ها ی روزگار مشروطه اند. البته این هم خوانی و هماهنگی اتفاقی نیست. جریان های غیر دینی و یا ضد دینی شاید در شیوه های رویارویی با دین وجریان دینی دستخوش دگرگونی شده باشند، اما در هدف ها و بنیان های فکری، به هیچ روی، در این جبهه دگرگونی روی نداده است. بنا بر این، اگر تاریخ مشروطه و رجال آن هنوز هم برای ما خواندنی، درس آموز و عبرت انگیز است، به این دلیل است که مسئله و یا مسائل مشترکی ما را به هم پیوند می زند. با خواندن تاریخ و رجال مشروطه و تحلیل آن، در واقع با رویداد های سیاسی و اجتماعی، گره ها و چالش های فکری و عملی خود بیشتر آشنا می شویم. با این نگرش، کند و کاو در نهضت و نظام مشروطه به ویژه جریان های فکری و رجال مطرح در آن روزگار صرفا دیروزی نیست، بلکه امروزی و فردایی نیز هست. و پرداختن به این موضوع می تواند حوزه های علمیه، کارگزاران نظام و حقیقت پژوهان نسل نو را پس از انقلاب اسلامی یاری رساند.

امروز حوزه و نظام و مردم ما برای پیمودن راه های پر فراز و نشیب و زدودن مانع ها و رادع ها، نیاز شدیدی به گذشته پر تجربه دارد. گذشتگان و بزرگان ما در گذشته گاه بر فراز و گاه بر فرود بوده اند، امروز اگر آهنگ آن داریم که همواره بر فراز باشیم، باید افزون بر عوامل فراز و فرود، زندگی، مواضع و اندیشه های بزرگان خود را بشناسیم و دستور العمل زندگی خود قرار دهیم.

کتاب حاضر در یک مقدمه و دوازده فصل به شرح زیر تنظیم شده است :

در فصل آغازین، از زندگی و تحصیلات مدرس و نیز مبارزات او در اصفهان به اختصار سخن رفته است.

در فصل دوم، به جایگاه علمی و فقهی شهید مدرس از ابعاد گوناگون پرداخته شده است.

در فصل سوم، به دیدگاه مدرس در باره عالمان و حوزه های علمیه و تلاش اصلاح گرانه او در باره اصلاح و تحول حوزه به اشارت سخن گفته شده است..

فصل چهارم به شخصیت و ویژگی های اخلاقی مدرس اختصاص یافته و تلاش شده تا پاره ای از ویژگی ها و ابعاد شخصیتی آن بزرگوار نموده شود.

فصل پنجم در حقیقت ادامه فصل چهارم است و به یکی از ویزگی های مدرس یعنی « لطیفه و طنز سیاسی » اشاره ای دارد.

فصل ششم اشاره به مهم ترین بخش زندگی مدرس یعنی حضور او در مجلس برای نظارت بر قانون گذاری و وکالت مجلس شورای ملی اختصاص یافته است.

فصل هفتم، در این فصل با اندیشه های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی شهید مدرس به تفصیل آشنا خواهیم شد.

فصل هشتم، در این فصل مواضع مهم مدرس که از خطوط برجسته و بحث انگیز تاریخ معاصر به شمار می آید مورد بحث قرار گرفته است.

در فصل نهم، سخن از چند شایعه و تهمت و پاسخ آن است؛ شایعه ها و تهمت هایی که با هدف ترور شخصیت مدرس ساخته و پرداخته شده است.

فصل دهم، دیدگاه و چگونگی ارتباط مدرس  در خصوص نهضت های آزادیخواهانه که در اطراف کشور صورت می گرفت، بیان شده است.

در فصل یازدهم، به تبعید و برنامه های دوران تبعید و سرانجام نحوه شهادت مدرس و سپس بزرگداشت او اشاراتی شده است.

فصل دوازدهم،  سال شمار زندگانی او از تولد تا شهادت وپس از آن است.

کتاب شناسی و مقاله شناسی مدرس، آخرین فصل این نوشتار است.

  • علی مزینانی
۰۷
آذر
۹۳

در مراسم اختتامیه هفتمین دوره جایزه جلال آل‌احمد که عصر دیروز در تالار وحدت برگزار شد نویسنده برگزیده جایزه اش را به همسرش تقدیم کرد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛ در این مراسم پس از آنکه شاعر و نویسنده برجسته محمدکاظم مزینانی به عنوان برگزیده بخش رمان جایزه سال جلال آل احمد معرفی شد وی آن را به همسرش تقدیم کرد.

مزینانی پس از اینکه جایزه‌اش را از دستان سیدعباس صالحی معاون فرهنگی وزیر دریافت کرد همسرش را به روی صحنه فراخواند که پس از حضور وی جایزه را به همسرش تقدیم کرده و بر دستان او بوسه زد. گفتنی است حسین پاینده نیز پس از دریافت جایزه بهترین کتاب در حوزه نقد ادبی از همراهی همسر و فرزندانش در طول 3 سال برای تالیف این کتاب تشکر کرد.

 

  • علی مزینانی
۰۴
آذر
۹۳
طلسم بخش ادبیات داستانی شکست

جایزه جلال آل احمد به ابوتراب خسروی و محمدکاظم مزینانی رسید

ابوتراب خسروی و محمدکاظم مزینانی؛ برندگان جایزه جلال آل‌احمد

به‌گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از  خبرنگار فرهنگی آنا، جایزه ادبی جلال آل احمد به‌طور مشترک به دو کتاب «ملکان عذاب» نوشته ابوتراب خسروی و «آه با شین» اثر محمدکاطم مزینانی اهدا شد.

در ابتدای این مراسم مهدی قزلی دبیر اجرایی جایزه جلال گفت: «جلال روزگاری است که جایگاهی برجسته و شایسته در ادبیات ما دارد که از رهگذر ایام نه کمرنگ می‌شود و نه پررنگ جایزه جلال از سال 1387 شروع شد و با حواشی و افت و خیز فراوانی مواجه بود بعد از آن نیز طی ماه‌های اخیر به بنیاد شعر و ادبیات داستانی سپرده شد.»

وی اضافه کرد: «بنیاد سعی کرد با تمام کسانی که در فضای ادبیات کشور هستند تعامل برقرار کند و در جریان برگزاری این جایزه از حضور تمام اهالی ادب بهره بگیرد با این حال هفتمین دوره جایزه جلال مرهون زحمات هیات علمی جایزه است که حسین پاینده، محمد رضا جوادی یگانه، محمد حنیف، محمد رضا زائری، بالقیس سلیمانی، احمد دهقان، محسن کاظمی، صادق کرمیار، محمد علی مهدوی راد دبیر هیات علمی از این جمله‌اند.»

قزلی همچنین به تنوع نامزدهای جایزه جلال در این دوره اشاره کرد و گفت: «هدف ما این بوده که در اینجایزه به هیچ سفارش و حرف درگوشی توجه نکنیم و این جوایز را در کمال سلامت به دست برگزیدگان آن برسانیم.»

در ادامه این مراسم محمدعلی مهدوی راد دبیر جایزه جلال گفت: «از روزی که وارد هیات علمی این جایزه شدم به این باور بودم که در این زمینه باید تامل و دقت را به کار بگیریم تا به ساختار و محتوای آثار توجه کنیم. تحلیلی که از شخصیت جلال آل احمد دارم این است که او همیشه مصداق عمل صالح بوده است او آنطور که آثارش تصویر می‌کنند نمادی از تلاش و توکل بوده است حتی آیت الله طالقانی در گوشه‌ای از سخنان خود به این مساله اشاره دارد که (خسی در می‌قات) به نوعی برداشت مشابهی از من از خدا دارد یاهمین طور شریعتی درباره جلال معتقد است جلال در اوج خواستن و بر قله بودن به آنهایی که او را جور دیگر می‌خواستند پشت کرد و چیزی را انجام داد که خودش خواست با این حال جلال با بازگشت به فطرت پاک خویش به نگارش اقتضائات روزگار زمان خود پرداخت.»

در ادامه این مراسم حجت الاسلام امرودی معاون اجتماعی فرهنگی قالیباف گفت: «برگزارکنندگان جایزه جلال کوشش زیادی در زنده نگاه داشتن جریان ادبی معتقد کرده‌اند جریانی که صداقت و اصالت آن را مدیون دردمندانی چون جلال هستیم. مدیریت شهری جایگاه جلال را جایگاهی قابل اعتنا می‌داند و از کیفیت جایزه جلال پشتیبانی می‌کند.»

وی افزود : «امیدوارم روح جلال از برگزاری این جایزه خوشنود باشد و امیدوارم همیاری ما در جریان جایزه جلال مورد توجه ادبیات بومی قرار بگیرد. شهرداری و شورای شهر پیش از این هم حامی جریان‌های پر ثمر فرهنگی بوده است من وظیفه خود می‌دانم که سلام شهردار تهران را ابلاغ کرده و ابراز امیدواری کنم که جوایزی از این دست رو به افزایش رود اگر چه شهرداری تا امروز قدم‌های ارزنده‌ای در زمینه کتاب و کتاب خوانی، تجهیز کتابخانه‌ها و برگزاری نشست‌های تخصصی پرداخته است. امیدوارم تا روزی شاهد باشیم که برخی از این جوایز ادبی توانسته مشکلات فرهنگی ما را رو به کاهش برد.»

در ادامه علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: «داستان و روایت همواره از کودکی در زندگی مانقش داشته است کما اینکه وقتی می‌خواستند در کودکی کاری را به ما گوشزد کنند آن را به زبان داستان بیان می‌کردند حتی در قرآن کریم نیز از روایت و قصص استفاده شده است در واقع این داستان است که سهم ما را تناور می‌کند بیان داستانی هنرمندانه است و مخاطب را با جهان هستی آشنا نمی‌کند.»

جنتی اضافه کرد: «در واقع داستان‌ها نقش اساسی در شکل گیری شخصیت بشر دارند ما از طریق داستان با رنج و غم دیگران آشنا و در شادی آن‌ها شریک می‌شویم قصه‌ها به تدریج با ما بزرگ و به تناسب ذهنی ما پیچیدگی و غنا می‌یابند اگر چه هر چه خلاقیت در داستان بیشتر باشد روایت بدیع‌تر است من دست تمام پدید آورندگانی که با شور و شوق داستان‌های جذاب می‌آفرینند و میراث دار حکایت نگاران و ادیبان هستند می‌فشارم ضمن اینکه یکی از راه‌های شناخت فرهنگ هر کشور آشنایی با فرهنگ غنی داستان نویسی است.»

وی افزود: «جایزه جلال یکی از جوایز مهم است که از بدو تولد با افت و خیز مواجه شد ولی امروز به اعتبار رسیده و مهم‌تر از اینکه دارای وجهه مادی است ساختار علمی متقنی دارد به ویژه اینکه اینجایزه در بخش‌های داستان بلند داستان کوتاه نقد ادبی و مستند نگاری تقسیم شده اگر چه در زمینه نقد ادبی و مستند نگاری در این سال‌ها کمتر کار و نسبت به آن پرداخته شده است با این حال جایزه جلال با هدف ارتقای فرهنگ صورت گرفته است.»

وی اضافه کرد: «از همه مهم‌تر اینکه در انتخاب آثار برگزیده هیچ شاعبه سیاسی صورت نگرفته است به بیان ساده‌تر این دوره نسبت به شش دوره قبل از شفافیت و صراحت زیادی در اجرا برخوردار است. همه گیر شدن اینجایزه با دعوت از تشکل‌های ادبی و اصلاح شیوه نامه آن از دیگر مولفه‌های این دوره‌ای جایزه جلال است که توانسته امکان حضور تمام سبک‌ها را در گستره جایزه فراهم کند.»

وزیر ارشاد تصریح کرد: «با این حال می‌خواهم اشاره ویژه‌ای به بحث نقد ادبی که در گردونه اینجایزه نیز هست داشته باشم نقد ادبی آنطور که باید در گستره داستانی شکل نگرفته و حتی در حوزه سیاسی نیز پذیرفته شده نیست با اینکه نقد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و به معنی سنجش اعتبار یک اثر و جدا کردن سره از ناسره به شمار می‌رود. امیدوارم دیگر گونه‌های ادبیات داستانی نیز مجالی پیدا کنند تا به تعالی برسند بی‌تردید اثری می‌تواند نزد مردم موثر باشد که هم خوب معرفی و هم در دسترس علاقه مندان قرار بگیرد کمااینکه برگزیدگان اینجایزه نیز همین آروز را دارند بنابراین امیدوارم معاون فرهنگی وزارت ارشاد به خرید کتابهایی از این دست اقدام کند. جایزه جلال این ظرفیت را دارد که در سال‌های آتی در ابعاد بین المللی برگزار شود.»

در ادامه این مراسم برگزیدگان بخش‌های مختلف به این ترتیب معرفی شدند:

مستند نگاری:
محمد مهدی بهدادوند و اصغر گرجی‌زاده برای کتاب «زندان الرشید»
محمد توکلی صابری برای کتاب «سفر برگذشتنی» 

نقد ادبی: حسین پاینده برای کتاب «گشودن رمان»

داستان کوتاه: این بخش برگزیده نداشت و از مردعلی مرادی برای کتاب «رازهای سانتی‌متری» تقدیر به عمل آمد.

رمان: «ملکان عذاب» نوشته ابوتراب خسروی و «آه با شین» نوشته محمد کاظم مزینانی .

  • علی مزینانی
۰۲
آبان
۹۳
 شما ریشه مزینانی دارید و در دامغان شکل گرفته‌اید. از آنجا که فاصله جغرافیایی شما با زادگاه خالق کلیدر که در آن رشد و نمو یافته است زیاد نیست، می‌خواهم بدانم محمود دولت‌آبادی و آثارش را چطور توصیف می‌کنید؟
محمود دولت‌آبادی همیشه از نخستین داستان‌نویسان مورد علاقه من بوده است. من این مرد خودساخته را از معدود بازماندگان و روایت‌کنندگان روح و ضمیر فرهنگ ایران‌زمین می‌دانم. او نویسنده‌ای است وارث میراث بی‌قدر شده ادبیات در این سرزمین که گوشه‌ای از ظرفیت  داستان‌پردازانه روح و سرشت ایرانی و گنجینه غنی زبان فارسی را کشف و ارائه کرده است.
اینها سخنان استاد محمدکاظم مزینانی نویسنده صاحب نام مزینانی نویسنده آثاری همچون آه باشین و شاه بی شین است که در مصاحبه باروزنامه فرهیختگان در روز پنجشنبه اول آبان ماه در صفحه ادب و هنر این روزنامه  منتشر شده است و نویسنده خوش نام و با فرهیخته مزینانی که ادبیات را باشعر آغاز کرده و این روزها به عنوان یکی از رمان نویسان صاحب نام در ردیف شخصیتهایی همچون محمود دولت آبادی قرار گرفته است و سه گانه او زبانزد محافل ادبی و هنری است.
محمد کاظم مزینانی هرچند در مزینان زاده نشده است اما آباء و اجداد او همه مزینانی هستند و بنا به گفته ی خودش در پیامی که برای شاهدان کویرمزینان ارسال نموده به مزینانی بودن خویش می بالد و انشاء الله به زودی شاهد حضورش در مزینان خواهیم بود . او مانند تمامی مزینانی های ادب دوست ارزشی خاص برای اساتید این عرصه قائل است و از محمود دولت آبادی به عنوان استاد مسلم ادبیات ایران نام می برد که در ادامه مخاطبان گرانمایه را دعوت به خواندن این گفت و گو می نماییم تا خود بخوانند حدیث مفصل ازاین مجمل...
 
printlogo
گفت‌وگو با محمدکاظم مزینانی نویسنده رمان «آه با شین»
چهره‌ بدون دوز و کلک تاریخ معاصر
حسن محمودی
شاعر کتاب «آب یعنی ماهی» چند وقتی است کمتر برای مخاطبان کودک و نوجوان شعر می‌سراید و رمان می‌نویسد و به جایش سرگرم نوشتن رمان بزرگسالان است. نام او برای نسل من یادآور شعرهایی از اوست که در کتاب‌های درسی منتشر شده و همچنین روزهای خوب مجله «کیهان بچه‌ها». محمدکاظم مزینانی اصالتا سبزواری است و در دامغان سرزمین باد و پسته بزرگ شده است. در کارنامه او انبوهی از جایزه‌های ادبی بابت کتاب‌های کودکش وجود دارد. رمان‌های «شاه بی‌شین» و «آه با شین» او روایت متفاوتی از تاریخ معاصر ایران است. به این دو رمان قرار است رمان دیگری نیز اضافه شود تا سه‌گانه محمدکاظم مزینانی درباره تاریخ معاصر ایران سر و سامان بگیرد. «آه با شین» نشان از نویسنده‌ای با کوله‌باری از تجربه دارد که دغدغه‌های تازه‌اش او را واداشته تا این‌بار در رمان‌نویسی طبع‌آزمایی کند. «آه با شین» را انتشارات سوره مهر منتشر کرده و اثری خواندنی و به یاد ماندنی از آب درآمده است.

 
  • علی مزینانی
۲۹
مهر
۹۳
طیبه مزینانی
کتاب «پرونده قطور» نوشته طیبه مزینانی از سوی انتشارات آجا منتشر می‌شود. این کتاب به زندگی امیرسرتیپ احمد ترکان پرداخته است.
 به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)طیبه مزینانی، درباره کتاب در دست انتشار خود با عنوان«پرونده قطور» گفت: در این اثر به امیرسرتیپ احمد ترکان، از فرماندهان نیروی زمینی ارتش پرداخته‌ام.

وی با اشاره به بهره‌بردن امیر ترکان از حافظه تصویری بسیار قوی، گفت: به همین دلیل برای نگارش خاطرات و ثبت زندگینامه او، نیازی به گفت‌و گو با نزدیکان این فرمانده ارتش نداشتم. البته در امر مصاحبه از همکاری خلبان بازنشسته ارتش حجت شاه‌محمدی، نیز کمک بسیاری گرفتم.
مزینانی، این اثر را کاری معرفی کرد که از سوی ارتش جمهوری اسلامی ایران به دفتر تاریخ شفاهی حوزه هنری انقلاب اسلامی پیشنهاد شده بود و گفت: از سوی سعید فخرزاده، مدیر این دفتر برای نوشتن خاطرات امیر سرتیپ ترکان انتخاب شدم.
وی با بیان این‌که «پرونده قطور» در قالب زندگینامه داستانی نوشته شده است، افزود: البته مصاحبه‌ها به شیوه تاریخ شفاهی انجام و در سال 1391 به واحد انتشارات ارتش تحویل شد.
به گفته مزینانی، این کتاب در 23بخش به زندگینامه امیر ترکان و فعالیت‌های پیش از وقوع انقلاب اسلامی چون دوره آموزشی خدمت نظام‌وظیفه، دانشکده افسری، دوره آموزشی رِنجِر، کوهستان و چتربازی، خدمت در هوابُرد شیراز، تیپ 55 هوابُرد شیراز ، عُمان؛ ظُفار  سال 1352  جنگ ارتش ایران و شورشیان ظُفار و همچنین، دوره جنگ تحمیلی و مواردی مثل «پادگان سنندج؛ فرماندهی لشکر28»، «ایتالیا، همایش بررسی قوانین ژنو»، «کردستان؛ پادگان سنندج؛ فرماندهی لشکر28»، «اصفهان ـ تهران، مرکز آموزشی توپخانه، دوره اطلاعات ـ استراتژیک» و «کردستان، فرماندهی پادگان سنندج؛ لشکر28» پرداخته است.
وی درباره زمان انتشار کتاب «پرونده قطور» گفت: این کتاب مدت‌ها پیش به نشر آجا تحویل شده است و تا نمایشگاه کتاب بیست و هشتم منتشر می‌شود.
  • علی مزینانی
۲۸
مهر
۹۳

در آستانه فرا رسیدن ماه عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت حسین بن علی (ع) برآن شدیم تا با استفاده از مطالب ارزشمند یکی از محققان و پژوهشگران و نویسندگان صاحب نام و برجسته مزینانی به نام حجت الاسلام حاج محمدصادق تاج مزینانی که بیش از یکصد و پنجاه مقاله و کتاب نوشته و به چاپ رسانده است ؛ در خصوص یکی از سنت های غلط که به جز ضرر به بدن و وهن مقدسات اسلامی چیز دیگری را در بر ندارد و با توجه به اینکه در این چند ساله بسیاری از رسانه های معاند در تلاش هستند که از چهره ی اسلام و جمهوری اسلامی چهر ه ای خشن و طرفدار خشونت بسازند و متأسفانه تا کنون از این برنامه استفاده زیادی کرده اند نقدی بر این سنت اشتباه به عنوان قمه زنی تقدیم مخاطبان گرامی نماییم که به شکر خدا این نقد با عنوان قمه زنی زیر تیغ نقد از زاویه ای دیگر با بهره مندی از فتاوا و نظریات مراجع عالیقدر آماده شد و در سلسه مطالب پیرامون محرم در شاهدان کویرمزینان تقدیم می شود.

ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در تعزیه مزینان نیز که  یکی تعزیه های تاریخی و با شکوه خاصی در این منطقه اجرا می شود  که پیش از این قمه زنی در این مراسم یکی از مراسم های متداول بود ولی پس از تأکیدات مقام معظم رهبری و حرام دانستن آن توسط بعضی از مراجع این سنت قدیمی تعطیل و دیگر اجرا نمی شود.

 قمه زنی زیر تیغ نقد از زاویه ای دیگر

پدید آورنده : محمد صادق مزینانی

قمه زنی و کارهایی همانند آن، پیشینه ای در روزگار امامان معصوم(ع) ندارد. این شیوه از عزاداری از روزگار صفویه به وسیله قزلباشان و یا روزگار قاجاریه به وجود آمده است:

الف. روایات و گرایش های تاریخی: شماری برای جواز و روایی قمه زنی به پاره ای از روایات و گزارش های تاریخی استناد کرده اند. که ما در جای خود به نقد و بررسی آن پرداخته و به این نتیجه رسیده ایم که قمه زنی و امثال آن هیچ دلیل شرعی نه به گونه ای خاص و نه به گونه ای عام ندارد.

در این مقاله، از زوایای دیگری چون:

1. زیان رساندن به بدن

2. وهن مذهب

به بحث و بررسی قمه زنی و کارهایی همانند آن خواهیم پرداخت:

1. زیان رساندن به بدن

برخی از فقیهان از بُعد زیان رساندن به نفس، به قمه زنی و کارهایی همانند آن نگریسته اند. از باب نمونه: از شیخ عبدالکریم حائری سوال شده است: تیغ زدن به سر در روز عاشورا جایز است یا نه ؟

ایشان در پاسخ فرموده اند: در صورتی که مضر به نفس نباشد جایز است. برخی از شاگردان ایشان نیز، همین دیدگاه را تایید کرده اند. فتوای به جواز از سوی آقای حائری و برخی از شاگردان ایشان مشروط است.

پرسش اصلی در این جا این است که آیا تفکیک بین قمه زنی و ضرر امکان پذیر است آیا این سخن که قمه زنی جایز است مگر این که ضرر به نفس داشته باشد این استثناء استثناء شی از نفس نیست.؟

این سخن مانند آن است که گفته شود خوردن قطعه های لامپ مهتابی (برخی از صوفیان کردستان چنین کارهایی انجام می دهند.) جایز است مگر این که ضرر داشته باشد. افزون براین، از آیت الله حائری و شاگردان ایشان از بُعد ضرر بر نفس سوال شده است و آنان نیز از همان بُعد به پاسخ پرداخته اند. و حال آن که این مساله از ابعاد دیگر هم قابل طرح است مثل این که اگر قمه زنی سبب وهن و نفرت و گریز دیگران از مذهب شود و یا سبب وحشت و آزار تماشاگران و اعراض آنان از عزاداری شود، قمه زنی چه حکمی دارد؟

فتوای به جواز در شرایطی صادر شده که تنها نسبت به بُعد اضرار بر نفس حساسیت بوده است و مانند امروز قمه زنی زیر انتقاد دشمنان اسلام و تشیع به ویژه بنگاه های استکباری و صهیونیستی نبوده است. دشمنان اسلام به ویژه اسکبار جهانی امروزه این گونه مسائل را دستاویزی برای مبارزه با اسلام شیعی و انقلاب اسلامی ایران قرار می دهند. از این روی حساسیت های دیگری به جز اضرار بر نفس مطرح است. که با توجه به آن باید این مقوله از عالمان و فقیهان پرسیده شود.

یکی از هوا داران قمه زنی می گوید: علماء در فتواهایشان آورده اند که قمه زنی اگر به مرگ انسان بینجامد اشکال دارد و اما ضررهایی کمتر از آن اشکالی ندارد. این نسبت به فقهای شیعه نادرست است. چرا که معنای این سخنان این است که قطع اعضای بدن و ناکار آمد شدن آنها و یا از دست دادن قوای جسمی و روحی جایز است در حالی که هیچ فقیهی چنین سخنی نگفته است.

یکی دیگر با تشبیه قمه زنی به روزه می گوید: گاهی در پی ضررهایی که بر بدن وارد می شود اهداف عالی تری هست. از باب نمونه، در روزه گرفتن، بدن ضعیف می شود ولی منافع معنوی دارد. قرآن فرموده: لعلکم تتقون 28، قمه زنی هم از این قانون مستثنی نیست.

در پاسخ باید گفت: قیاس قمه زنی به روزه از جهات گوناگون مخدوش است:

1. روزه تکلیفی است که ریشه در آیات و روایات دارد و هیچ فقیهی در وجوب آن تردید نکرده است.

2. افزون بر این، روزه ضربه بربدن نیست بلکه بدن را باز سازی می کند و صدها فائده روحی و جسمانی دارد که به برخی از آنها در آیات و روایات اشاره شده است.

3. علاوه بر این، اگر هر نوع اذیت و آزاری که فوائدی برای بدن داشته باشد جایز باشد باید بسیاری از ریاضت های ممنوع همانند ریاضت هایی که مرتاضان هندی دارند جایز باشد.

2. وهن مذهب

قمه زنی و همانند آن از زاویه «وهن مذهب» و پیامدهای منفی آن نسبت به اسلام و مذهب تشیع نیز در خور بحث و بررسی است. نگرش به این گونه کارها از این زاویه، بسیار در خور اهمیت است. در روزگاری که به برکت انقلاب اسلامی، گرایش مردم به تشیع روز افزون شده است. و منطق و عقلانیت مبانی تشیع و صفا و پاکی رهبران آن به ویژه امام خمینی و مقام معظم رهبری، دنیای امروز را شیفته و دلداده مذهب اهل بیت کرده، انجام کارهایی سوال برانگیز که پشتوانه استدلالی محکمی هم ندارد ،موجب گریز و بیزاری مردم نسبت به مذهب می شود، و بزرگ ترین ستم به مذهب اهل بیت است. برفرض که بگوییم و معتقد باشیم که قمه زنی هیچ گونه ضرری به نفس ندارد و یا این که قمه زنی دارای دلیل های محکم فقهی است. به قیمت پای بندی به یکی از شعائر غیر واجب و تکالیف دینی، نمی توان اصل دین و مذهب را قربانی کرد و مردم جهان را بدبین به مذهب تشیع نمود و آن را مکتبی خرافی، بی منطق و خشونت طلب جلوه داد.

تاکید امامان معصوم بر تقیه، همه جا به خاطر ترس از مخالفان نیست بلکه در بسیاری از موارد برای حفظ حرمت و وزانت شیعه است. یعنی در مواردی که مخالف، درکی از معارف عالیه شیعه ندارد و به نظر او پذیرش مساله ای به عنوان دین و مذهب برای او دشواری نماید، باید به گونه ای عمل کرد که بدبینی او تحریک و تشدید نشود، بلکه هر چه ممکن است، باید چهره دین و مذهب را زیباتر و دل پذیر تر جلوه داد. تا غیر مسلمانان تشویق به دین شوند. بر همین اساس امام صادق (ع) می فرماید:

کُونوا لنا زینا وَ لا تَکونُوا علینا شَیْنا حَبَّبونا الی الناس و لاتَبْغَضُونا الیهم، فجُّروا الینا کلّ مودةٍ و ادفعُوا عنّا کلّ شرّ.2

زینت ما باشید نه سبب زشتی و بی آبرویی ما. ما را محبوب مردم گردانید و مبغوض ایشان نکنید. پس محبت آنها را به ما جلب کنید و هر گونه بدی را از ما دور سازید.

و نیز علی (ع) می فرماید:

انّ احسَنَ الزی ما خَلَطَک بالناس و جَمَلکَ بینهم و کف ّالسنتهم عنک 3.

همانا نیکو ترین زینت و زیبایی چیزی است که تو را با مردم آمیخته سازد و تو را در میان مردم زیبا سازد و زبانشان را از بد گویی تو باز دارد.

و نیز امام صادق (ع) می فرماید:

ایّاکُم اَنْ تَعْمَلُوا عَمَلاً یُعیّرُونابِهِ، فانَّ ولدً السُوءِ یُعیِّرُ وَالَدُهُ بِعَمَلِهِ، کُونُوا لِمَنْ انْقَطَعُتُم اِلَیهِ زَیْناً وَ لا تَکُونُوا عَلیهِ شَیْناً ...4

مبادا کاری کنید که ما را بدان سرزنش کنند. همانا فرزند بد، پدرش را به کردار او سرزنش کنند. برای کسی که به او دل داده اید (امام خود) زینت باشید و عیب و ننگ او نباشید.

اگر برخی فقها در گذشته، براساس شرائط و مصالحی موجود به جواز قمه زنی فتوا داده اند اما امروزه که شرائط با زمان های پیشین متفاوت است نمی توان همانند پی به جواز آن حکم کرد. به همین جهت فقهای معاصر از زاویه وهن مذهب به این موضوع پرداخته اند. از باب نمونه در پرسش های گوناگون از کارهایی چون قمه زنی، قفل زنی، استفاده از زنجیرهای خاردار که سبب جاری شدن خون از بدن می شود. همچنین صورت و سینه خود را به زمین مالیدن به گونه ای که خون جاری شود، از آتش گذشتن و ... از فقها و مراجع معاصر سوال شده است. بسیاری از آنان چون مرحوم آیت الله فاضل لنگرانی، آیت الله بهجت، و همچنین آیت الله صافی گلپایگانی فرموده اند: هر عملی که موجب وهن مذهب شود جایز نیست. 5

آیت الله سیستانی در پاسخ فرموده اند: باید از کارهایی که عزاداری را مخدوش می کند پرهیز کرد.6

مرحوم آیت الله تبریزی فرموده اند:

مجالس عزاداری برای تعظیم شعائر الهی است و باید به صورتی واقع شود که تعظیم معصومین (ع) بالاخص ابی عبدالله الحسین (ع) و اظهار حزن و شیون بر مصائب وارده باشد.7

آیت الله مکارم شیرازی به صراحت گفته اند:

کارهایی که نوشته اید مناسب این مراسم نیست و موجب وهن مذهب می شود.8

مقام معظم رهبری با شرح بیشتری در چند پرسش و پاسخ به حکم این گونه کارها پرداخته اند. از جمله از ایشان سوال شده است:

آیا قمه زنی به طور مخفی جایز است یا این که فتوای حضرت عالی عمومیت دارد؟

ایشان در پاسخ فرموده اند:

قمه زنی افزون بر این که از نظر عرفی از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمی شود و سابقه ای در عصر ائمه علیهم السلام و زمان های بعد از آن ندارد و تاییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم علیه السلام در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بد نام شدن مذهب می شود. بنابر این، در هیچ حالتی جایز نیست.9

این فتوا دارای چند نکته اساسی و مهم است که می تواند دلیل و شاهدی بر جایز نبودن قمه زنی و کارهایی همانند آن باشد.

1. قمه زنی از نگاه عرف از مظاهر و مصادیق عزاداری نیست.

2. سابقه ای در روزگار امامان معصوم (ع) و پس از آن نداشته است.

3. تاییدی هم به شکل خاص یا عام درباره قمه زنی نیامده است.

4. در زمان حاضر نیز موجب وهن و بد نام شدن مذهب شیعه می شود.

و در پاسخ چند سوال دیگر که به پاره ای از مصادیق دیگر غیر از قمه زنی، سوال شده فرموده اند:

هر کاری که برای انسان ضرر داشته باشد و یا باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و مومنین باید از آن اجتناب کنند. و مخفی نیست که بیشتر این امور باعث بدنامی مذهب اهل بیت(ع) می شود و این از بزرگ ترین ضررها و خسارت هاست.10

برخی برای آن که ثابت کنند قمه زنی وهن مذهب نیست گفته اند:

چون دشمنان نمی پسندند دلیل آن نسیت که قمه زنی وهن مذهب باشد و ما از آن دست بر داریم، و سپس با استناد به برخی از آیات از جمله: یا حَسْرَةً عَلَی العِبادِ مَا یأتِیهِم مِن رَسُولٍ اِلّا ّ کانوُا بِهِ یَسْتَهْزئُونَ11 و سخنان برخی از بزرگان را یادآور شده اند از جمله آیت الله بروجردی که حکم خدا با مسخره کردن عوض نمی شود و سخنان امام خمینی در توصیه به شورای نگهبان که فرمودند: مبادا از حرف های خارجی ها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستی کنیم.12

افزون بر این، این کارها مخصوص ما نیست، در واتیکان نیز، مسیحی ها با شیشه بدن خود را زخمی می کنند و سینه خیز روی زمین راه می روند ...

در پاسخ سخنان یاد شده باید گفت: نکته مهمی که از آن غفلت شده این است که بین تمسخر پیامبران در ابلاغ پیام وحی و همچنین احکام مسلم شرعی با کاری که مشروعیت آن ثابت نشده بسیار تفاوت است. قیاس این دو به هیچ روی درست نیست. بی تردید، اگر دشمن ما را به جهت عقاید و اعمال مسلم دینی مسخره کند، کم ترین توجهی نمی کنیم. اما قمه زنی همان گونه که اشاره شد هیچ دلیل شرعی چه خاص و چه عام ندارد. بلکه شیوه ای از عزاداری است که به وسیله خود مردم به وجود آمده است. و نمی توان آن را جزء دین به شمار آورد. اگر دشمنان، ما را به خاطر اصل عزاداری و یا گریه بر سید الشهداء و... مسخره کنند توجه نمی کنیم چرا که در خود دین و روایات به این امور سفارش شده است. ما از مسخره کردن دشمن نمی ترسیم. از بد نمایاندن اسلام و مذهب به ملت ها می ترسیم. ما از آن می ترسیم که پا فشاری ما بر برخی از اعمالی که سابقه چندانی ندارد بهانه و دستاویزی به دست دشمنان بدهد و آنها با استفاده از آن، ملت هایی را که تشنه مکتب و مذهب تشیع اند ازآن بیزار کنند. در قرآن آمده است:

یَا ایّها الّذینَ وَ اَمنُوا لاتَقُولُوا راعِنَا و قُولُوا انُظُرنا وَ اسْمَعُوا و لِلْکافِرینَ عَذْابٌ اَلِیٌم13

آیه شریفه می گوید: به جای «راعنا» بگوئید: «انظرنا»

این آیه زمانی نازل شد که یهودی ها به واژه «راعنا» ایراد گرفته و به وسیله آن پیامبر و مسلمانان را مسخره می کردند زیرا «راعنا» همان گونه که در ذیل آیه در تفسیرها آمده هم به معنای «مهلت بده» و هم «ما را مراعات کن» به کار برده می شود و هم به معنای «ما را تحمیق کن» مسلمانان که با واژه «راعنا» با پیامبر گفت و گو می کردند مورد تمسخر یهود قرار می گرفتند. خداوند به مومنان گوشزد کرد که شما می توانید با تغییر یک کلمه در گفت وگوی با پیامبر اسلام این سوژه را از دست دشمن بگیرید. به جای «راعنا» بگویید: «انظرنا» یعنی به ما توجه کن.13 از آیه شریفه استفاده می شود که مسلمانان باید در برنامه های خود به گونه ای عمل کنند که بهانه به دست دشمن نیفتد. مقصود عالمانی که امروزه با قمه زنی و کاهایی همانند آن مخالفت دارند نیز همین است. آنان بر این باورند زمانی که شود با شیوه های بهتری عزاداری کرد که سبب دستاویز دشمنان نشود.

افزون بر این ها، مقایسه قمه زنی و امثال آن با کارهای غلطی که برخی از مسیحیان انجام می دهند، باعث جواز آن نمی شود. بلکه شک و تردیدها را بیشتر می کند و بحث تقلید از بیگانگان را در اذهان پدیدار می سازد. آیا عمل پیروان شریعت تحریف شده مسیحیت برای ما حجت است ؟ علاوه بر این، آداب و رسوم غلط برخی از ملت ها به دین آنها مستند نیست تا سبب وهن و بد نامی دین آنان شود. بسیاری از سنت های قومی و ملی نادرست تنها برای تفریح و خوش گذرانی است اما متاسفانه قمه زنی مستند به دین و مذهب می شود و بر داشت دیگران نیز از این کار همین است. حتی برخی از معترضان، شیعه را با همین مراسم معرفی می کنند.

قمه زنی و حکم حاکم

در بخش گذشته با نقل و نقد و بررسی دلیل ها و شواهد جواز قمه زنی به این نتیجه رسیدیم که این گونه کارها هیچ گونه دلیل شرعی به صورت خاص و یا عام ندارد و در سیره امامان معصوم (ع) نیز چنین شیوه هایی از عزاداری دیده نشده است. و اینک با صرف نظر از مطالب گذشته و با فرض این که این گونه عزاداری ها جایز یا مستحب و یا حتی واجب باشد، اگر حاکم اسلامی نسبت به گونه ای از عزاداری حکمی داد و از آن منع کرد تکلیف چیست؟ وظیفه فقهایی که آن نوع از عزاداری را مشروع وبه جواز یا استحباب آن فتوا داده اند چیست؟ آیا می توانند بر نظر و فتوای خود اصرار داشته باشند و مردم را نیز بدان فرا بخوانند.؟ افزون بر این، اگر کسی از مرجعی تقلید می کند که قمه زنی را جایز می داند، آیا با نهی حکومتی و حکم حاکم برای او جایز است که در این مسئله برابر نظر و فتوای مرجع خود عمل کند و قمه بزند؟

در جای خود ثابت کرده ایم که اگر حاکم و ولی فقیه در روزگار غیبت حکم داد بر همگان چه مقلدان حاکم و چه مقلدان دیگر مراجع و حتی خود مراجع واجب است که از حکم حکومتی حاکم اسلامی پیروی کنند. چرا که ادله حجیت و نفوذ حکم حاکم عام است و همگان را در بر می گیرد.

همه کسانی که حکم حاکم را پذیرفته اند به عمومیت نفوذ حکم و لزوم پیروی از آن فتوا داده اند.

از باب نمونه صاحب جواهر درباب روءیت هلال و روزه گرفتن و افطار کردن می نویسد:

بل الظاهر عدم الفرق فی ذلک بین الحاکم الاخر و غیره فیجب الصوم او الفطر علی الجمیع.14

در لزوم پیروی، تفاوتی بین حاکم دیگر و غیر او نیست، همگان موظفند از حکم حاکم پیروی کنند و با حکم او روزه بدارند و روزه بگشایند.

شیخ انصاری نیز در بحث «مزاحمت فقها با حاکم اسلامی» با اشاره به این که اگر فقیه دارای شرائط در قلمرو اختیارات خود حکمی صادر کرد، آیا فقیه دیگری حق دارد حکم او را نقض کند، یا این که همه باید پیرو نظر وحکم او باشند.؟ پس از اشاره به ادله پیروی از حکم، می نویسد:

هذا کله مضافا الی اختلال المصالح المنوطه الی الحکام سیما فی مثل هذا الزمان شاع فیه القیام بوظائف الحکام ممن یدعی الحکومه و کیف کان فقد تبین مما ذکرنا عدم جواز مزاحمة فقیه لمثله فی کل الزام قولی او فعلی یجب الرجوع الی الحاکم.15

«افزون بر دلیل هایی که آمد، در مزاحمت فقیه و نقض حکم او اختلال نظام پیش می آید و آن دسته از مصالح اجتماعی که به وسیله حاکمان سر و صورت می گیرد مختل می شود. همان گونه که در روزگار ما مدعیان حکومت و مزاحمان با حکم حاکم بسیار شده اند به هر حال، از آن چه گفتیم روشن شد: اگر فقیهی حکم فعلی و یا قولی الزام آوری را در اموری که مربوط به حکم است، بیان کند، جایز نیست دیگر فقها برای حکم او مزاحمت ایجاد کنند.» البته فرض یاد شده در صورتی است که حکومتی بر مبنای اسلام تشکیل نشده باشد و همه فقها وظیفه داشته باشند در امور ولایی دخالت کنند. اما اگر حکومت اسلامی تشکیل شده باشد و در راس آن فقیهی دارای شرائط، مانند زمان ما با شد به طریق اولی دیگر فقها در مسائل حکومتی حق مزاحمت ندارند. چرا که در این صورت فردی معین، به این کارها می پردازد و دخالت دیگران در چنین مواردی مزاحمت با حاکم اسلامی است. که بی شک ادله ولایت فقیه مورد مزاحمت را در بر نمی گیرد. افزون بر این، اختلال نظام و هرج و مرج که شیخ انصاری نیز بدان اشاره کرده بودند در این جا نیز، پیش می آید.

بسیاری از دیگر فقها نیز به نفوذ حکم حاکم و عمومیت آن تصریح کرده اند. نگارنده در جای دیگر برخی از این گفته ها را آورده است.16

در این جا تنها به یک نمونه دیگر بسنده می کنیم: مرحوم آیت الله خویی در ذیل سخن زیر از سید محمد کاظم یزدی: «و لا یختص اعتبار حکم الحاکم بمقلدیه بل هو نافذ بالنسبة الی الحاکم الاخر...17» می نویسد:

«و علی تقدیره لا یفرق فیه بین مقلدیه و مقلدی غیره حتی المجتهد الاخر و ان کان اعلم و الناس کلهم مقلدوه و لا مقلد لهذا المجتهد الحاکم اصلا بمقتضی اطلاق الدلیل18»

اگر حجیت قول حاکم را پذیرفتیم ،در حجیت و نفوذ آن، بین مقلدان خود او و مقلدان دیگر مراجع، تفاوتی نیست. همه وظیفه دارند پیروی کنند. و بلکه مجتهد دیگر، هر چند اعلم باشد و همه مردم مقلد او باشند و فقیه حاکم هیچ مقلدی نداشته باشد، موظف است از حاکم پیروی کند؛ زیرا ادله اطلاق دارند.

با نگاهی به تاریخ نیز، می یابیم که همه فقها بر این اصل مهر تایید زده اند. از باب نمونه استفاده از تنباکو عملی جایز و مباح بود اما وقتی میرزای شیرازی بزرگ ،به خاطر مصالح اسلام و کشور اسلامی حکم به تحریم دادند همگان از مردم عادی تا مراجع از آن پیروی کردند. و وقتی که حکومت ایران برای شکستن آن حکم، به مراجع نجف و ایران مراجعه کرد، همگان در پاسخ گفتند:

«آن چه را میرزای شیرازی فرموده، حکم است نه فتوا، و اطاعت آن، بر همه لازم است.19»

و یا میرزای آشتیانی فرمود: این حکم از جناب میرزای شیرازی است و حکم جنابشان درباره مجتهد و مقلد نافذ و واجب الاتباع است.20

امام خمینی نیز، با اشاره به حکم میرزای شیرازی می فرماید: چون حکم حکومتی بود برای فقهای دیگر نیز، واجب الاتباع بود.22

نمونه ای دیگر، در روزگار مرجعیت سید ابوالحسن اصفهانی، فردی از شیعیان را بدون جهت در مکه کشتند. ایشان در آن سال حج را تحریم کردند. و یا پس از حادثه سیاه و خونین مکه، به دستور امام خمینی حج تعطیل شد. نماز جماعت با آن همه اجر و ثوابی که دارد در دوران نهضت و پیش از انقلاب برای مدتی تعطیل شد.23

افزون بر همه این موارد تاریخی، شهید صدر می نویسد:

اگر حاکم شرعی، فرمانی جهت مصلحت صادر کرد حتی کسانی که معتقدند که مصلحتی را که حاکم تشخیص داده است، اهمیتی ندارد، نمی توانند مخالفت کنند. بلکه باید از آن پیروی کنند.24

با توجه به سخنان و مبانی یاد شده، حتی اگر کسی از مرجعی تقلید می کند که او قمه زنی را جایز و یا مستحب می داند، با نهی و حکم صریح ولی فقیه، قمه زنی جایز نیست .در این مسئله نه تنها مقلد که مرجع نیز نمی تواند به فتوای خود عمل کند. بر همین اساس بسیاری از عالمان بزرگ و مراجع تقلید پس از آن که رهبری از قمه زنی نهی کردند پیروی از حکم ایشان را واجب دانستند. از باب نمونه: مرحوم آیت الله لنکرانی پس از حکم به تحریم قمه زنی می فرمایند :

گذشته از اینها، اعمال فوق مورد نهی مقام معظم ولایت امر مسلمین قرار گرفته و حکم معظم له واجب الاتباع است. خداوند به ملت معتقد و هوشیار و سیاست فهم ایران توفیق تبعیت از احکام الهی و عزاداری مورد رضایت بقیة الله را عنایت فرماید.

آیت الله اراکی، با این که در این موضوع پیرو آیت الله حائری است ولی پس از حکم مقام معظم رهبری اعلام کردند:

دستور ولی امر مسلمین جهان مبنی بر جایز نبودن این اعمال برای همه لازم الاطاعه و قابل اجرا است.25

آیت الله شاهرودی، آیت الله بنی فضل، آیت الله مظاهری و بسیاری از دیگر فقیهان پیروی از حکم ایشان رابر همگان لازم دانستند.26

همچنین آیت الله مشکینی،27 و بسیاری از علمای لبنان از جمله علامه فضل الله شیخ محمد مهدی شمس الدین رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، سید حسن نصر الله و... حمایت و پشتیبانی خود را از سخنان رهبری اعلام داشتند و از شیعیان لبنان و دیگر مناطق جهان نیز خواستند که از رهنمودهای ایشان پیروی کنند.28

پدید آورنده : محمد صادق مزینانی

پی نوشت ها:

1. سوره بقره، آیه 183.

2. وسائل الشیعه، ج 8 ص 400.

3. غرر الحکم و درر الکلم، ج 5 ص 510 .

4. اصول کافی، ج2 ص 219؛ وسائل الشیعه، ج 11ص 471 حدیث یاد شده را با اندک تفاوتی نقل کرده است.

4. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 3 ص 33.

5. همان مدرک.

6. همان مدرک.

7. همان مدرک.

8. اجوبة الاستفتائات ص 324 -326.

9. همان مدرک.

10. در بخش آینده در این باره توضیح بیشتری خواهیم داد.

11. سوره یس، آیه 30.

12. سخنان امام خمینی در جمع اعضای شورای نگهبان، صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی، ج 18 ص 241، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

13. بقره آیه 104.

14. التفسیر الکبیر، فخر رازی، ج 3 ص 224، دار احیا ء التراث العربی ؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج 2 ص 57، دار احیاء التراث العربی.

سخنان مقام معظم رهبری در تاریخ 43/1 /76 در اجتماع بزرگ مردم مشهد در صحن امام خمینی.

15. پیرامون عزاداری عاشورا، ص 42.

16. جواهر الکلام، ج 19 ص 390.

17. المکاسب، شیخ انصاری، 157، چاپ تبریز .

18. مجله فقه ،ش 2 ص 63 -65 ،مقاله حکم حاکم و روءیت هلال.

19. عروة الوثقی، 370، کتاب الصوم، دار الکتب الاسلامیه.

20. مستند عروة الوثقی، سید ابوالقاسم خویی، ج 2 ص 114، کتاب الصوم.

21. تحریم تنباکو، تیموری، 117، شرکت سهامی کتاب های جیبی، تهران.

22. قرار داد رژی، کربلاییی، ص 84 _- 87، 89، 109، 123.

23. ولایت فقیه، ص 150.

24. پیرامون عزاداری عاشورا، ص 55.

25. الفتاوی الواضحه، ص 116 مسئله 23.

26. پیرامون عزاداری عاشورا، ص 37.

27. همان مدرک.

28. همان مدرک. ص 48 - 60 .

  • علی مزینانی
۱۴
مهر
۹۳

حجت الاسلام محمد صادق مزینانی در کتاب «ولایت فقیه در اندیشه و عمل آخوند خراسانی» کوشیده تا به این سوال پاسخ دهد که آیا آن گونه که برخی می‌گویند، آخوند خراسانی مخالف ولایت فقیه بوده است؟

نظر آخوند خراسانی درباره ولایت فقیه چه بود؟

به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): آیت‌الله ملا محمدکاظم خراسانی مشهور به آخوند خراسانی، از متفکران برجسته و مراجع بنام سده اخیر است که با رویکردی نظری و عملی و با نگاهی واقع‌گرایانه و از منظری خاص به طرح مباحث اندیشه‌های سیاسی اسلام پرداخته است. هر چند تعلیم و تعلم کتاب گرانسنگ «کفایه‌الاصول» در حوزه‌های شیعی تا حدودی غبار غربت را در دو بعد علمی و اصولی از چهره تابناک این فقیه مجاهد و سیاستمدار زوده است، اما هنوز منزلت او در ابعاد گوناگون دیگر از جمله حوزه معرفت سیاسی و نقش او در پایه‌ریزی نظام سیاسی مبتنی بر شریعت همچنان در پرده‌ای از ابهام و اجمال قرار دارد تا جایی که برخی دگراندیشان چهره‌ای سکولار و متاثر از اندیشه‌های غربی از او ترسیم کرده‌اند.
نویسنده در بخشی از مقدمه این کتاب به دلایل خود برای تالیف این اثر می‌پردازد و می‌نویسد:
«شناخت اندیشه‌ها و عملکرد آخوند خراسانی به‌ویژه اندیشه سیاسی وی از چند جهت اهمیت دارد: نخست این‌که اندیشه‌های سیاسی آن بزرگوار به‌خصوص دیدگاه ایشان در بحث ولایت فقیه ناشناخته یا کم‌شناخته شده است. به عقیده نویسنده، شناخت اندیشه سیاسی ایشان و دیگر متفکران اسلامی امروزه ضروری‌ترین حرکت برای مکتب و نظامی است که می‌خواهد مرزهای فرهنگی خود را پاس دارد. افزون بر این اندیشه‌ها و سیره عملی آخوند خراسانی از گزاره‌های بحث‌بر‌انگیز میان نویسندگان به‌ویژه پس از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران است. شماری از نویسندگان در سال‌های اخیر کوشیده‌اند دیدگاه آخوند خراسانی و استاد ایشان شیخ انصاری را در برابر دیدگاه امام خمینی (ره) قرار داده و او را منکر ولایت فقیه قلمداد کنند. در برابر این گروه بسیاری از نویسندگان و متفکران با استناد به آثار علمی و سیره عملی آخوند خراسانی او را از معتقدان به ولایت مطلقه فقیه می‌دانند.» 
به گفته نویسنده و با توجه به اهمیت نظریه ولایت فقیه، این اثر درصدد برآمده است تا به این شبهه‌ها پاسخ گوید. 
کتاب شش گفتار مستقل دارد. در بخش نخست به اختصار به زندگی علمی سیاسی و اوضاع سیاسی‌ـ‌اجتماعی روزگار آخوند و نیز حضور فعال وی در میدان سیاست اشاره شده است. در بخش دوم مهم‌ترین و محوری‌ترین دیدگاه فقهی او در سیاست بررسی می‌شود و آن دیدگاه ولایت مطلقه فقیه و روش‌های آخوند خراسانی برای اثبات آن است. بخش سوم به سیره عملی آخوند اشاره می‌کند که در آن پاره‌ای ‌از احکام ولایی و حکومتی‌اش را در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آورده و باور قاطع و عمیق وی درباره ولایت مطلقه فقیه نشان داده می‌شود. در بخش چهارم ضمن اشاره به الگوی حکومتی مطلوب و الگوی «قدر مقدور» از دیدگاه آخوند خراسانی بعضی از شبهه‌ها و الگوهایی که به او نسبت داده شده ارزیابی می‌شود. در بخش پنجم با مروری در پاره‌‌ای از اصول و قواعد فقه سیاسی با توجه به نامه‌ها و اطلاعیه‌های آخوند خراسانی با بنیان‌های فقهی و سیاسی ایشان آشنا می‌شویم. در بخش ششم نیز تعامل آخوند خراسانی با دیگر فقهای شیعی بررسی می‌شود. بخش ششم مفصل‌ترین بخش این کتاب است و سعی شده در آن به پرسش‌ها و شبهه‌هایی که درباره آخوند خراسانی وجود دارد پاسخ داده شود. 
کتاب «ولایت فقیه در اندیشه و عمل آخوند خراسانی» اثر محمدصادق مزینانی با شمارگان 800 نسخه در 504 صفحه به بهای 25 هزار تومان از سوی موسسه «بوستان کتاب» منتشر شده است.

  • علی مزینانی
۰۹
مهر
۹۳

خبرگزاری شبستان: کتاب "حکومت اسلامی در عصر انتظار" به نقد و بررسی تشکیل حکومت اسلامی در دروه غیبت با بهره گیری از گفتار بزرگان و با استناد به منابع روایی سیره معصومین پرداخته است.

 به گزارش شاهدان کویرمزینان "حکومت اسلامی در عصر انتظار" با بهره گیری از گفتار بزرگان و با استناد به منابع روایی سیره معصومین(ع) به نقد و بررسی تشکیل حکومت اسلامی در دروه غیبت می پردازد. فراگیری ستم و فساد از نشانه های ظهور، ممنوعیت قیام در عصر غیبت و تشکیل حکومت در عصر غیبت؛ دخالت در قلمرو امام معصوم(ع) به همراه نقد و بررسی ازجمله فصل های این کتاب است.

  در مقدمه این کتاب آمده است: از مباحث مهم و اساسی در دوره غیبت، بحث حکومت اسلامی و انتظار فرج و ارتباط آن دو با یکدیگر است. بیشتر فقهای شیعه، تشکیل حکومت اسلامی را در دوره غیبت، ضروری می دانند و بر این باورند که فقهای عادل، باید به این مهم اقدام کنند و اگر یکی از آنان تشکیل حکومت داد، بر دیگران واجب است که از او پیروی کنند. در مقابل، شماری اندک برآنند که اقامه حکومت از شؤ ون امام معصوم است، بنابر این، در عصر غیبت تشکیل حکومت جایز نیست.

  با نگاهی به گفته ها و نوشته های طرفداران این نظریه و دلائلی که بدان استناد کرده اند، می توان گفت که این باور انحرافی از سه راه زیر سرچشمه گرفته است: 1. برداشت نادرست از روایاتی که گسترش ستم و فساد را از نشانه های ظهور امام زمان عج معرفی می کند. 2. استناد به روایاتی که از هر گونه قیامی در عصر غیبت، نهی و به سکوت و سکون و صبر بر بلاها، دعوت کرده است. 3. تفسیر نادرست از امامت و رهبری و تصور این که تشکیل حکومت در عصر غیبت، دخالت در قلمرو کار امام معصوم(ع) است. در این مقال، با بهره گیری از گفتار بزرگان و با استناد به منابع روایی، سیره معصومین(ع) و... به نقد و بررسی دلائل فوق خواهیم پرداخت.

  در بخش فراگیری ستم و فساد از نشانه های ظهور آمده است:

  برخی از روایات نتیجه گرفته اند که وجود ستم و فساد و حکومت های خودکامه در جهان پیش ازظهور مهدی(ع) طبیعی است بلکه مقدمه ظهور وفرج آن حضرت است و ما نباید با مقدمه ظهور آن حضرت مبارزه کنیم.

  اینان با این برداشت تشکیل حکومت اسلامی را در دوره غیبت ممنوع اعلام کرده اند؛ زیرا به پندار اینان هر اندازه دولت اسلامی موفقیت کسب کند از ظلم و فساد کاسته می شود و ظهور امام(ع) که مشروط به پر شدن زمین از فساد و ستم است به تاخیر می افتد!

  به نتیجه این برداشت هیچ فقیهی نمی تواند ملتزم باشد زیرا لازمه این تفکر تنها عدم مشروعیت حکومت نیست بلکه هر عمل مصلحانه ای باید از دیدگاه آنان جایز نباشد. از امر به معروف و نهی ازمنکر در امور جزئی گرفته تا مبارزه با ستم و حکومت های ستمگر. حال آن که امر به معروف و نهی از منکر از ضروریات اسلام و بر هر فرد مسلمان انجام آن واجب است.

  بزرگترین مبارز علیه ظلم و جور و حکومتهای باطل خود مهدی(ع) است پس چگونه ممکن است که جامعه منتظر در این بعد به او اقتدا نکند و به او مانند نشود.بنابراین انسان منتظر نمی تواند در برابر فساد و ستم و حکومتهای جور بی تفاوت باشد تا چه رسد به این که موید آنان باشد.

  لازمه این تفکر این است که قیام و اقدام پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) نیز برای تشکیل حکومت درست نبوده است؛ زیرا این حدیث هم از پیامبر(ص) و هم از دیگر ائمه نقل شده است و مضمون آن نیز مقید به زمان خاصی نیست. بنابراین باید تلاش های ائمه(ع) و حتی پیامبر(ص) را در راه تشکیل حکومت اسلامی منکر شویم و یا "نعوذ بالله" آنها را نیز محکوم کنیم؛ زیرا همه اینها حرکت های اصلاحی قبل از ظهور بوده است. پس برداشت فوق با سیره قطعیه معصومین(ع) ناسازگار است زیرا آنان با این که در انتظار حکومت جهانی مهدی(ع) بودند لحظه ای از تلاش و کوشش در راه مبارزه با حکومت های جور باز نمی ایستادند.

  شایان ذکر است، "حکومت اسلامی در عصر انتظار" نوشته محمدصادق مزینانی در سال 1388 ازسوی انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی روانه بازار نشر شد.

 حجت الاسلام محمدصادق مزینانی فرزند مرحوم محمدعلی تاج مزینانی است که  در سوم فروردین 1336 در مزینان متولد شده است و پس از گذراندن دوران مقدماتی در حوزه علمیه مزینان در سال 1348 وارد حوزه علمیه مشهد مقدس شد و در سال 1356 برای ادامه ی تحصیل به شهر مقدس قم مشرف و از محضر اساتیدی همچون اعتمادی ، فاضل هرندی ، ستوده ، صانعی و فاضل لنکرانی در درس های رسائل ، کفایه و مکاسب بهره بردم .درس خارج را از سال 58 از محضر آیات عظام آیت الله فاضل لنکرانی ، نوری همدانی ، وحید خراسانی ، تبریزی ، هاشمی شاهرودی و ... بهره بردم . تفسیر ، فلسفه و رجال را نیز از محضر حضرات آیات : مشکینی ، جوادی آملی ، انصاری شیرازی و آقا موسی زنجانی و...بهره مند شد.

 وی تا کنون بیش از یکصد و پنجاه  مقاله و کتاب در حوزه علوم اسلامی نوشته است.

 این محقق توانمند مزینانی همچنین یکی از نویسندگان اصلی نشریان حوزه و فقه است. مقالات علمی وی در باره فقه و اصول و سیره ائمه علیهم السلام تا کنون چندین بار به عنوان رتبه نخست در جشنواره ها و محافل علمی شناخته شده است از مهمترین مقالات این اندیشمند مزینانی می توان به این عناوین اشاره کرد؛ استعمار و تکفیر ،اخلاق اسلامی و حدیث،اتحاد ملی چالش ها و راهکارها،اسلام وسکوت قانون ،اصلاح و احیاء در فرهنگ اسلامی و...

استادمحمدصادق مزینانی همچنین 21 کتاب به صورت گروهی و فردی به رشته ی تحریر در آورده است که بعضی از این آثار عبارتند از :تمایزات مشروطه خواهان مذهبی و جریان غرب گرا(باتطبیق آن برانقلاب اسلامی)، ماهیت حکومت نبوی،  نقش زنان در حماسه عاشورا ،ولایت مطلقه فقیه در اندیشه و عمل آخوندخراسانی و...

 
  • علی مزینانی
۲۵
شهریور
۹۳

%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%da%a9%d8%a7%d8%b8%d9%85-%d9%85%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%84%d8%af-%d8%b3%d9%88%d9%85-%d8%b3%d9%87%e2%80%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d8%b4-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d9%88%db%8c%d8%af

محمدکاظم مزینانی نویسنده توانا و شاعر پرآوازه مزینانی با ارسال پیامی به شاهدان کویرمزینان برای سفر به مزینان و دیدن خاستگاهش سخن می گوید.

شاهدان کویرمزینان ؛ هر چند ممکن است سالها دور از وطن خویش زندگی کنی و یا اصلا در خاستگاه آباء و اجدادی خود زاده نشده  باشی اما عشق وطن و دیدن جایی که متعلق به آنی عاقبت تو را به آن سرزمین فرا می خواند و تو را عاشقانه در آغوش می کشاند همانند نویسنده شهیر و شاعر توانمند مزینانی استاد محمد کاظم مزینانی؛ خالق آثاری همچون شاه بی شین و آه با شین سه گانه ای که تاریخ انقلاب را به زیبایی برای نسل انقلابی و آیندگان بازگو می نماید و به تازگی در پاسخ به دعوت شاهدان کویرمزینان از این شور و شوق و دیدار با همشهریان و زادگاه اسلاف خویش بی تکلف سخن می گوید و برای آن روز که خاستگاهش را از نزدیک ببیند لحظه شماری می کند :

«"سلام. واقعا به رگ و ریشه مزینانی خود افتخار می کنم و دست مریزاد می گویم به شما بابت این همه حساسیت و توجه که نسبت به آن نقطه جغرافیایی نشان می دهید چراکه به راستی این جغرافیا* برای ما دنیایی آبرو و اعتبار تاریخی به بار آورده است. پس دستان پرمهر شما را صادقانه می فشارم و بهترین آرزوها را برایتان دارم. صد حیف که دیدار این خاستگاه مزداییانی یا مزدینانی** به زعم خویش _ برایم حکم یک آرزو را پیدا کرده و امیدوارم هرچه زودتر من نیز چون مادرم به دیدار مام وطن نائل بیایم. ارادتمند: محمدکاظم مزینانی "»

ما نیز از همین حالا لحظه شماری می کنیم تا میزبان یکی دیگر از مفاخر و فرزندان خلف و شایسته کویر مزینان باشیم.

انتشار "تنهایی سوسک‌ها "سروده‌های محمدکاظم مزینانی

 محمدکاظم مزینانی کارشناس رشته زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) است. وی که از سال 63 نویسندگی را شروع کرده است تاکنون بیش از  70 کتاب در حوزه کودک و نوجوان، شعر و داستان به نگارش درآورده است.
رمان «آه با شین» در چهارمین جشنواره داستان انقلاب در بخش رمان بزرگسال به دلیل بیان هنرمندانه ریشه‌های شکل‌گیری استبداد و بازنمایی جایگزینی دیکتاتوری فرسوده دوره قاجار و دیکتاتوری دوره پهلوی، رتبه بر‌تر این جشنواره را از آن خود کرد.
پیش از این نیز «شاه بی‌شین» نخستین کتاب این مجموعه سه گانه، توانسته بود در دومین جشنواره داستان انقلاب، رتبه نخست این جشنواره در بخش رمان را به دست آورد و به عنوان کتاب سال جایزه شهید غنی‌پور در سال ۱۳۹۰ انتخاب شود.
«آب یعنی ماهی» نخستین کتاب و «آه با شین» آخرین اثر این نویسنده است.

«سوسک‌ها تنهایند» جدیدترین اثر این شاعر شهیر مزینانی است که شامل 12 شعر برای گروه سنی (ج) است و تاکنون در اثری مستقل به چاپ نرسیده است. مزینانی در این کتاب سروده‌های شش سال گذشته خود را گردآوری و منتشر خواهد کرد.

محمد کاظم مزینانی در شهرستان دامغان متولد شده است اما والدین و اجداد  او از مزینانی های مهاجر می باشند که پیش از انقلاب به استان سمنان هجرت نموده و در شهر دامغان ساکن می شوند .

مادر این نویسنده توانمند سه چهارسال پیش به مزینان سفر می کند تا از آشنایان خود کسی را بیابد .جمعی از مردم مزینان وقتی متوجه حضور وی و افراد همراهش می شوند به استقبالش می روند و او از اینکه همشهریانش نسبت به فرزند او شناخت دارند خوشحال می شود و از اظهار لطف مردم مزینان تشکر می نماید.

در حال حاضر تعدادی از مزینانی ها در شهرهای سمنان و دامغان و شاهرود ساکن هستند که بسیاری از آنها با رجوع به شاهدان کویرمزینان افتخار می کنند که منتسب به کویرتاریخی مزینان هستند و آرزو دارند که روزی به زادگاهشان برگردند.

* اشاره به جمله ی تاریخی دکتر شریعتی کویر ! این تاریخی که در صورت جغرافیا ظاهر شده است!

** اشاره به وجه تسمیه نام مزینان که از مزدا پرستی گرفته شده است! و به آن مسینان هم می گویند!
  • علی مزینانی
۲۴
مرداد
۹۳
ادبیات کودک و نوجوانم آروزست!/ یادداشت محمدکاظم مزینانی
محمدکاظم مزینانی، نویسنده رمان‌های «شاه بی شین» و «آه باشین» در یادداشتی که برای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نوشته، از دیدگاه‌های حاکم بر ادبیات داستانی بزرگسال انتقاد کرده و فضای ادبیات کودک و نوجوان را برای تنفس نویسندگان مناسب‌تر توصیف کرده است.
محمدکاظم ‌مزینانی،داستان‌نویس:
جلسه نقد یک رمان بود. با حضور هفت، هشت، ده نفر. حرف ها شروع شد و هرکس چیزی گفت و نظرش را درباره داستان بیان کرد. آنهم چه نظراتی! واقعاً مانده بودم که این حرف‌ها یعنی چه؟ از این که سطح بحث‌ها تا این حد نازل و پایین است، وحشت کرده بودم. تصور می‌کردم در این جلسه  با نگاهی موشکافانه کتاب را کالبدشکافی می کنند و از زبان و لحن و زاویه دید و نگاه و ساختار و توصیف و فضاسازی و حس آمیزی و... حرف می زنند؛ از دیدگاهی که پشت رمان خوابیده، تصویرهای پارادوکسیکال و جنبه‌های معرفت‌شناسانه و نظریه سیاسی موجود در آن، تا نویسنده متوجه شود که کارش چه محاسن و معایبی دارد...
از این حرف‌ها هیچ خبری نبود که هیچ، بدتر از همه این بود که فهمیدم چنین کسانی از درک داستان عاجزند و مهم تر از همه، نمی توانند از خواندن آن لذت ببرند و دست‌کم از ضرباهنگ و فراز و فرودهای زبانی و کلامی‌اش کیفور شوند. 
آن‌روز بود که فهمیدم مشکل چنین نویسندگانی از کجا آب می‌خورد.  متوجه شدم مشکل این جاست که اصلا آنها قادر به لمس زیبایی‌ها و لطافت‌ها و ظرایف نیستند. نه به عنوان خواننده‌ای حرفه‌ای، که حتی به اندازه خواننده‌ای عادی. این ماجرا باعث شد به این نتیجه برسم که وجود این اشخاص در عرصه داستان‌نویسی، به عنوان کارشناس و داور تا چه اندازه هولناک است. 
واقعا چه چیزی سبب شده که چنین کسانی تا این اندازه احساس غرور و اعتماد به نفس داشته باشند؟ آنان به چه چیز خودشان می‌نازند؟ بالاخره متر و معیاری باید برای این کار وجود داشته باشد یا نه؟ اگر مبنا این باشد که هر کس برای قرار گرفتن در جایگاه نویسندگی و کارشناسی و داوری باید از پس سخت ترین آزمون های نویسندگی برآید، چنین اتفاق‌هایی هرگز رخ نخواهد داد و کسی جرات و جسارت چنین رفتاری را نخواهد داشت. آیا نباید همان گونه که مثلا در طراحی و ساخت فلان تونل از برجسته‌ترین مهندسان و کارشناسان استفاده می شود، در عرصه ادبیات نیز چنین اتفاقی بیفتد؟ 
تا هنگامی که به اتکای شرایط گلخانه‌ای به برخی افراد مجال ظهور داده می شود، باید هم منتظر چنین عواقبی باشیم. اگرنه چگونه ممکن است نویسنده ای مثلاً ده‌ها عنوان کتاب داستان چاپ شده داشته باشد و هیچ بررسی صورت نگیرد که آیا این آثار در سطح جامعه خواننده‌ای داشته است یا نه؟ چگونه ممکن است این نکته کلیدی در نقد و کارشناسی آثار نادیده گرفته شود که آیا اصولاً کتاب نویسنده از کشش و گیرایی و جذابیت لازم برخوردار است؟ آخر این فکر از کجا سرچشمه می گیرد که هرچه ما بنویسیم، مردم ملزم و مجبور به خواندن آنها هستند؟ 
این دوستان در کجا و چه زمانه ای زندگی می کنند؟  جمعیت این کشور و بخش اعظم آن، یعنی جوانان، برای برخی آثار تره هم خرد نمی کنند. میزان اعتبار و ارجمندی هر اثر بستگی دارد به میزان لذتی که از خواندن آن  نصیب خواننده می شود. نگویید پس تکلیف پیام‌های اخلاقی و اعتقادی و ارزشی چه می شود؟ عالی ترین مفاهیم نیز اگر در این چارچوب قرار نگیرند، ارزش ارائه شدن ندارند. این نیز نکته جدید و تازه ای نیست و همیشه تاریخ همین گونه بوده و اگر آثار ما از این "آن" خالی است، دلیلش این است که نتوانسته ایم آن معانی و مفاهیم را در عمق جان خود بپروریم و همتافت با جادوی داستان، به خوانندگان ارائه بدهیم.
باری، جلسه به پایان رسید و من با خودم فکر کردم که عرصه ادبیات کودک و نوجوان و به ویژه شعر چقدر حال و هوای تنفسی  و انفسی‌اش فرق دارد با دنیای داستان بزرگسال در این مملکت! واقعا در آنجا از این همه سطحی‌نگری و سطحی‌انگاری و حسادت و کینه‌ورزی خبری نیست و مثلا جایگاه یک شعر ناب به روشنی فهمیده می‌شود. در آنجا، بیشتر افراد تفاوت داستان ناب و متوسط و ضعیف را به خوبی می دانند و بی دلیل و منطق به انکار یک متن برنمی خیزند. در آنجا کسی جرات نمی کند به راحتی و بدون ادله و برهان اثری را لگدمال و منکوب کند. در آنجا کسی به خودش این اجازه را نمی دهد که به درونیات نویسنده و دنیای شخصی او توهین کند و به مچ‌گیری بپردازد. 
از وقتی که در عرصه ادبیات بزرگسال قلم می زنم چشم بندی ها و شعبده های بسیار دیده ام، اما ماجرای آن روز چیز دیگری بود. به همین دلیل با خودم عهد بستم که از این پس دیگر در کنار کسانی قرار نگیرم که از درک ابتدایی و فهم ساده یک متن و اصولا از لذت بردن و ذوق کردن عاجزند. از این جهت خوشحالم اما دلم می سوزد برای کسانی که با هزار امید و آرزو آثار خود را برای کارشناسی یا داوری به مراکزی ارائه می کنند که چنین کارشناسان و داورانی دارند. در چنین آشفته بازاری آیا خیلی ها حق ندارند درباره ما قضاوت های وحشتناک کنند؟ آیا حق با کسانی نیست که ما را نویسندگان گلخانه‌ای و رانتی می‌خوانند؟ در چنین فضایی آدم اگر ناب‌ترین داستان ها را هم بنویسد طبیعی است که نادیده گرفته شود چون به چشم کسی به او نگریسته می شود که بدون شایستگی به چنین جایی رسیده است. 
در خاتمه، با تمام وجود، نیکی و آفرینندگی و راستی را می‌ستایم و خاضعانه سر بر ضریح ادبیات کودک و نوجوان می سایم!
  • علی مزینانی
۱۲
مرداد
۹۳
نویسنده «آه با شین» از پایان نگارش ضلع‌ سوم سه‌گانه‌اش در نیمه دوم سال جاری خبر داد و این اثر را از نظر تکنیک روایی متفاوت از دو جلد پیشین این سه‌گانه دانست.محمدکاظم مزینانی
به گزارش شاهدان کویرمزینان ؛محمدکاظم مزینانی به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: پس از انتشار «شاه بی‌شین» و «آه با شین» که دو کتاب از یک سه‌گانه به حساب می‌آیند، شروع به نوشتن جلد سوم این تریلوژی کردم که به احتمال زیاد نگارش این اثر در نیمه دوم سال‌ جاری به پایان می‌رسد.
  مزینانی با بیان این‌که هنوز نامی برای رمان جدیدش انتخاب نکرده است، اظهار کرد: چند اسم برای این اثر مدنظر دارم اما هنوز هیچ‌کدامشان را انتخاب نکرده‌ام. رمان جدیدم در واقع یک اتوبیوگرافی با محوریت خاطرات بینانسلی به حساب می‌آید که دربرگیرنده خاطراتی از کودکی، نوجوانی و بزرگسالی من است. 
 مزینانی درباره تفاوت‌ها و شباهت‌های این اثر با آثار قبلی‌اش توضیح داد: جلد سوم این مجموعه با «شاه بی‌شین» و «آه باشین» ارتباط معنایی و محتوایی دارد، البته این اثر از نظر تکنیک روایی با دو کتاب قبلی‌ام متفاوت است. 
وی اضافه کرد: این داستان هم مانند دو کتاب قبلی، دارای دو زمان حال و گذشته است اما زمان حال این اثر مربوط به 40 سال بعد می‌شود و در واقع زمان حال در این رمان، آینده است. البته فعلاً نمی‌توانم توضیح بیشتری درباره آن بدهم، چون ممکن است داستان به طور کلی لو برود. 
خالق «شاه بی‌شین» درباره شباهت طرح داستان جدیدش به رمان «1984» اورول، توضیح داد: گمان نمی‌کنم کار من شباهت زیادی با این رمان داشته باشد، اورول در واقع یک مارکسیست چپ‌گرا بود. 
نویسنده برگزیده سیزدهمین جایزه قلم زرین، درباه بازخورد رمان «آه باشین» گفت:‌ معتقدم باید از انتشار یک رمان، دست‌کم یکسال بگذرد و بعد درباره بازخورد آن صحبت کنیم. به هرحال فکر می‌کنیم «آه با شین» هنوز آن‌طور که انتظارش را داشتم دیده نشده است. 
محمدکاظم مزینانی متولد 1342 در دامغان است که اجداد پدری و مادری او اصالتاً مزینانی می باشند. از این نویسنده که پیشتر به عنوان داستان‌نویس و شاعر کودک و نوجوان شناخته می‌شد، تا کنون دو رمان «شاه بی‌شین» و «آه با شین» در حوزه بزرگسال منتشر شده است.
  • علی مزینانی
۲۶
تیر
۹۳

طیبه مزینانی نویسنده جوان مزینانی است که تاکنون 25کتاب در باره شهدای دفاع مقدس منتشر نموده و ده ها کتاب دیگر را در انتظار چاپ دارد.
وی دختر عباس مزینانی است که ما مزینانی ها این خانواده را به نام علیشاه می شناسیم و از عموی هنرمند این نویسنده جوان اکبرعلیشاه نیز بارها در شاهدان کویرمزینان اشعار زیبایی را منتشر نموده ایم و این بار به بهانه مصاحبه خبرنگار روزنامه خراسان با خانم طیبه مزینانی  که امروز 26تیرماه در این روزنامه منعکس شده است پای سخنان او می نشینیم تا با آثار و چگونگی نویسنده شدن هنرمند جوان مزینانی آشنا شویم.

 آنان که با آثار مکتوب دفاع مقدس آشنایی دارند و اهل مطالعه این قبیل آثار هستند به طور قطع تاکنون نام «طیبه مزینانی» را شنیده اند یا روی جلد برخی از این کتاب ها دیده اند و احتمالا نوشته ها و روایت های مملو از احساس او را خوانده اند. برخی خاطرات شهدا با روایت این نویسنده جوان گویی خواندنی تر و شنیدنی تر است. از نوشته هایش این طور بر می آید که او فقط «نمی نویسد» بلکه با سوژه هایش روزگار می گذراند و در ذهن و ضمیرش آن قدر با آن هاگپ و گفت می کند تا آنچه می نویسد از «دل»اش برآید. از طیبه مزینانی که از سال 1385 به طور جدی به عرصه نویسندگی دفاع مقدس وارد شده، تاکنون حدود20جلد کتاب در حوزه های دفاع مقدس با رویکرد خاطرات و معرفی شخصیت جهادی و اخلاقی شهدا منتشر شده که تعدادی نیز در نوبت چاپ قرار دارد. «بوی نم خاک»، «حکایت باران»، «کنعان »،«پسرم یوسف( پسر آقای سناتور)»،«حاجت روا» ، «گلویت را می بوسم» ،«بی قرار(وزیر خارجی)» ، «بی طرف» ،«حوراء» و... از جمله آثار قلمی این نویسنده 33ساله است. با او همکلام می شویم تا ضمن آشنایی بیشتر ، حرف هایش را بشنویم. اگرچه او از برخی بی مهری ها گلایه مند است اما نوشتن برای شهدا را خواست و لطف پروردگار می داند که جلوه ای نیز نصیبش شده است. شرح این همکلامی اینک پیش روی شماست...

* از چه زمانی به شکل حرفه ای قلم به دست گرفتید؟ اولین اثرتان چه سالی و با چه موضوعی منتشر شد؟

نمی دانم! از دوازده سالگی بسیار می خواندم و می نوشتم. اعتماد به نفسم پایین بود و شرم می کردم بگویم به جای درس خواندن، می نویسم! ده سال برای خودم رُمان نوشتم. برخلاف من، مادرم اعتماد به نفس بالایی داشت و اهل پیگیری بود. خبردار شد می نویسم. با اصرار زیاد من را فرستاد نزد دکتر محمود اکرامی فر. ایشان یکی از کتاب هایم را خواندند. بعد هم با اشتیاق گفتند: خیلی نرم و روان می نویسی، اما توی این بازار سیاه کتاب، کاری از پیش نمی بری، داستان کوتاه بنویس، بده روزنامه ها چاپ کنند هم مردم و هم اهل فن بدانند یک نویسنده ای، بعد رمان هایت را بفرست بازار. تمام راه تا خانه، گریه کردم و با خودم گفتم: این آقای دکتر هم مثل بقیۀ آدم های معروف، فقط می خواهد سنگ بیندازد جلوی پای آدم! اصلاً رمان  کجا و داستان کوتاه کجا؟! کتاب کجا و روزنامه کجا؟! همان روز رمان هایم را با دلم ریختم توی یک کیسه و گذاشتم توی انباری و قسم خوردم دیگر نه به دلم سر بزنم و نه به قلمم! همان روزها یک دوره، کلاس داستان نویسی در حرم مطهر برگزار شد. به اصرار مادرم شرکت کردم. آن جا بود که فهمیدم هم رمان هم دیگر سبک های ادبی جای خودش را دارد. دو ماه نگذشته بود، استاد به خیالش معجزه کرده و یک پدیده و نویسنده خوب، خلق کرده ! جریان به گوش مادرم رسید. همان کیسه را بُرد، گذاشت جلوی استاد و گفت: دخترم، مادرزاد نویسندۀ حرفه ای بوده. اصلاً توی خانوادۀ ما، شاعری و نویسندگی ذاتی و موروثی است.

** خانم مزینانی با توجه به این مقدمه که اشاره کردید علاقه مندم بدانم از چه زمانی و چگونه به عرصه نویسندگی دفاع مقدس روی آوردید؟

در حقیقت من نخواستم، خدا خواست و من نه پایم، که دلم و قلمم به این راه کشیده شد. بزرگی بود که به قصد منافع مالی و شاید هم معنوی خودش، من را فرستاد بنیاد شهید تا پرونده ای از آن ها بگیرم. آن جا با خانم ها فاطمه جهانگشته و زهرا فرخی؛ نویسنده های خوب مشهدی آشنا شدم، گفتند: برای خودت بنویس نه به اسم دیگران. گفتم: من کجا و شهدایی که همه شان عین ملائکه ها دو تا بال دارند کجا؟! مجابم کردند. برای اولین بار با شرم از مزاحمت و ترس از مهارت نداشتن در مصاحبه، رفتم خدمت خانوادۀ جانباز سیدمحمد مظفری. داستانشان را نوشتم. خانم صداقت که واقعاً برازندۀ نام خانوادگی شان هستند و به گردن بنده حق دارند، مسئول صفحۀ عشقستان روزنامه قدس، خیلی زود آن را چاپ کرد. همان داستان، بعدها تحت عنوان" اولین دیدار" به صورت کتاب چاپ شد. تازه فهمیدم می توانم برای همان شهدایی که تا چند روز قبل فکر می کردم از مادر معصوم و مقدس زاده شده اند، بنویسم. گفتم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. اول رفتم سراغ 58 شهید زادگاه اجدادی ام؛ مزینان. یک سال طول کشید تا دو کتاب «بوی نم خاک» و «تا آسمان راهی نیست» را از خاطرات همان شهدا نوشتم. برای چاپ تأیید شد. هفت سال تمام پیگیری کردم و آنقدر به دلیل سهل انگاری برخی آقایان در ادارات ماند که حداقل پانزده کتاب که بعدها نوشته بودم، روانۀ بازار شد. آخرش هم آن دو کتاب تلفیق و با کلی حذفیات عکس و ... تحت عنوان «بوی نم خاک» منتشر شد. خلاصه اینکه به قول دکتر اکرامی فر؛ یا علی گفتیم و عشق آغاز شد!

** تعداد کتابهایتان در موضوع دفاع مقدس چند اثر است؟

گمانم حدود 25 عنوان که هم این ها و هم دیگر آثارم را مدیون حمایت های برادرانه و نظرات بسیار کارشناسانه استاد گرامی ام سیدعلیرضا مهرداد هستم که خودشان بهتر می دانند همواره قدردان زحماتشان بوده ام.

**خانم مزینانی شما سبک نوشتاری خاصی را دنبال می کنید و سعی کرده اید اغلب با شیوه «نرم نویسی» خاطرات شهدا و بازماندگان شان را روایت کنید. اکنون پرسشم این است که اساساً با استفاده از این روش چه تأثیری توانسته اید بر جامعه مخاطبان تان داشته باشید؟

ممنونم از این سوال ریزبینانه تان، چرا که بیشتر اوقات دیگران تصور می کنند این نوع سبک نگارش، نشانۀ ضعف قلم مولف است و نمی دانند در واقع سبکی است که گاهی، بسیار سخت تر از دیگر شیوه های نگارش است. خیلی وقت ها می رفتم مصاحبه، با مادران شهدایی حرف می زدم که نه سواد خواندن داشتند نه سواد نوشتن، با دل شان حرف می زدند، خیلی ساده و صمیمی و صادقانه. هیچ وقت تلاش نمی کنند کلماتشان را اسیر چارچوب های خشک ادبی کنند. در ارتباطات زیادم با مردم به این نتیجه رسیدم، راست است که می گویند؛ هر آن چه از دل برآید، بر دل نشیند. آن وقت بود که تصمیم گرفتم با دلم بنویسم، خیلی ساده. معتقدم یک اثر که برای عموم نوشته می شود، وقتی خوب است که برای مخاطب بدون توجه به سن و سواد، قابل فهم باشد. با این تفکر هر داستانی می نویسم برای چند نفر می خوانم که یکی شان کودک است! یکی  شان کم سواد و دیگری هم دارای تحصیلات عالی، اگر برای همه شان قابل فهم و به دور از توهین به فهمشان بود، کار را می دهم برای کارشناسی.

** با توجه به سابقه چندین ساله تان در این عرصه ، ارزیابی تان از گرایش مردم به آثار دفاع مقدس چیست ، آیا آثار دفاع مقدس در میان عموم مردم مورد توجه قرار می گیرد؟

بارها و بارها اعلام شده، متأسفانه سرانۀ کتابخوانی در کشورمان بسیار کم است و گمانم سرانۀ مطالعۀ آثار دفاع مقدس کمتر! را باید از کارشناسان بپرسید، اما گمانم یک دلیل مهم آن، خوب ننوشتن نویسنده ها بوده است که اغلب اوقات شهدا را، انسان های کاملاً مقدس و دست نیافتنی به تصویر می کشند، حال آنکه وقتی در زندگی شان جست و جو می کنیم، می بینیم آدم هایی بوده اند مثل ما، کم خطا و پُرخطا، اما به تقدسی رسیدند که لایق همجواری باری تعالی شدند.

** خانم مزینانی علاقه مندم خاطره ای از کارها و دیدارهایی که با خانواده شهدا داشته اید و همواره در ذهنتان به یادگار مانده را برایم بازگو کنید.

چند سال قبل خیلی اتفاقی پرونده های قطور ۲شهید که با هم برادر بودند به دستم رسید. شروع کردم به خواندن و اشک ریختن. خواندنم چندین روز متوالی طول کشید. به خود که آمدم یک کتاب نوشته بودم. وقتی خواندمش، خوشم آمد. با دلم نوشته بودم. به نظرم آمد که شاید برای چاپ بد نباشد. کارشناس ها نظرم را تأیید کردند. مصر بودم متن را به خانوادۀ شهیدان نشان بدهند و در صورت موافقت آن ها برای چاپ برود اما سهل انگاری شده بود و بدون اینکه بدانم کار برای چاپ رفته بود. تهران بودم. ساعت ده ـ یازده شب یک خانم با من تماس گرفت. خواهر دو شهید بود. پشت تلفن تا توانست گله کرد. می گفت: حق نداشتید به خاطر عواید خودتان برای برادرانم بنویسید. حق نداشتید از نام برادران من برای مطرح کردن خودتان استفاده کنید! حق داشت این حرف ها را بزند. برخی این کار را کرده اند. اما من هم حق داشتم. آن کتاب را به خواست خودم ننوشته بودم. تا صبح نخوابیدم و گریه کردم و تا دلتان بخواهد به خدا و آن دو شهید نق زدم که این بود، دستگیری تان؟! ساعت هفت صبح نشده، دوباره گوشی ام زنگ خورد. باز هم خواهرشان بود. لحنش عوض و مهربان شده بود. خیلی زیاد. می گفت: فکر می کردم شما هم مثل آن های دیگر، برادرهایم را بد معرفی کرده اید تا اسم و رسم خودتان را ثبت کنید. دیشب کتاب را به من رساندند تا سه صبح خواندم و گریه کردم! تا الآن منتظر ماندم صبح شود، بیدار شوید و به شما زنگ بزنم و بگویم: شرمنده ام خیلی زود قضاوت کردم. راستی شما چطور مادرم را ندیده اید و این قدر خوب از زبانش حرف زده اید؟ زن ها زود گریه می کنند، من زودتر. هم او گریه می کرد، هم من. گفتم: وقتی خاطرات بی بی و دیگران را می خواندم، احساس کردم همان تشتی که با شهادت پسرهایش گذاشته بودند روی دل بی بی، روی دل من هم گذاشته اند، این بود که یک باره دیدم دارم می نویسم.

** از 25 کتابتان کدام یک را بیشتر از آثار دیگرتان دوست دارید؟

کلیشه ای است اگر بگویم آدم نمی تواند بین فرزندانش یکی را بیشتر دوست داشته باشد، اما حقیقت همین است. فقط می دانم اگرچه برای هرکدام در زمان تالیفشان، بیشترین تلاش را کرده ام، اما اینک که آن ها را می خوانم با خودم می گویم کاش بهتر می نوشتم! نوشتنم را مدیون چند نفر هستم که شاید خودشان هم ندانند و اگر خداوند اجری برای نوشته هایم در نظر گرفته باشد در ثوابش محق تر از خودم هستند: اولین نفر، استاد گرامی ام دکترمحمود اکرامی فر است که سال ها قبل من را با پیشنهادش به گریه انداخت! دومین نفر، استادم جناب آقای حسین نصرا...  زنجانی که تا وقتی مشهد بود، هر هفته زنگ می زد و می خواست به جلسات نقد کتاب های دفاع مقدس بروم، بدون این که اهمیتی بدهد، یک جمله برای شهدا می نویسم یا نه!

سومین نفر هم استادم جناب سرهنگ علی رستمی که اهمیتی به نوپا بودنم نداد و تألیف رمان شهدای انصارالامام همدان را به من سپرد و بنده را به وادی نویسندگان دفاع مقدس کشاند.

  • علی مزینانی
۰۷
تیر
۹۳

شهید سبیلیان

نویسنده زندگینامه شهید سبیلیان:

حامیان خلق اثر "دعا کردم برنگردی؟" همرزمان شهید سبیلیان بودند

شاهدان کویرمزینان به نقل از خبرگزاری تسنیم: نویسنده کتاب دعا کردم برنگردی در باره انگیزه خود از نگارش این کتاب گفت: حامیان خلق این اثر همرزمان شهید سبیلیان بودند.

طیبه مزینانی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در مشهد مقدس اظهار کرد: در سوم اسفند ماه سال 1360 در تهران متولد شدم، تاکنون حدود پنجاه عنوان کتاب را در زمینۀ ادبیات دفاع مقدس و ادبیات مذهبی داشتم که بسیاری از آنها به چاپ رسیده و بسیاری دیگر نیز با وجود تأییدیه کارشناسان، در نهادها منتظر بودجه بوده و در صف چاپ هستند.

وی درباره عنوان اثر ارائه شده‌اش هم افزود: سال گذشته گروهی از همرزمان سردار شهید سید محمود سبیلیان با من تماس گرفتند و گفتند تا به حال چندین کتاب از زبان همرزمان این شهید نگاشته شده و در دسترس مردم قرار گرفته است، حال به این مسئله علاقمند شده‌ایم که سید محمود را از نگاه همسرش بشناسیم، اما خانم بتول نصرتی اهل حرف زدن از خودشان نیستند و من توانستم که با وی هم کلام شوم.

مزینانی درباره هدف خود از تولید این اثر گفت: معتقدم که بسیاری از افراد به دنبال جستجوی رفتار، کردار و اعمال نیک هستند و خیلی از انسان‌ها را با این خصلت دیده‌ام و گفتم که می‌روم تا سید محمود را توی این کتاب‌ها بهتر بشناسم.

وی تصریح کرد: پیگیری و هم صحبتی من سبب شد همسر ایشان هم سر ذوق بیایند و برای تألیف این کتاب ساعت‌های زیادی بنشنیم و با هم حرف بزنیم و پس از ماه‌ها نتیجۀ همین صحبت‌ها کتابِ دعا کردم برنگردی شد.

نویسنده کتاب «دعا کردم برنگردی» اظهار کرد: حامیان خلق این اثر همرزمان شهید در یادواره سردار شهید سبیلیان بودند و به دلیل کسری بودجه، چاپ آن را به بنیاد شهید و امور ایثارگران خراسان رضوی سپردند.

مزینانی در رابطه با نقش شهید در زندگی‌اش هم خاطرنشان کرد: هر چه فکر می‌کنم پاسخی مناسب به ذهنم نمی‌رسد و هر چه که بگویم، حق مطلب ادا نمی‌شود و فقط می‌دانم که در خیلی جاها شهدا دستم را گرفته‌اند و امیدم این است روز قیامت نیز شافعم باشند.

وی درباره افتخارات به دست آمده اش هم گفت: راستش را بخواهید یادم نمی آید در جشنواره‌ای شرکت کرده باشم که بخواهم جایزه و افتخاری به دست آورده باشم، گرچه شاید پاسخم کلیشه‌ای باشد اما واقعیت این است که تنها افتخارم بعد از این همه سال کار بر روی خاطرات شهدا بوده و هنوز هم دوست دارم درباره آنها بخوانم و بدانم و بنویسم.

مزینانی تصریح کرد: آرزویم این است لایق باشم اثری فاخر از تاریخ گمنام شهیدان مبارز و مجاهد عراق و ایران بنویسم.

وی به مشکلات خود و عدم حمایت مسئولان اشاره کرد و افزود: نخستین مشکلی که به ذهنم رسید این بود که چه فایده دارد بگویم در حالی که تاکنون نه چشم بینایی و نه گوش شنوایی دیده‌ام و نه وعده‌ای که به اجرا درآمده باشد؟! حال آنکه در این سالها یکی از مهمترین دلایل مصاحبه نکردنم با رسانه‌ها همین موضوع بوده است.

مزینانی درباره خواسته‌اش از مسئولان هم گفت: زمان انتخابات ریاست جمهوری، بنده نامه‌های الکترونیکی را به سایت‌های کاندیداهای محترم ارسال کردم که نه آن زمان و نه پس از آن هیچ پاسخی دریافت نکردم و هنوز هم تحرک خاصی در ادارات ندیدم که بدانم حرف من و امثال من به گوش آنها رسیده است.

  • علی مزینانی
۰۷
تیر
۹۳

ÃæÑÇÏ ÇáÊÍÕíä

ماه رمضان  آمد زیباترین ماهی که موجب جلای روح و صمیمت بیشتر باخدا و بنده ی خدا می گردد دقت کرده اید چقدر در این ماه خوب خدا مهربانی ها زیادتر می شود؟ آیا تا به حال اظهار نظر مقامات قضایی و پلیسی را خوانده اید که می گویند جرم و جنایت در این ماه کمتر شده؟ و حتی آنان که نمی توانند روزه باشند سعی می کنند احترام روزه دار را حفظ نمایند و حداقل در مقابلش چیزی نخورند تا مبادا اندام او تحریک شود و به عذاب گرسنگی و تشنگی گرفتار شود! دیده اید در این ماه کسانی که به هردلیلی نتوانسته اند نمازشان را به موقع بخوانند می کوشند تا قضای آن را بجا آورند و بیشتر عبادت کنند؟

دقت کرده اید چرا در بسیاری از شبهای رمضان حتی کسانی که ما فکر نمی کنیم مسجدی و هیئتی باشند یه جورایی خودشان را به این اماکن می رسانند تا با برادران و خواهران مومنشان هم نوا شوند !

دقت کرده اید که چون مراسم دعا و نیایش در مساجد تمام می شود افرادی که بیرون می آیند سبکی خاصی در خود احساس می کنند! 

به هرحال فرا رسیدن ماه رمضان را به شما بندگان خوب خداوند و مخاطبان همیشه همراه شاهدان کویرمزینان تبریک می گوییم و برایتان مطلبی از یک مزینانی اهل قلم تقدیم می نماییم تا با برکات دعا بیشتر آشنا شوید البته اول به خودمان می گوییم چون شما به یقین داناتر از ماهستید.

دعا در آینه وحی الهی

نویسنده: عاطفه مزینانی

چکیده:

رساله‌ای که این حقیر توفیق جمع‌آوری آن را به دست آوردم شامل شش فصل زیر می‌باشد:

فصل اول: حکمت دعا

فصل دوم: مقدمات و آداب قبل از نیایش

فصل سوم: آداب و مقارنات حال نیایش

فصل چهارم: فواید و آثار دعا

فصل پنجم: در باب استجابت دعا

فصل ششم: دعاهای قرآن.

و سعی شده مطالبی با استناد به آیات قرآن ذکر شود. جا دارد در اینجا ابتدا حمد خدای تعالی گویم که مرا یاری کرد و توفیق این گام مثبت را به من ارزانی داشت و پس از آن از عزیزان ذیل تشکر نمایم که در این زمینه مرا یاری نمودند:

ـ سرکار خانم دکتر خزعلی، استاد محترم تاریخ .

ـ سرکار خانم دکتر کلهروری، استاد محترم معارف.

ـ کادر محترم کتابخانه مرکزی دانشگاه الزهرا (س) .

ـ کادر محترم کتابخانه دانشکده الهیات دانشگاه الزهرا (س).

ـ کادر محترم کتابخانه خوابگاه دانشگاه الزهرا (س).

به امید موفقیت روزافزون این عزیزان و تمامی دلسوزان این عرصه.

پیشگفتار:

قرآن کتاب زندگی ماست و هر آنچه که برای تکامل روح و سازندگی شخصیت انسان لازم است در آن آمده است. یکی از نیازهای فطری بشر، راز و نیاز با خداوند است. او می‌خواهد خوشبخت زندگی کند و در آخرت نیز سعادتمند شود. بدین منظور و برای رسیدن به این مقصود همواره درصدد داشتن رابطه و انس با خداوند است تا به هنگام بروز شداید و مشکلات به او رجوع نماید. برای این منظور لفظ و بیان‌خاص و الفاظ و متن مخصوصی لازم نیست. هر قوم و ملتی با زبان خود و به مقدار فهم خویش خدا را می‌خواند.

اما متن دعاها و مناجات‌هایی که از زبان اهل معرفت و انسانهای الهی و وارسته برخاسته است، دارای ظرافتهای معنایی و لفظی گسترده ای است به گونه‌ای که در کلام و دعای دیگران یافت نمی‌شود و این خود رمز جاودانگی و قابل سرمشق بودن دعاهاست.

یکی از بخشها کتب احادیث ما، دعاها و مناجات‌هایی است که بر زبان اولیی الهی جاری شده است که با آن کلمات همواره خدا را می‌خوانده‌اند و یا به پیروانشان تعلیم داده اند. لیکن دعاهایی در قرآن کریم آمده است که از زبان فرشتگان و پیامبران و بندگان صالح صادر شده و یا تعلیم خداوند به بندگانش است که به آنها به طور مستقل پرداخته. اینک این بنده حقیر نیز مجال و توفیقی یافته‌ام که یک چشمه از این دریای وسیع را گرد آوری کرده و به محضر حق تقدیم نمایم. به امید اینکه این پژوهش راهگشای من و دیگران باشد، دفتر را باز می‌کنم.

تهران / اردیبهشت 82

..... و سپاس و ستایش پروردگاری راست که اگر معرفت ثنایش و آیین سپاسگزاریش را از بندگانش دریغ کرده بود و به آنان، رسم سپس و ستایش نمی‌آموخت تا در برابر انبوه نعمت‌های وزین و ارجمندش و نیکی‌ها و دهش‌های پی‌درپی‌اش او را بستاید، در نعمت‌هایش تصرف می کردند و از ثنای او لب فرومی‌بستند و در روزی‌هایش دست می‌بردند و او را پاس نمی‌داشتند و اگر چنین می‌بودند، از قلمرو انسانیت بیرون رفته به مرز حیوانیت می‌رسیدند؛ بلکه در مرتبه‌ای فروتر از آن گام می‌نهادند و چنان می‌بودند که در کتاب حکمت آموزش (قرآن) به توصیف آنان پرداخته است:

«ناسپاسان جز مانند چارپایان نیستند، بلکه گمراه ترند.» سوره فرقان / 44

  • علی مزینانی
۰۲
تیر
۹۳

فهرست رمان‌های راه‌یافته به مرحله نهایی جایزه ادبی قلم زرین اعلام شد.
  

به گزارش شاهدان کویربه نقل از خبرنگار مهر، علی اکبر والایی دبیر دهمین جایزه ادبی قلم زرین فهرست آثار راه یافته به بخش پایانی داوری رمان این جشنواره ادبی را اعلام کرد.

بر اساس اعلام والایی هیئت داوران این بخش رمان‌های «لحظه‌ها جا می‌مانند» نوشته یوسف قوجق، «چشمی که بست، چشمی که گشود» نوشته مریم مقانی، «گرگ سالی» تالیف مرحوم امیر‌حسین فردی و «آه با شین» نوشته محمدکاظم مزینانی را راه یافته به مرحله نهایی داوری‌های این جشنواره ادبی اعلام کرده‌اند.

والایی همچنین تاکید کرد: فهرست آثار راه یافته بخش نقد ادبی این دوره از جایزه قلم زرین نیز هفته آینده اعلام می‌شود.

مراسم پایانی این دوره از جایزه ادبی قلم زرین روز 14 تیرماه در حوزه هنری برگزار می‌شود.

  • علی مزینانی
۲۰
فروردين
۹۳
تصویر کتاب
کتاب «دریاچه‌های اسرارآمیز» نوشته آنیتا گانری با تصویرگری مایک فیلیپس و ترجمه محمود مزینانی توسط انتشارات پیدایش برای نوجوانان منتشر شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «دریاچه‌های اسرارآمیز» در 6 بخش مطالب جالب و آموزنده‌ای درباره مکان‌های مختلف جغرافیایی موجود در سراسر جهان را همراه با داستان در اختیار نوجوانان قرار می‌دهد.

در بخشی از «زندگی در دریاچه‌های اسرارآمیز» می‌خوانیم: «ماهی‌های سمی کشنده تنها خطر وحشتناکی نیستند که در دریاچه‌های اسرارآمیز پرسه می‌زنند. برای مردم قوم «نیوس» در کامرون، یک شب، زندگی در کنار دریاچه به کابوسی زهره‌آب‌کن تبدیل شد. از آن شب وحشت‌انگیز تابستانی تاکنون، باز هم گازهای کشنده بیشتری در اعماق این دریاچه شکل گرفته‌‌‌‌‌اند و آن را به صورت یک بمب ساعتی ترسناک درآورده‌اند. دانشمندان تمام‌مدت در تلاش بوده‌اند تا راهی برای جلوگیری از نشتی دوباره دریاچه و کشت و کشتار مردم پیدا کنند. اما با چه کلکی می‌توان جلوی این نشتی گاز را گرفت؟...»
 
نوجوانان با مطالعه این کتاب با «چرخه‌های حیات دریاچه‌ها»، «فلامینگوهای سرسخت»، «پرندگان آبی بلیک»، «دریاچه‌های مرگ‌بار»، «مردان پوست‌دوست»، «تب هیولابینی» و «ماهیان سمی کشنده» آشنا می‌شوند. 

از آنیتا گانری، نویسنده کودک و نوجوان، تابه‌حال آثار بسیاری  منتشر شده که برخی از آن‌ها به زبان فارسی ترجمه شده است. از آن‌جمله می‌توان به «چراهای شگفت‌انگیز: سیاره زمین»، «جزیره‌های دورافتاده»، «چراهای شگفت‌انگیز: دریاها و اقیانوس‌ها»، «می‌دانی چرا آب دریا شور است؟»، «اقیانوس‌های هراس‌آور»، «چراهای شگفت‌انگیز: جانوران»، «دایره‌المعارف جهان از آغاز تا امروز برای کودکان» و «می‌دانی چرا دلم غار و غور می‌کند؟» اشاره کرد.

انتشارات پیدایش کتاب «دریاچه‌های اسرارآمیز» را در قالب 136 صفحه با شمارگان دوهزار نسخه در قطع رقعی منتشر کرده است. علاقه‌مندان می‌توانند این کتاب را با بهای 70 هزار ریال خریداری کنند.

  • علی مزینانی
۱۷
فروردين
۹۳
رمان «آه با شین» محمد کاظم مزینانی پس از سه سال از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شد.

به گزارش شاهدان کویرمزینان به نقل از خبرنگار مهر، تازه‌ترین رمان محمد کاظم مزینانی با عنوان «آه با شین» سه سال پس از تالیف و دو سال پس از برگزیده شدن در جشنواره سراسری داستان انقلاب سرانجام از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد.

«آه با شین» دومین مجلد از سه‌گانه مزینانی درباره انقلاب اسلامی است که به گفته نویسنده برای تالیف آن بیش از دو نیم سال زمان صرف شده است.

آه با شین دومین مجلد از سه گانه مزینانی در مورد انقلاب اسلامی است که بر خلاف نام آن، هیچ ارتباط محتوایی با رمان قبلی وی با عنوان «شاه‌بی‌شین» ندارد.

وی در این رمان به روایت‌ فعالیت یک مبارز انقلابی چپ با فضای فکری کمونیستی می‌پردازد که از دهه ۲۰ شمسی و از بدو تولد او آغاز شده و تا سال ۹۰ ادامه دارد  و در خلال آن به نوعی به تناقضات و تفاوت‌های نسلی بین شخصیت اصلی و فرزند او اشاره می‌شود.

این رمان در ۶ فصل تدوین شده که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: آن‌هایی، سال سِن، باغ‌های بی‌سیرت، کلت و کتلت، از افلاک تا کراک و این‌هایی‌ها.

رمان «آه با شین» قرار بود پیش از این و در زمستان گذشته در مراسمی از سوی انتشارات سوره مهر رونمایی شود که این مساله به تعویق افتاد و در نهایت نیز ناشر کتاب را روانه بازار کرد.

  • علی مزینانی
۰۱
دی
۹۱


چندی است که مغرضان ودشمنان اهلبیت(ع) با شبهه آفرینی و تشکیک در باورهای شیعه سعی نمود ه اند تا با مشغول کردن ذهن جوانان به آنچه که آنها از طفولیت آموخته اند اسلام را دین خرافه گری وخرافه پرستی  معرفی نمایند و در این میان با حمله به بسیاری از باورهای دینی ومذهبی در کتب ، سایت و ساختن پیا مک و ارسال آن به میلیونها انسان که با کمترین هزینه اتفاق می افتد و دستگاههای اجرایی وامنیتی در سکوتی مرگبار فرو رفته اند و گویی بنا ندارند تا با این شیوه مقابله نمایند و باز جای بسی تاسف است که در تمامی محافل صحبت از جنگ نرم است اما چگونگی مقابله با آن در پرده ای از ابهام است

به راحتی ؛ شریعتی وبعد از آن جنتی ، ودیگر شخصیتهای دولتی ودینی واکنون شهدا ،رزمندگان و با گستاخی  عزاداری سرور و سالار شهیدان در پیامکها به سخره گرقته می شوند وما نیز خوذمان با دست خودمان آن را برای اقوام ودوستان می فرستیم ومجانی  نقشه ی دشمن عملی می شود و میلیون میلون آدم در سرتاسر دنیا آن را دریافت می کنند . آن وقت سیستم پلیسی افتاده دنبال جمع کردن دیش ماهواره و ارسال پارازیت بر روی جسم هزاران انسان بی گناه!

نمی دانم چرا ما نمی توانیم مقابله به مثل کنیم و از همین شیوه برعلیه خودشان استفاده نمی کنیم ؟! چرا با آنکه میلیاردها تومان خرج مسائل فرهنگی می شود؛ با کارهای سطحی گاهی در حد انتشار یک صفحه ی بی محتوا و بدشکل که هر کس آن را می بیند فکر می کندکاغذ تبلیغاتی رستواران وآرایشگاه و... است ، بسنده می کنیم و به خیال خودمان دیگر تکلیف ادا شده و بعد هم بیلان کار می گردد و به بالا دستی گزارش می دهیم تا تشویقی هم دریافت نماییم!!

چرا متولیان فرهنگی ما نمی خواهند با ایجاد شبکه های مختلف وبا عناوین مذهبی در ماهواره حضور داشته باشند! چرا تلاش می شود که فقط جلوی پخش کانالها را بگیرند آن هم  با این همه فناوری که در اختیار جوانان قرار گرفته که با شکستن فیلتر به سایتها و شبکه ها دسترسی پیدا می کنند! چرا نمی خواهید باور کنید که که الآن درعصر علم و فناوری وتکنولوِی وماشین هستیم !  شما بیایید آنقدر جاذبه بیافرینید تا فرزندان ما رغبت نکنند به سمت داشته های آنها بروند. بیایید اینترنت و ماهواره وتلویزیون را با هنیرمندی و با تربیت واستفاده از هنرمندان واندیشمندان متعهد دراختیار بگیرید . نه آنکه با کبکبه ودبدبه به خانه های مردم حمله کنید و یک حلب را از پشت بام بردارید وببرید آقا یکی آمار بدهد تا به حال چندتا دیش وریسور جمع کردید الآن چند هزار دیش بر روی پشت با مهاست؟!

اما همه ی این دلنوشته را گفتم و دق دلم را برسر متولیان فرهنگی خالی کردم تا بگویم هرچند دشمن به خیال خام خود سعی می کند تا جوانان ما را از شناخت حسین (ع) و آل رسول الله (ص) دور نماید اما هستند جوانانی ودلسوزانی که با قلم شیوایشان این نقشه ی شوم آنان را نقش بر آب سازند . نمی دانم شنیده اید که وهابیت ، قبل از محرم  به بهانه ی اینکه امام حسین (ع) دختری به نام حضرت رقیه (س) نداشته است چه هجمه هایی وارد کرد و بی شرمانه تلاش کردند تا حرم نورانی این سه ساله ی امام حسین (ع) را منفجر نمایند اما به مدد وجود عالمان و مراجع همیشه بیدار تشیع این ترفند آنها نیز خنثی شد و دراین میان فرزندان مزینانی نیز در فضای مجازی همچون وبلاگ اسلام دین حق واکنون افلاکیان  با قلم توانایشان  سعی می نمایند تا مکتب تشیع وامام شناسی را ترویج نمایند.

مزینانی درهر کجا که باشد قلمش را بر زمین نمی گذار د . دانایی و علم و اندیشه اینها کلماتی است که با نام مزینان پیوند خورده ومزینانیان را به فهم ودانستن می شناسندو شاهدان کویر مزینان نیز مفتخر است تا با انتشار و معرفی آثار همراهانش ؛ مزینان ومزینانی را همچنان که دردنیا شناخته شده است به نیکی معرفی نماید و با همین نگاه مطلب زیر را که به قلم  توانای علی رضا تاج مزینانی نگاشته شده است و در وبلاگ شخصی وی با نام افلاکیان 0098 در باره شناخت بیشتر حضرت رقیه خاتون (س) منتشر شده است در ایام سالروز شهادت جانگداز آن حضرت تقدیم نماید.



                                                    

نام اصلی حضرت رقیه چه بود؟  

                                                             نویسنده : علی رضا تاج مزینانی

بر اساس نظر مشهور علما، امام حسین علیه‌السلام صاحب سه فرزند دختر به نام‌های سکینه، فاطمه و زینب بوده‌اند.

 *سکینه

  مادر ایشان رباب بنت امرئی القیس است سن ایشان در کربلا سیزده سال بوده، نام اصلی ایشان آمنه یا ُأُمَیْمَه بوده و مادرش او را سکینه لقب داده و بعدها به عقد مصعب بن زبیر در آمد و از او دختری متولد شد و نام مادرش رباب را بر او گذاشت.

*فاطمه

 در کربلا سی ساله(1) بوده، فاطمه و سکینه هردو در سال یکصد و هفده هجری قمری در مدینه وفات کردند و در بقیع به خاک سپرده شدند. مادر فاطمه بنت‌الحسین ،أم‌اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله بن عثمان تیمی است و شوهر فاطمه، حسن مثنّی فرزند امام حسن علیه السلام است که مجروح شد و میان کشتگان افتاد، وقتی آمدند سر کشتگان را از بدن جدا کنند و شهدا را غارت کنند، دیدند نفس می‎کشد او را به میان فامیل مادری اش بردند و فامیل او را نزد عبیدالله لعین شفاعت کردند، او هم پذیرفت؛ لذا حسن مثنی را فامیل مادری او در کوفه معالجه کردند و بهبود یافت و پس از آن خداوند از فاطمه سه فرزند به او داد.

*زینب

یکی دیگراز دختران امام حسین علیه السلام، زینب نام دارد که در سال  57 هجری قمری در مدینه به دنیا آمد و در کربلا چهارساله بود و در خرابه شام در کنار  سر بریده پدر وفات نمود، همانجا به خاک سپرده شد و خرابه شام امروزه به صحن و سرای ایشان تبدیل شده، این طفل 4 ساله مشهور به رقیّه است. مادر ایشان أم‌اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله بن عثمان تیمی است، بنابراین با فاطمه، دیگر دختر سید الشهدا علیه السلام از یک مادر بوده‎اند. أم‌اسحاق همسر امام حسن مجتبی علیه السلام بوده و پس از وفات آن حضرت به عقد امام حسین علیه السلام درآمده که حاصل آن دو دختر به‌ نامهای فاطمه و زینب (رقیه) بوده است.

رقیّه در لسان عرب حجاز، به معنی دختر کوچک و برگرفته از رقیق ونازک است؛ زیرا طفل نازک و رقیق است؛ سیف بن عمیره از اصحاب امام جعفر صادق علیه السلام قصیده ای  در رثای سید الشهدا علیه السلام و مصائب دختران امام حسین علیه السلام سروده  و در این قصیده دو بار از رقیّه  علیها السلام نام  برده است ؛ یک بار در این مصرع :

و رقیّه رقّ الحسود لضعفها

(رقیه ای که دشمن بر ضعف و کودکی او رقت نمود) و منظور از کلمه ضعف یعنی ناتوانی کودک است و در بیت دیگر گفته:

و لاُمّ کلثوم یجد جدیدها

لثم عقیب دموعها لم یکرر

لم انسها وسکینة و رقیّة

یبکینه بتحسّر و تزفّر (2)

ضمیر لم انسها به ام کلثوم بر می گردد که در بیت قبلی ذکر شده و در لغت گفته اند: واژه «رقه» درباره جسمی به کار میرود که نرم و لطیف است، میگویند: ثوبٌ رقیق( لباس نرم ولطیف )؛ نقطه مقابل آن ثوبٌ صفیق( لباس خشن وزمخت )است.

همچنین شاعر عرب گفته : لم تلق فی عظمها وهنا ولا رققا؟ (نمی بینی در استخوان او سستی ونازکی وجود دارد).(3)

پس رقیّه صفت است ودر اینجا مصغّر رقه است وتصغیر نشانه تانیث است یعنی دختر کوچولو.

بنابراین رقیه در اینجا به معنی صفت به کار برده شده ونام این دختر زینب بوده است.

البته بعضی همین صفت را نام دختر می گذارند ،چنانچه در اولاد امیر المؤمنین علیه السلام نام رقیّه وجود دارد.

*رقیه دختر امام حسین(ع)بود

از اینجا شبهه‌ای مطرح شده که آیا برای امام حسین علیه السلام دختری به‌ نام رقیه ذکر نشده است و در خصوص وجود مقدسه حضرت «رقیه» علیها السلام در شام تشکیک نموده‌اند.

پاسخ این است؛ نام اصلی این دختر «زینب» است و رقیّه نام او نیست، بلکه رقیه به معنای دختر کوچک است (که لقب آن حضرت بوده) زیرا این دختر در هنگام وفات تقریباً چهارساله بوده لذا به ایشان «رقیه» که به معنای دختر کوچک است گفته شده نام اصلی‌اش زینب است و در اولاد امام حسین علیه السلام نام زینب ذکر شده است

برای تحقیق بیشتر به منتهی‌الامال و کشف‌الغمۀ و مناقب ابن‌شهر آشوب و تاریخ‌الأئمۀ ابن ابی‌الثلج بغدادی و موالیدالأئمۀ و وفیاتهم تالیف ابن ابی‌الخشاب و کتابهای دیگر که نام زینب بنت‌الحسین را ذکر کرده مراجعه شود.

1.مقتل الحسین مرحوم مقرم،خطبة فاطمه بنت الحسین

2. المنتخب للطریحی ج2

3.العین ج5 ،مادة رقّ


منبع : افلکیان0098    http://aflakian0098.blogfa.com/post/17

  • علی مزینانی
۱۷
آذر
۹۱

ازحدیره تا باغستان

ره آورد سفربه مزینان

بخش  دوازدهم

مزینان دراعصار مختلف ، خاستگاه دانشمندان واندیشمندان بزرگی بوده که درعلم وادب وشعر وشعور  سرآمدبزرگان آن دوران بوده اند وهمیشه این خطه ی عالم پرور مرکز کانون نگاه عالمان دین وبزرگان معرفت بوده است چنان که صاحب کتاب بیهق، بخشی از کتا ب خویش را به مزینان معطوف داشته واز حاکمان و عالمان و اوضاع دینی واقتصادی آن سخنها گفته است .او یعنی ابوالحسن علی بن زید بیهقی معروف بابن فندق، مزینانی هارا مردمانی هنرمند وبا مروت می داند و درمعرفی بیت حکام مزینان می گوید: " ابوعلی الحسن بن عباس مروزی بود که درمزینان متوطن شد وسلطان محمود سبکتکین ریاست مزینان بوی داد بنیابت خواجه رئیس صاحب دیوان خراسان ابوالفضل سوری المعتز ، واولاد اوحکام ربع بودند ، مردمانی هنرمند وبامروت"

درادامه فصل بیت حکام مزینان ، بیهقی از قاضیان وراویان حدیثش  یادمی کند که روزگاری در مزینان متوطن شده اند و به کار قضاوت مشغول بوده اند ازجمله الحاکم ابوالعلاء صاعدبن محمد الحنیفی که هم قاضی بوده وهم محدث وجد اومسعود بن شعیب بن محمدبن جعفر الحنیفی نیز که از علما و روات احادیث بوده ودرجایی دیگر ازادیبانش می گوید که سرآمد شاعران عصر بوده اند"الادیب ابوسعد اسعد بن محمد المزینانی ، اورا ادیب ابوسعد المزینانی گفتند، ادیبی فاضل ومخرج بود ، ازمنظوم او این ابیات است که امام محمد بن حمویه را گوید:

یا صاحب الدیران زمت جمالکم              بجانب الجزع من جرعاء وادیها

بلغ سلامی الی الذلفاء من حرض           و انشدیها قریضا  قاله فیها...

علامه علی اکبردهخدا که عمری را برای احیای زبان پارسی تلاش و مجاهدت نموده وتوانسته درمدت حیات مبارکش آثار ارزنده ای را برجای بگذارد در توضیح  واژه ی مزینان با اشاره به کتاب " الانساب سمعانی "  درلغتنامه اش آورده است :" مزینان شهری است در خراسان ، وسپس به  این شاعر مزینانی  اشاره می کند که سوزنی درتضمین اشعار او گفته : 

  چونین قصیده گفت مزینانی ادیب             اندرحق امیر اسماعیل گیلکی...

  هست این جواب شعرمزینانی آنکه گفت       یارب چه دلربای وفریبنده کودکی...          

 اگر بخواهم از آنانی که درباره مزینانم سخن گفته اند بگویم ونقل خاطرات آنها را بنمایم به یقین مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد و باید در گوشه ای بنشینم و ساعتها وقت را به نوشتن بگذرانم که این خود حدیثی است مفصل ودراین مجمل نمی گنجد وتنها بسنده می کنم به همین همولایتی خودمان ابن فندق که درنه قرن پیش یعنی نهصد سال قبل حق مطلب را ادا نموده وآنچه را بوده به ثبت رسانده وای کاش متولیان امور یک بار به این کتاب سری بزنند تا ببینند بیهق وبیهقیان واقعی کیانند ومزینان جایگاهش درکجا باید باشد !

یادش بخیر زمانی که  مرحوم علامه محمد تقی شریعتی مزینانی پس از ایامی به مزینان آمد وما از همین ارگ ریگی  به دنبالش دویدیم و درحمایت از او و نوه اش احسان؛ شریعتی زاده ای که انتظار داریم علی وار رسالت پدرش را بردوش بگیرد، می گفتیم : شریعتی شریعتی حمایتت می کنیم . وجوانان ما با اشتیاق  می خواستند حتی ماشین استاد را بر روی دست بلند کنند . وآن بزرگوار درمسجد جامع سخنرانی کرد و از اینکه پس از سالیان دراز گام در وطن نهاده اشک شوق می ریخت  واز مردم عذر خواهی کرد وگفت: نام شریعتی درقبل وبعد از انقلاب جز ضرر برای مزینان چیزی نداشته است !

گویی استاد در چهره ِی مردم کویر خستگی رنج ایام را می دید و در همان نگاه اول درد محرومیت را احساس می نمود وقتی به دیوارها وخیابانها وکوچه های خاکی نظاره کرد که هیچ فرقی ندارد با وقتی که او کوله بار سفرش را ، نه، تمامی زندگیش را، بر روی درشکه ای گذاشت و به سوی مشهد رهسپار شد ؛ همان غبار فقر برسر و روی مزینان و مزینانی می بارد . من آن زمان تنها به سیمای این پیر فرزانه نگاه می کردم که چه آرام ومحجوبانه سخن می گوید ودرتحیر بودم که او دلش برای یک مشت خاک تنگ شده است و شاید اگر مردم اینجا نبودند دلش می خواست بر دیوارهای گلی بوسه بزند نمی دانم ، شاید درخلوت چنین کرده باشد .او آمده بود تا بماند وشنیدم  زمانی که به دنبالش آمدند تا او را به مشهد برگردانند دلتنگ بود و می گریست ...

حالا دیگر دلتنگی استاد را می فهمم چون خود که پس از روزها زیستن درغربت ، هرگاه به مزینان می آیم وقتی می خواهم برگردم بغض گلویم را می فشارد وتا دقایقی نمی توانم حرف بزنم و این حالت را دیگر رفقا نیز برایم باز گو کرده اند .

به بیهقی برگردم که  در جایی دیگر وی از ربع مزینان می نویسد که در زمان نگاشتن اوراق زرین تاریخش یعنی قرن ششم هجری، مزینان یکی از بخشهای مهم بیهق و همین سبزوار فعلی خودمان که قرار بود در تقسیمات کشوری جدید، استانی شود از چهارگانه ی خراسان وبه دلیل نداشتن لابی ومسئولی حرف زن در دوایر دولتی و وزارتی، این حق مسلم را به جایی دادند که از سبزوار ما کوچکتر بود.بگذریم که اگر سخن دراین باره بیشتر بگویم شاید همین یک لقمه نان را هم برما حرام نمایند اصلا مارا چه به این حرفها وکلاه خودمان را محکم بچسبیم که باد نبرد ! یک بچه دهاتی می خواهد حقی را بستاند! تو سرزمین خود را باش که با تمامی قدمتش هنوز درپس وزارت کشور و نهاد ریاست جمهوری و استانداری خراسان رضوی نامه ی شهریتش مفقود است وکسی نمی داند آخر دستور صادر شده از سوی بالا ترین مرجع حکومتی چه شد! ونمایندگان سبزوار در نطق قبل وپیش از دستورشان یادشان رفته که روزی روزگاری مزینانی ها هم برایشان رأی به صندوق انداخته اند و وعده هایی به سوختگان کویر داده اند، بگذریم.

وابن فندق درباره ربع مزینان می نویسد:"دهم ربع مزینان  واین مزینان بود ، وایان ، وکموزد، وداورزن ،و صدخرو ، وبهمن آباد ، ومهر – که آنجا مزارع اقلام بحری باشد وماشدان ، وسویز ، وغیر آن

وباز در فصل غرایب وچیزها که از بیهق خیزد که درآن منفرد است  در باره ی هنر مردمان این دیار می نویسد:" اندر حدود مزینان جامه ی حریر بافند بغایت نیکو که در نواحی نیشابور نبافند"

درهمین فصل غرایب ، بیهقی از مزینان و بهمن آباد محلی برای برپایی نماز جمعه یاد می کند و می نویسد: " درین ناحیت در پانزده موضع نماز جمعه رفتی و خطبه : دیه جلین، قصبه سبزوار ، خسروجرد ، کسکن ، سدیر ، کراب ، باشتین ، نامن ، دیوره ، چشم (چشام) ، خسروجرد ، مزینان ، بهمناباد، فریومد ، ده بیشین ، اکنون در هشت موضع میرود.

 بعضی چنان که پیشتر گفتم ؛ مزینان را زادگاه مرزداران وغیور مردان می دانند و می گویند اینجا دیار مرزبانان است و به خاطر مقاومت درمقابل یاغیان وکشتن افرادی از آنان و آنگاه آویختن سر آنها درچهار دروازه ی ورودی مزینان نام آن را دیار مرزبانان گذاشتند و شاید بی ربط نگفته باشند چرا که باز صاحب کتاب تاریخ بیهق در فصل وقایعی که درقدیم اتفاق افتاده از واقعه ای می نویسد که درمزینان  رخ داده است و آن هم زمان حکومت سامانیان:" در ایام ملوک سامانیان عاملی بود قصبه را از قصبه ی مزینان ، اورا ابو سعیدک خواندندی ،واز ندمای امیر حمید بود ، وچون با ناحیت آمد متولی عمل بود ، ومردم از وی به رنج وبلا بودند ، ودرتمهید قواعد ظلم بهمه غایتی می رسید ، شبی در دیه خفته بود ، جوانان روستا شبیخون کردند واورا بدار آخرت فرستادند. واین سیم ابوسعید بود از عمال که دربیهق کشته آمد"

یادآوری تمامی این خوانده هایی که سالها پیش مرا به اشتیاق دانستن از تاریخ زادگاهم و مردمان غیورش روزها را در تورق ونگریستن به کتب بسیار وغور در سفرنامه ها وتواریخ بیهق وغیر بیهقی و سلاطینی که در مسیر رفتن به زیارت امام هشتم (ع) وروز نوشته های سیاحان وگردشگرانی که درمسیر راه ابریشم گذری به مزینان داشته اند وادارم می نماید که گام در راه گذارم و از میدان قتلگاه جدا شوم وبا عبور از پشت قلعه وشرحاش که اکنون مسیر رفت و آمد غنی آبادیها وکلاته مزینانی هاست و همچنین کویر نشینانی که معروف به اودوغی * هستند ورنج کویرنشینی آنها را مجبور ساخته تا رضا آباد را رها نمایند و به مزینان پناه بیاورند و خانه وکاشانه ای نو بنا سازند و آرام آرام جزئی از مزینان شده و می شوند .مزینانی ها که خود مردمانی خونگرم ونوع دوست هستند بی هیچ مزاحمتی و بلکه با آغوش باز این مردم مهاجر را پذیرفتند و در کنار خویش جای دادند ؛ با گذر از کنا ر آسیاب ملایی که سالهاست گندم وجو کشاورزان و دهقانان مزینانی را آرد می کند تا اونیز در تاریخ و نام مزینان شریک باشد چون در نگاشته های قبلی گفتم که یکی دیگر از وجه تسمیه ی نام مزینان ،مزه ی نان آن است .همچنان که سمنان به خاطر سمی شدن نانش آن را سم +نان گفته اند، مزینان را به دلیل خوشمزه بودن نانش مزه ی نان نامیده اند که ما خود درگویشمان مصوت آ را حذف می کنیم ومی گوییم میزینو. والبته بی ارتباط شاید نباشد چون  یاد ایامی که با دوستان وهمقطاران خویش به پشت گردنه می رفتیم و بغل بغل هیزم می زدیم و به خانه می آوردیم و مادرانمان دررنج گرمای طاقت فرسا در حالی که صورت ماهشان درآتش تنور گر* می گرفت با عشق برای قوت لایموت فرندانشان نانی می پختند که یک بغل بود و ما هنوز هم که به مزینان می رویم از آنان که رنج ایام کمر شان را خمیده و برپیشانیشان چین فراوان افکنده وگرد پیری بر صورتشان نشانده می خواهیم که برایمان نان کاک کنند .خنده دار است اگر بگویم هر مزینانی با ماشین مدل بالا که به تهران می آید چون صندوق آن را باز می کند کیسه ی نان کاک و دبه های قاتق از آن بیرون می آورد و جالب تر آنکه ترید کردن این نانها در اشکنه ای که با همین قاتق توسط کدبانوهایی که حالا به جای بله می گویند: آره و به فرزندانشان یاد می دهند که تهرانی حرف بزنند؛ از مرغ وفسنجان بیشتر برایشان لذت دارد و به خصوص اگر فلفل قرمز و زیره هم از مزینان آورده باشند و چاشنی غذایشان نمایند واضافه کنید گوجه ویا گردویی که باز سوغات سفری بوده که به مزینان داشته اند و باز  از همه لذت بخش تر وقتی است که چند بانوی مزینانی درمحله ای گردهم می آیند و با اجاری که از صحرا جمع کرده اند وآردی که ترجیح می دهند از مزینان بیاورند چرشویی* که این هم سوغات مادرانشان بوده وبا پینه های * بسیار به هم وصل کرده اند ، را پهن نمایند سپس خمیری آماده کنند که اگر توان داشته وماشینشان جا داشته با شد دوست دارند دبه ای آب هم از سراو میزینو * بیاورند وبا خورد کردن اجار* وسبست * وبلغست سفیده وخله خلونجه وریش بز* و بالشتک کردن خمیر  و ریختن در دیگی که بر روی اجاق گذاشته اند که گاه همین غذا که معروف است به آش علفی چندین ساعت طول می کشد ولی تمامی خاطرات دوران کودکی ونوجوانی زنان در زمان درست شدن این آش بیان می شود و بسیاری از دختران درخانه مانده ودم بخت در همان ساعت عروس می شوند و پته ی بسیاری از شوهران روی آب ریخته می شود وخلاصه فرقی نمی کند که چند سال است درتهران زندگی می کنند باید با همان رسم ورسوم گذشته ی خویش نه با قاشق که با دست، سرلگنی بخورند آن هم با همان فلفل قرمز و تند مزینانی که گاه صدای لیزجشان تا چندین خانه شنیده می شود ولی لذتش به همین زبان سوختن وآب راه افتادن از بینی وچشم است هر چه بیشتر دهانشان بسوزد بیشتر لذت می برند. بعداز آنکه حسابی خوردند وسوختند وسیر شدند می گویند: هی ننه بترکیوم هنز دلم مخه بو خروم*



       

راهم را به سمت خیابان اصلی ادامه می دهم و از این کوچه که من در نوجوانی از آن به عنوان کوچه ی سرچشمه یاد می کردم ودر نامه هایم به همین نشانی می نوشتم به سمت خیابان اصلی و درامتداد دیوار ارگ ریگی  که روزگاری برگرداگرد مزینان کشیده شده بود ویکی از درواز ه های اصلی مزینان محسوب می شود ، حرکت می کنم. در قدیم مزینان درحصار این دیوار بزرگ که نقل است درهنگام ساختنش بر روی آن اسب وگاری راه می برده اند محصور بوده و چندین  دروازه ه ی ورودی داشته است سه ، چهار یا شش نمی دانم ولی سالها پیش یکی از پیر زنهای مهربان که ما او را زن عمی * می گفتیم این شعر را برایم می خواند :

مزینون خراب آوازه دارد   دوازده برج وشش دروازه دارد

 معنای خراب را  نمی دانم شاید به خاطر دل شیدایی بوده که آن را خراب آباد می نامد واز دلتنگی ودوری وطن باشد یا آنکه برای جور کردن وزن شعر، سازنده اش این کلمه را  به کار برده است.هرچه هست حکایت غریبی را در پس معنایی آن دارد که شاعر این ایهام را استفاده نموده است.

 در سمت چپ کوچه پست وتلگراف مزینان  ودر سوی دیگر مدرسه و دبستان شیخ قربانعلی شریعتی قرار دارد جایی که دوران ابتدایی را در آنجا گذراندم .  

                                                         وادامه دارد...

* گر : آتش ، قرمز شدن

* اودوغی : آب دوغ

* چرشو : چادر شب

* پینه :  وصله

* میزینو: مزینان

*  اجار : به فتح الف نوعی علف شبیه به تره

* سبست : یونجه ، شبدر

* بلغست وخله خلونجه وریش بز: نوعی علفهای خودرو که درمزینان می روید وبرای آش استفاده می کنند

* زن عمی : زن عمو

  • علی مزینانی
۱۴
مهر
۹۱

             

بارها گفته ایم شاهدان کویرمزینان پایگاه تمامی شهروندان مزینانی درهر گوشه ای از جهان است. هرجا یک مزینانی افتخاری بیافریند این وبلاگ آن را منتشر ومعرفی می نماید .ودراین راه ازشهروندان ویاران مزینانی می خواهیم که با ارسال نظرات وپیشنهادات وانتقادات سازنده ومعرفی نخبگان مزینانی ما را در این راه یاری رسان باشند

پیش ازاین در چندماهه گذشته نویسنده ومحقق ارجمند حوزه  محمد صادق مزینانی معرفی شد وازاین پس بنا برمقتضیات زمان به معرفی آثار ارزنده وی که  بیش ازصدمقاله وکتاب است خواهیم پرداخت .اکنون با توجه به اهانت گستاخانه ایادی صهیونیستی اسرائیلی آمریکایی به ساحت مقدس ونورانی پیامبر گرامی اسلام (ص) کتاب ماهیت حکومت نبوی نوشته محقق ارجمند محمدصادق مزینانی  به دوستداران پیامبر مهر ورحمت معرفی  می شود.


نگاهی به کتاب «ماهیت حکومت نبوی»                    نویسنده: محمد صادق مزینانی

منشور حکومت دینی توسط پیامبر (ص)


کتاب «ماهیت حکومت نبوی» نوشته محمدصادق مزینانی از سوی موسسه بوستان کتاب منتشر شد. پژوهش حاضر، علاوه بر آن که منشور حکومت دینی را توسط پیامبر اکرم(ص) تبیین می‌کند، پاسخی به پرسش‌ها و شبهه‌هایی است که توسط مخالفان حکومت دینی طرح می‌شود.\
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، پیامبر اسلام(ص) آن‌گاه که زعامت و رهبری امت اسلامی را برعهده داشت، وحدتی استوار به مرکزیت مدینةالنبی به وجود آورد. همه متفکران مسلمان، در گذشته و بیشتر آنان در روزگار معاصر بر این باور بوده و هستند که پیامبر خدا(ص) در آن عصر اقدام به تاسیس حکومت اسلامی گرفت. ولایت و حکومت آن حضرت، مستند به وحی و از سوی خداوند بود.

دلیل‌های قرآنی، روایی و تاریخی این نظریه چنان فراوان است که حتی پژوهش‌گران خارجی غیر مسلمان و به ویژه شرق‌شناسانی که آشنایی آنها با منابع و متون اسلامی اندک است، به این دیدگاه و نظریه تصریح کرده‌اند. برای نمونه «سر توماس ارنولد» گفته است: «اسلام، دین و دولت و عقیده و نظام است و رسول، پیشوای دین و دولت بود و بر سلطه و قدرت سیاسی و قانون‌گذاری و قضایی حاکمیت داشت». به عقیده استاد «ستروثمان» نیز، اسلام پدیده‌ای دینی و سیاسی است، زیرا موسس آن، هم نبی بود و هم سیاست‌مداری حکیم که به روش حکومت‌داری آشنایی کامل داشت. استاد «شافت» و «سر هاملتون غیب» و نیز «لویس غاردیه» تصریح کرده‌اند: «اسلام، تنها دین فردی نیست، بلکه دینی است که دارای تعالیم سیاسی و اجتماعی است. دین دنیا و آخرت است.»

این نظریه هرچند در طول تاریخ مورد پذیرش عالمان و متفکران مذاهب اسلامی بوده است، ولی در قرون اخیر، شماری از روشن‌فکران مسلمان با تاثیرپذیری از شعار «جدایی دین از سیاست» در غرب، از زعامت پیامبر اسلام(ص) تحلیل‌ها و دیدگاه‌های دیگری ارائه کرده‌اند که نتیجه آن، تفکیک رسالت از حکومت است و نیز شماری از نویسندگان، تاسیس دولت از سوی پیامبر اسلام(ص) را انکار کرده‌اند.

«علی عبدالرازق» از نخستین کسانی است که این دیدگاه را طرح کرده است. او ولایت پیامبر(ص) بر مردم، در روزگار خود را معنوی دانسته است. علی عبدالرازق هرچند مدت‌ها بعد، از این اندیشه عدول کرد و آن را به شیطان نسبت داد، لیکن دیدگاه او همواره مورد بحث و گفت‌وگوی جدی بوده است. برخی به رد و گروهی به تایید آن پرداخته‌اند.

«احمد خلف‌الله» تا آخر عمر بر باور نخستین استاد خود، عبدالرازق، پای فشرد و گفت: «اسلام، عقیده و شریعت است» و این سخن که «اسلام، دین و دولت است» مقوله‌ای است که به تازگی پدید آمده و در گذشته چنین چیزی نبوده است و در تفسیر دولت پس از پیامبر نوشت: «روشن است که این پدیده مدنی است، نه دینی.» او در جای دیگر، اسلام را عنصری فرهنگی و رسالت پیامبر(ص) را رسالتی تربیتی و فرهنگی دانسته است که در آن «وظیفه پیامبر، وظیفه‌ای فرهنگی و تربیتی است». «جابری»، نیز با تعبیر «امت اسلامی یا امت محمدی»، به جای حکومت اسلامی به انکار حکومت پیامبر(ص) پرداخت.

دیدگاه‌های دیگری وجود دارد که به وجود دولت اسلامی و تاسیس آن از سوی پیامبر(ص) اعتراف دارد. این جریان، گاه از حکومت خداوند و نه پیامبر و گاه از حکومت پیامبر(ص) بدون منشا دینی سخن گفته است. این افراد، گاه از تصادف و اتفاق در تاسیس حکومت پیامبر(ص) و گاه از وضعیت خاص زمانی و مکانی سخن گفته‌اند. از باب نمونه «عادل ظاهر» پس از آن که به وجود دولت در روزگار پیامبر(ص) اعتراف می‌کند، این اقدام را ناشی از جوهر و ماهیت اسلام نمی‌داند، بلکه شرایط و رشد و شکوفایی اسلام را عامل آن دانسته است. این دسته تلاششان این است که در مبانی اسلام که بر تاسیس دولت دلالت دارد، تشکیک کرده یا آن را رد کنند. عادل ظاهر در خلاصه نظریه‌اش چنین می‌نویسد: «اسلام برای اغراضی معین، دولت خود را بر پا کرد؛ اغراضی که به شکل برپایی دین و تحکیم پایه‌های آن مربوط می‌شود و از آن جا که این اغراض مدت‌هاست که منتفی شده است، پس نیاز به برپایی دولت اسلامی نیز از میان رفته است».

شماری دیگر از روشن‌فکران عرب و ایرانی، همین دیدگاه را اظهار داشته‌اند که اثر حاضر به‌ آنها نیز پرداخته است.

تبیین درست و روشن ماهیت حکومت نبوی، در گرو طرح و نقد و بررسی این تحلیل‌ها و دیدگاه‌هاست. برخی از تحلیل‌ها، رهبری پیامبر خدا(ص) را از نوع ولایت سیاسی ندانسته و او را تنها رهبر مذهبی و فرهنگی می‌داند که وظیفه‌ای جز پیام رسانی ندارد. برخی دیگر، در عین اعتراف به این که پیامبر(ص) دارای حکومت و ولایت سیاسی بوده، آن را حکومت خدا و نه پیامبر و یا واقعه‌ای تاریخی و عارضی که شرایط خاص، آن را ایجاب کرده، دانسته و آن را ناشی از دعوت دین به تشکیل حکومت ندانسته است، که اثر حاضر، به نقد و بررسی این جریان‌ها هم پرداخته است.

پژوهش حاضر در چهار بخش نگارش شده است. بخش نخست با عنوان «ماهیت حکومت نبوی» به پاره‌ای از پرسش‌ها و شبهه‌ها که در سال‌های اخیر، جو سیاسی ـ فکری جامعه را تحت تاثیر قرار داده و مشروعیت جمهوری اسلامی و زیربنای آن را هدف گرفته، پاسخ داده است؛ از جمله این بخش به دو پرسش اصلی زیر و چند پرسش فرعی دیگر، پاسخ گفته است:
پیامبر اسلام(ص) به هنگام ورود به مدینه، رهبری امت اسلامی را به عهده گرفت و وحدتی استوار به مرکزیت مدینةالنبی به وجود آورد. حال پرسش این است که این زعامت چگونه زعامتی بود. آیا از نوع ولایت سیاسی و حکومت بر امت بود یا از نوع ریاست معنوی رهبران مذهبی بر پیروانشان؟
اگر از نوع ولایت سیاسی و حکومت بود، آیا از وحی و تعالیم دینی سرچشمه می‌گرفت یا ریشه مدنی و عرفی داشت و مردم با انتخاب خود، حکومت بر خویش را به پیامبر(ص) واگذار کرده بودند؟

بخش دوم با عنوان «نصیحت و خیرخواهی، از حقوق متقابل دولت و مردم» گامی در راه ترویج این اصل مهم و اساسی برداشته است. در این بخش، ضمن کالبدشکافی مفهوم «نصیحت» و تبیین قلمرو و کاربرد آن، به اهمیت و جایگاه آن و سپس به موارد متعدد نصیحت و خیرخواهی متقابل پیامبر اسلام(ص) و مردم اشاره شده است، ویژگی‌های ناصحان، حق و تکلیف، حدود و مرزهای نصیحت، حقوق ناصحان، عوامل غفلت از نصیحت و خیرخواهی و چندین مساله دیگر، از مباحث این بخش است.

بخش سوم با عنوان «معیارهای گزینش کارگزاران در حکومت نبوی» دارای دو فصل است: فصل اول به تمایز این معیارها در حکومت نبوی با دیگر حکومت‌ها و هم‌چنین به معیارهای عقلانی که شریعت نیز آنها را تایید کرده و به برخی از معیارهای دینی پرداخته است. فصل دوم، پس از اشاره به دیدگاه‌های گوناگون درباره اخلاق و سیاست، به بخشی دیگر از معیارهای مکتبی هم‌چون شایستگی‌های اخلاقی کارگزاران و پیراستگی آنان از رذائل اخلاقی اشاره دارد.

بخش چهارم با عنوان «روش‌های تربیت سیاسی کارگزاران» به شیوه‌های گوناگونی که پیامبر(ص) و علی(ع) برای تربیت کارگزاران به کار می‌گرفتند، اشاره کرده است و در حقیقت، یکی دیگر از تفاوت‌های حکومت دینی و سکولار را نیز نشان داده است. این بخش با استناد به سیره پیامبر(ص) و علی(ع) نشان داده است که آن بزرگواران تنها به واگذاری مسوولیت بسنده نکرده، بلکه برای شایسته ماندن آنان، ساز و کارهایی را نیز به کار می‌گرفتند؛ ساز و کارهایی که قوه عقلانی آنان را رشد می‌داد و سبب نظارت بیشتر آنان بر خویش می‌شد. فراخوانی به بهره‌گیری از تاریخ و تجربه‌های دیگران و نشان دادن لغزشگاه‌ها و الگوهای درخور پیروی، نظارت و ارزیابی با انوع آن، بخشی از آن ساز و کارهاست.

در انتهای این اثر، نمایه‌ای از آیات، روایات، اعلام و اصطلاحات و موضوعات نیز درج شده است.

چاپ نخست کتاب «ماهیت حکومت نبوی» در شمارگان 1000 نسخه، 356 صفحه و بهای 55000 ریال راهی بازار نشر شد.

منبع: خبرگزاری کتاب ایران

خبرنگار : حسین قدیمی


  • علی مزینانی
۱۲
اسفند
۹۰
نویسنده وشاعر:محمدکاظم مزینانی

 

محمدکاظم مزینانی    نام پدر : عظیم  محل تولد : دامغان

محل سکونت: تهران   تاریخ تولد:هزار و سیصد و چهل و دو

تحصیلات:زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه شهید بهشتی(ملی)

سابقه فعالیت:از سال 1363   سابقه کار ژورنالیستی: 1363 تا 1371موسسه ی کیهان

1372 تا 1374 روزنامه ی همشهری

از 1374 تا زمان حال:همکاری پراکنده با مجلات"دوست"،"رشد" و "سروش"

 

مجموعه آثار

شعر کودک و خردسال:

 

1- تنها انار خندید ـ کانون پرورشی-1374

2- خدای جیرجیرک ها ـ پیدایش ـ 1377

3 - دویدم و دویدم(سه جلد) ـ تربیت- 1380

4- نیلوفر چه می خواست؟ ـ تربیت ـ 1381

5- حسنک(سه جلد) ـ پیدایش ـ 1382

6- چرخ خیاطی با مامانم حرف می زنه ـ افق ـ 1385

7- نی نی عینکی(سه جلد) ـ افق ـ 1386

8- منظومه  سه جلدی :"کتاب و آب ممنوع!"،بوی هلو و باروت"،"ساعت هفت و ربع"- بنیاد شهید- 1386

9- ده شب از هزار و یکشب(ده جلد) ـ قدیانی ـ1386

10- نی نی دُخملی(شش جلد) ـ پنجره ـ 1386

11- چهارده معصوم(چهارده جلد) ـ قدیانی ـ 1387

12- نی نی عسلی(شش جلد) ـ پنجره ـ 1387

13- ترانه های ابری و ببری(شش جلد) ـ پنجره ـ 1387

14- ترانه های جوجه اردکی( شش جلد) ـ پنجره ـ 1387

15- کلیله و دمنه،منادی تربیت-1388

 

شعرنوجوان :

                                               

1ـ آب یعنی ماهی ـ نهاد ادبیات ـ 1366

2 ـ نان و شبنم ـ قدیانی-1374

3 ـ شعر های ناتمام ـ حوزه ی هنری -1375

4 ـ ساده مثل آسمان ـ رویش-1375

5 ـ کلاغ های کاغذی ـ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان- 1378

6 ـ ای زمین ای سنگدل-1380

7 ـ صندلی ها خسته اند(برگزیده ی شعرها ) ـ تربیت ـ 1386

 

 

داستان کودک:

 

1- ماه در گهواره ـ رشد- 1379

2- پسری که تنها بود ـ تربیت-1380

3- هشت روز با امام هشتم ـ تربیت-1381

4-عروسی ماه و خورشید ـ زیتون-1382

5-دوازده آینه ـ زیتون-1383

داستان نوجوان:

1- سوار سوم ـ پیدایش- 1376

2- رازهای زندگی یک کلاغ ـ حوزه ی هنری- 1378

3-داستان ناتمام ـ پیدایش- 1380

4- پاییز در قطار ـ حوزه ی هنری ـ 1385

 

سفرنامه:

 

۱ـ پنج روز در نیمروز ـ کانون پرورش-1368

۲-دریای گمشده ـ کانون پرورش-1370

 

طنز:

1ـ سنگ پا+گل ـ پیدایش- 1379

 

بزرگسال:

1ـ شاهِ بی شین(رمان)1388

 

تحقیق ، زندگی­نامه ، بازنویسی:

 

1- سید جمال الدین اسد آبادی ـ رشد-1378

2- فیه ما فیه(مولانا) ـ پیدایش-1379

3- شاعر راز و  شیراز(حافظ) ـ پیدایش-1380

4- داریوش هخامنشی ـ رشد- 1380

5-لیلی و مجنون ـ پیدایش-1381

6- منطق الطیر ـ پیدایش-1382

7ـ سفرنامه ی کفش های پاره ـ بنیاد شهید-1385

 

آموزشی:

 

آموزش کامپیوتر- تاتی- 1384

آموزش اینترنت- تاتی-1385

ترانه های پُستی (شرکت پست جمهوری اسلامی) ترانه و انیمیشن-تاتی- 1388

 

آثار زیر چاپ:

 

پری ها بلد نیستند لالایی بخوانند ـ شباویز

دختری که با خورشید ازدواج کرد ـ شباویز

داستان باستان(چهار جلد) ـ به­ نشر

به میوه ها سلام کن! ـ شباویز

عروسی دخترِ خاله ­ماهی ـ حوزه ی هنری

 

 

جوایز:

(دفتر بین المللی کتاب کودک و نوجوان) 2000 - Ibbyافتخار دیپلم 

کتاب"سوار سوم"، 1378

جایزه ی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران، پاییز در قطار، 1385

برگزیده ی بیست سال ادبیات کودک و نوجوان،انجمن نویسندگان کودک و نوجوان،1379

دیپلم افتخار نخستین جشنواره ی کانون پرورش فکری ، آب یعنی ماهی"، 1368  

 برگزیده ی مجله ی سروش نوجوان، آب یعنی ماهی، 1368

برگزیده ی کانون پرورش فکری و مجله سروش نوجوان، پنج روز در نیمروز، 1370

برگزیده ی شورای کتاب کودک، دریای گمشده، 1377

برگزیده ی کتاب سال مجله ی سلام بچه ها، شعرهای ناتمام،1376

برگزیده ی جشنواره ی کتاب های دینی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ای زمین، ای سنگدل،1382

برگزیده ی جشنواره ی کتاب رشد،" زندگی نامه ی شهریار و داریوش هخامنشی"،1384

تقدیر شده در جشنواره ی رشد، فیه مافیه ، 1386

برگزیده ی جشنواره ی ادبیات دینی، سوار سوم،1385      

برگزیده ی جشنواره ی مطبوعات، شعر اتفاق سرخ ،1378

 برگزیده ی جشنواره ی شهید غنی پور، پاییز در قطار،1385

تقدیر شده در اولین جشنواره ی داستان انقلاب، شاهِ بی شین(در باره محمدرضا و فرح پهلوی)1386

کتاب سال دفاع مقدس، منظومه ی سه گانه ی: 1- ساعت هفت و ربع2- کتاب و آب ممنوع3- بوی هلو و باروت،1387

دیپلم افتخارکتاب فصل،تابستان 1388، کلیله و دمنه
 
 
 
استادیاردانشگاه ومتخصص پزشکی: دکترربابه مزینانی

 دکتر مزینانی

سال تولد:        1337        محل تولد:        مزینان - سبزوار

وضعیت تأهل:      متأهل

آدرس پستی:    دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی – مرکز آموزشی در مانی روانپزشکی رازی

تلفن و فاکس محل کار:                 33401231 –  33401604

پست الکترونیکی:                        robabeh_mazinani@yahoo.com

ملیت:       ایرانی         زبان:         فارسی

 

سوابق تحصیلی (از تاریخ فعلی به عقب)

1-      بورد تخصصی روانپزشکی 1367 – دانشگاه علوم پزشکی تهران

2-      پزشکی عمومی 1363 – دانشگاه علوم پزشکی تهران

 

سوابق آموزشی (از تاریخ فعلی به عقب)

-        استادیار دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی از سال 1373 تا کنون

-        مدرس دانشگاه آزاد اسلامی – واحد پزشکی تا سال 1372

 

سوابق بالینی (از تاریخ فعلی به عقب)

مشغول به کار در مرکز روانپزشکی رازی از سال 1368 تا کنون

 

سوابق اجرایی (از تاریخ فعلی به عقب)

1-      مدیر گروه روانپزشکی از سال 1380 تا 1385 (آبانماه)

2-      معاون و جانشین مدیر گروه از سال 80 – 1379

3-      معاونت آموزشی بیمارستان رازی از سال 1383 تا  کنون

4-      عضو شورای سیاستگذاری و دفتر تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی از سال 1380 تا کنون

5-      عضو شورای پژوهشی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی از سال 1381 تا کنون

6-      عضو کمیته پژوهشی گروه روانپزشکی

7-      عضو شورای کتاب دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

 

تألیفات

الف) کتابها

کتاب آنا فروید، پیشگام در روانکاوی کودک – نشر دانژه 1384

ب) مقالات چاپ شده

1-  بررسی عوامل موثر بر طول مدت بستری بیماران روانی در مرکز روانپزشکی رازی-پاییز 81 مجله توانبخشی

2-  کاربرد نقاشی برای کاهش اضطرابل بیماران اسکیزوفرنیک-پاییز 81 مجله توانبخشی

3- کلیات داروشناسی در سالمندان – فصلنامه سالمند 1375

4- مقایسه اختلالات زبان در بیماران اسکیزوفرنیک پارانوئید و غیر پارانوئید – پاییز 83 مجله توانبخشی

5- بررسی وضعیت شناختی در بیماران بستری مبتلا به اسکیزوفرنیا و اختلال دوقطبی – پاییز 84 مجله اندیشه و رفتار(44)

6- سنجش میزان لیتیوم در پایش درمان اختلال دوقطبی بهار 85 توان بخشی

2007-german journal of psychiatry – Foli a cing.

2007 – neurosciences. Vol.12,1- Sensation seeking behavior among Schizophrenia.

2007 – Brain research – Gender dimorphism in the DAT1 – 67 T. allel. homozygoity …

2007- international journal pyridoxine (vit B6) terapy of genericology.vol 96,1- for premenstrual syndrome.

 

پژوهشهای انجام شده

1-      بررسی وضعیت شناختی در بیماران اسکیزو.فرنیک و اختلال دو قطبی سال 83-1382

2-      تاثیر ریسپریدون بر علایم مثبت و منفی و شناختی اسکیزوفرنیا- همکار اصلی طرح 1384

3-      تحلیل رابطه پلی مورفیسم ژن DAT1 آلل 67 – در بیماران دوقطبی 1385

4-      مجری طرح ارزشیابی درونی گروه روانپزشکی سال 85 – 1384

 

مقالات ارائه شده در سخنرانیها و همایشهای علمی

1-        ADHD در بزرگسالان – اختلال روانی مزمن اردیبهشت 1377- کنگره، دانشگاه علوم بهزیستی.

2-        بررسی اختلالات زبان در بیماران اسکیزوفرنیک – کنگره اسکیزوفرنیا دیماه 1381-دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

3-        مصرف داروهای سایکوتروپ در دوران بارداری و شیردهی آذر ماه 1382 – همایش سالیانه انجمن علمی روانپزشکان در بیمارستان میلاد.

4-         تاثیر هنر و بهداشت روان در پیشگیری از اعتیاد اردیبهشت 1382 – باشگاه اندیشه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

5-        مقایسه وضعیت شناختی بیماران سالمند مبتلا به اسکیزوفرنیا و اختلال خلقی در مهر ماه– کنگره سالمندی در دانشگاه علوم بهزیستی.

6-        تریکوتیلومانیا (تدبیر و درمان)، اردیبهشت 1383 همایش تازه های روان نژندی و اختلالات وابسته به استرس – دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی.

7-        بررسی عوامل روان پویایی فردی و خانوادگی در گرایش به سوء مصرف مواد اوپیوئیدی – همایش سالیانه انجمن روانپزشکی بیمارستان میلاد در آذرماه 1383.

8-        ژنتیک در طیف دوقطبی – همایش سالیانه انجمن علمی روانپزشکان – بیمارستان میلاد در آذر ماه 1384.

9-        روانشناسی من – همایش سالیانه انجمن علمی روانپزشکان – بیمارستان امام خمینی در آذر ماه 1381.

10-    تاثیر مقایسه ای Aricept در درمان آلزایمر- کنفرانس آلزایمر با تأکید بر توانبخشی – دانشگاه علوم بهزیستی در اسفند ماه 1384.

11-    تحلیل رابطه ژن DAT (پلی مورفیسم 67T) در اختلال دوقطبی – همایش سالیانه انجمن در بیمارستان میلاد در آذرماه 1385.

12-    روانپزشکی مبتنی بر جامعه – کنگره سیر تحولات و فن آوری در توانبخشی – سازمان بهزیستی و دانشگاه علوم بهزیستی در آذر ماه 1385.

13-    تاثیر ریسپریدون بر نشانه های مثبت، منفی و شناختی اسکیزوفرنیا- همایش سالیانه انجمن علمی روانپزشکان در آذر ماه 1385.

 

عضویت در انجمن ها و مجامع

1-      عضو انجمن علمی روانپزشکان

2-      عضو انجمن حمایت از بیماران اسکیزوفرنیک (احباء)

3-      عضو کمیته تدوین قانون بهداشت روان

4-      عضو کممیسیونهای پزشکی قانونی – کارشناس تخصصی رشته روان پزشکی در دادسرا و هیأت های انتظامی سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران.

منبع:سایت دانشگاه علوم بهزیستی وتوانبخشی

 
  • علی مزینانی